از آنجا که به دلایل گوناگون, هیچ کتابخانه ای را نمی توان یافت که مدارک لازم را برای تأمین نیازهای مراجعان خود در اختیار داشته باشد, همکاری بین کتابخانه ها برای پاسخ به نیاز مراجعان به عنوان هدف اصلی, الزامی می نماید. اشتراک منابع یا همکاری بین کتابخانه ها از طریق برنامه های متعدد, دستیابی به این هدف را تسهیل می کند. هدف برخی از این برنامه ها, افزایش دسترسی استفاده کنندگان به منابع موجود به صورت مستقیم و غیرمستقیم است. در این مقاله راهکار جدیدی برای اشتراک منابع موجود در کتابخانه های دانشگاهی و تخصصی در سطح کشور از طریق یک روش استاندارد و رسمی ارائه می شود. علاوه بر این انواع برنامه های اشتراک منابع بررسی می شود و مقایسه ای بین دسترسی مستقیم و غیرمستقیم به منابع صورت می گیرد. در پایان, مدل منطقی یا مفهومی “عضویت فراگیر کتابخانه ها” شامل هدف ها, پوشش, خط مشی ها, مکانیسم ها و فرآیندهای آن ارائه و نتایج اجرای آزمایشی این طرح که با عنوان “طرح تعمیم خدمات کتابخانه های تخصصی به افراد غیرعضو” انجام شده, بررسی خواهد شد.
این پژوهش با الهام از دیدگاه سیستمی، رابطه رفتارهای سه گانه بخل، میانه روی و اسراف را با محیط مورد مطالعه و بررسی قرار داده است. بر اساس منابع، نتایج تحقیق بیانگر این است که از نظر رابطه با محیط بر بخل و بخیل منطق سیستم بسته بر میانه روی و میانه رو منطق سیستم باز حلقه بسته منفی و بر اسراف و مسرف منطق سیستم باز حلقه باز حاکم است به این صورت که ساختار بخل و رفتار بخیلانه به گونه ای عمل می کند که سیستم باز انسانی را از طریق نابودی تعاملات با سایر عناصر محیطی به سمت و سوی هر چه بسته تر شدن سوق می دهد. با توجه به اینکه اصل بقای آنتروپی مثبت بر آن صادق است به سوی بی نظمی و اضمحلال پیش می رود. میانه روی در زندگی فردی و اجتماعی نه تنها موجب شکل گیری و توسعه سیستمی باز می شود، بلکه از طریق تمرکز بر معیارها، این سیستم باز را به سیستم باز حلقه بسته منفی تبدیل می کند. در نتیجه با توجه به اینکه رفتارهای سه گانه در زمره عوامل سیستمی (ضعف قوت) قرار دارد، می توان از طریق افزودن حلقه بسته منفی به سیستم باز حلقه باز، اسراف (ضعف) را به سمت میانه روی (قوت) تعدیل کرد و از سوی دیگر از طریق باز نمودن سیستم بسته به روی محیط و افزودن حلقه بازخوران منفی به آن، بخل (ضعف) را به سمت میانه روی ارتقا داد.
هدف این پژوهش این است که در قالب یک طرح تحقیق پیمایشی به بررسی تأثیر آموزه های اسلامی در محتوای پیام تبلیغات تجاری بر قصد خرید مخاطبان آگهی از دیدگاه رؤسای کانونهای تبلیغاتی سراسر کشور در سه ماهه دوم سال 1393بپردازد. ابزار گردآوری اطلاعات از نوع پرسشنامه ای، و روش تحلیل داده ها بر اساس شیوه الگوسازی معادلات ساختاری مبتنی بر ساختار روابط خطی با استفاده از نرم افزار Lisrel است. یافته های پژوهش نشان می دهد، آموزه های اسلامی تأثیر نسبی بر احساسات مثبت پاسخگویان دارد؛ اما تأثیر معنی دار خاصی بر تصویر ذهنی آنان نداشته است. آموزه های اسلامی بر نگرش پاسخگویان نسبت آگهی نیز تأثیر غیرمستقیم محسوسی داشته است که در پی آن، نگرش مثبت آنان نسبت به آگهی به شدّت بر قصد خرید آنان تأثیر مستقیم و معنی داری داشته است.
در این پژوهش سعی شده است تأثیر عدالت سازمانی با تکیه بر آموزه های نهج البلاغه به همراه چهار بعد آن شامل عدالت توزیعی، رویه ای، بین فردی و اطلاعاتی به عنوان متغیر مستقل بر رفتار شهروندی سازمانی به عنوان متغیر وابسته بین کارکنان دانشگاه اصفهان مورد بررسی قرار گیرد. جامعه آماری پژوهش حدود 800 نفر از کارکنان بخش اداری دانشگاه اصفهان بودند که 170 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش عدالت سازمانی بر مبنای آموزه های نهج البلاغه از پرسشنامه محقق ساخته و برای سنجش رفتار شهروندی سازمانی از پرسشنامه ارگان، و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون از نرم افزار Spss و رویکرد معادلات ساختاری از نرم افزار Amos استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که عدالت سازمانی به طور کلی و سه بعد آن شامل توزیعی، رویه ای و بین فردی بر اساس آموزه های نهج البلاغه ارتباط مثبت و معنا داری با رفتار شهروندی سازمانی دارد؛ ولی ارتباط مثبت و معناداری بین عدالت اطلاعاتی و رفتار شهروندی سازمانی در این پژوهش مشاهده نشد.
