ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۳٬۵۰۰ مورد.
۲۱.

ارزیابی روان سنجی نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت در میان پرستاران ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: آسیب اخلاقی نوعی آسیب روانی است که کارکنان نظام سلامت در نتیجه مواجهه با موقعیت های اخلاقی دشوار تجربه می کنند و می تواند منجر به احساس گناه، شرم، پریشانی هیجانی و کاهش روحیه شود. این مطالعه با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت (P-MISS-HP) در میان پرستاران ایرانی انجام شد. روش ها: این مطالعه مقطعی در سال 1404 در ارومیه انجام شد. فرایند ترجمه ابزار با روش ترجمه رو به جلو و برگشتی انجام گرفت. روایی صوری، محتوایی و سازه ابزار با مشارکت ۲۲۰ پرستار انجام شد که به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در یک گروه تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) با روش بیشینه درست نمایی و چرخش ابلیمین انجام شد و در گروه دیگر تحلیل عاملی تأییدی (CFA) صورت گرفت. پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ و امگای مک دونالد ارزیابی شد. روایی همگرا و واگرا نیز از طریق شاخص هایaverage variance extracted (AVE)، composite reliability (CR)، maximum shared variance (MSV) و نسبت Heterotrait-Monotrait (HTMT) بررسی شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی دو عامل «شرم/گناه/ملامت» و «دغدغه های معنوی» را آشکار کرد که در مجموع 63/2درصد از واریانس کل را تبیین کردند؛ یک گویه نیز حذف شد. تحلیل عاملی تأییدی مدل دو عاملی را با شاخص های برازش مطلوب تأیید کرد (0/062RMSEA = ، 0/988 CFI =، 1/424CMIN/DF = ). همسانی درونی ابزار بالا بود (آلفای کرونباخ: 0/901 و مک دونالد امگا: 0/904). روایی همگرا (0/90CR > و 0/50 AVE >) و واگرا مورد تأیید قرار گرفت (0/621HTMT = و MSV < AVE). نتیجه گیری: نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است و ابزاری معتبر و پایا برای سنجش آسیب اخلاقی در پرستاران ایرانی محسوب می شود.
۲۲.

تحلیل پتانسیل ها و موانع گردشگری سلامت: مطالعه ای کیفی در شهر مراغه، ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه: گردشگری سلامت راهبردی مهم برای جذب سرمایه خارجی است ولی ظرفیت های بهره برداری نشده ای در مناطقی مانند آذربایجان و شهر مراغه وجود دارد که می توانند در توسعه این صنعت نقش مؤثری ایفا کنند. هدف از مطالعه حاضر تعیین پتانسیل ها و موانع توسعه گردشگری سلامت در شهر مراغه بود. روش ها: مطالعه کیفی حاضر با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته در سال1403 انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمام افراد خبره در حوزه گردشگری سلامت و سازمان های مرتبط در شهرستان مراغه بود. نمونه گیری ابتدا به روش هدفمند و سپس به روش گلوله برفی انجام شد. این فرآیند تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه یافت. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. یافته ها: شهرستان مراغه از پتانسیل های قابل توجهی شامل منابع طبیعی درمانی، زیرساخت های ارتباطی و جغرافیایی مطلوب و همچنین خدمات سلامت تخصصی در حوزه هایی همچون قلب و نوزادان برخوردار است. موانع گسترده ای از قبیل کمبودهای زیرساختی در بخش های اقامتی و درمانی، ضعف در بازاریابی، نبود همکاری مؤثر بین بخشی و نیز سطح ناکافی فرهنگ گردشگرپذیری امکان بهره برداری از این ظرفیت ها را محدود ساخته است. در سطح عملیاتی، موانع بیمارستانی از جمله کمبود نیروی متخصص، ضعف در مهارت های ارتباطی کارکنان، مسائل مالی و نبود برنامه ریزی یکپارچه به چشم می خورد. نتیجه گیری: مراغه، با وجود پتانسیل های گردشگری، در توسعه گردشگری سلامت با چالش هایی مواجه است. بهبود زیرساخت های گردشگری و گردشگری سلامت، شفاف سازی هزینه های درمانی، همکاری بین بخشی و توسعه فعالیت های بازاریابی، جذب سرمایه گذار، کاهش بروکراسی و افزایش امنیت از عوامل کلیدی در رشد این صنعت است.
۲۳.

طراحی مدل مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۰
مقدمه و اهداف: مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی به مشارکت فعال شهروندان در طراحی و اجرای این خدمات اشاره دارد که باعث شناسایی بهتر نیازهای جامعه و بهبود کیفیت خدمات می شود. هدف این پژوهش طراحی مدل مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب است. مقاله حاضر مبانی فلسفی تفسیری داشته و جهت گیری آن توسعه ای است. رویکرد این پژوهش استقرایی و کیفی است. نوع پژوهش میدانی بوده و از نظریه داده بنیاد استفاده می کند. نمونه گیری نظری از طریق مصاحبه با 20 نفر از (حلقه های میانی) سازمان خدمات تأمین اجتماعی شهر کرمانشاه به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انجام شده است. طبقات کدگذاری باز با انجام کدگذاری محوری به یکدیگر پیوند داده شدند و برای شکل دادن تئوری داده، در طی کدگذاری انتخابی پالایش شدند. یافته های پژوهش در قالب مدل پارادایمی مدل مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی به عنوان مقوله محوری (عدم استفاده ابزاری از مردم و مشارکت مردم در اقدامات اجرایی)، شرایط علّی (حمایت از نهادهای مردمی و تشکیل نهادهای مردمی)، عوامل زمینه ای (حمایت از مشارکت مردمی و حمایت از طرح های اجرایی مردم)، شرایط مداخله گر (واگذاری بخشی از مسئولیت ها به مردم و برقراری عدالت سازمانی زیر سایه مردم)، راهبردهای تعاملی (بهره مندی از نظرات مردمی و بهره مندی از حمایت های مالی مردمی) و پیامدها (حمایت از تصمیم گیری نهادهای مردمی و حمایت از درخواست و مطالبات مردمی) طراحی شده است. مدل ارائه شده می تواند راهنمایی برای برنامه ریزی استراتژیک مدیران سازمان تأمین اجتماعی باشد که با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب از مزایای آن بهره مند شوند. مقدمه و اهداف: سازمان ها به عنوان ابزارهایی برای دستیابی به نتایج ارزنده ایجاد شده اند و پاسخگویی در آنها، به ویژه در سازمان های دولتی، از ارکان دموکراسی است. این پاسخگویی به دلیل خطر سوءاستفاده از قدرت، اهمیت ویژه ای دارد. در ایران، نظام تأمین اجتماعی از سال ۱۳۰۱ آغاز شده و سازمان تأمین اجتماعی به عنوان رکن اصلی آن فعالیت می کند. این سازمان حدود ۱۳ میلیون بیمه شده و بیش از 5/2 میلیون مستمری بگیر دارد؛ اما بسیاری از افراد در بخش های غیررسمی از مزایای آن بی بهره اند. موفقیت نظام تأمین اجتماعی نیازمند چهارچوب های قانونی قوی و هماهنگی درونی است. در نظام های مردم سالار، حاکمیت قانون بر روابط عمومی و دولت حاکم است و باید به طور یکسان اجرا شود. انقلاب اسلامی ایران در قرن بیستم با تأکید بر ارزش های دینی، تحولی عمیق در ساختار حکومتی ایجاد کرد و به عنوان الگویی برای دیگر ملت ها عمل کرد. بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، نقشه راهی برای خودسازی و جامعه سازی در چهل سال آینده ارائه داده است. این بیانیه شامل توصیه هایی در زمینه های مختلف است و نادیده گرفتن آن می تواند به انحراف در سیاست گذاری منجر شود. پژوهش حاضر به بررسی نحوه طراحی الگوی مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با توجه به این بیانیه می پردازد. روش : هدف این پژوهش طراحی مدلی برای مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب است. این پژوهش با رویکرد تفسیری و توسعه ای، از روش کیفی و استراتژی نظریه داده بنیاد Corbin و Strauss (2014) بهره می برد. با توجه به نارسایی های موجود در مدل های پیشین، این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی جوانب مختلف و شرایط سازمان ها، نگاهی عمیق تر به مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی ارائه دهد. پرسش های اصلی پژوهش شامل چرایی و چگونگی ارزیابی خدمات تأمین اجتماعی است. به دیگرسخن، عواملی که ضرورت حرکت به سمت مردمی سازی را ایجاد می کنند، زیرساخت های لازم، عوامل مداخله گر و راهبردهای قابل پیش بینی بررسی می شود. جامعه آماری شامل نمایندگان مردمی در کرمانشاه، از جمله مدیران و کارکنان سازمان تأمین اجتماعی و ارباب رجوعان است. داده های مصاحبه به کمک کدگذاری باز، محوری و گزینشی با نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند و مدل پارادایمی پژوهش ارائه شد. برای تضمین روایی و پایایی، از روش ارزیابی لینکلن و گوبا استفاده شد. اعتبار با تأیید فرآیند پژوهش و مشاوره با متخصصان تأمین شد. همچنین، اطمینان پذیری با ثبت دقیق جزئیات پژوهش و تأییدپذیری از طریق نگهداری مستندات مراحل پژوهش تضمین شد. نتایج : در این پژوهش، پس از انجام مصاحبه ها، یادداشت های مربوط به آنها در نرم افزار Word ثبت و کدهای اولیه استخراج شد. در مجموع، 83 کد اولیه از 20 مصاحبه به دست آمد. با رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه های بعدی، کدهای استخراجی تأیید شدند. مراحل پژوهش شامل استخراج مفاهیم در کدگذاری باز «اولیه» و تشکیل مقوله های اصلی در کدگذاری باز «ثانویه» بود که در نهایت به ایجاد 6 مقوله اصلی منجر شد. جداول (3 الی 9) مختلف شامل نمونه هایی از کدگذاری و مقوله ها ارائه شده است. برای مثال، مقوله های اصلی شامل حمایت از مردم، مشارکت مردم، و عدالت خواهی مردمی هستند. این مقوله ها به تفصیل در جداول مختلف شامل کدهای باز و مفاهیم مرتبط دسته بندی شده اند. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله محوری شناسایی و مدل پارادایمی پژوهش (شکل 1) ترسیم شد. این مدل به بررسی و تحلیل داده ها کمک می کند و می تواند به عنوان نقشه راهی برای مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی در شهر کرمانشاه استفاده شود. این نتیجه گیری ها می توانند به بهبود فرآیندها و ارتقاء کیفیت خدمات تأمین اجتماعی کمک کنند. بحث و نتیجه گیری: مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی به فرآیند مشارکت فعال شهروندان در طراحی و اجرای این خدمات اشاره دارد. هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تمرکز بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب اسلامی است. این مدل بر این باور استوار است که برای ارائه خدمات مؤثر، مردم باید در مراحل تصمیم گیری و اجرای خدمات نقش داشته باشند. این مشارکت می تواند به شناسایی دقیق تر نیازها و بهبود کیفیت خدمات منجر شود. شرایط علّی مدل شامل حمایت از نهادهای مردمی و تشکیل آنهاست که به عنوان واسطه هایی برای انتقال خواسته ها و نیازهای شهروندان عمل می کنند. عوامل زمینه ای نیز نقش مهمی دارند؛ حمایت از مشارکت مردمی و تأمین منابع مالی می تواند این روند را تسهیل کند. شرایط مداخله گر شامل واگذاری بخشی از مسئولیت ها به مردم و برقراری عدالت سازمانی است که حس تعلق و مسئولیت اجتماعی را تقویت می کند. راهبردهای تعاملی شامل بهره مندی از نظرات مردمی و حمایت های مالی است که می تواند به بهبود کیفیت خدمات تأمین اجتماعی کمک کند. پیامدهای این مدل شامل حمایت از تصمیم گیری نهادهای مردمی و توجه به درخواست های مردمی است. با توجه به چالش ها و محدودیت های موجود در پژوهش های مشابه، پیشنهاداتی برای بهبود کیفیت پژوهش های آینده ارائه شده است؛ از جمله استفاده از روش های کمّی، گسترش دامنه تحقیق و بررسی عوامل محدودکننده. این اقدامات می تواند به شفاف سازی و بهبود فرآیند مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی کمک کند. تقدیر و تشکر: بر خود لازم می دانیم از دوستانی که ما را در نوشتن این مقاله یاری نمودند، تشکر و قدردانی نماییم. تعارض منافع : در مقاله بین نویسندگان تعارض منافعی وجود ندارد.
۲۴.

