درخت حوزه‌های تخصصی

باستان شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۰۱ تا ۲٬۳۲۰ مورد از کل ۲٬۳۲۶ مورد.
۲۳۰۱.

امکان سنجی استفاده از شیره انجیر سفید (Ficuse caric) و عسل کنار به صورت هم افزا به عنوان بازدارنده خوردگی در آلیاژهای باستانی با درصد Cu-10Sn(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۸
یکی از مهم ترین آسیب های وارده به برنزهای تاریخی، بیماری برنز است. بی توجهی به آثار مفرغی که دچار بیماری برنز شده اند، باعث تخریب و نابودی شی برنزی می شود. از این رو در بحث حفاظت از آثار برنزی، راهکارهای بسیاری ارائه شده است. با اینحال این روش ها به مرور دچار آسیب بیشتر به این اشیا شده و یا به دلیل هزینه بسیار بالا، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. یکی از مهم ترین روش هایی که برای درمان بیماری برنز ارائه شده است، استفاده از بازدارنده های خوردگی است. اما با توجه به سمیت و سرطان زا بودن این مواد، می توان با جایگزین کردن مواد طبیعی، تا حدودی بر این مشکل فایق آمد. هدف از این مقاله، امکان سنجی استفاده از بازدارنده های دوستدار محیط زیست شامل شیره انجیر سفید (Fisuse Caric) و عسل طبیعی به صورت هم افزا بر روی آلیاژی با ترکیب Cu-10Sn در حضور محیط خورنده سدیم کلرید 5/0 مولار است. با توجه به بررسی های انجام شده با دستگاه پتانسیومتری، نرخ خوردگی در زمان استفاده از این بازدارنده ها به صورت هم افزا در غلظت ppm1800، برابر با 6/14 است که قدرت بازدارندگی 50 درصد را نشان می دهد و دارای بازدارندگی از نوع پلاریزاسیون آندی است. در روش کاهش وزن نیز قدرت بازدارندگی در هفته چهارم در حضور محیط خورنده، 50 درصد گزارش شده است. در بررسی های SEM-EDX، مقدار محصولات خوردگی کلریدی کاهش یافته است، اما مهمترین عاملی که در تصاویر میکرسکوپ الکترونی روبشی مشاهده شده است، خوردگی حفره ای (Pitting Corrosion) و جدایش فازی شدید در زمینه این آلیاژهای شبه باستانی است.
۲۳۰۲.

بررسی تاریخی علل و شواهد باستان شناختی از روابط سیاسی-فرهنگی ایران و یمن در دوران قرون چهارم تا هفتم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
گستردگی مرزها و موقعیت ویژه جغرافیایی ایران عهد ساسانی موجب عبور راه های تجاری و ارتباطی تمدن های شرق و غرب از سرزمین ساسانیان یا کناره های آن شده بود. این موقعیت جغرافیایی نقش مهمی در پیش برد سیاست توسعه طلبانه و انحصارگرایی اقتصادی ساسانیان و تعاملات تجاری، فرهنگی و سیاسی با حکومت های منطقه ای و فرامنطقه ای داشته است. در این میان، بررسی روابط سیاسی-فرهنگی ساسانیان و یمن باستان به سبب برخورداری هر دو سرزمین از موقعیت دریایی و راه های تجاری مرتبط با آن حائز اهمیتی ویژه است؛ از این رو، هدف این پژوهش، بررسی ماهیت و عمق روابط سیاسی و فرهنگی ساسانیان و یمن، شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری و تحول این روابط و ارزیابی تأثیر متقابل این روابط بر تحولات تاریخی دو سرزمین است. هم چنین، نقش باستان شناسی در روشن سازی ابعاد مختلف این روابط مورد توجه قرار خواهد گرفت. با بررسی شواهد تاریخی و باستان شناسی، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که، چه عواملی باعث شکل گیری و تداوم روابط سیاسی و فرهنگی بین ساسانیان و یمن در قرون چهارم تا هفتم میلادی شده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که تسلط بر مسیرهای تجارت دریایی نقش محوری در ارتباطات میان ایران و یمن در دوره ساسانیان داشته است. هم چنین، نتایج بررسی ویژگی های هنری نقش برجسته شوالیه (از ظفّار)، نقش برجسته یک زن (از ظفار)، بخشی از یک شلوار پارچه ای منقوش به صحنه کارزار ساسانیان با حبشیان (از آنتینوئه) و چهار وجه یک سرستون حجاری شده (از قلعه حسن العور یمن) به دست آمده از کاوش های باستان شناسی در یمن حاکی از وجوه اشتراک با هنر ساسانی و مؤید نفوذ فرهنگی-هنری ساسانیان در سرزمین یمن است.
۲۳۰۳.

شناسایی نشانه های جدید از نخل خرما در متون آغازایلامی و بازتاب آن بر نظام اقتصادی شوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۶
قدیمی ترین شواهد مربوط به بهره برداری انسان از میوه های درخت خرمای وحشی در خاورمیانه به هزاره های ششم و پنجم پیش ازمیلاد بازمی گردد. باوجود کمبود داده های باستان شناختی، معمولاً چنین پنداشته می شود که در پایان دوره اوروک متأخر، سومریان نخستین باغ های خرما را بنیان نهادند و این فرضیه تاکنون به اثبات نرسیده و مسئله را به موضوعی بحث برانگیز تبدیل کرده است. همچنین، به دلیل آن که خط آغازایلامی به طور کامل رمزگشایی نشده، اطلاعات فعالیت های کشاورزی در جامعه آن بسیار محدود است. آن چه تاکنون از ساختار نظام اقتصادی این جامعه دریافته ایم، برمبنای مقایسه نشانه های گِل نبشته های آغازایلامی با نمونه های مشابه در گِل نوشته های آغازمیخیِ بین النهرینی است؛ نشانه هایی که بیشتر به فعالیت های کارگری، دامداری و محصولات دامی اختصاص یافته اند. فرضیه اصلی پژوهش، درخصوص برخی نشانه هایِ تاکنون ناشناخته یا به درستی تفسیر نشده متون آغازایلامی است که درحقیقت بازنمایی هایی از درخت نخل خرما و میوه آن هستند؛ درنتیجه، خرما و باغداریِ نخل، برخلاف تصور پیشین، بخش قابل توجهی از اقتصاد معیشتی شوش در اواخر هزاره چهارم پیش ازمیلاد را تشکیل می داده اند. در همین راستا، پرسش های پژوهش عبارتنداز: ۱) آیا در گِل نبشته های آغازایلامی می توان نشانه هایی قابل اتکا از نخل خرما شناسایی کرد؟ ۲) این نشانه ها در مقایسه با نمونه های تصویری هم زمان یا متأخرتر چه جایگاهی دارند؟ ۳) شناسایی این نشانه ها چه تأثیری بر بازسازی نظام اقتصادی و سطح دانش باغداری جامعه آغازایلامی دارد؟ این پژوهش با رویکرد تطبیقی و نشانه شناختی، نخست ویژگی های فنوتیپی قابل تشخیص نخل خرما را استخراج و سپس آن ها را با نشانه های موجود در گِل نبشته های آغازایلامی مقایسه می کند و در ادامه، با نمونه های تصویری هم زمان و متأخرتر ایرانی و بین النهرینی تطبیق داده شده و ازطریق تحلیل مقایسه ای، امکان همسان سازی آن ها، سنجیده می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که چند نشانه شاخص در متون آغازایلامی با ویژگی های فنوتیپی نخل خرما هم خوانی دارد و می توان آن را به عنوان کهن ترین بازنمایی های شناخته شده از نخل خرما در جنوب غرب ایران معرفی کرد. این گزاره، افق تازه ای برای بازشناسی اقتصاد معیشتی و دانش باغداری در شوشِ آغازایلامی می گشاید و نشان می دهد که خرما و فرآورده هایِ آن، احتمالاً نقشی بنیادین در اقتصاد این دوره داشته اند.
۲۳۰۴.

