اخلاق، معجزه دوم نبوی است؛ این نظریه جدیدی است که یکی از اسلام پژوهان معاصر ارایه کرده است. این نظریه، اخلاق رسول خدا(ص) را برحسب مفهوم سازی رایج از معجزه در منابع کلامی، معجزه می داند که در میان معجزه های پیامبر(ص) منزلتی فروتر از قرآن و فراتر از سایر معجزات آن حضرت دارد. این معجزه مانند قرآن، خاص پیامبر اسلام(ص) است و برخلاف قرآن، فعل باری تعالی نیست، بلکه فعل یداللهی نبی است. این نظریه به دلیل اهمیت و تاثیر ژرفی که بر فهم ما از نبوت و دین دارد، محتاج تحلیل مبانی و نقد لوازم و شناخت آثار و نتایج آن است. مقاله حاضر، نخستین مطالعه ای است که دیدگاه یاد شده را به عنوان نظریه ای قابل دفاع، مورد تحلیل و نقد قرار می دهد.
انسان در مسیر زندگى خویش از بدو خلقت تاکنون، خود را با پدیده هاى شگفت آورى روبه رو مى دیده است. شگفتى و جذابیت چنین پدیده هایى براى انسان بیشتر از آن رو بوده است که صبغه اى خارج از شکل معمول موجودات داشته اند، و به تعبیرى، خارج عادت محسوب مى شدند. در اینکه امور خارق العاده، هدف مند و غایت محور بوده و با اثباب امر غیرمعتاد و یا نفى امر معتاد، هدف خاصى را دنبال مى کنند، تردیدى نیست، اما امورى از قبیل نوع غایت، و بهره مندى از مقبولیت الهى، آنها را از هم متمایز مى کند. همین تنوع موجود در خوارق عادتى که با پیشینه اى طولانى به وقوع پیوسته است، موضوع مطالعه اندیشمندان بخصوص متکلمان گردیده و نظر آنان را نسبت به حقیقت و کیفیت تحقق آنها، به خود جلب کرده است. معجزه به عنوان مهم ترین و اصیل ترین امر خارق العاده است که روایات تاریخى متقن وقوع آن را به اثبات رسانده است. از آن رو که در گذر زمان شاهد خوارق عادت دیگرى از قبیل کرامت، سحر، جادو و امورى از قبیل تله پاتى، هیپنوتیزم بوده ایم، در این نوشتار به تألیف امور یادشده پرداخته و تفاوت آنها با معجزه را از نظر مى گذرانیم.
ایدئولوژی های جدید یا تجددی مطابق درکی که اکنون تقریبا بین اهل نظر اجماعی است جایگزین ادیان سنتی بوده و دیانت های دنیا گرا می باشند. با این حال این دیانت های دنیایی در قیاس با دیانت های که تلاش داشته و دارند تا جایگزین آن ها شوند از جهات متعددی دچار مشکل و نقصان و دشواری اند. از مهم ترین این نقص ها و دشواری ها عدم توانایی این ایدئولوژی ها در ایجاد جنبش های اجتماعی، بسیج سیاسی مردم، نفوذ گسترده، جاگیر و پایدار در میان آن ها، جلب همکاری شان و به ویژه ترغیب انسان ها به فداکاری، ایثار و جانفشانی است. اما از این حیث در میان تمامی ایدئولوژی های تجددی یک استثنا هم وجود دارد. با این که در قیاس با ادیان، ملی گرایی همچنان در رتبه پایین تر قرار دارد و بخش مهمی از توانایی و قوت خود در ایجاد حبس های اجتماعی و نفوذ میان مردم، بسیج آن ها، ترغیب شان به فداکاری، گذشت و جانفشانی را وام دارآن هاست، اما به هر حال تفاوت این ایدئولوژی در جهات مورد بحث با سایر ایدئولوژی های دنیا گرایانه کاملا برجسته تا حد استثنا می باشد. بر پایه همین ویژگی هاست که از قوت ملی گرایی در ایجاد جنبش های اجتماعی و تاثیر تاریخی در قیاس با سایر ایدئولوژی های تجددی سخن گفته می شود. این مقاله با بررسی ویژگی های ایدئولوژی های ملی گرا استدلال می کند یک چنین تصوری در باب ایدئولوژی ملی گرایی علی رغم این حقیقت، به خطا و اشتباه شکل گرفته است. از این رو به جای آن که برله ((قوت ملی گرایی)) استدلال کند بر علیه آن و برله آن چه ((ضعف ملی گرایی)) خوانده شده به اقامه برهان می پردازد.