تبیین رابطه اثرگذاری معنویت در محیط کار و جو اخلاقی بر وفاداری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: در عصر حاضر، کار به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی تبدیل شده و وفاداری کارکنان، به عنوان سرمایه های ارزشمند سازمان، نقش بی بدیلی در بقا و موفقیت سازمان دارد (خائف الهی و همکاران، 1396). وفاداری سازمانی به معنای حمایت از اهداف سازمان و تعهد عاطفی به ارزش های آن است (قلی پور و همکاران، 1400؛ حریری و همکاران، 1393). این وفاداری با معنویت و جو اخلاقی در محیط کار رابطه ای نزدیک دارد؛ به طوری که درک معنای عمیق در کار و همسویی با ارزش های سازمانی، تمایل به وفاداری را افزایش می دهد (مالک و بشارت، 2011). با توجه به اهمیت وفاداری سازمانی، شناسایی عوامل مؤثر بر آن مانند معنویت و جو اخلاقی در محیط کار برای آموزش و پرورش ضروری است. درک تأثیر این عوامل و اجرای راهکارهای بهبود آنها، می تواند وفاداری معلمان را افزایش دهد. نتیجه این فرآیند، پرورش معلمانی متعهد و دارای انگیزه درونی است که مسئولانه و فراتر از وظایف رسمی، در راستای اهداف مدرسه و ارتقای نظام آموزشی گام برمی دارند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف «تبیین رابطه مؤثر معنویت در محیط کار و جو اخلاقی با وفاداری سازمانی معلمان مدارس ابتدایی شهر قم» انجام می شود. اهداف ویژه مطالعه عبارت اند از: ۱. تعیین رابطه مؤلفه های معنویت در محیط کار (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همبستگی و هم راستایی ارزش ها) و وفاداری سازمانی معلمان؛ ۲. تعیین رابطه بین مؤلفه های جو اخلاقی (علاقه مندی و توجه، مقررات، ابزاری، حرفه ای گرایی و مستقل) و وفاداری سازمانی معلمان؛ و ۳. تعیین رابطه بین مؤلفه های معنویت در محیط کار با جو اخلاقی معلمان. این پژوهش در پی ارائه چهارچوبی برای ارتقای تعهد و اثربخشی معلمان است. روش: این پژوهش با روش توصیفی-همبستگی و با هدف پیش بینی وفاداری سازمانی معلمان براساس معنویت در محیط کار و جو اخلاقی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی ناحیه ۳ آموزش و پرورش شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که از میان آنان، با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده و براساس جدول مورگان، ۲۶۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ملاک های ورود شامل تمایل به مشارکت و حداقل ۵ سال سابقه خدمت در دوره ابتدایی بود. برای جمع آوری داده ها از سه پرسش نامه استاندارد استفاده شد که عبارت اند از: پرسش نامه معنویت در محیط کار میلایمن و همکاران (۲۰۰۳)، پرسش نامه جو اخلاقی کالن و همکاران (۱۹۹۳) و پرسش نامه وفاداری سازمانی ولز و همکاران (۲۰۰۸). در مرحله تحلیل، ابتدا فرض نرمال بودن توزیع داده ها برای همه متغیرهای اصلی و مؤلفه ها با آزمون کولموگروف-اسمیرنف بررسی شد. نتیجه این آزمون نشان می دهد سطح معناداری برای همه متغیرها بیشتر از ۰.۰۵ است که بر نرمال بودن داده ها دلالت دارد. با احراز این شرط، امکان استفاده از آزمون های پارامتریک فراهم آمد. براساس این، برای بررسی ارتباط بین متغیرها از همبستگی پیرسون و برای بررسی فرضیه اصلی تحقیق (براساس معنویت در محیط کار و جو اخلاقی می توان وفاداری سازمانی را در معلمان دوره ابتدایی پیش بینی نمود) از آزمون رگرسیون خطی چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شد. تمامی محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ انجام شد. یافته ها: نمونه پژوهش متشکل از ۲۶۰ معلم ابتدایی شهر قم بود که عمدتاً مرد (۶۴درصد)، در بازه سنی ۳۱ تا ۴۰ سال (7/47درصد) و با سابقه خدمت کمتر از ده سال (7/57درصد) بودند. از نظر وضعیت متغیرهای اصلی پژوهش، میانگین و انحراف معیار نمرات معنویت در محیط کار 67/3±91/0 در حد متوسط، جو اخلاقی 08/3±69/0 از حد متوسط پایین تر، میانگین و انحراف معیار وفاداری سازمانی 09/4±83/0 بالاتر از حد متوسط بوده است. تحلیل همبستگی پیرسون نشان می دهد تمامی مؤلفه های معنویت در محیط کار (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همسویی ارزش ها) و مؤلفه های جو اخلاقی (علاقه مندی، مقررات و حرفه ای گرایی) با وفاداری سازمانی رابطه ای مستقیم و معنادار (۰۱/۰>p) دارند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد مؤلفه های معنویت در محیط کار در مجموع 2/23درصد از واریانس وفاداری سازمانی را تبیین می کنند که در این میان، احساس یکپارچگی و همبستگی (۳۴۹/۰=β) قوی ترین پیش بین بود. مؤلفه های جو اخلاقی نیز 1/27درصد از این واریانس را پیش بینی کردند که حرفه ای گرایی (۹۶۳/۰=β) بیشترین سهم را داشت. همچنین، معنویت در محیط کار 2/36درصد از واریانس جو اخلاقی را تبیین نمود که احساس یکپارچگی و همبستگی (۹54/۰=β) بیشترین سهم را داشت. تحلیل مسیر نهایی با شاخص های برازش مطلوب (۰۹/۰>GFI ،۱/۰RMSEA<) تأیید کرد که معنویت در محیط کار هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم و از طریق جو اخلاقی، بر وفاداری سازمانی معلمان تأثیر معنادار دارد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی رابطه معنویت در محیط کار و جو اخلاقی با وفاداری سازمانی معلمان ابتدایی قم انجام شد و مدلی یکپارچه را برای نخستین بار آزمود. یافته ها نشان می دهد میانگین وفاداری سازمانی بالاتر از حد متوسط، معنویت در حد متوسط و جو اخلاقی پایین تر از متوسط است. تمامی مؤلفه های معنویت (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همسویی ارزش ها) و جو اخلاقی (مانند حرفه ای گرایی و علاقه مندی) با وفاداری سازمانی رابطه ای مستقیم و معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون مشخص کرد مؤلفه های معنویت 2/23درصد و مؤلفه های جو اخلاقی 1/27درصد از واریانس وفاداری سازمانی را تبیین می کنند. همچنین، معنویت در محیط کار 2/36درصد از واریانس جو اخلاقی را پیش بینی نمود. تحلیل مسیر نیز نشان می دهد معنویت هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق جو اخلاقی) بر وفاداری تأثیر دارد. در تبیین نتایج می توان براساس نظریه معناسازی (ویک، ۱۹۹۵) اشاره کرد که معنویت با ایجاد کار معنادار، انسجام و همسویی ارزشی، ابهام نقش را کاهش داده و فرآیند معنابخشی مشترک و وفاداری را تقویت می کند. همچنین، طبق نظریه رفتار اخلاقی (رست، ۱۹۸۶)، جو اخلاقی مثبت، حساسیت و انگیزش اخلاقی معلمان را افزایش داده و از طریق تقویت اعتماد و تعهد، به وفاداری بلندمدت منجر می شود. این یافته ها با مطالعات پیشین داخلی و خارجی همسو است. در نتیجه، تقویت معنویت و جو اخلاقی در مدارس از طریق اقداماتی مانند آموزش مدیران، بازنگری در نظام پاداش و بهبود روابط انسانی می تواند به افزایش وفاداری، ماندگاری و بهره وری معلمان و در نهایت ارتقای کیفیت آموزشی بینجامد..
۲۵.