کاربست فناوری های نوین بر مقاوم سازی خشت در قلعه تاریخی مورچه خورت اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
بخش عظیمی از میراث معماری ایران از دوران پیش از اسلام تا دوره معاصر از جمله محوطه های باستانی، بافت های تاریخی شهری و روستایی تا تک بناهای ارزشمند دوران مختلف تاریخ، از خشت و گل است و به دلیل ماهیت آسیب پذیر این مصالح باگذشت زمان و به روزشدن تکنولوژی، ضرورت حفاظت، مرمت، نگهداری و مقاوم سازی در برابر عوامل آسیب رسان احساس می گردد. از طرفی قلعه تاریخی مورچه خورت به عنوان یکی از بزرگ ترین سازه های خشتی در اصفهان است که به دلیل عدم اطمینان از سکونت و حفظ جان، امروزه متروکه و خالی از سکنه مانده است. بنابراین این پژوهش درجهت ارتقای قابلیت کارکردی مصالح از طریق مقاوم سازی خشت های به کاررفته در قلعه مورچه خورت در برابر رطوبت با استفاده از تکنیک های نوین گام برمی دارد و به دنبال پاسخ به این است: چه تکنیک های نوینی برای ارتقای قابلیت کارکردی خشت جهت مقاوم سازی ساختارهای گلین در مقابل رطوبت کارایی بیشتری دارد؟ این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی است که به دنبال سنجش تکنیک های نوین در جهت استحکام بخشی سازه های گلین در برابر رطوبت است و روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی، کتابخانه ای و داده های آزمایشگاهی صورت می پذیرد. در نتیجه، این پژوهش باتوجه به تکنیک های نوین به کار گرفته شده در بهبود کیفیت مصالح در برابر رطوبت نشان داد که در میان نمونه های تولیدی با استفاده از تکنیک های نوین کد D با ترکیب خاک + کاه (خشت پایه)+ محلول امولسیون سینتتیک، بالاترین درصد مقاومت در برابر آزمایش مقامت فشاری و درصد رطوبت پذیری نسبت به خشت اولیه را دارد و باتوجه به وزن کم این نمونه تولید شده در حدوداً 0.818 کیلوگرم و ابعاد 5*10*10 سانتیمتر، نسبت به خشت اولیه به این ابعاد با وزن حدود 1500 کیلوگرم در برابر رطوبت بیشترین مقاومت را دارا می باشد.
۲۳۰۵.

تحلیل ریزساختار و ترکیب شناسی ملات های گچی محراب های مسجد ملک کرمان با رویکرد کاربرد در فرایندهای حفاظتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۹
گچ بری به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از معماری سنتی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. یکی شاهکارهای هنر گچبری دوران اسلامی، محراب گچبری شده با نقوش اسلیمی و کتیبه های کوفی است و محراب های تاریخی مسجد ملک یا امام خمینی کرمان به عنوان قدیمیترین مسجد کرمان، یکی از این نمونهها است که ظرافت اجرا و پیچیدگی نقوش این محراب ها، آنها را به آثاری منحصر به فرد در تاریخ هنر اسلامی تبدیل کرده است. این پژوهش با هدف بررسی فنشناسی ملات گچی محراب های تاریخی مسجد ملک کرمان انجام شده است. مطالعه این محراب ها از آن جهت حائز اهمیت است که شناخت ترکیبات و ساختار ملات های تاریخی میتواند به حفاظت بهتر، مرمت اصولی و بازسازی دقیق این آثار معماری اسلامی کمک کند. در این تحقیق، سه نمونه از سه محراب روی پشت بام مسجد با استفاده از روش های آزمایشگاهی پیشرفته شامل پراش پرتو ایکس (XRD) و میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف سنج پراکندگی انرژی پرتو ایکس (SEM-EDS) مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که فاز غالب همه نمونهها ژیپس است و یکی از نمونهها در مقایسه با سایر نمونه ها، همگن ترین توزیع اندازه ذرات و متراکم ترین ساختار را دارد. همچنین، آنالیز XRD تأیید کرد که این نمونه حاوی بالاترین میزان کوارتز و کلسیت است که احتمالاً دلیل استحکام و دوام بیشتر آن نسبت به نمونه های دیگر میباشد. این نمونه به عنوان ساختار بهینه، معیاری برای تولید ملات های پایدار در پروژه های حفاظتی است. این یافته ها نه تنها به درک بهتر فناوری ساخت گچ در دوران تاریخی کمک میکند، بلکه می-تواند به عنوان معیاری برای تهیه ملات های سازگار در مرمت آثار گچی مورد استفاده قرار گیرد.
۲۳۰۶.

