غلابی در شمار نویسندگان شیعی مذهب قرن سوم است که روایات تاریخی بسیاری از طریق او در منابع شیعی و سنی نقل شده است. این نوشتار ضمن بررسی جایگاه روایات وی در منابع فریقین، در صدد است سبب نفوذ روایات او در منابع اهل سنت را –که در زمینه استفاده از روایات نویسندگان شیعی بسیار محتاطانه رفتار می کنند- بیابد. کثرت شاگردان این دانشمند که به لحاظ مذهبی دارای گرایشهای متفاوت و به لحاظ خاستگاه جغرافیایی از مناطق مختلفی همچون شام و عراق بوده اند و همچنین محتوای برخی روایات نقل شده از وی که همگرایی میان شیعیان و اهل سنت را تقویت می کند در رواج اقوال غلابی تأثیر بسزا داشته است. بررسی دلایل راه یابی روایات وی به منابع اهل سنت و میزان روایات راه یافته بدان منابع در این مقاله مورد کند و کاو قرار گرفته است.
یکی از مباحث بسیار مهم در تاریخ حدیث اهل سنت و جماعت، بحث گرایش صحابه و تابعان به نگارش یا عدم نگارش احادیث در قرن اول هجری است. دیدگاه بیشتر آنان نسبت به نگارش حدیث از میان گزارش های موجود در کتاب های رجالی و تاریخی در دسترس است. براساس این گزارش ها، برخی از ایشان اقدام به نوشتن حدیث کردند و برخی دیگر، گرایشی به مکتوب ساختن روایت ها نداشتند. در این میان، آن چه جلب توجه می کند وجود برخی گزارش های متعارض درباره گرایش تعداد بسیار اندکی از ایشان، نسبت به این موضوع است. یکی از این افراد، تابعی مشهور در میان اهل سنت، عروه بن زبیر است که از فقهای سبعه مدینه به شمار می آید. این مقاله، پس از بررسی شخصیت عروه بن زبیر، به منظور دست یابی به تحلیلی جامع از گزارش های متعارض درباره دیدگاه وی نسبت به نوشتن حدیث، از اندیشه پویا نگری بهره می برد. نتیجه مقاله نشان می دهد که هر یک از این گزارش ها، نشان دهنده مرحله ای از زندگانی وی هستند و باید در امتداد یکدیگر ارزیابی شوند