تبیین شایسته سالاری و مؤلفه های شایستگی براساس عقلانیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه و اهداف: امروزه آهنگ توجه به موضوع شایستگی در بخش دولتی شتاب گرفته و دولت ها، شایستگی را به عنوان اهرمی جهت ارتقای بهره وری خود در نظر گرفته اند. وجود نظام شایسته سالاری در هر کشوری، موجب افزایش مقبولیت و مشروعیت آن نظام سیاسی خواهد بود. ازاین رو، شناسایی و انتصاب افراد شایسته در سازمان های دولتی، اصلی ترین وظیفه نظام حاکم می باشد که پیش نیاز این دو اقدام کلیدی، تعریف و تبیین شایستگی مورد نیاز برای مناصب است. هم اکنون پس از گذشت پنج دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی و در آستانه تحقق دولت اسلامی در ایران، اصلاح نظام مدیریتی از خواسته های بحق م ردم می باشد که یکی از مهم ترین لوازم آن، توجه به اصل شایسته سالاری است. اما هر بررسی و مطالعه ای درخصوص شایسته سالاری، به تعیین چگونگی تفکر در مورد آن نیاز دارد که متأثر از مبانی و ارزش های حاکم بر آن نظام است. اینکه چه الزاماتی در بررسی شایسته سالاری در نظر گرفته شود، چگونه نسبت به آنها فکر شود، عوامل، اجزا و دامنه بررسی آن چه باشد و... باید پیش از بررسی شایسته سالاری مدنظر قرار گیرند. پس از آنکه رحیمی و همکاران (1400 و 1401) در پژوهشی، چهارچوب عقلانیت را مبتنی بر آموزه های اسلامی (آیات و روایات) همراه با دلالت های آن در مدیریت دولتی ارائه نمودند، رحیمی و مؤید صفاری (1402) در پژوهش دیگری براساس چهارچوب یادشده، نظام بوروکراسی و عقلانیت بوروکراتیک را به چالش کشیدند و طی آن، دو راهبرد - یکی کوتاه-مدت و یکی بلندمدت - برای برون رفت از این نظام و آسیب های آن و حرکت به سمت نظام مبتنی بر عقلانیت اسلامی ارائه کردند. راهبرد بلندمدت مطرح شده عبارت از جذب و به کارگماری افراد شایسته (براساس عقلانیت اسلامی) در نظام بوروکراسی بود که به تحول و ارتقای آن منجر خواهد شد. در این پژوهش براساس چهارچوب عقلانیت اسلامی، مفهوم شایسته سالاری و مؤلفه های آن ارائه و سازوکاری برای تحقق آن پیشنهاد شده است. تحقیق حاضر یک پژوهش کیفی با فلسفه تفسیری، رویکرد استفهامی، جهت گیری بنیادی و از نوع کتابخانه ای می باشد که با راهبرد دلالت پژوهی صورت گرفته است. برای پیاده سازی این روش، چهارچوب عقلانیت اسلامی به عنوان دانش مبدأ و مفهوم شایستگی به عنوان دانش مقصد در نظر گرفته شده است. عقلانیت از منظر آموزه های اسلامی (آیات و روایات) دارای سه بُعد عمده می باشد که عبارت اند از: زمینه های شکوفایی عقلانیت، ساحت های شکوفایی عقلانیت، و پیامدهای شکوفایی عقلانیت. تصویر1: چهارچوب مفهومی عقلانیت اسلامی براساس چهارچوب عقلانیت اسلامی، سه محور اساسی شایستگی متناسب با سه ساحت وجود انسان که اندیشه ، صفات و افعال هستند به ترتیب شایستگی های هوشی، شایستگی های اخلاقی، و شایستگی های تخصصی و حرفه ای می باشند. شایستگی های هوشی [1] شایستگی های هوشی در ساحت اندیشه به عنوان شروط لازم و حداقل عقلانیت اسلامی مطرح هستند که حول تمییزمحوری معنا می یابند؛ بدین معناکه شایستگی از منظر عقلانیت اسلامی، مستلزم آن است که فرد در مسائل نظری، قدرت فهم، تشخیص و تمییز داشته و در موارد عملی نیز قدرت بهره برداری خلاقانه و اقدام مقتضی بر مبنای مسائل نظری را دارا باشد و این خود مستلزم بهره مندی از انواع بهره های هوشی است. براساس دستاوردهای بشری تاکنون آزمون های استانداردی برای سنجش انواع هوش وجود دارند که درعین حالی که در حال تکامل هستند، می تواند به عنوان ابزارهایی کارآمد برای سنجش سطوح مختلف شایستگی های هوشی استفاده شوند. شایستگی های اخلاقی می توان گفت شایستگی های اخلاقی به معنای توان انتخاب ارزش های صحیح و قدرت اِعمال آنها در شرایط مختلف می باشد. در این خصوص لازم است توجه شود که اگرچه انتخاب ارزش های صحیح ممکن است با تقلید و یا به صورت اتفاق محقق شود، اما معمولاً اِعمال دقیق آنها نیازمند بهره های هوشی بالا به ویژه هوش اجتماعی است. در روایات اهل بیت عصمت و طهارت، ملکه صداقت و راستگویی به عنوان والاترین ملکه اخلاقی و دروغگویی به عنوان شاه کلید سایر رذائل و بدی ها مطرح شده است. به دیگرسخن، کسی که دروغ می گوید اساساً مستعد هرگونه شرارت می باشد. ازاین رو، می توان اصل صداقت و عدم دروغ گویی را به عنوان اصلی ترین معیار شایستگی اخلاقی قلمداد نمود. براساس دستاوردهای بشری تاکنون فناوری هایی همچون دستگاه های دروغ سنجی و آزمون های استاندارد روان شناختی جهت سنجش میزان دروغ گویی ایجاد شده و در حال تکامل هستند که می توانند به صورت توأم برای سنجش شایستگی اخلاقی با محوریت صداقت استفاده شوند. شایستگی های تخصصی و حرفه ای همان گونه که در ادبیات موضوع نیز اشاره شد، شایستگی های تخصصی به مجموعه مهارت ها، دانش، و توانمندی های خاص یک حوزه علمی یا فنی اشاره دارد که برای انجام موفقیت آمیز وظایف در یک حرفه خاص (مانند پزشکی، مهندسی، حقوق و...) ضروری است. این شایستگی ها معمولاً از طریق آموزش دانشگاهی، گواهینامه های تخصصی، و تجربه های عملی به دست می آیند. شایستگی های حرفه ای نیز شامل مهارت هایی است که در محیط های کاری و از طریق آموزش های حین کار توسعه می یابند. براساس دستاوردهای بشری تاکنون آزمون های تخصصی همچون کنکورهای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری و همچنین، آزمون های استخدامی عموماً برای سنجش شایستگی های تخصصی و حرفه ای استفاده می شوند که در حال تکامل بوده و به شرط عدم دخالت معیارهای فراتخصصی و حاشیه ای همچون سهمیه های مختلف، می توانند به منظور احراز تخصص استفاده شوند. در نتیجه، می توان گفت: شایسته سالاری از منظر عقلانیت اسلامی بدین معناست که شایسته ترین افراد که همانا باهوش ترین ، راستگوترین و متخصص ترین انسان ها هستند، بر مسند اداره امور عمومی بنشینند. در نظام شایسته سالار مبتنی بر عقلانیت اسلامی، بالاترین معدل ها در برآیند هوش، صداقت و تخصص که حداقلی از هر یک از شاخص ها را نیز داشته باشند، در بالاترین رتبه های مدیریتی قرار می گیرند. تاکنون در ادبیات شایسته سالاری در نظام اسلامی، بر دو مؤلفه تخصص و تعهد تأکید شده است؛ اما در این پژوهش، مؤلفه مهم دیگری به این دوگانه تحت عنوان بهره های هوشی اضافه شد؛ زیرا واقعیت آن است که به وسیله هوش، انسان می تواند از تخصص و تعهد خویش در راستای حل مسائل به کارآمدترین وجه بهره گیری نماید. تخصص بدون هوش در آموزه های اسلامی(همچون سوره جمعه آیه 5) مثال چهارپایی دانسته شده که باری از کتب را حمل می کند. تعهد بدون هوش هم براساس آموزه های اسلامی، انسان را دچار افراط یا تفریط در پیروی از اوامر الهی و اولیای او می کند (همچون خوارج در زمان امام علی). همچنان که هوش و تخصص بدون تعهد هم انسان را (همچون معاویه) به وادی تزویر می کشاند. بنابراین، از منظر عقلانیت اسلامی لازم است هر سه مؤلفه هوش، تعهد و تخصص به عنوان شایستگی مورد توجه قرار گیرند. همچنین، انسان با تقوا کسی است که در هر موضوعی که بدان می پردازد، دارای حداقلی از تخصص، دقت و هوشمندی لازم باشد. رعایت تقوا به این معنا، منجر به گشایش باب امدادهای غیبی (طلاق، 2 و 3)، تسهیل امور (طلاق، 4)، هدایت به مسیرهای سلامت (مائده، 16؛ عنکبوت، 69) و افزایش ظرفیت انسان در تشخیص و حل مسائل می شود (انعام، 122؛ حدید، 28؛ انفال، 29). سرانجام گفتنی است که شایسته سالاری یک فرایند است که مراحل مختلفی همچون شایسته پروری، شایسته گزینی، شایسته گماری و شایسته داری دارد. راهکارهایی که ارائه شدند تنها مناسب برای برخی از مراحل مانند شایسته گزینی و شایسته گماری هستند؛ درحالی که ضروری است به منظور توسعه حداکثری منابع انسانی شایسته، در همه مراحل، تدبیرهای متناسب صورت بپذیرد. واژگان کلیدی: شایستگی، شایسته سالاری، عقلانیت اسلامی، هوش، صداقت، تخصص. تعارض منافع: در تدوین این مقاله موارد مربوط به اخلاق نشر، کاملاً رعایت شده و منافع تجاری در این راستا وجود ندارد و نویسندگان در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت نموده اند. همچنین، بدین وسیله اصالت محتوای مقاله و عدم انتشار آن در جای دیگر اعلام می شود.   [1] . IC: Intelligence Competency  
۲۶.