ساختارشناسی سفال های لعابدار دوران اسلامی در معبد آناهیتای کنگاور بر اساس نتایج پتروگرافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۰
محوطه معبد آناهیتای کنگاور یکی از شاخص ترین محوطه های غرب ایران محسوب می شود که همواره مورد توجه مورخان و جغرافی نویسان دوره اسلامی، جهان گردان اروپایی و همچنین باستان شناسان بوده است. بر روی این محوطه یک بنای سنگی با سنگ های بزرگ تراش خورده از دوران تاریخی وجود دارد که کاوش های باستان شناسی در آن از 1347 شمسی شروع شده است. بنابراین سفال های لعاب دار اسلامی محوطه، کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است و تاکن ون هیچ گون ه مطالع ه آزمایش گاهی پتروگراف ی درخص وص ش یوه س اخت و س اختار کانی شناس ی س فال های اسلامی ای ن محوطه انج ام نگرفت ه اس ت. در ای ن پژوه ش پرس ش مه م ای ن اس ت که ساختار شناسی و بافت سفال های لعاب دار دوران اسلامی در محوطه معبد آناهیتای کنگاور بر اساس نتایج مطالعه پتروگرافی چگونه است و چقدر ساختار کانی شناسی آنها در دوران اسلامی میانه تا متأخر اسلامی تغییرات داشته است؟ ای ن پژوه ش ب ا روش آزمایش گاهی، ب ه مطالع ه تع داد 12 قطع ه س فال مرب وط ب ه دوران اسلامی میانه تا متأخر در محوط ه معبد آناهیتای کنگاور اختصاص دارد و ه دف آن شناخت ش یوه س اخت و اج زای کانی شناس انه ای ن س فال ها اس ت. نتایج پتروگرافی این 12 قطعه سفال لعاب دار دوران اسلامی نشان داد که از نظر بافت یا پتروفابریک، نمونه ها دارای بافت ناهمگن (پورفیری) و سیلتی (ریزدانه) هستند و برخی نمونه ها نیز دارای بافتی سیلتی ناهمگن هستند. در تمام نمونه ها کانی کوارتز به وفور یافت می شود. این کانی به صورت فنوکریست یا تک بلور بوده و نوع پلی کریستالین آن کمتر وجود دارد. دیگر اجزا موجود در زمینه مانند اکسیدهای آهن، پلاژیوکلاز و کلسیت در خمیره برخی از سفال ها یافت می شود. کانی بیوتیت (میکا) موجود در خمیره برخی از سفال ها، به دلیل حرارت بالای پخت، کاملاً سوخته و فقط قالب آن باقی مانده است. کانی موسکویت نیز به میزان محدود در برخی از نمونه ها دیده می شود.
۲۳۰۷.

بازشناسی درخت واق در کاشی های زرین فام تخت سلیمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۷
سفالگری از دیرباز یکی از بسترهای مهم تجلی عناصر فرهنگی ایران بوده است. نقش مایه های تزئینی به کاررفته در این هنر، ریشه در فرهنگ، ادبیات، مذهب و اقتضائات سیاسی داشته و با خلاقیت هنرمندان ایرانی به شیوه هایی نوآورانه جاودانه شده اند. در این میان، نقش مایه درخت واق یا درخت سخنگو، یکی از برجسته ترین عناصر تزئینی است که به ویژه در دوره ایلخانی موردتوجه هنرمندان قرار گرفته است. این نقش مایه که ترکیبی از عناصر طبیعی، تخیلی و اسطوره ای است، در کاشی های زرین فام تخت سلیمان به کار رفته و بازتاب دهنده پیوند عمیق میان انسان، طبیعت و حیوانات است. پاسخ گویی به این پرسش که چرا در اوایل حکومت ایخانی در کاخ «آباقاخان» در تخت سلیمان این نقش مای موردتوجه و اجرا هنرمندان بوده، مورد هدف این پژوهش بوده و سعی شده است ضمن معرفی تصویری نمونه ها به زیرساخت های فرهنگی مرتبط نیز پرداخته شود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی، تحلیلی و تاریخی و با استفاده از تصویربرداری از نمونه های تاریخی به این نتیجه دست یافته است که نقاشان کاشی های زرین فام تخت سلیمان، به جای ترسیم انسان -که معمولاً در نقاشی های مرتبط با درخت سخنگو محوریت داشته است- حیوانات غیراهلی نظیر: گوزن، آهو و خرگوش را به تصویر کشیده اند. انتخاب حیوانات وحشی به جای انسان می تواند بازتاب دهنده گرایش طبیعت گرایانه سلجوقیان و مغولان باشد. این انتخاب هم چنین نشان دهنده تأثیر فرهنگ مغول بر هنر ایرانی است؛ فرهنگی که حیوان ریخت انگاری را به عنوان یکی از عناصر برجسته خود وارد ادبیات و هنر کرده بود. درخت واق که ریشه در فرهنگ عامیانه ایران و جهان دارد، نمادی از ارتباط عمیق میان انسان، طبیعت و موجودات زنده است. این مفهوم اسطوره ای با مفاهیمی چون قداست طبیعت و پیوند جهان انسانی با جهان طبیعی گره خورده است. بازنمایی این نقش مایه برروی کاشی های زرین فام تخت سلیمان نشان دهنده تلاش هنرمندان برای انعکاس چنین مفاهیمی بوده است که هنرمندان دوره ایلخانی آن را به شیوه ای نوآورانه بازآفرینی کرده اند.
۲۳۰۸.

تحلیل جنبه های فنی و ریزساختار آلیاژهای مس در فلزگری باستانی عصر آهن در سگزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۰
استقرارهای دشت قزوین در تپه قبرستان و سگزآباد توالی شکوفایی در فلزگری پیش ازتاریخ دشت قزوین را نشان می دهند. هدف این مطالعه، بررسی جنبه های کاربردی، فناوری ساخت، ترکیب شیمیایی، ریزساختار و فازهای آلیاژی اشیاء فلزی به دست آمده از عصر آهن محوطه سگزآباد است. در این راستا، تلاش شده است به این پرسش ها پاسخ داده شود که فرآیند تولید و روش ساخت این اشیاء چگونه بوده، از چه شیوه هایی برای آلیاژسازی در آن ها بهره گرفته شده و محصولات خوردگی تشکیل شده چه ترکیباتی داشته و تحت چه شرایطی به وجود آمده اند. به منظور دست یابی به این اهداف، از روش های آنالیز دستگاهی ازجمله میکروفلورسانس پرتو ایکس (XRF) برای تعیین ترکیب شیمیایی استفاده شد. نتایج این آنالیزها وجود آلیاژهای متنوعی نظیر مس-ارسنیک، مس-آنتیموان، مفرغ و نیز مس تقریباً خالص را نشان دادند. در دو نمونه دارای مغز فلزی، به کمک متالوگرافی، ریزساختار ریخته گری با مغزه دار مشخص شد که اطلاعات ارزشمندی درباره شیوه های ساخت در اختیار قرار داد؛ هم چنین، بررسی های انجام شده با میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف سنجی پراکندگی انرژی پرتو ایکس (SEM-EDS)، به شناسایی دندریت های فاز آلفا و نیز تشکیل فازهای گامای ارسنیکی و آنتیموانی مس منجر شد. نتایج آزمون های عنصری برروی این نمونه ها، بیانگر الگوهای متنوعی از کاربرد آلیاژهای مس-ارسنیک و مس-آنتیموان است؛ امری که نشان دهنده آگاهی فلزگران باستانی از ایجاد خواص مکانیکی مطلوب در فرآورده های فلزی بوده است؛ علاوه بر این، شناسایی آخال های نقره ای و ترکیبات بین فلزی سولفیدی در ریزساختار، امکان ارائه فرضیاتی درباره نوع سنگ های معدنی مورداستفاده در فرآیند استحصال فلز را فراهم کرده است. فناوری ساخت اشیاء از ریخته گری و قالب گیری دو کفه ای تا شکل دهی اسکنه هایی با مقطع مارپیچ و ساده است. اشیاء پژوهش در طبقه بندی اشیاء تزئینی، زیورآلات و اشیاء کاربردی قرار می گیرند. این گونه شناختی مختلف در کنار تفاوت ترانشه های کاوش شده طرح کلی خوبی از تنوع فلزگری در عصر آهن تپه سگزآباد را در اختیار می گذارد.
۲۳۰۹.