شبکهکردن کتابخانهها به عنوان یکی از مهمترین اجزای تسهیلات پایه در کشور، از نظر زمینهسازی برای مشارکت در دسترسی به اطلاعات، نقش اساسی ایفا میکند. اگرچه روشهای سنتی نمایهسازی یا دسترسی به متون همچنان به حیات و توسعه خود ادامه خواهند داد، اما به زودی شبکهکردن کتابخانهها به مدل و جهتگیری جدیدی در توسعه کتابخانه تبدیل خواهد شد. نویسنده، با بحث درباره وضعیت کنونی اشتراک اطلاعات در کتابخانههای چینی، به تحلیل عوامل مؤثر بر اشتراک اطلاعات پرداخته است و پیشنهاد میکند که با به هم پیوستن اطلاعات پراکنده و نامنسجم و فراهم آوردن مخزنی باز و مشترک از منابع اطلاعاتی که سبب ترویج اشتراک منابع در جامعه میشود، در هر منطقه، یک مرکز شبکهسازی تعاونی برای کتابخانههای منطقهای تأسیس گردد.
ماهیت کتابخانهها و کتابداری با استفاده از تکنولوژی الکترونیک به سرعت به سوی مدرنیزه شدن میرود. مسلماً در طرحهای معمول کتابخانههای آینده، خدمات و تکنولوژی جدید توسط افرادی که کتابدار نامیده میشوند، اداره و کنترل می گردد. متاءسفانه در این میان، رقابت موجود بین کتابداران و سایر افرادی که برای کنترل و مدیریت منابع اطلاعاتی و ارائه خدمات، خود را محق می دانند، نادیده انگاشته شده است. در برنامههای آموزش کتابداری، بایستی افرادی برای کتابخانههای جدید تربیت شوند. در این کتابخانهها کتابداران، نیازمند انجام کار با سایر گروهها و افرادی هستند که مایل اند خدمات اطلاعاتی را به تمام استفاده کنندگان ارائه دهند. بحث بر سر این است که علاوه بر رقابتی که امروزه بین مسائل سنتی و مدرن کتابخانهها وجود دارد، کتابداران به کسب مهارتها برای ایجاد ارتباط صحیح و حل مسائل و نیز درک کاملی از مسایل مدیریتی احتیاج دارند. این مسئله معمولا در برنامه های آموزشی کتابداران و اطلاع رسانی مورد تاءئید قرار نگرفته است.
حجم روزافزون انتشارات, هزینه سنگین تهیه اطلاعات و نگهداری آن, کمبود بودجه, کمبود نیروی انسانی و چندین عامل دیگر بخصوص در چند دهه اخیر کتابخانه ها و مراکز اسناد را بیش از پیش به پذیرش این واقعیت سوق داده است که خرید و نگهداری تمامی اطلاعات مورد نیاز جامعه استفاده کننده اش امکان پذیر نیست و از این رو به سمت سیاست “دسترسی” به منابع اطلاعاتی گرایش پیدا کرده اند. در این مقاله نویسنده سعی کرده است ضمن معرفی ابزارهای دسترسی به اسناد و مدارک, الگویی مناسب برای خدمات تحویل مدارک را نیز ارایه کند.
در دوران پس از جنگ جهانی دوم حجم انتشارات, خصوصاً انتشارات علمی تخصصی به طور فوقالعادهای افزایش یافته است. در هر موضع صدها کتاب, مجله و گزارش انتشار مییابد و پدیدهای را به وجود میورد که گاه “انفجار انتشارات“ و گاه “انفجار اطلاعات“ نامیده میشود. دیگر تنها “نوشته“ برای ثبت اطلاعات و انتقال آن کافی نیست بلکه انواع وسایل چون فیلم و میکروفیلم, صفحه و نوار جز اینها برای ثبت وانتقال اطلاعات به کار گرفته میشود. یکی از نتایج این ا مر آن است که روشهای قراردادی طبقهبندی به طور عمده به کار تنظیم کتاب در قفسه کمک میکند و سرعنوانهای موضوعی نیز به طور کلی برای کتاب مناسب است. این روشها در مورد فهرست کردن موضوعات بسیار ریز و جزیی با محدودیتهایی روبرو است که مانع نمایهسازی دقیق مدارکی که غیر از کتاب هستند میشود.
جایگاه انسان در علوم انسانی به گونه ای است که سبب شده همگرایی آن با علوم طبیعی در عینیت معرفت شناسی و وحدت روش شناختی به چالشی اساسی تبدیل شود. مطالعات فلسفی توانسته اند این چالش و مرز میان علوم انسانی و علوم طبیعی را از طریق طرح پرسش های معرفت شناسی، هستی شناسی، روش شناسی و انسان شناسی در پیش روی علوم انسانی برجسته سازند. سازمان و انسانِ سازمانی نیز که موضوع مطالعات دانش مدیریت است در مواجهه با پرسش های انسان شناسی فلسفی قرار گرفته است. دستگاه فلسفه اسلامی نیز با حفظ مبانی متافیزیکی خود، انسان را در مرکز مطالعات فلسفی قرار داده است. ازمیان آن مطالعات، حکمت متعالیه به عنوان آخرین دستاورد فلسفی در فرهنگ اسلامی به گونه ای خاص و متفاوت با دیگر مطالعات فلسفه اسلامی به این موضوع پرداخته است. در این مقاله سعی می شود افزون بر طرح اصول کلیدی انسان شناختی حکمت متعالیه، تأثیرهای بالقوه آن بر دانش مدیریت و سازمان تحت عنوان انسان سازمانی مورد بررسی قرار گیرد؛ اما پیش از آن، مروری اجمالی بر طرح برخی اندیشه های نظری در زمینه انسان سازمانی که باعث چرخش های اساسی و متفاوتی در نظریه های سازمان و مدیریت شده است صورت می گیرد.