واکاوی برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی (چرایی، چیستی و چگونگی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و اهداف: «مدیریت عملکرد» به دلیل نقش اساسی آن در موفقیت سازمان برای دستیابی به اهداف هم از دیدگاه دانش مدیریت و هم از منظر آموزه های اسلامی چه در بُعد فردی و چه در بُعد سازمانی ابزار توانمندی است. برنامه ریزی که از اهم وظایف مدیریتی است و در رأس هرم آنها قرار دارد، یکی از مؤلفه های مهم و اساسی فرایند مدیریت عملکرد سازمانی می باشد؛ به گونه ای که مدیریت عملکرد سازمان بدون آن بی معناست. ازاین رو، اهمیت برنامه ریزی در سازمان های امروزی در ابعاد مختلف به ویژه در بعد عملکردی انکارشدنی نیست؛ زیرا با توجه به محدود بودن منابع سازمان و متنوع و رو به افزایش بودن نیازهای آن، همه سازمان ها به دنبال صرف منابع محدود برای رفع نیازهای متنوع، به صورت بهینه، اثربخش و کارا هستند و این خواسته بدون یک برنامه ریزی دقیق و مؤثر در سازمان تحقق پیدا نخواهد کرد؛ اما اینکه این برنامه ریزی مؤثر، چه نوع برنامه ریزی است و چگونه باید طراحی و اجرا شود، موضوعی است که فهم آن مهم است و براساس جستجوی صورت گرفته، چندان تحقیق مستقل نیز در این زمینه از منظر آموزه های اسلامی صورت نگرفته است. و هدف اصلی از انجام این تحقیق، روشن نمودن همین موضوع از این منظر است. بنابراین، با توجه به تأثیرپذیری برنامه ریزی از ارزش های حاکم بر سازمان ، چیستی برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی و چگونگی طراحی و اجرا آن از این منظر، مسئله اصلی این پژوهش بوده است. روش: این پژوهش با روش ترکیبی اجتهادی−تحلیلی انجام شده است. توضیح اینکه پس از طرح پرسش های اصلی و فرعی تحقیق، به بررسی مبانی نظری موضوع پرداخته شده و سپس با توجه به اینکه از نظر اندیشمندان اسلامی، پذیرفته ترین روش تحقیق در منابع دینی، برای استنباط احکام الهی، «روش اجتهاد» است و می توان آن را به گونه ای توسعه داد که در علوم انسانی و دانش مدیریت نیز کاربرد داشته باشد، از این روش استفاده شد و با بررسی منابع تحقیق، مستندات دینی مرتبط با موضوع تحقیق شناسایی شده است و در نهایت، برای دسته بندی و تجزیه و تحلیل مفاهیم داده ها، مضمون گیری از مفاهیم و درنتیجه رسیدن به یک نظریه، از روش تحلیل مضمون استفاده و تجزیه و تحلیل مفاهیم و مضامین تحقیق، با این روش در پنج گام انجام شده است. و در مرحله آخر با تدوین گزارش تحقیق، شبکه مضامین تشکیل و طراحی شده است. یافته ها: تحقیق با دستیابی به سه دسته مضامین توصیفی (247 مضمون)، تفسیری (74مضمون) و رابطه ای (5مضمون) نشان می دهد که «برنامه ریزی جامع» به عنوان برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی، ضمن ضروری بودن آن عقلاً و نقلاً و نیز مفید بودن آن از حیث مقابله با کمبودها، استفاده بهینه از منابع و ایمنی از پیشیمانی، از منظر آموزه های اسلامی چیزی است که باید در قالب برنامه ریزی الهی انجام شود و مبتنی بر اصول سیزده گانه ای (تبعیت، دقت و ظرافت، تفکر و اندیشه، اولویت بندی در امور، سهولت و رعایت توان عمومی، انعطاف، آینده نگری و دوراندیشی، اعتقاد به حاکمیت مشیت الهی، هم سویی در هدف گذاری، مشروعیت ابزار وسایل دستیابی به اهداف، عدالت محوری، فرصت گرایی و تهدید زدایی، وقت شناسی و مدیریت زمان) باشد که از مبانی دینی نشئت گرفته اند. و نیز عوامل چهارگانه توفیق الهی، امید به حل مسئله، کاربست تجربه ها و مشاوره بر آن تأثیرگذار است. همچنین، یافته های تحقیق نشان می دهد که نحوه برنامه ریزی مؤثر دارای فرایند شش مرحله ای به این ترتیب است: تعیین هدف، شناخت و تجزیه و تحلیل عوامل درونی و بیرونی، شناسایی راه های دستیابی به هدف، انتخاب یک راه حل مناسب، تعیین زمان مناسب و اجرای برنامه. نتایج: در این تحقیق تلاش شده است چرایی، چیستی و چگونگی برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی بررسی شود. در این زمینه تحقیق به این نتیجه رسیده که وجود برنامه ریزی جامع به عنوان برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی به دلایل عقلی و نقلی و نیز به دلیل فوایدی که دارد، یک امر ضروری است. و برنامه ریزی مؤثر از منظر آموزه های اسلامی چیزی است که در قالب برنامه الهی انجام شود و مبتنی بر اصول سیزده گانه یادشده باشد. و چگونگی آن نیز با طی مراحل شش گانه یادشده به انجام می رسد. همچنین، نتایج تحقیق نشان می دهد که دو دیدگاه اسلامی و مدیریت رایج در بحث ضرورت و فواید برنامه ریزی و نیز در اصل فرایند و طی مراحل ششگانه آن با هم هماهنگ اند؛ اما در کیفیت طی این مراحل با هم تفاوت اساسی دارند و نیز دو دیدگاه یادشده در دو مرحله هدف گذاری و انتخاب راه حل رسیدن به هدف و همچنین در برخی از اصول حاکم بر برنامه ریزی در سازمان باهم تفاوت مبنایی دارند.
۲۷.

تبیین الگوی راهبردی سرمایه اجتماعی مبتنی بر دیدگاه شهید حاج قاسم سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
شهید حاج قاسم سلیمانی به عنوان یک شخصیت راهبردی و فراملی، هم خودش سرمایه اجتماعی محسوب می شود و هم سرمایه اجتماعی را در دفاع مقدس و پس از آن رهبری و مدیریت نموده است، ازاین رو دیدگاه-های ارزشمندی در خصوص سرمایه اجتماعی دارد. بنابراین هدف اصلی در این پژوهش تبیین الگوی راهبردی سرمایه اجتماعی از دیدگاه ایشان می باشد. تعداد 60 عدد از اسناد برجای مانده و در دسترس از ایشان شامل سخنرانی ها، جلسات و وصیت نامه ایشان کدگذاری شد و با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد، الگوی موردنظر تدوین گردید. در شرایط علّی مفاهیمی مانند جوان گرایی، امیدواری به خداوند، تکریم خانواده شهدا و... و در شرایط مداخله گر مفاهیمی همچون تبلیغات منفی دشمن، تهاجم فرهنگی، روحیه الهی و معنوی مدیران و ... در شکل گیری یا عدم شکل گیری سرمایه اجتماعی تأثیرگذار هستند. شرایطی از قبیل فضای حاکم بر حوزه های علمیه و دانشگاه ها، معنویت حاکم در جامعه و اهمیت خانواده در جوامع ایرانی اسلامی می تواند زمینه ایجاد و پرورش سرمایه اجتماعی را فراهم سازد. پدیده محوری، حضور داوطلبانه در صحنه های مختلف است. راهبردهای سرمایه اجتماعی به دو دسته راهبردهای ذهنی و عینی تقسیم می شوند و با توجه تعداد زیاد راهبردهای استخراج شده می توان گفت نگاه شهید سلیمانی به مقوله سرمایه اجتماعی یک نگاه راهبردی است که به کارگیری این راهبردها پیامدهایی همچون امنیت، صدور انقلاب اسلامی به دنیا، استقلال در همه سطوح، انسجام و همبستگی، یکرنگی در جامعه و رسیدن به کمال را به دنبال دارد.
۲۸.

تدوین چارچوب کیفی توانمندسازی استعدادهای متخصص نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما: رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف: این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی کیفی برای توانمندسازی استعدادهای متخصص مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما انجام شده است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر داده ها کیفی و مبتنی بر رویکرد داده بنیاد نظام مند و از نظر روش اجرا اکتشافی مبتنی بر رویکرد استقرایی است. مشارکت کنندگان در پژوهش، کلیه متخصصان و خبرگان آشنا به موضوع توانمندسازی استعدادها و بومیان دیجیتال در دانشگاه ها و رسانه ملی و سازمانهای رسانهای بودند. برای جمعآوری اطلاعات، از مصاحبه نیمهساختاریافته و برای تحلیل دادهها، از روش کدگذاری های باز، محوری و انتخابی در چارچوب نظریه داده بنیاد نظام مند استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب کیفی توانمندسازی استعدادهای متخصص، مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما، مشتمل است بر ۱۸۲ کد باز و ۲۷ کد محوری در قالب شرایط علی، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها. این چارچوب بیانگر آن است که برای توانمندسازی استعدادهای متخصص، مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما، بایستی دید کلان به موضوع داشت و عوامل به دست آمده را به صورت یکجا و کلی مدنظر قرار داد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که توانمندسازی استعدادهای متخصص، مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما، می تواند در تحقق اهداف سازمان صداوسیما، پیامدهای مثبت و اثرگذاری در پی داشته باشد. چارچوب ارائه شده از نظر خبرگان، از اعتبار کافی برخوردار است و می تواند به عنوان چارچوبی کاربردی، برای توانمندسازی استعدادهای متخصص، مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما استفاده شود.
۲۹.