مطالعه استحکام بخش پلی وینیل بوتیرال جهت حفاظت سطح نقاشی روی چوب در سقف خانه های قاجاری در شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
امروزه جهت استحکام بخشی سطح نقاشی روی چوب در سقف خانه های قاجاری در شیراز بیشتر از استحکام بخش ها و پوشش های پلیمری اکریلیکی همچون پلی متیل متاکریلات استفاده می شود. رطوبت حاصل از حلال آب موجود در امولسیون های این چسب، برای تکیه گاه چوبی و تکنیک تمپرای نقاشی های این دوره آسیب هایی از جمله چروک شدن و خزش لایه رنگ و آسیب های رطوبتی در چوب را به همراه دارد. بنابراین نیاز به استفاده از یک ماده مناسب تر جهت استحکام بخشی این گونه آثار وجود دارد. در این پژوهش پلی وینیل بوتیرال جهت استحکام بخشی سطح این نقاشی ها مورد ارزیابی قرار گرفت. این پژوهش با استفاده از مطالعه کتابخانه ای، بررسی های میدانی و مطالعات آزمایشگاهی به همراه تجزیه و تحلیل کمی و کیفی صورت گرفت. حلال مورد استفاده برای این استحکام بخش، اتانول بود. سرعت تبخیر حلال آن نسبت به آب بیشتر است و از طرفی دارای عمق نفوذ و خاصیت برگشت پذیری مناسبی نسبت به چسب های اکریلیکی است. برای نمونه سازی از نمونه-های مطالعاتی به دست آمده از خانه زینت الملک استفاده شد. تأثیرات تیمار پلی وینیل بوتیرال با غلظت های 1، 3 و 5% و مخلوط 1/5، 1/5% پلی وینیل بوتیرال و پارالوئیدB-72 در اتانول بر روی سطح نقاشی های قاجاری جهت استحکام بخشی در قبل و بعد از پیرسازی تسریعی مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی جهت سنجش میزان عمق نفوذ و جذب خالص و ناخالص تیمار، pH متری (روش Sithole) و رنگ سنجی، سختی سنجی، طیف سنجی مادون قرمز و ارزیابی با میکروسکوپ الکترونی روبشی انجام گرفت. طبق نتایج حاصل از آزمایشات، تیمار پلی وینیل بوتیرال می تواند به عنوان یک استحکام بخش مناسب جهت حفظ و نگهداری سطح نقاشی با تکنیک تمپرا بر روی تکیه گاه چوبی استفاده شود.
۲۳۱۰.

شش تدفین منتسب به دوره ایلام نو از تپه دژ (تل گسر)؛ بازنگری در جزئیات، موقعیت و گاهنگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۰
محوطه باستانی تل گسر در شمال غربی دشت رامهرمز، استقرارگاهی چنددوره ای و یکی از محوطه های کلیدی، به ویژه برای مطالعات باستان شناختی دوره ایلام به شمار می رود. این محوطه طی سال های ۱۹۴۸-۱۹۴۹م. کاوش شد؛ با این حال، انتشار نیافتنِ به موقع گزارش و پراکندگی اسناد میدانی سبب ایجاد ابهام در داده های باستان شناختی آن گردید. از مهم ترین این ابهامات، اطلاعات مربوط به شش تدفینِ کشف شده در «تپه دژ» و منسوب به دوره ایلام نو است که در گزارش های «کارتر» و «علیزاده» به صورت ناقص و ناهمخوان ارائه شده اند. گزارش علیزاده، به ویژه با جانمایی نادرست و انتساب پراکنده گورنهاده های یک تدفین به لایه های متعدد و دوره هایی میان سوکل مَخ تا اسلامی، بر پیچیدگی های موجود افزوده است. تلاش «یاسمینا ویکس» نیز به رغم هدف گذاری درست، نتوانسته این ناهمخوانی ها را برطرف کند و خود موجب طرح مسائل تازه ای شده است. با توجه به اهمیت تل گسر و ضرورت بازنگری داده های پیشین، این پژوهش با اتّکا بر روش های مرسوم در مطالعات تاریخی و تحلیل تطبیقی اسناد موجود، به واکاوی این تدفین ها پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، جانمایی دقیق و ارائه گاهنگاری منسجم برای هر تدفین است. نتایج نشان می دهد که در گزارش های پیشین، خطاهای اساسی در ثبت جزئیات، موقعیت کشف و گاهنگاری تدفین ها وجود داشته است. افزون بر جانمایی صحیح تدفین ها در گمانه کاوش، مهم ترین دستاورد این مطالعه تفکیک تدفین E به دو تدفین مستقل (E1 و E2) و بازسازی توالی زمانی منظمِ شش تدفین از اواخر دوره ایلام میانه تا اواخر ایلام نو II است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آشفتگی ظاهری داده ها نتیجه خطاهای گزارش دهی بوده و نَه بازتابی از ویژگی های واقعی لایه نگاری محوطه؛ و از این رو، برای درک توالی استقراری و تفسیرهای لایه نگارانه تپه دژ و مجموعه تل گسر اهمیت بنیادی دارد.
۲۳۱۱.

طبقه بندی و فرم شناسی سفال های زرین فام و تطبیق آن ها با سفال های آبی و سفید در دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۸
سفال زرین فام یکی از زیباترین گونه های عصر صفوی است که در ادامه ساخت سفال های زرین فام دوران میانی اسلام تولید شده است. باوجود اشاراتی مختصر به خاص بودن و فرم سفالینه های زرین فام صفوی در برخی منابع، تاکنون پژوهشی مستقل و متمرکز صورت نگرفته است؛ لذا نگارندگان در این پژوهش با درنظر داشتن ویژگی های فرمی سفالینه های زرین فام موجود، درپی آن هستند تا آن ها را به طور مفصل طبقه بندی کنند و به شناخت کامل تری از فرم ها برسند و سپس به مطالعه تطبیقی آن ها با سفالینه های آبی و سفید بپردازند. برای نیل به این هدف، پرسش هایی نظیرِ فرم سفالینه های زرین فام دوره صفوی را در چه گروه های فرمی می توان طبقه بندی نمود؟ و سفالینه های زرین فام صفوی از نظر فرم چگونه با سفال های آبی و سفید معاصر خود قابل تطبیق هستند؟ مطرح شده است. در این پژوهش، جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی است و با رویکرد توصیفی، تطبیقی-تحلیلی پیش رفته است. جامعه آماری دربرگیرنده 69 ظرف زرین فام و 40 ظرف آبی و سفید صفوی است که این ظروف خود، نماینده 486 سفال زرین فام و 106 سفال آبی و سفید است که براساس ویژگی های فرمی در هرگونه به عنوان نمونه های شاخص انتخاب شده اند. برآیند حاصل از مطالعه فرم شناسی این ظروف آن است که: ظروف زرین فام 17 گروه است که در دو گروه باز مانند: بشقاب، کاسه و پیاله، و گروه بسته مانند: صراحی، بطری، پارچ هستند. همچنین دو گونه سفالی به لحاظ فرم شناسی شباهت بسیار زیادی به یک دیگر دارند؛ با این تفاوت که فرم ظروف زرین فام دارای تنوع بیشتری است و سفالینه های آبی و سفید نسبت به آن ها تا حدی ظریف تر و به لحاظ اندازه بزرگ تر هستند.
۲۳۱۲.

بازخوانی و تحلیل تومولوس سلوکی تپه نقاره چی نهاوند (براساس گزارش کنکاش دوره قاجار و دو فصل کاوش باستان شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۴۲
تپه نقاره چی در حاشیه جنوبی شهر نهاوند، ازجمله آثار برجای مانده از دوره سلوکی است که هرچند فاقد شواهد سطحی و مواد فرهنگیِ مشهود است، اما گزارشی مفصلی همراه با جزئیات از کنکاشِ دوره قاجار درباره آن وجود دارد. براساس گزارش دکتر «فُوریه» و «محمدحسن خان اعتمادالسلطنه» (1309ه .ق.) که ضمن توصیف و ترسیم ویژگی های ساختاری اثر، به درستی بر دوره زمانی آن نیز اشاره کرده است؛ بر پایه این گزارش، تپه نقاره چی می تواند مقبره یا گورتپه ای (تومولوس) متعلق به یکی از سرداران سلوکی باشد که بررسی دقیق آن، شیوه های تدفین و آئین های خاک سپاری جامعه سلوکی را روشن می سازد. این گورتپه در دو فصل به سال های 1398 و ۱۴۰۱ه .ش. بار دیگر مورد کاوش علمی باستان شناختی قرار گرفت تا ساختار مدفون و همچنین گزارش توصیفی دوره قاجار درباره این تپه بازخوانی دقیق شود تا بتوان از این رهگذر، شیوه های معماری و فرهنگ سلوکی در ایران را بهتر شناخت. پرسش های مطرح درخصوص کاوش تپه نقاره چی براساس فرضیات موجود بدین شرح است؛ آیا مقبره مدفون در تپه نقاره چی ریشه در فرهنگ یونانی دارد؟ کم وکیف سازه معماری تپه نقاره چی چه ارتباطی با تومولوس های مشابه یونانی دارد؟ بر همین اساس، فرض بر این است که: تپه نقاره چی یک تومولوس است که احتمالاً گور یک سردار یا ساتراپ سلوکی این منطقه در آن دفن بوده است. با توجه به شواهد باستان شناختی و ویژگی های ساختاری به دست آمده از تپه نقاره چی و برپایه قیاس با آثار مشابه یونانی، به نظر می رسد که این مقبره معرف سنت و فرهنگ سلوکی است. روش پژوهش در این جستار، ازنظر روش شناسی مبتنی بر مطالعات ترکیبیِ میدانی و کتابخانه ای است؛ توصیف و تحلیل یافته ها به روش تاریخی-تحلیلی و با رویکرد مطالعات میدانی و براساس نتایج حاصل از دو فصل کاوش در تپه نقاره چی انجام شده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که تپه نقاره چی از تمامی ویژگی های تومولوس های سنت یونانی (هلنی) برخوردار است؛ احداث بنایی منحصراً برای تدفین یک فرد و نیز اختصاص و تهیه تابوت سنگیِ تراش خورده، بیانگر اهمیت جایگاه اجتماعی و سیاسی فرد متوفی بوده است؛ جایگاهی که او را در ردیف سرداران، جنگاوران و حتی از جانشینان اسکندر قرار می دهد.
۲۳۱۳.

بازبینی داده های PXRF برای سکه های نقره تیموری از موزه آرامگاه بوعلی سینا: تضمین دقت با تحلیل تخصصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۴
سکه های تیموری، آینه ای از وقایع اقتصادی و سیاسی مهم تیموریان هستند و مطالعه آن ها می تواند به فهم عمیق تر وضعیت اقتصادی و اجتماعی این دوره کمک کند. این پژوهش با استفاده از طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس به بررسی سکه های تیموری موزه آرامگاه بوعلی سینا پرداخته است. بازبینی تخصصی نتایج اولیه دستگاه طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس (PXRF) به ویژه در مطالعات سکه شناسی، از اهمیت بالایی برخوردار است و می تواند به عنوان یک گام اساسی در راستای کاهش خطا و افزایش دقت در تحلیل های میان رشته ای موردتوجه قرار گیرد. فناوری PXRF به عنوان یک روش غیرمخرب، قابلیت بررسی دقیق ترکیب شیمیایی و تعیین عنصرهای موجود در سکه ها را فراهم می آورد؛ اما بدون پایش دقیق و بازبینی جامع نتایج به دست آمده، ممکن است به تفسیر نادرست و عدم قطعیت در تحلیل های تاریخی منجر شود. پرسش های پژوهش درباره ارزش بازخوانی و تفسیر داده های طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس و نقش آن ها در شناسایی سکه های جعلی و درک ویژگی های اقتصادی و فرهنگی در مطالعات سکه شناسی است. فرضیه کلیدی پژوهش می گوید که داده های خام طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس نتایج دقیقی ارائه نمی دهد و برای مطالعه دقیق سکه ها نیاز به واکاوی تخصصی توسط افراد متخصص وجود دارد. این پژوهش هم چنین به اهمیت بررسی دقیق طیف ها و چالش های فنی در بازخوانی داده ها پرداخته و شیوه های میان رشته ای را برای افزایش دقت نتایج به کار می بندد. یافته ها نشان دادند که بازخوانی ژرف تر داده های طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس، در شناخت بهتر ترکیب شیمیایی سکه ها و نگه داری از گنجینه های فرهنگی کارساز است و می تواند به درک عمیق تری از سیاست ها و کنش های اقتصادی دوره تیموری بینجامد.
۲۳۱۴.

نمونه برداری از آثار تاریخی- فرهنگی در ایران: چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۶
پژوهش های علمی و میدانی-آزمایشگاهی در حوزه آثار تاریخی و فرهنگی با چالش های متعددی روبرو هستند، از جمله بی توجهی به اولویت علوم آزمایشگاهی در سیاست گذاری ها و برنامه های اجرایی، نبود یا ضعف تجهیزات و امکانات آزمایشگاهی مناسب و کارآمد، عدم تخصیص منابع مالی کافی برای پژوهش های آزمایشگاهی، و نبود یا ضعف مقررات برای نظام مند کردن نمونه برداری از اشیاء و آثار تاریخی. نمونه برداری، اساس بسیاری از پژوهش های آزمایشگاهی مبنای میراثی است که فراتر از مقررات علمی، نیازمند چارچوب مشخص و روشنی از مقررات حقوقی است؛ چارچوبی که الزامات و ملاحظات قانونی داخلی کشورها را، به ویژه در صدور مجوزهای نمونه برداری از اشیاء و بافت های تاریخی، رعایت کند. فرایند نمونه برداری و انجام آزمایش از نمونه های آثار تاریخی، به ویژه در باستان سنجی، تحت تأثیر محدودیت های سیاسی و امنیتی قرار دارد. محدودیت ها، دسترسی به روش ها و فناوری های پیشرفته را برای پژوهش های فرهنگی و تاریخی دشوار ساخته و از سوی دیگر، نیاز به انجام چنین پژوهش هایی در خارج از کشور، وابستگی به مراکز خارجی را در ایران افزایش داده است. در شرایطی که نوسان روابط سیاسی با کشورهای پیشرفته (عمدتاً غربی) مانع از اقدامات مؤثر در فعالیت های آزمایشگاهی–مانند واردات تجهیزات، راه اندازی آزمایشگاه های جامع و پیشرفته، یا ارسال نمونه به آزمایشگاه های مرجع خارجی – می شود حداقل می توان بر تدوین قوانین و دستورالعمل هایی تمرکز کرد که فرآیند نمونه برداری در داخل کشور را تسهیل و نظام مند سازد. این رویکرد، پژوهش ها را با کم ترین موانع اداری و فنی و دور از سلایق فردی و نگرش های شخصی پیش می برد. چنین امری می تواند ابزار مناسبی برای مدیران و پژوهشگران در توجیه ضرورت پژوهش های آزمایشگاهی در عرصه میراث فرهنگی باشد، از سردرگمی و آشفتگی اداری-پژوهشی جلوگیری کند، و در نهایت بستری برای پیشرفت های علمی مستقل در علوم باستان شناختی و حفاظت بهتر از میراث فرهنگی ایران فراهم آورد.
۲۳۱۵.

سنجش فرآیند برخورد سرپیکان به زره با روش (FEM) اجزاء محدود، مطالعه موردی: سرپیکان های عصر آهن II و III گورستان قره تپه سگزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۰
با ورود به هزاره نخست پ.م و پررنگ تر شدن کمانداری در ارتش های خاورنزدیک، شمار سرپیکان های کشف شده در گورستان ها، استقرارگاه ها و استحکامات عصر آهنی در غرب فلات ایران و مناطق همجوار افزایش یافت. در کنار این افزایش، فرم های گوناگون و گاهاً نوظهور همچون سه پره سوکتی در منطقه پدیدار می شوند که نمی تواند برای سلاح پرمصرفی چون تیر ویژگی عادی تلقی شود، و چرایی آن می تواند درک مهمی از قابلیت های مهندسی و طراحی جنگ افزار در این دوره را در اختیار قرار دهد. از این رو با استفاده از نرم افزار شبیه سازی آباکوس بر پایه روش اجزاء محدود، آزمونی طراحی شد که بازسازی عملکرد سلاح های آن دوره را در شرایط گوناگون امکان پذیر می سازد. بدین منظور سه گونه شاخص سرپیکان برنزی از یافته های کاوش های 1395 و 1396 گورستان شرقی قره تپه سگزآباد، و یک گونه نیز از یافته های تخت جمشید انتخاب شدند. در مجموعِ 16 تیراندازی شبیه سازی شده به دو پوشش دفاعی مرسوم در این دوره، زره پولکی و کتانی در دو بازه سرعت نهایی متفاوت از کمان های زاویه دار (2/74 - 2/63 m/s) و B شکل (3/64 تا 7/54 m/s) در فواصل 5/7، 15 و30 متری گونه های منتخب مورد مطالعه قرار گرفتند. براساس نتایج، با در نظر گرفتن توانایی سوراخ سازی به عنوان معیار سنجش سرپیکان در شرایط شبیه سازی، خواص هندسی سرپیکان و خواص مکانیکی زره، عوامل تعیین کننده بودند. به این ترتیب تنها سرپیکان زبانه دار با تیغه هرمی به واسطه فرم خاص خود توانست در فرآیند سوراخ سازی، بهترین بازده را ثبت کند. سه نمونه دیگر در مقابل زره کتانی موفق به تکمیل فرآیند شدند و سوراخ هایی با مساحت بیش از 2mm30 ایجاد کردند، اما هیچ یک تهدیدی جدی برای سرباز مجهز به زره پولکی به حساب نمی آمدند. از جامعه آماری سرپیکان های انتخابی چنین بر می آید که کمیت اندک گونه هرمی در مقابل سه گونه دیگر، علارغم عملکرد مناسب در برابر اهداف زرهی، احتمالاً می تواند بیانگر کم بودن سربازان و اهداف زرهی نسبت به نیروهای غیر زرهی در ارتش های منطقه، حداقل تا قرن 6 پ.م باشد.
۲۳۱۶.

اهمیت مطالعه بقایای پروتئینی به عنوان یک منبع زیستی در آثار هنری، تاریخی و زمین شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۵
مطالعه میراث فرهنگی، علمی با حوزه ای گسترده و میان رشته ای است که به مطالعه و شناخت مواد، روش ها، آسیب ها و حفظ و نگهداری میراث فرهنگی اختصاص دارد. این حوزه، طیف گسترده ای از موضوعات را دربر می گیرد و بر بررسی مواد پیچیده و ناهمگن تمرکز دارد—از جمله منسوجات، نقاشی ها، بناها و نیز بقایای انسانی و فسیلی—که همگی در کنار هم به بازسازی گذشته کمک کرده و درک ما را از تاریخ تا ژرفای زمان گسترش می دهند. در حقیقت، تمامی مواد در گذر زمان تحت تأثیر عوامل محیطی قرار می گیرند و برهم کنش آن ها با محیط می تواند باعث تغییراتی ناشی از فرآیندهای شیمیایی، فیزیکی و زیستی شود. در این میان، مواد آلی موجود در این آثار—به ویژه ترکیبات پروتئینی—نقشی کلیدی ایفا می کنند. در باستان شناسی پیش از تاریخ و دوران زمین شناسی، پروتئین ها اطلاعات ارزشمندی درباره رژیم های غذایی گذشته، وضعیت سلامتی و حتی سازگاری های تکاملی ارائه می دهند. در زمینه آثار هنری، مطالعه پروتئین ها می تواند دیدگاه های ارزشمندی درباره تولید و ساخت و بازسازی آثار تاریخی ارائه دهد. به علاوه، توانایی آن را دارد که سرنخ هایی در اختیار بگذارد تا به درک بهتر شیوه های فرهنگی گذشته کمک کند. با توجه به غلظت پایین این ترکیبات، تعامل آن ها با بخش های معدنی و همچنین فرایندهای تخریب مداوم، توسعه روش هایی که هم به حفظ بهتر نمونه ها کمک کند و از طرفی دیگر درک عمیق تری از سازوکارهای تخریب ارائه دهد، امری ضروری است. چنین مطالعه هایی، پایه ای برای پیشرفت علم حفاظت میراث فرهنگی به شمار می روند و نقش مهمی در تضمین طول عمر و حفظ یکپارچگی آثار باستانی ایفا می کنند. هدف این پژوهش، ارائه مروری مختصر بر ضرورت مطالعه مواد پروتئینی تاریخی و بررسی رویکردهای نوین در بازیابی، شناسایی و تحلیل این ترکیبات است. این مطالعه می کوشد جایگاه پروتئین ها را به عنوان منابع اطلاعاتی ارزشمند در حوزه های باستان شناسی، هنر و زیست میراث (زمین شناسی) برجسته سازد.
۲۳۱۷.

مطالعه فن آوری تولید سفال های تپه قبرستان در دوره مس و سنگ (حدود 4200-3100پ.م.) با استفاده از روش های مطالعات فیزیکی و آزمایشگاهی (پتروگرافی XRD-XRF)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۴۶
از منظر تولید سفال در دوره مس وسنگ تپه قبرستان حدود (4200 تا 3100 پ.م.)، دشت قزوین یکی از مهم ترین محوطه در شمال مرکزی فلات ایران محسوب می شود. با هدف شناخت فناوری تولید و ترکیبات کانی های موجود در سفال ها این پژوهش انجام شد. پژوهش حاضر برای منشأیابی تولید سفال تپه قبرستان و میزان مهارت تولیدکنندگان ضروری و اهمیت دارد. پرسش اساسی و اصلی این پژوهش، بررسی میزان کیفیت تولید و بومی یا وارداتی بودن سفال ها است. در این پژوهش 20 نمونه قطعه سفال از کاوش تپه قبرستان که از بانک سفال مؤسسه باستان شناسی دانشگاه تهران انتخاب گردیدند با استفاده از آزمایش های فیزیکی (سنجش تخلخل، جذب آب و دانسیته)، پتروگرافی، پراش پرتو ایکس (XRD)، طیف سنجی فلورسانس پرتو ایکس (XRF)، مورد بررسی قرار گرفته است، برای تجزیه عنصری و شناخت فن آوری ساخت سفال در طول هزاره چهارم پیش ازمیلاد در منطقه مورد آزمایش قرار گرفت. نتیجه مطالعه نمونه ها نشان می دهد در ساخت سفال از فن آوری پیشرفته و تخصصی استفاده شده است؛ نشان دهنده مهارت سفالگران در کنترل فرآیند پخت و استفاده از مواد اولیه مرغوب است. مطالعات پتروگرافی برروی مقاطع نازک سفال ها وجود کانی های مشخصه منطقه، ازجمله کوارتز، بیوتیت، کلسیت و اوژیت را تأیید کرد. یکی از یافته های مهم این پژوهش، شناسایی فناوری پیشرفته چرخ سفالگری در تولید سفال های تپه قبرستان بود. ضخامت یکنواخت دیواره ها و کیفیت سطح نمونه ها به وضوح نشان می دهد که از چرخ سفالگری تند استفاده می شده است؛ همچنین، مطالعات میکروسکوپی وجود آمیزه های غیرآلی (مواد افزودنی معدنی) را در بافت سفال ها تأیید کرد که به منظور بهبود خواص مکانیکی و کاهش ترک خوردگی در هنگام پخت به کار می رفته اند. خاک مورداستفاده برای ساخت سفال، با ترکیبات منطقه دشت قزوین تطابق دارد، که نشان دهنده تولید بومی سفال است.
۲۳۱۸.

ساختارشناسی ملاط و لایه های رنگی سطح کتیبه گنبدخانه بقعه امین الدین جبرائیل در کلخوران اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۱
کتیبه ای صفوی به خط علیرضا عباسی در گنبد خانه بقعه شیخ جبرائیل کلخوران (در اردبیل) باقی مانده که متأسفانه بخش هایی از آن طی سده های گذشته تخریب شده است. متن کتیبه از احادیث حضرت علی (ع) در نهج البلاغه است. به جز این کتیبه ارزشمند، آرایه های معماری این بنا شامل کاشی های معرق، کاشی های تک رنگ، کاشی های معقلی، دیوارنگاره در بخش ایوان، آرایه های گچی بوم ساب، آرایه های لایه چینی و طلاچسبانی شده و مقرنس گچی است. برای حفاظت صحیح اثر و همچنین مداخلات مرمتی، نیازمند شناخت فنی لایه های مختلف کتیبه صفوی در این مجموعه هستیم. هدف پژوهش حاضر، ساختارشناسی لایه های مختلف کتیبه ازجمله بستر، لایه براق روی نوشتار، ماده آلی زیر لایه براق و رنگ آبی زمینه است. در این راستا، از لایه های ذکر شده نمونه برداری شد و مطالعات به روش طیف سنجی رامان، میکروسکوپی نوری و SEM-EDS انجام شد. درنتیجه مطالعات مشخص شد که برای لایه بستر از ملاط گچ زنده استفاده شده و عملیات پرداخت سطح با ماله با دقت بیشتر و کیفیت بالاتری انجام پذیرفته است. از ورق طلا برای زیبایی سطح نوشتار استفاده شده که در مرمت های بعدی، ورق مس جایگزین شده است. به دلیل خوردگی سطحی فلز مس، بخش مرمتی کدر شده ولی بخش اصلی که طلا بوده، همچنان درخشان است. همچنین مطالعه ای بر روی نوع اتصال ورق طلایی صورت پذیرفت. در نتیجه مطالعات مشخص شد در دوره صفویه، از روغن (احتمالاً روغن کمان) به عنوان چسب ورق طلا استفاده شده است. در نتیجه مطالعات بر روی رنگ آبی زمینه کتیبه، در قسمت هایی که رنگ آبی تیره دیده می شود، از رنگ دانه لاجورد استفاده شده و در قسمت هایی که رنگ آبی روشن دیده می شود، از مخلوط رنگ دانه های لاجورد و سرب (احتمالاً سفیداب سرب) استفاده شده است.
۲۳۱۹.

معبد سلوکی آپولون دافنوسیوس در جزیره کِز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۱
در فصل کاوش‌های باستان‌شناسی سال ۲۰۲۳م. در جزیرهٔ کِز در آپولونیا آد رِندی‌ (Apollonia ad Rhyndacum)، قطعه‌ای از یک لوح نذری که به خدای آپولون تقدیم شده بود، کشف شد. نقش آپولون برروی این استل شباهت زیادی به لوح‌های نذری‌ دارد که در سال ۱۹۹۱م. در محوطه‌ای به نام گاوورکایا در محلهٔ آکچاپینار در ساحل جنوب‌شرقی دریاچهٔ اولوبات، در جنوب شهر آپولونیا آد رِندی‌ کشف شده بودند. کتیبه‌های موجود برروی لوح‌های نذری سالمِ آکچاپینار نشان می‌دهند که این نذورات برای آپولون دافنوسیوس تقدیم شده‌اند. استلِ افتخاری کشف‌شده درمیان یافته‌ها، به‌وجود سکونتگاهی به‌نام دافنوس کاتوییکیا (Daphnous Katoikia) اشاره دارد. این پژوهش به بررسی جایگاه پرستشگاه آپولون دافنوسیوس و مکان احتمالی دافنوس کاتوییکیا براساس یافته‌های جزیرهٔ کِز می‌پردازد. با توجه به شباهت میان نقش‌برجسته‌های نذری آکچاپینار و جزیرهٔ کِز، چنین نتیجه‌گیری می‌شود که پرستشگاه آپولون باید در جزیرهٔ کِز قرار داشته باشد؛ در حالی که دافنوس کاتوییکیا باید در محوطهٔ گاوورکایا واقع‌در محلهٔ آکچاپینار است. هم‌چنین، در پژوهش تأکید شده است که سلوکیان به‌دلیل وجود آئین پرستش آپولون به شهر آپولونیا آد رِندی‌ علاقه‌مند بودند و دافنوس کاتوییکیا نیز به‌عنوان یک سکونتگاه نظامی (پادگانی) در برابر پادشاهی بیثینیا و در نزدیکی محل پرستش آپولون ایجاد شده بود.
۲۳۲۰.

محوطه شهداد و تپه یحیی؛ دو چهره از مناسبات تجاری-فرهنگی هزاره سوم پیش ازمیلاد: مطالعه ساختارهای فرهنگی و تجاری براساس یافته های باستان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۷۸
بررسی برهمکنش های فرهنگی و اقتصادی در جنوب شرقی فلات ایران طی هزاره سوم پیش ازمیلاد یکی از مباحث مهم در شناخت فرآیندهای شکل گیری شبکه های مبادله فرامنطقه ای و پیدایش جوامع شهری اولیه است. دو محوطه باستانیِ شَهداد در دشت تکاب و تپهحیی در دشت سوغان، به دلیل موقعیت جغرافیایی راهبردی خود در مسیرهای ارتباطی میان آسیای مرکزی، دره سند و بین النهرین، نقش های متمایز اما مکملی در این شبکه ها ایفا کرده اند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین جایگاه اقتصادی و فرهنگی هر یک از این دو مرکز در ساختار مبادلاتی عصر مفرغ و تحلیل ماهیت روابط میان آن ها با حوزه های پیرامونی است. هدف مطالعه، ارائه تحلیلی تطبیقی از داده های باستان شناختی به منظور بازشناسی الگوهای تولید، توزیع و انتقال عناصر فرهنگی در جنوب شرقی ایران است. پرسش های تحقیق بر این محور استوار است که تفاوت در مسیرهای ارتباطی چگونه بر سازمان اقتصادی، فناوری تولید، و بیان های فرهنگی در این دو محوطه تأثیر نهاده است. فرضیه پژوهش بر آن است که شَهداد، در پیوند مستقیم با فرهنگ بلخی-مروی (BMAC)، به عنوان مرکز واسطه ای میان آسیای مرکزی و فلات ایران عمل می کرد؛ درحالی که تپه یحیی، به سبب تولید گسترده ظروف کلوریتی و شواهد اداری نظیر لوح های پروتوایلامی و مُهرهای نوع خلیج فارس، مرکز کارگاهی و تجاری مهمی در مسیر جنوبی مبادلات به شمار می رفت. روش تحقیق برمبنای تحلیل تطبیقی و تفسیر میان رشته ای داده های باستان شناختی است که از هر دو محوطه و مناطق هم زمان همجوار به دست آمده اند. نتایج نشان می دهد تفاوت های فرهنگی و مادی میان شَهداد و تپه یحیی حاصل مشارکت آن ها در دو نظام ارتباطی و تجاری متفاوت است؛ بدین ترتیب، شَهداد بازتاب نفوذ مستقیم عناصر فرهنگیِ آسیای مرکزی است، درحالی که تپه یحیی پیوندهای ساختاری خود را با جهان ایلامی، بین النهرین و دره سند حفظ کرده است. این یافته ها بیانگر آن است که جنوب شرقی فلات ایران در هزاره سوم پیش ازمیلاد عرصه تلاقی سیستم های فرهنگی مستقل، اما درهم تنیده، بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان