فقدان ابزار مفهومی و نظریه های کارآمد برای تحلیل مناسبات تاریخی شهرنشینی در ایران، ازجمله مهم ترین موانع در مسیر رشد این گونه بررسیها است. در این میان، دشواریهای عدیده ای مانع از آن شده است که تاکنون تعریف کاربردی و دقیقی از مقولة «شهر» در ایران ارائه شود. در مقالة حاضر، سعی شده است با طرح برخی مباحث پایه ای، مؤلفه های بنیادین زندگی شهری در سده های میانه شناسایی و تحلیل شود تا بر اساس آن، زمینه های لازم برای ارائة «تعریف» شهر در این دوره، فراهم آید؛ و هم از این رو، به این پرسش پاسخ داده شود که تعریف پدیدة «شهر» در سده های میانه، بر چه مؤلفه ها و ملاکهایی باید استوار شود؟
پژوهش حاضر پس از برسی نوروز و نفوذ آن در شبه جزیره عرب ، چالشهای بوجود آمده بدنبال مواجه شدن دین مبین اسلام با فرهنگ نوروزی و نیز سیاستهای خلفای راشدین ، اموی و عباسی را در ارتباط با نوروز در عصر اسلامی مورد تحلیل قرار داده است . تداوم فرهنگ نوروزی در پیچ و خم های تحولات تاریخی در دوره اسلامی به عنوان گوناگون اعتقادی ریال اقتصادی و سیاسی مربوط بود . این عید باستانی به خاطر برورداری از پیامهای والای انسانی با شعارهای متعالی اسلامی هماهنگ شده و با این طریق توانست به تثبیت و پایداری خویش کمک کند . نوروز در اشکال گوناگونی در ادبیات عرب عصر عباسی از جمله در شعر عربی متجلی شد . سنتهای نوروزی همانند : رسم هدیه ، آب پاشی ، آتش بازی و ... یا به طور مستقیم در اشعار عربی این دوره ظاهر شدند و یا در این ایام برای موسیقی دانان ، شاعران و ترانه سرایان فرصتی فراهم آمد تا بتوانند آثارشان را به مناسبت نوروز عرضه داشته و به این وسیله تاثیر بزرگی بر رشد و ترقی شعر عربی در شکل و محتوا بگذارند .
منطقه اردبیل وقره داغ که بخش شرقی شمال غربی ایرا را تشکیل می دهد به لحاظ پتانسیل های طبیعی که در طول دوران پیش از تاریخ،فرهنگهای مختلفی را در خود جای داده است ولی در گاهنگاری و طبقه بندی فرهنگ های پیش از تاریخ شمال غرب،هیچگونه جایگاهی نداشته است.حفاریهای محوطه شهریری که شامل آثار مختلفی از دوره نوسنگی تا اواخر عصر آهن است،توانست بخشی از خلا گاهنگاری این منطقه را پر نماید.محوطه قوشا تپه در سال 1383شناسایی و در طی دو فصل، مورد کاوش قرارگرفت که ضمن ارائه نتایج آن ،شباهت های آن را با سایر محوطه های همزمان ،بیان نموده و سعی در تبیین دوره های پیش از تاریخی منطقه اردبیل می نماید.
در مقاله حاضر که عمدهترین مأخذ آن مجموعه «اسناد قراردادها»ی سازمان اسناد ملی ایران است، سعی شده است به این پرسش مهم پاسخ داده شود که آیا انقلاب مشروطه برای جامعه ایران پیامدهای مدنی داشته است؟ با استفاده از تعدادی اسناد مربوط به بانک استقراضی، شرکت برادران لینچ، شرکت روسی خوشتاریا، خزانهداری کل، شرکت لیانازوفها، و شرکت آمریکایی قرهگوزیان در قزوین، روشن میشود که ایران عصر مشروطه به فضای جدیدی گام نهاد و واکنشهای مدنی که کم و بیش از خود نشان داد، بیانگر این حقیقت است که آن تجربه را آغاز نموده است. یعنی تجربه ناتمامی که جامعه ایران با گذشت زمان آن را کارآمدتر و پختهتر نشان میدهد.
با روی کار آمدن محمدعلی شاه قاجار و آغاز اختلافات او با مشروطه خواهان سرانجام مجلس شورای ملی از سوی قوای دولتی به توپ بسته شد و بساط مشروطیت برچیده گشت. و در ایران دوره ای آغاز شد که تحت عنوان «استبداد صغیر» شناخته شد و 13 ماه به طول انجامید. با آغاز این دوره، مشروطه خواهان از پا ننشسته شروع به مبارزه کردند. می توان گفت که تقریبا تمام اقشار اجتماعی در این مبارزه نمایندگانی داشتند و هر کدام به سهم خود بخشی از بار مبارزات را بر دوش کشیده، به مقاومت در برابر استبداد طلبی محمد علی شاه پرداختند. در این میان روحانیان و خصوصا مراجع و علمای عتبات نقش مهمی ایفا نمودند که با ارسال تلگرافات متعدد در واقع به آن بخش از فعالیت ها پرداختند که بعدها با عنوان فعالیت های قلمی شناخته شد. مقاله حاضر تلاشی است برای تبیین این فعالیت ها.