طراحی ره نگاشت سلامت اداری در سطح سازمان با رویکرد مدیریت اسلامی (مورد مطالعه: استانداری یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
مقدمه و اهداف: «سلامت اداری» را باید یکی از مفاهیم بنیادین در مدیریت اسلامی به شمار آورد. به استناد گزارش های رسمی، میزان ادراک ایرانیان از وجود فساد در سال های اخیر رشدی نگران کننده را تجربه کرده است؛ افزون برآنکه ارزیابی سازمان های بین المللی نیز جایگاه کشورمان را در مبارزه با فساد ضعیف گزارش می کنند. باوجودآنکه موضوع سلامت اداری در نظام اداری کشورمان از اهمیت و حساسیت بالایی برخوردار است، اما مسئله مغفول در این میان، ابهام در چگونگی تقسیم کار میان واحدهای درون سازمانی برای تحقق فعالیت هایی است که بتوانند تمامی ابعاد این پدیده را با رویکرد مدیریت اسلامی در سطح سازمان های ایرانی پوشش دهند و طی برنامه ای زمان بندی شده قابل پایش باشند. پرسش پژوهشی شکل دهنده به مطالعه پیش رو آن است که چگونه می توان فعالیت های ناظر بر ارتقای سلامت اداری در سازمان های کشورمان را با رویکرد مدیریت اسلامی در قالب نقشه راه (ره نگاشت) طراحی نمود؛ به گونه ای که مسئولیت های هرکدام از واحدهای سازمانی مرتبط دراین باره شفاف شود و در چهارچوب تقویم زمانی روشنی بتوان عملکرد آنها را مورد نظارت قرار داد. بدین ترتیب، هدف از پژوهش حاضر، ترسیم نقشه راه مناسب برای ارتقای سلامت اداری در سازمانی منتخب (استانداری یزد) تحت آموزه های دیدمان مدیریت اسلامی است. امروزه ترسیم نقشه راه رویکردی رایج در نظام برنامه ریزی به شمار می آید که در سراسر جهان توسط بسیاری از کاربران در زمینه های مختلف استفاده می شود؛ ضمن آنکه به صورت خاص در زمینه سلامت اداری و مقابله با فساد نیز از ره نگاری (طراحی ره نگاشت) به مثابه ابزاری کاربردی و مفید یاد می شود. روش: این پژوهش از نظر هدف، مطالعه ای کاربردی با رویکرد کیفی قلمداد می شود و در گروه تحقیقات توصیفی - پیمایشی جای می گیرد. مراحل اصلی اجرای مطالعه بدین قرار است: الف) گردآوری داده ها: به منظور شناسایی فعالیت ها یا اقداماتی که بتوان با اجرای آنها شاخص سلامت اداری در استانداری یزد را بهبود بخشید،  نظرخواهی از مدیران واحدهای سازمانی فعال در این مجموعه (21 واحد ستادی و 12 فرمانداری) بدون الزام به نمونه گیری صورت گرفته است. ابزار مورد استفاده برای گردآوری داده در این مرحله، پرسشنامه ای بوده است که به صورت باز و به منظور دریافت پاسخ های تشریحی مخاطبان طراحی شد و اعتبار آن از سوی خبرگان، مورد تأیید قرار گرفت.  ب) تحلیل داده ها: در گام دوم پژوهش، هفت نفر از خبرگان تخصصی به مشارکت در تحقیق دعوت شدند تا با رویکرد مدیریت اسلامی به ترسیم ره نگاشت سلامت اداری این سازمان بپردازند. ابزار اصلی برای تحلیل داده ها در این مطالعه، «بحث گروهی» میان متخصصان مشارکت کننده بوده که در چهارچوب راهبرد پژوهشی هیئت (پنل) خبرگان استفاده شده است. ج) اعتبارسنجی: با هدف تعیین میزان اعتبار نقشه راه طراحی شده در مرحله قبل تلاش شد تا نظرات نمایندگانی از گروه های کلیدی ذینفعان درباره این سند دریافت شود. نظرخواهی شفاهی دراین باره با تشکیل جلسه رسمی «کارگروه ارتقای سلامت نظام اداری استانداری یزد» و نظرخواهی مکتوب از طریق مکاتبه رسمی با دو سازمان مرجع در سطوح ملی و استانی (مرکز بازرسی و مدیریت عملکرد وزارت کشور؛ و سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان یزد) صورت گرفت که با تأیید نقشه راه تدوین شده همراه بود. نتایج: یافته های پژوهش در بخش نگاشت کارکردی نشان داد که چهارده فعالیت اصلی در این مسیر عبارت اند از: خدمت دهی الکترونیک، آموزش کارکنان، تقویت زیرساخت ها، شفاف سازی، تقویت نظارت، رفع تعارض منافع، آگاه سازی عمومی، اصلاح مقررات، مشارکت جویی، تقویت پاسخگویی، پذیرش خدمتگزاری، تقویت معنویت، اصلاح نظام جبران خدمات و استقرار مدیریت دانش. در قالب نگاشت نهادی مشخص شد که شش واحد سازمانی (شامل مدیریت فناوری اطلاعات، اداره کل اداری و مالی، دفتر برنامه ریزی، دفتر مدیریت عملکرد، اداره کل حراست و واحد روابط عمومی) مسئولیت محوری در پیاده سازی این اقدامات را برعهده دارند. با ترسیم نگاشت زمانی هم تقویم اجرایی این راهکارها در افق زمانی پنج ساله تدوین شد. مجموعه این یافته ها در این جدول قابل مشاهده است. ردیف نگاشت کارکردی نگاشت نهادی نگاشت زمانی (اقدامات طی سال های اول تا پنجم) 1 خدمت دهی الکترونیک فناوری اطلاعات نیازسنجی، تهیه زیرساخت، استقرار سامانه ها، یکپارچه سازی 2 آموزش کارکنان برنامه ریزی نیازسنجی، برگزاری دوره، تحلیل اثربخشی، بازخوردگیری 3 تقویت زیرساخت فناوری اطلاعات نیازسنجی، تأمین مالی، استقرار، نگهداری، به روزآوری 4 شفاف سازی روابط عمومی نیازسنجی، تهیه زیرساخت، اطلاع رسانی، بازخوردگیری 5 تقویت نظارت مدیریت عملکرد / حراست نیازسنجی، تهیه زیرساخت حقوقی، اعمال مقررات جدید، بازخوردگیری برای اصلاح 6 رفع تعارض منافع 7 آگاه سازی عمومی روابط عمومی نیازسنجی، اطلاع رسانی، تحلیل اثربخشی، بازخوردگیری 8 اصلاح مقررات مدیریت عملکرد نیازسنجی، ارائه گزارش توجیهی، پیگیری دریافت نتیجه 9 مشارکت جویی برنامه ریزی نیازسنجی، تهیه زیرساخت حقوقی، اعمال مقررات جدید، بازخوردگیری برای اصلاح 10 تقویت پاسخگویی مدیریت عملکرد 11 پذیرش خدمتگزاری برنامه ریزی تحلیل، تدارک، تبیین و تشویق، برگزاری دوره های بصیرت افزایی، اجرای سازوکارهای الگوگیری مثبت 12 تقویت معنویت برنامه ریزی 13 اصلاح جبران خدمات اداری و مالی نیازسنجی، تدوین شیوه نامه، اجرای شیوه نامه، تحلیل اثربخشی و بازخوردگیری برای اصلاح سازوکار 14 استقرار مدیریت دانش برنامه ریزی بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه در طراحی نقشه راه سلامت اداری سازمانی با رویکرد مدیریت اسلامی را می توان هم راستا با یافته های برخی تحقیقات قبلی دانست که کارکردهایی مانند آگاهی بخشی، آموزش، توسعه فناوری، تقویت ارزیابی و مشارکت جویی را مورد تأکید قرار داده اند یا لزوم تصویب و ابلاغ ضوابط جدید به همراه ارزیابی و بازخورددهی به کارکنان را یادآوری کرده اند. همچنین، میان کارکردهای شناسایی شده در این مطالعه و اصول بنیادین «سند پیشگیری و مقابله با فساد اداری و اقتصادی در دولت سیزدهم» در مفاهیمی مانند شفافیت، فرهنگ سازی، مدیریت تعارض منافع و نظارت مؤثر، مشابهت کامل وجود دارد. هم راستایی یافته های تحقیق با برخی پژوهش های خارجی نیز در معرفی کارکردهایی از قبیل آموزش کارکنان، شفاف سازی، جلوگیری از تضاد منافع، شهروندی الکترونیک، اصلاح قوانین، ارتقای پاسخگویی مدیران و اصلاح نظام دستمزدهای دولتی مشاهده می شود. ازسوی دیگر، کارکردها و راهکارهایی در این پژوهش برای ارتقای سلامت اداری شناسایی شده اند که در سوابق تحقیقاتی مشاهده نمی شوند (مانند «تقویت معنویت»، «پذیرش خدمتگزاری» و «استقرار مدیریت دانش»). دلیل این تفاوت را می توان بدین ترتیب تبیین نمود: رویکرد ویژه این تحقیق در زمینه توجه به آموزه های دیدمان مدیریت اسلامی سبب شده است که بتوان کارکردهایی با عنوان «تقویت معنویت» و «پذیرش خدمتگزاری» را به صورت متمایز از دیگر تحقیقات (که اغلب با رویکرد غیردینی اجرا شده اند) شناسایی کرد؛ افزون برآنکه استخراج کارکرد «استقرار مدیریت دانش» را نیز باید به شرایط خاص استانداری یزد منتسب دانست که در حال حاضر فاقد سازوکار یا سامانه ای برای مدیریت دانش و تجارب شغلی کارکنان و مدیران خود است. تقدیر و تشکر: این پژوهش با مشارکت تعدادی از مدیران و کارکنان استانداری یزد تهیه شده است. بنابراین، نویسندگان مراتب سپاسگزاری خود را از آنان اعلام می کنند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع در انجام این مطالعه وجود ندارد.
۳۰.

پیش بینی طول مدت بستری بیماران مبتلا به نارسایی قلبی با داده کاوی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه: نارسایی احتقانی قلب یکی از چالش های اصلی نظام های سلامت در جهان است که با افزایش جمعیت سالمند، شیوع آن رو به افزایش است. پیش بینی دقیق طول مدت بستری بیماران مبتلا می تواند نقش مهمی در مدیریت بهینه منابع بیمارستانی، کاهش هزینه های درمان و ارتقای کیفیت مراقبت های پزشکی ایفا کند. این مطالعه با هدف ارائه مدل پیش بینی مبتنی بر داده کاوی جهت تخمین مدت بستری بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن انجام شد. روش ها: این پژوهش تحلیلی-کاربردی به صورت مقطعی بر روی داده های ۳۴۲۱ بیمار بستری در دو بیمارستان سیدالشهدا و آیت الله طالقانی ارومیه طی سال های ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ انجام شد. داده های بیمارستان سیدالشهدا برای آموزش (۸۰٪) و آزمون مدل (۲۰٪)استفاده شد. طول مدت بستری با الگوریتم K-means خوشه بندی و به دو خوشه کوتاه مدت و بلندمدت تفکیک شد. الگوریتم های یادگیری ماشین شامل جنگل تصادفی، درخت تصمیم(C5.0)، شبکه عصبی مصنوعی و سیستم استنتاج عصبی-فازی تطبیقی (ANFIS) برای طبقه بندی مدت بستری استفاده شد. همچنین از روش های بیش نمونه گیری، کم نمونه گیری و و SMOTE برای متعادل سازی کلاس ها، اعتبارسنجی متقاطع 10 تایی برای پایایی مدل ها و الگوریتم اپریوری برای کشف قوانین همبستگی بین متغیرها استفاده شد. یافته ها: جنگل تصادفی با صحت 87/14٪، حساسیت 97/56٪ و AUC معادل 85/40٪ بهترین عملکرد را داشت. متغیرهایی مانند کراتینین بالا، هموگلوبین پایین، جنسیت مرد و بیماری های زمینه ای عوامل مؤثر بر مدت اقامت بودند. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی می تواند ابزاری مؤثر برای طبقه بندی مدت بستری بیماران نارسایی احتقانی قلب و پشتیبان تصمیم گیری های مدیریتی و بالینی در بیمارستان ها باشد.
۳۱.

نگرش دانشجویان پزشکی نسبت به هوش مصنوعی و نیازهای آموزشی: یک مطالعه مقطعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۹۱
مقدمه: هوش مصنوعی می تواند مراقبت های سلامت را متحول سازد. بااین حال، شواهد نشان می دهد که نظام آموزش پزشکی کنونی پزشکان آینده را برای انقلاب هوش مصنوعی در مراقبت های سلامت آماده نمی کند. این مطالعه با هدف بررسی نگرش دانشجویان پزشکی نسبت به هوش مصنوعی و ارزیابی نیازهای آموزشی آنان انجام شد.روش ها: این مطالعه مقطعی روی ۲۵۱ دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1403 انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای ساختارمند بود که روایی و پایایی آن تأیید شد. داده ها از طریق آمار توصیفی و آزمون های t مستقل و تحلیل واریانس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 در سطح معنی داری 0/05 P<تحلیل شدند.یافته ها: اکثر دانشجویان (76 درصد) هیچ آموزشی در زمینه هوش مصنوعی ندیده بودند. نگرش آنها نسبت به هوش مصنوعی مثبت بود به طوری که 94/4درصد معتقد بودند که هوش مصنوعی دسترسی پزشکان به اطلاعات را تسهیل می کند و 88/8 درصد اظهار نمودند که هوش مصنوعی به پزشکان کمک می کند تا تصمیم های دقیق تری بگیرند. از سوی دیگر، به ترتیب 73/7 و 53/8 درصد آنها نگرانی هایی همچون زیر سوال رفتن اعتبار حرفه پزشکی و نداشتن صلاحیت کافی برای آگاهی بخشی به بیماران در زمینه مخاطرات هوش مصنوعی را مطرح کردند. دانش و مهارت های مربوط به برنامه های کاربردی هوش مصنوعی، هوش مصنوعی در تحقیقات علمی و هوش مصنوعی برای کاهش خطاهای پزشکی، به ترتیب نیاز آموزشی 91/2، 89/2 و 88/8 درصد از دانشجویان بود. نتیجه گیری: آگاهی دانشجویان پزشکی در زمینه هوش مصنوعی و آموزش به آنها ناکافی است اما باتوجه به نگرش مثبت آنان، پیشنهاد می شود مباحث هوش مصنوعی بر اساس نیازهای آموزشی دانشجویان در برنامه های درسی و فوق برنامه پزشکی گنجانده شوند.
۳۲.

بررسی تطبیقی نظام قیمت گذاری دارو در ایران با کشورهای منتخب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: قیمت گذاری داروها نقشی اساسی در ارائه مراقبت های بهداشتی، تأثیرگذاری بر دسترسی بیماران به داروهای ضروری و تعیین پایداری مالی سیستم های بهداشتی درمانی در جهان ایفا می کند. قیمت زیاد دارو منجر به نابرابری در دسترسی به آن و پایین نگاه داشتن دستوری قیمت نیز موجب عدم تمایل به سرمایه گذاری در این صنعت و عدم پیشرفت و نوآوری در داروها می شود. هدف از این تحقیق، بررسی تطبیقی نظام قیمت گذاری دارو در ایران با کشورهای منتخب شامل فرانسه، ترکیه و اسپانیا بود. روش: پژوهش تطبیقی- توصیفی حاضر با مرور کتب چاپی و غیر چاپی و بررسی پایگاه های معتبر علمی-تخصصی انجام شد. داده های گردآوری به صورت تطبیقی مقایسه شد . یافته ها: راهبردهای اصلی قیمت گذاری دارو در ترکیه شامل نظام قیمت گذاری مرجع خارجی و داخلی در کنار مذاکره با تولیدکنندگان می باشد. نظام قیمت گذاری در اسپانیا تلفیقی از اضافه بها، قیمت گذاری مذاکره ای، قیمت گذاری مرجع و قیمت گذاری براساس ارزش است. راهبرد اصلی در فرانسه نظام قیمت گذاری مذاکره ای و مبتنی بر ارزش همراه با قیمت گذاری مرجع است. اساس قیمت گذاری در ایران نظام قیمت گذاری مرجع خارجی (مانند سه کشور دیگر) در کنار پیشنهاد های تولیدکننده است ولی همچنان برای برخی از دسته های دارویی، از قیمت گذاری برمبنای هزینه تمام شده و اضافه بها استفاده می شود. نتیجه گیری: به نظر می رسد در ایران نیز مانند کشورهای پیشگام در این صنعت باید به قیمت گذاری دارو مبتنی بر ارزش توجه بیشتری شود.
۳۳.

مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه و اهداف: در محیط های پیچیده، متحول و پرریسک امروزی، به ویژه در صنایع زیربنایی و استراتژیک مانند صنعت گاز، سازمان ها بیش از هر زمان دیگری با چالش های متعدد در زمینه جذب، حفظ و توسعه سرمایه انسانی خود روبه رو هستند. صنعت گاز به دلیل نقش حیاتی در تأمین انرژی کشور، حساسیت امنیتی بالا، وابستگی گسترده بخش های صنعتی و خانگی به خدمات آن و نیز ضرورت پاسخگویی به تغییرات فناورانه و الزامات زیست محیطی، نیازمند کارکنانی است که نه تنها از مهارت های فنی و تخصصی کافی برخوردار باشند، بلکه انگیزه، تعهد و سرزندگی شغلی لازم برای مواجهه با شرایط پویا و غیرقابل پیش بینی را نیز دارا باشند. در این میان، شرکت گاز استان آذربایجان شرقی به عنوان یکی از سازمان های کلیدی کشور، مأموریت خطیری در تأمین انرژی پایدار منطقه ای و ملی برعهده دارد. اهمیت این سازمان تنها به ارائه خدمات فنی و عملیاتی محدود نمی شود، بلکه به نقش آن در حفظ رفاه اجتماعی، تداوم فعالیت های اقتصادی و ارتقای امنیت انرژی کشور نیز گره خورده است. تحقق این مأموریت ها بدون برخورداری از کارکنانی توانمند، متعهد و برخوردار از بالندگی حرفه ای میسر نخواهد بود. بنابراین، این شرکت نیازمند رویکردهایی نوین و اثربخش در مدیریت منابع انسانی است که بتواند بین اهداف سازمانی و نیازها و ارزش های کارکنان تعادل برقرار کرده و زمینه ساز افزایش انگیزه و اشتیاق آنان برای مشارکت فعال در فرایندهای سازمانی شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در شرکت گاز استان آذربایجان شرقی می باشد. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و از حیث روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کارکنان شرکت گاز استان آذربایجان شرقی به تعداد 516 نفر است که از این تعداد 220 نفر به عنوان نمونه آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های مدیریت منابع انسانی اسلامی نیکنام جو (1396)،  بالندگی حرفه ای کارکنان اسپایدرز  (2007) و انگیزه به اشتراک گذاری دانش گیوای و همکاران (2000) می باشد. برای محاسبه روایی ابزار پژوهش، از روایی صوری استفاده شد که مورد تأیید اساتید و کارشناسان قرار گرفت. به منظور تحلیل پایایی ابزار پژوهش، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. به منظور اطمینان یافتن از وجود و یا عدم وجود رابطه علّی میان متغیرهای پژوهش و بررسی تناسب داده های مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) آزمون شدند. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با ضریب مسیر (593/0= β) و ضریب معناداری (474/9=t) تأثیر معناداری دارد. مدیریت منابع انسانی اسلامی بر انگیزه به اشتراک گذاری دانش با ضریب مسیر (690/0= β) و ضریب معناداری (656/19= t) تأثیر دارد. انگیزه به اشتراک گذاری دانش بر بالندگی حرفه ای کارکنان با ضریب مسیر (291/0= β) و ضریب معناداری (123/4= t) تأثیر دارد. همچنین، برای بررسی نقش میانجی در این پژوهش از آزمون سوبل استفاده شده است. در این آزمون با استفاده از ضریب غیر استاندارد مسیر و خطای استاندارد آن آزمون اجرا می شود و نتایج بیانگر آن است که مقدار z-value حاصل از آزمون سوبل در مورد نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان، مقدار 013/4 به دست آمد که بیش از 96/1 می باشد. بنابراین در سطح اطمینان 99% فرضیه H 0 رد و فرضیه H 1 تأیید می شود و می توان نتیجه گرفت انگیزه به اشتراک گذاری دانش در تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان نقش میانجی ایفا می کند. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی اسلامی تأثیر معناداری بر بالندگی حرفه ای کارکنان و همچنین بر انگیزه آنان برای اشتراک گذاری دانش دارد. علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است که انگیزه به اشتراک گذاری دانش نیز خود به طور مستقیم بر بالندگی حرفه ای کارکنان اثرگذار است. همچنین، نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در رابطه میان مدیریت منابع انسانی اسلامی و بالندگی حرفه ای کارکنان مورد تأیید قرار گرفت. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که مدیریت منابع انسانی اسلامی نه تنها به صورت مستقیم بر بالندگی حرفه ای کارکنان اثر می گذارد، بلکه از طریق تقویت انگیزه آنان برای به اشتراک گذاری دانش نیز نقشی غیرمستقیم در این زمینه ایفا می کند. به عبارت دیگر، اجرای اصول و ارزش های اسلامی در مدیریت منابع انسانی موجب ایجاد محیطی مثبت، حمایت گر و اعتمادآفرین در سازمان می شود؛ محیطی که کارکنان در آن تمایل بیشتری به تبادل تجربیات و دانش خود پیدا می کنند. این فرایند به مثابه یک سازوکار میانجی عمل کرده و زمینه ساز ارتقای یادگیری سازمانی و رشد حرفه ای کارکنان می گردد. بنابراین، می توان گفت تأثیر نهایی مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای زمانی به حداکثر می رسد که انگیزه به اشتراک گذاری دانش نیز در سازمان تقویت شود. در چنین شرایطی، مدیریت منابع انسانی اسلامی و انگیزه اشتراک گذاری دانش همانند دو حلقه مکمل عمل کرده و مسیر توسعه فردی و شغلی کارکنان را هموارتر می سازند. تقدیر و تشکر: بدین وسیله مراتب قدردانی و سپاس صمیمانه خود را از کلیه کارکنان و مدیران محترم شرکت گاز استان آذربایجان شرقی، که با همکاری و همراهی ارزشمند خود زمینه انجام این پژوهش را فراهم نمودند، ابراز می داریم. همچنین از دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب که با حمایت های علمی و پژوهشی خود نقش مهمی در پیشبرد این تحقیق ایفا نمود، نهایت تقدیر و تشکر به عمل می آید. تعارض منافع: در این پژوهش هیچ گونه تعارض منافعی وجود ندارد.
۳۴.

تحلیل بحران های مدیریتی در سازمان های علمی - فرهنگی بر اساس روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه و اهداف: سازمان های علمی - فرهنگی، زمینه ساز رهنمون شدن جامعه به سوی تکامل بوده و در حرکت آسان و مستمر آن به سوی تعالی اثرگذارند. یک جامعه آنگاه، پویا و متعالی است که سازمان های علمی - فرهنگی  آن وظایف و نقش های اصلی و بی بدیل خود را در آموزش، تربیت و اجتماعی سازی افراد ایفا کرده باشد و درعین حال، مبانی و ابزارهای لازم و کافی را برای نظارت و کنترل بر جریان امور فرهنگی جامعه معرفی و فراهم نموده باشد. اینکه رفتارهای افراد جامعه هنجارمند و ارزش های انسانی و اسلامی در آن متبلور است، به دلیل حضور پویای سازمان های علمی - فرهنگی است. به همین دلیل مدیریت منطقی، معقول و متناسب سازمان های علمی - فرهنگی سبب می شود تا این سازمان ها در تحقق مأموریت و رسالت خود، که هدایت افراد جامعه در مسیر رشد و بالندگی است، موفق باشند؛ اما بحران های مدیریتی سبب می شود که این سازمان ها از پیمودن مسیر موفقیت و تحقق رسالت خود باز بمانند و کیان و هویت و بلکه هستی آنها در معرض نابودی قرار بگیرد؛ از این جهت چنان که مدیریت معقول و عالمانه از سؤالات سازمان های علمی - فرهنگی است، بحران های مدیریتی نیز از سؤالات این سازمان ها محسوب می شود. در مورد بحران های سازمان های علمی - فرهنگی، تحقیقات زیادی انجام شده است و از زاویه های مختلفی بحران های مورد نظر دسته بندی و تحلیل شده اند؛ ولی در مورد بحران های مدیریتی این سازمان ها تحقیقی دیده نشد؛ ازاین رو هدف اصلی تحقیق حاضر این است که ضمن مطالعه ادبیات و تحقیقات موجود، بحران های مدیریتی سازمان های علمی - فرهنگی را معرفی و تحلیل نماید. روش: در این تحقیق از روش فراترکیب و تحلیل محتوا استفاده شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توسعه ای و براساس داده های کیفی انجام شده است که به صورت کتابخانه ای و ازطریق مطالعات ثانویه و اسنادی گردآوری شده اند. این پژوهش با هدف ارتقای کیفیت نتایج به استفاده از تحلیل اسنادی روی آورده است و از فراترکیب به عنوان روشی جامع برای استخراج یافته ها بهره گرفته است. جامعه مورد مطالعه تمامی آثاری است که از سال های 1380-1402 در سامانه ها و نشریات، پایان نامه ها و کتب علمی مورد تحقیق قرار گرفته است. در جستجوی انجام شده براساس کلید واژگان مانند بحران های سازمان های علمی - فرهنگی، چالش های آموزش عالی، بحران های حوزه های علمیه، مسائل آموزش عالی، مسائل و مشکلات دانشگاه، بحران های دانشگاه، بحران سازمان های علمی - فرهنگی، 300 تحقیق مرتبط با این موضوع براساس عنوان، چکیده، و محتوا شناسایی شد که براساس فرایند روش فراترکیب، درنهایت به 12 تحقیق مرتبط انجامید. نتایج: آنچه بعد از جمع آوری و تحلیل داده های تحقیق به دست آمد، نشان از بحران های متعدد در سازمان های علمی - فرهنگی بود؛ ولی مسئله تحقیق حاضر این بود که سازمان های علمی - فرهنگی با چه بحران های مدیریتی مواجه اند؛ به دیگرسخن، اینکه سازمان های علمی فرهنگی، نتوانستند انتظارات جامعه را برآورده و به درستی نقش خود را در جامعه ایفا نمایند، از یک مسئله ای ریشه ای تر حکایت می کند و آن این است که این سازمان ها با بحران های مدیریتی درگیر هستند و اگر مدیریت این مجموعه ها به خوبی کار می کردند، بحران های دیگر هم شکل نمی گرفتند؛ زیرا مدیریت، بسان قلب و مغز یک سازمان است؛ از این رو اگر درست کار کند، بقیه هم درست عمل می کنند؛ اما اگر درست عمل نکنند و با بحران مواجه باشند، بقیه هم با بحران مواجه می شوند. به همین دلیل، تحلیل داده ها به شکلی انجام شد که بحران های مدیریتی این سازمان ها شناسایی شود تا از این طریق به مدیریت سالم این سازمان ها نقبی زده شود. براساس تحقیق و تحلیل محتوای انجام شده روی 12 تحقیق مرتبط، 110 کد، 30 مفهوم و 13 مقوله بهدست آمد. این 13 مقوله، همان 13 بحران مدیریتی هستند که سازمان های علمی - فرهنگی با آنها مواجه بوده یا ممکن است مواجه شوند. این 13 بحران عبارت اند از: 1. بحران برنامه ریزی استراتژیک؛ 2. بحران سیاست گذاری؛ 3. بحران هدف گذاری و اولویت بندی؛ 4. بحران کارآمدی سنجش و پذیرش؛ 5. بحران ارزیابی و نظارت در نظام آموزش عالی؛ 6. بحران ارتباط مناسب میان دانشگاه با جامعه (صنعت، خدمات، خانواده، کشاورزی)؛ 7. بحران مدیریت منابع و سرمایه انسانی؛ 8. بحران اخلاقی و فرهنگی؛ 9. بحران ارتباطات بین المللی؛ 10. بحران مالکیت و مدیریت؛ 11. بحران مالی و بودجه؛ 12. بحران ساختاری. بحث و نتیجه گیری: با توجه به آنچه در مورد نتایج تحقیق ارائه شد، چند نکته قابل تحلیل است: دسته بندی و ارتباط بحران ها با یکدیگر، ریشه نظری بحران ها و اثرات کلان بحران ها و راهکارهای مدیریت آنها: الف) دسته بندی بحران ها و ارتباط سیستماتیک آنها: بحران های یادشده را می توان در پنج محور کلی طبقه بندی کرد:  1. حکمرانی ناکارآمد که ناشی از دو امر زیر است: - بحران برنامه ریزی استراتژیک، سیاست گذاری، و رهبری استراتژیک: ناتوانی در تدوین استراتژی های بلندمدت مبتنی بر تحلیل SWOT و فقدان رهبری تحول آفرین، به واکنشی بودن سازمان ها منجر شده است. این مسئله با بحران مالکیت (وابستگی به دولت) و ساختارهای بوروکراتیک تشدید می شود.  - تعارض خط مشی ها: تضاد بین سیاست های پژوهشی و اقتصادی (مانند اولویت واردات بر تولید دانش بنیان) نشان دهنده ناهماهنگی در سطح کلان نظام حکمرانی است.  2. گسست از جامعه و محیط بین الملل: دانشگاه ها به جای حل مسائل واقعی (صنعت، کشاورزی، خدمات)، در چهارچوبی خودمرجع عمل می کنند. رشته های تحصیلی و سرفصل ها با نیازهای مخاطبان داخلی و بین المللی همخوانی ندارند. این مسئله با بحران هدف گذاری و پذیرش دانشجو (تست محوری به جای شایستگی محوری) پیوند خورده است. 3. مدیریت ناکارآمد منابع مالی، سرمایه انسانی، و ارزیابی: کمبود بودجه، خصوصی سازی غیراصولی، و استفاده نابهینه از استادان / دانشجویان (عدم تطابق تخصص با مأموریت) نشانگر فقدان نظام مدیریت منابع یکپارچه است. ارزیابی های نمادین و فاقد کیفیت نیز بهبود را ناممکن می کند. 4. چالش های اخلاقی -فرهنگی: کالایی شدن علم، فردگرایی، و بوروکراسی حاکم، ارزش های بنیادین آموزشی را تضعیف کرده و سودگرایی جانشین فضیلت گرایی شده است. این بحران با جهت گیری اقتصادی دانشگاه ها (بنگاه سازی) تشدید می شود. 5. مشکلات ساختاری: ساختارهای متصلب و بوروکراتیک یا به عبارتی بوروکراسی عمیق، مانع انعطاف پذیری و نوآوری می شود. این مسئله در بحران های سیاست گذاری و مالکیت (وابستگی به دولت) ریشه دارد.  ب) ریشه یابی نظری بحران ها: به لحاظ نظری بحران های کنونی ریشه در نظریات زیر دارد که: 1. نظریه نهادی: سازمان های علمی - فرهنگی تحت تأثیر فشارهای نهادی (دولتی، اقتصادی، و ایدئولوژیک) به جای پاسخ به نیازهای واقعی، به «مشروعیت نمایی» می پردازند. مثال: گسترش رشته های غیرکاربردی برای جذب دانشجو.  2. چهارچوب حکمرانی چندسطحی: تعارض بین خط مشی های ملی (مثل سیاست های اقتصادی) و مأموریت های سازمانی (تولید علم) نشان دهنده شکاف در هماهنگی سطوح مختلف حکمرانی است.  3. نظریه وابستگی منابع: وابستگی مالی به دولت و عدم تنوع بخشی به درآمدها، استقلال دانشگاه ها را محدود و آنها را به ابزار اجرای سیاست های کوتاه مدت تبدیل می کند.  ج) اثرات کلان بحران ها: بحران های یادشده در آموزش عالی، اثرات منفی بر جامعه هم دارد که عبارت اند از: 1. تضعیف نقش دانشگاه در توسعه پایدار: تمرکز بر تولید مقالات علمی بدون حل مسائل جامعه، کاهش اعتماد عمومی به نهاد علم را در پی دارد. 2. مهاجرت نخبگان و فرار مغزها: ناکارآمدی سیستم آموزشی و فقدان چشم انداز شغلی، مهاجرت دانشجویان و استادان را تشدید می کند. 3. کاهش رقابت پذیری بین المللی: برنامه های غیرمنعطف و عدم تطابق با استانداردهای جهانی، جایگاه ایران در رتبه بندی های علمی را تنزل می دهد. براساس آنچه بیان شد، برای رفع بحران های ارائه شده، می توان از این راهکارها بهره گرفت: اصلاح حکمرانی آموزشی، ارتباط مؤثر با جامعه و جهان، تحول در مدیریت منابع، بازتعریف ارزش های اخلاقی و اصلاح ساختار نظام آموزشی.
۳۵.

نقش ها و مهارت های مورد نیاز دانش آموختگان کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: کتابداران پزشکی برای ارائه نقش های جدید حاصل از تحولات و روندهای نوظهور نیازمند توانمندی ها و مهارت های جدیدی در برنامه آموزشی خود هستند. هدف از انجام این مطالعه، شناسایی نقش ها و مهارت های مورد نیاز دانش آموختگان کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی در ایران بود. روش ها: این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند از بین اعضای هیأت علمی، مدیران و سیاست گذاران، دانش آموختگان و دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی انتخاب شدند (35 نفر). داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و تحلیل محتوای کیفی مرسوم تحلیل و دسته بندی شدند. یافته ها: تحلیل داده ها موجب شناسایی چهار نقش اصلی شامل نقش های پژوهشی، اجرایی-مدیریتی، آموزشی، و فناوری و اطلاع رسانی سلامت شامل 36 نقش فرعی شد. همچنین، پنج حیطه مهارتی شامل مهارت های پژوهشی، عمومی، آموزشی، اجرایی-مدیریتی، و فناوری و اطلاع رسانی سلامت شامل 17 مهارت فرعی شناسایی شد. نتیجه گیری: مهارت های شناسایی شده می تواند برای تدوین یا بازنگری برنامه های درسی مقطع کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی در جهت تحقق آموزش پاسخگو مورد استفاده سیاست گذاران و برنامه ریزان درسی قرار گیرد. همچنین، نقش های شناسایی شده در این مطالعه می تواند برای تعیین پست های سازمانی، شرح وظایف شغلی و شرایط احراز شغل برای کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی مورد توجه برنامه ریزان حوزه مهندسی مشاغل قرار گیرد.
۳۶.

گزارش کوتاه: مواجهه خانوارهای ایرانی با مخارج کمرشکن دندان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه: مراقبت های دندان پزشکی از جمله خدمات سلامت پرهزینه در سراسر جهان محسوب می شوند. از همین رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی مواجهه خانوارهای ایرانی با مخارج کمرشکن سلامت ناشی از پرداخت از جیب خدمات دندان پزشکی انجام شد. روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است که با استفاده از داده های 20764 خانوار دارای پوشش بیمه سلامت شرکت کننده در پیمایش هزینه درآمد خانوار سال 1398 انجام شد. مخارج کمرشکن سلامت با الگوی سازمان جهانی بهداشت محاسبه شد. برای تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و نرم افزار STATA استفاده شد. یافته ها: دریافت خدمات دندان پزشکی رابطه معناداری با مواجه خانوارها با مخارج کمرشکن سلامت دارد، به گونه ای که میزان مواجهه را از 8/4 درصد به 3/6 درصد افزایش داده است. نتیجه گیری: با توجه به زیاد بودن پرداخت از جیب بیماران برای خدمات دندان پزشکی، گسترش پوشش بیمه ای در قالب بسته های بیمه پایه و تکمیلی برای این خدمات ضروری است.
۳۷.

تحلیل عوامل موثر بر طراحی مدل اقتصاد پلتفرمی در ایران متاثر ازهوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: هدف پژوهش تحلیل عوامل موثر بر طراحی مدل اقتصاد پلتفرمی در ایران متاثر ازهوش مصنوعی است. روش: رویکرد پژوهش آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، از تحلیل مضمون پلتفرم های موفق و کدگذاری مصاحبه ها با 12 متخصص با اشباع نظری و تحلیل اسناد و قوانین تجارت الکترونیک به کمک روش گرندد تئوری، مدل پارادایمی پژوهش بدست آمده است. اعتبار مدل با روش مثلث سازی داده ها و روایی آن از طریق ارائه توصیفات غنی و دقیق و پایایی از طریق مستندسازی دقیق کلیه مراحل تضمین گردید. در بخش کمی بر اساس نتایج کیفی پرسشنامه طیف لیکرت طراحی شد و برای221 نفر از متخصصین فعال در اقتصاد دیجیتال توزیع شد. حجم نمونه بر اساس روش کوهن محاسبه شد. داده ها با روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس تحلیل شدند. روایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تاییدی و پایایی با آلفای کرونباخ سنجیده شد. یافته ها: مولفه های اصلی مدل شناسایی و روابط بین مولفه ها مورد ارزیابی قرار گرفته اند و معنا دار بودن آن ها با سطح اطمینان 95% تایید شدند. نتیجه گیری: رفتار مخاطبان و توسعه خدمات هوشمندانه، بیشترین تاثیر را بر تدوین استراتژی های حمایتی، برندسازی و تعامل مؤثر با مشتری ها دارند و استراتژی های حمایتی و برندسازی، نقش مهمی در اصلاح قوانین موجود و حمایت از حقوق مؤلفان ایفا می کنند. توسعه و تقویت زیرساخت های کاربری و بازنگری نظام قانون گذاری، لازمه موفقیت و پایداری مدل اقتصاد پلتفرمی است و مستقیماً بر بهبود پیامدهای نهادی و استراتژیک اثرگذار بوده و عامل کلیدی در افزایش اعتماد عمومی و پایداری بازار به شمار می روند.
۳۸.

مؤلفه ها و نقاط تماس خانواده برای افزایش اهدای عضو در چارچوب بازاریابی اجتماعی: مرور دامنه ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه: افزایش نیاز به پیوند اعضا به چالشی جهانی تبدیل شده است. یکی از موانع اصلی در مسیر اهدای عضو الزام به کسب رضایت خانواده است که در بیش از ۵۰ کشور، از جمله ایران، قانونی است. تغییر نگرش خانواده ها نقش کلیدی در افزایش نرخ اهدای عضو دارد. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل و نقاط تماس مؤثر بر رفتار خانواده ها برای طراحی مداخله های بازاریابی اجتماعی انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر با رویکرد مرور دامنه ای انجام شد. جستجوی مطالعات در پایگاه های اطلاعاتی معتبر شاملPubMed ، Scopus، Web of Science، ProQuest، Emerald، SID طی سال های 2020 تا 2024 صورت گرفت. در مجموع، 69 مطالعه مرتبط با نقش خانواده در فرآیند اهدای عضو شناسایی و وارد تحلیل شدند. داده های حاصل با استفاده از روش تحلیل مضمون و به کمک نرم افزارهای Excel و MAXQDA بررسی شدند تا نقاط تماس کلیدی و عوامل مؤثر در این حوزه شناسایی شوند. یافته ها: سه حوزه کلیدی شامل عوامل اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی با شش مؤلفه؛ عوامل مؤثر بر تصمیم گیری خانواده در اهدای عضو با سه مؤلفه؛ و عوامل مؤثر بر ارتباط مؤثر خانواده با چهار مؤلفه بر اهدا عضو تاثیر می گذارند. نتیجه گیری: استفاده از اصول بازاریابی اجتماعی با تمرکز بر نیازها و ارزش های خانواده ها می تواند آگاهی و مشارکت در اهدای عضو را ارتقا دهد. با وجود شناسایی عوامل موفقیت آمیز، بررسی ترکیبی این عوامل کمتر انجام شده که شکافی در ادبیات موضوع است. پیشنهاد می شود راهبردهای بلندمدت طراحی و اثرات آنها پایش شود تا تغییر رفتار خانواده ها بهبود یابد.
۳۹.

روش های مؤثر پیشگیری از انتقال بیماری کووید 19: مرور چتری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه: به دنبال یافته های متناقض مطالعات مرور نظام مند در زمینه اثربخشی، کارایی و مقبولیت راه کار های پیشنهادی و حفاظتی در برابر انتقال ویروس کووید 19 یا ویروس های بتا، انجام مرور چتری در این زمینه ضروری به نظر می رسد. مطالعه مرور چتری حاضر با هدف ارزیابی شواهد در مورد روش های موثر در پیشگیری از انتقال بیماری کووید 19 انجام شد. روش: جستجوی پیشرفته در پایگاه های اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکاپوس، پابمد، کاکرین، امرالد، پروکوئست و موتور جستجوی گوگل اسکالر انجام شد. مطالعات مرور نظام مندی منتشر شده تا پایان نوامبر 2021 بررسی شدند. پس از بررسی عنوان و چکیده و ارزیابی مطالعات مرتبط با استفاده از ابزار های پریزما و AMSTAR 2، داده های مقالات واجد شرایط استخراج شد. یافته ها: از میان 1246 مدرک بازیابی شده، 45 مطالعه مروری استخراج گردید که بیشتر آنها بر تأثیر ماسک در پیشگیری از کووید 19 تأکید داشتند. همچنین، شواهد چندانی در مورد فاصله گذاری اجتماعی به عنوان یک روش محافظتی وجود نداشت. نتیجه گیری: استفاده همزمان از چندین روش حفاظتی اعم از پوشیدن ماسک، بهداشت دست، فاصله گذاری فیزیکی و اجتماعی یک متر یا بیشتر انتقال کووید 19 را به طرز قابل توجهی کاهش می دهد. بنابراین، توصیه می شود که عموم مردم از ماسک های پزشکی سه لایه و کارکنان مراقبت بهداشتی از ماسک های N95 ، پزشکی و جراحی و نیز تجهیزات حفاظت فردی استفاده کنند.
۴۰.

مسئولیت حقوقی پلتفرم های رسانه های اجتماعی در قبال تصمیم های خودکار الگوریتم های هوش مصنوعی: مطالعه تطبیقی در نظام حقوقی امریکا، اروپا و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: این مقاله به بررسی مسئولیت حقوقی پلتفرم های رسانه های اجتماعی در قبال تصمیم های خودکار الگوریتم های هوش مصنوعی می پردازد. در این راستا، ابتدا نقش و تأثیر این الگوریتم ها در مدیریت محتوا و رفتار کاربران به بحث گذاشته می شود؛ سپس چالش های حقوقی مرتبط با این تصمیم ها، از جمله کمبود شفافیت، مسئولیت پذیری و تعصب های احتمالی بررسی خواهد شد. روش: پژوهش حاضر، پژوهشی توصیفی تحلیلی است که با بهره گیری از روش های مطالعه تطبیقی و با استفاده از منابع مکتوب، شفاهی، اسناد الکترونیکی و مطالعات قانونی، به تشریح مباحث پرداخته است؛ سپس با گردآوری، انسجام و دسته بندی یافته ها، مباحث پرسش شده در پژوهش را تحلیل و سرانجام به استنتاج می پردازد. یافته ها: الگوریتم های هوش مصنوعی، با تحلیل داده های گسترده کاربران، وظایف مختلفی مانند نمایش محتوا، رتبه بندی پُست ها، حذف مطالب نامناسب و تشخیص رفتارهای غیرقانونی را برعهده دارند. با این حال، تصمیم های خودکار این الگوریتم ها، می تواند برای پلتفرم ها چالش های حقوقی جدی ایجاد کند؛ زیرا ممکن است به نقض حقوق کاربران، تبعیض ناعادلانه یا اشتباه های شایان توجهی منجر شود. این مقاله، فرصت های موجود برای بهبود و توسعه قوانین و مقررات در این زمینه، از جمله ایجاد نهادهای نظارتی مستقل، افزایش شفافیت و امکان اعتراض کاربران به تصمیم های خودکار را بررسی می کند. نتیجه گیری: با توجه به نقش گسترده هوش مصنوعی در رسانه های اجتماعی، تدوین مقررات دقیق تر و شفاف تر، می تواند به حل چالش های حقوقی کمک کند و فرصتی برای بهبود عملکرد و تعامل میان پلتفرم ها و کاربران فراهم کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان