فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۴۶۱ تا ۳٬۴۸۰ مورد از کل ۶٬۷۹۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
درحالی که اغلب ازدواج ها با عشق شروع می شود و زوجین قصد دارند به یکدیگر احترام بگذارند، در طول زمان، مسائلی پدید می آید که جدایی زوجین را در پی دارد یا زندگی مشترک، بدون احساس و عاطفه ادامه می یابد. با توجه به تأثیر فناوری های نوین ارتباطی عصر مدرن بر وقوع چنین پدیده ای، پژوهش حاضر به بررسی نقش اعتیاد به آن فناوری ها (اینترنت و ماهواره) بر از هم گسیختگی خانوادگی (طلاق قانونی و عاطفی) شهروندان شهرکرد می پردازد. مطالعة حاضر از نوع پیمایشی است و روایی مفاهیم موجود در پرسشنامه، از طریق ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. جامعة آماری پژوهش، شامل تمامی خانواده های ساکن در شهرکرد در سال 1392 است که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، 236 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. به منظور تبیین رابطة اعتیاد به فناوری های نوین ارتباطی با از هم گسیختگی خانوادگی، علاوه بر اثرگذاری مستقیم، از متغیرهای واسط (تأثیرهای غیر مستقیم) نیز استفاده شده است. به این معنا که ابتدا تأثیر اعتیاد به فناوری های نوین ارتباطی بر هریک از متغیر های واسط و سپس تأثیر هریک از متغیرهای واسط بر از هم گسیختگی خانوادگی سنجیده شده است. نتایج نشان می دهد که بین اعتیاد به فناوری های نوین ارتباطی و تمایل به ارتباط دوستی و جنسی خارج از چارچوب خانواده، گرایش به غرب، تضعیف ارزش ها و کاهش دینداری، افزایش احساس بیگانگی اجتماعی و بی هویتی در جامعه، رابطة مستقیم وجود دارد. از سوی دیگر، تأثیر هریک از متغیرهای فوق، بر از هم گسیختگی خانوادگی نیز مستقیم و معنادار است و این بدان معناست که با افزایش هریک از متغیرهای واسط فوق، بر میزان از هم گسیختگی خانوادگی افزوده می شود. همچنین در رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام، تأثیر استفاده از فناوری های نوین ارتباطی و نیز تمایل به ارتباط دوستی و جنسی خارج از چارچوب خانواده بر از هم گسیختگی خانوادگی معنادار است و این دو متغیر، حدود 68 درصد از تغییرهای مسئلة از هم گسیختگی خانوادگی را تبیین می کنند (683/0R2=).
چگونگی بازنمایی زنان سنتی و مدرن در آگهی های تلویزیونی ایران (از مهر 1390 تا مهر 1391)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آگهی های تلویزیونی یکی از زمینه های مناسب برای مطالعات فرهنگی، به ویژه سلیقه های حاکم بر نحوة نمایش هویت زنان جامعه است. در این مقاله، چگونگی بازنمایی هویت های جنسیتی با عناوین گوناگون و با رویکردهای مختلف، ازجمله نشانه شناختی و تحلیل محتوا بررسی شده است. چگونگی بازنمایی زنان و نقش های محول شده به آن ها که برسازندة نقش زن سنتی و مدرن هستند، موضوع این پژوهش است. در این تحقیق، روش نمونه گیری به صورت تصادفی است و آگهی های پخش شده در یک سال مربوط به تمام انواع محصولات در هفت گروه طبقه بندی شده است. در گام اول، میزان حضور زنان و مردان در آگهی ها مشخص و سپس نقش زنان در آگهی ها با توجه به تعریف زن مدرن و سنتی نقد شده است. در این پژوهش، مشخص شد که در 40 درصد کل آگهی ها، شخصیت زنی وجود نداشته است و در باقی تبلیغات، مردان معادل 59 درصد، زنان 17 درصد و مردان و زنان با هم 23 درصد حضور داشته اند. در نمایش زنان، معمولاً نقش زن سنتی اولویت داشته است. دلیل این وضعیت، علاوه بر مسائل فرهنگی، حاکمیت سلیقه و تفکری است که زن درحاشیه، مصرف گرا و غیرمتفکر را بیشتر می پسندد و به نشان دار شدن آگهی هایی منجر شده است که شخصیت زن داشتند.
چالش های جامعه پذیری سیاسی دانشجویان دختر (ارائه یک نظریه زمینه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۳ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
53 - 72
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی و با هدف بررسی فرایند جامعه پذیری سیاسی دختران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی شیراز و اصلی ترین کارگزاران این فرایند اجرا شده است. اهمیت فرایند جامعه پذیری سیاسی از آن روست که همه تفکرات و ایستارهای سیاسی افراد جامعه از خلال همین فرایند شکل می گیرند. روش استفاده شده، کیفی و از نوع گراندد تئوری است و داده ها با کمک تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته گردآوری شده اند. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و نیز با در نظر گرفتن اشباع نظری، 20 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی شیراز در این مطالعه شرکت کردند و مصاحبه های عمیق با آن ها انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در فضای فرهنگی ای که حوزه جامعه پذیری سیاسی در حاشیه قرار گرفته و در شرایطی که نهادهای آموزشی، رسانه، و گروه های دوستی نقش کارآمدی در جامعه پذیری سیاسی دانشجویان دختر ندارند، نهاد خانواده به منزله نهادی مورد اعتماد، وظیفه فرایند جامعه پذیری سیاسی دختران دانشجو را به دوش می کشد و سایر کارگزاران جامعه پذیری در این عرصه ناکارآمدند.
نقد رمان «لم نعد جواری لکم » سحر خلیفه بر اساس نظریه ی سیمون دو بوآر
منبع:
زن و فرهنگ سال ششم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۴
7-21
حوزههای تخصصی:
نقد زن محور)فمینیستی( یکی از شاخ ههای نقد ادبی است که به بررسی رابط هی متن ادبی با اندیش هها و دیدگا ههای فمینیستی م یپردازد و نشان م یدهد که تصویر ارائه شده از زنان تا چه حد به تصویر واقعی آنان نزدیک است .سحرخلیفه نویسند هی معاصر فلسطینی در رمان «لم نعد جواری لکم » دیدگا ههای فمنیستی خویش را منعکس نموده و از نظری هی نظری هپردازان فمنیسم تأثیر پذیرفته است. اوج این تأثیرپذیری را در نظری هی فمنیستی- اگزیستانسالیستی سیمو ندوبوآر ناقد و نظری هپرداز فرانسوی مشاهده م یکنیم. سحر خلیفه در این رمان با تأثیرپذیری از عقاید فمنیستی بوآر در خصوص فرهنگ جوامع و ظلم آن نسبت به زنان به بررسی شخصی تهای رمانش پرداخته است؛ لذا در این جستار به شیوه ی توصیفی- تحلیلی با تکیه به نظری هی فمنیستی- اگزیستانسیالیستی بوآر به ارائ هی نقدی زنانه محور از این رمان م یپرداخته شد. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که نویسنده، زنان رمانش را گاه زنانی منفعل، مقهور، تسلیم، احساسی، ترسو و سن تگرا به تصویر کشیده و گاه تحت تأثیر عقاید آزاد یخواهان هی بوآر آنان را به سن تشکنی و هنجارگریزی سوق داده است.
زمینه های اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر فعالیت های زنان نقاش دوران پهلوی (1304 -1357 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
171 - 186
حوزههای تخصصی:
عوامل مختلفی در دوران پهلوی بر حضور زنان تأثیرگذار بود. در ساختارهای جدید پس از مشروطه و همراه با مدرنیسم پهلوی، و نیز دیگر گفتمان ها، دربار به دولت و رجال به مردم تبدیل شدند. در این دوران، زنان در رویکرد جنسیتی از یک طبقه در خود به یک طبقه برای خود تبدیل شدند. پیامد زمینه های اجتماعی سبب شد تا در دوران پهلوی دوم شاهد حضور فعال تر زنان نسبت به گذشته در عرصه نقاشی باشیم؛ چنان که تاریخ نگارخانه های تهران از 1328 تا 1357 مؤید این امر است. مقاله حاضر به بررسی زمینه هایی می پردازد که این زنان را از حاشیه به متن کشاند و تلاشی است برای پاسخ به این پرسش که چه زمینه های اجتماعی جهت ارتقای حضور زنان نقاش دوران پهلوی مؤثر بوده است؟ در این پژوهش، گردآوری مطالب کتابخانه ای و میدانی است و به روش تطبیقی توصیفی تحلیلی نگاشته شده و می توان دریافت که حضور مردان حمایت کننده در خانواده، آموزش، طبقه اجتماعی، زندگی شهری، عمومی سازی فرهنگ به لطف رسانه ها و نهادهای فرهنگی، حضور حقیقی و حقوقی ملکه، حمایت های حاکمیت و سیاست های فرهنگی، جنبش های اجتماعی زنان و دگرگونی نقش زنان در قرن بیستم نقشی تعیین کننده در ارتقای جایگاه زنان نقاش این دوران داشته است.
چگونگی تأثیر جنسیت بر ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
223 - 241
حوزههای تخصصی:
بحث درباره ادبیات زنانه و مردانه، مخالفان و موافقانی دارد. مخالفان به فراجنسیتی بودن ادبیات تأکید می کنند و نظریه پردازان فمنیست و موافقان با پژوهش از زاویه های مختلف به این نتیجه رسیده اند که ادبیات زنانه و مردانه تفاوت دارد. به منظور یافتن پاسخ این پرسش که آیا جنسیت بر ادبیات تأثیرگذار است، کوشش شد موضوع بحث شده با رویکردهای مختلف زیست شناختی، روان شناختی، جامعه شناختی، زبان شناختی و ادبیات بررسی و تحلیل شود تا تفاوت ادبیات زنانه و مردانه از جنبه های مختلف نشان داده شود. اثر ادبی محصول ذهنیت، زبان و جهان هنرمند است و تأثیر جنسیت بر آن نخست با دو عامل اصلی ارتباط دارد. از یک سو، تفاوت ذاتی بین زن و مرد در ایجاد تفاوت های ذهنی، رفتاری، اندیشگی و زبانی به منزله ابتدایی ترین عامل تفاوت بر ادبیات تأثیرگذار است و از سوی دیگر، تفاوت جنسیتی، که بر ساخته جامعه و فرهنگ است، سبب تبعیض، نابرابری و تسلط مردان بر زنان شده است. مجموعه ای از این تفاوت ها به خلق دنیای ذهنی، جهان بینی، تجربه، تفکر، نگاه، زبان و نوشتار متفاوت زنان و مردان انجامیده و بازتاب تفاوت ها در آثار ادبی در سطح پاره ای از شکل های زبانی، سبک، مضمون، درون مایه و نوع بیانِ متفاوت خود را آشکار کرده است.
مقایسة سبک های هویتی در میان زنان متعهد و غیرمتعهد شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که تعهد زنان به زندگی زناشویی تأثیر به سزایی در تداوم خانواده دارد، پژوهش حاضر به مقایسة سبک های هویتی در دو گروه از زنان متعهد و غیرمتعهد پرداخته است. بدین منظور ده نفر از زنان غیرمتعهد بازداشت شده در ندامت گاه فردیس و ده نفر از زنان متعهد مراجعه کننده به مرکز مشاورة آوین به صورت هدف مند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبة نیمه ساختاریافته و در تحلیل داده ها از تحلیل محتوای مطالب یادداشت شده استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش دربارة شاخص های تعیین کنندة سبک هویت، یعنی نگرش های مذهبی، سیاسی، شغلی و نیز توصیف خود، روش تصمیم گیری، هدف و برنامه و نگاه به آینده، احساس در تصمیم گیری های مهم، انتخاب دوستان و نگاه به جنسیت، میان دو گروه زنان متعهد و غیرمتعهد تفاوت هایی مشاهده شد. با توجه به خصوصیات مذکور و فراوانی آن ها نتیجه گرفته می شود که سبک هویت غالب در زنان غیرمتعهد در این پژوهش، سبک اجتنابی/ سردرگم و در زنان متعهد، سبک هویتی اطلاعاتی است.
تعارض کار- خانواده در پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره سیزدهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی تعارض کار- خانواده در پرستاران انجام شد. در این مطالعه توصیفی- مقطعی 374 پرستار شاغل در هشت مرکز آموزشی درمانی شهر رشت به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب و با استفاده از پرسشنامه اطلاعات فردی و پرسشنامه تعارض کار- خانواده کارلسون[1] ارزیابی شدند داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های آمار استنباطی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که تعارض کار – خانواده از نظر فشار و تعارض خانواده- کار از نظر زمان، بیش ترین حیطه تأثیر گذار در تعارض پرستاران هستند. مدل رگرسیون نشان داد که از بین عوامل فردی علاقه به شغل، شغل دوم و نگهداری از سالمندان یا فرزند معلول در حیطه تعارض کار با خانواده و علاقه به شغل، داشتن شغل دوم، نگهداری از سالمندان یا فرزند معلول و شرایط شغلی همسر در حیطه تعارض خانواده با کار معنادار و مرتبط است. یافته های این پژوهش به اهمیت ایجاد تعادل در زندگی خانوادگی و شغلی پرستاران تأکید می کند ،به طوری که با آگاه کردن مسئولان از نتایج این پژوهش می توان گام مهمی در جهت کاهش مشکلات پرستاران و افزایش کیفیّت خدمات رسانی به آن ها برداشت.
شناسایی «تصورات قالبی جنسیتی» در شهر تهران: گسست یا تداوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله شناسایی «تصورات قالبیِ جنسیتی در سطح شهر تهران» مورد بررسی قرار می گیرد.اهمیت شناسایی تصورات قالبی جنسیتی از آن روست که شناخت آنها به مثابه جزِشناختیِ نگرش از شیوه های موثرِ فهم رفتارهای غالبِ افراد در جامعه است. مساله اصلیِ نگارنده این است که، تصورات قالبی جنسیتی در این تحقیق نسبت به تحقیقات پیشین از چه روندی پیروی می کنند؟ گسست یا تداوم. در این راستا هدف اصلی، شناسایی تصورات قالبی جنسیتی شهر تهران است. روش تحقیقِ کمی و از نوع پیمایش است. گرد آوری اطلاعات این پژوهش، از طریق مراجعه به متون و تکمیل پرسشنامه در میان 300 پاسخگو به صورت تصادفی و تحلیل آن از طریق بهره گیری از آمار های توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که ویژگی های «مهربان»، «حساس»، «ملایم»، «هیجانی»، «پیرو» و«ضعیف» به ترتیب به عنوان ویژگی هایِ غالب ِ زنانه و در مقابل، ویژگی های «با ثبات» ،«مقتدر»، «با کفایت» ،«رهبر»، «چیره دست»، «خشن» و «پرخاشگر»، به عنوان خصوصیات غالب مردانه صرف نظر از متغیرهای مستقل تحقیق معرفی شده اند. افزون بر این یافته های تحقیق مزبور در جهت تداوم داده های سایر تحقیقات، در زمینه تصورات قالبی جنسیتیِ موجود است.
مطالعه کیفی تجارب مردان و زنان طلاق گرفته از عوامل فرهنگی زمینه ساز طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ یک ملت، شکل دهنده پیکره آن ملت و تعیین و تنظیم کننده ارزش ها، باورها، هنجارها و رفتارهای مردمان آن است. در رابطه با طلاق و عوامل پدید آورنده آن نیز، عوامل فرهنگی به شکل مستقل یا زمینه ساز سایر عوامل مسبب طلاق، در افزایش یا کاهش میزان آن بسیار حائز اهمیت است. در این راستا، بررسی کیفی""تجارب مردان و زنان طلاق گرفته، از عوامل فرهنگی زمینه ساز طلاق"" به عنوان گام مهمی در شناخت و پیشگیری از طلاق در کشور، هدف اصلی این پژوهش است. این پژوهش به صورت کیفی، از نوع پدیدارشناسی انجام گرفت. مشارکت کنندگان در این پژوهش 16 نفر از مردان و زنان طلاق گرفته شهر اصفهان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند و اطلاعات، از طریق مصاحبه عمیق جمع آوری و به روش استیویک-کولایزی-کن تجزیه و تحلیل شد. تعداد 450 کد استخراج گردید و با شناسایی وجوه اشتراک کدها، تعداد آنها به 52 عدد و سپس به 16 عدد کاهش یافت. سپس دسته بندی مفاهیم استخراج شده از آنها در چهار سطح تا رسیدن به نتایج شامل چهار مضمون ادامه یافت. براساس مفاهیم به دست آمده؛ عوامل فرهنگی زمینه ساز طلاق شامل چهار زیرمجموعه : الف- ""عدم پایبندی به ارزش های مذهبی و اخلاقی""؛ ب-""عدم پایبندی به ارزش های اجتماعی""؛ ج-""ناهنجاری های فرد و خانواده"" و د-""تفاوت در خرده فرهنگ هاست"". یافته های پژوهش نشان داد که در کدبندی الف: کم رنگ شدن ارزش های اخلاقی- دینی و عدم پایبندی به آنها در ارتباط با جنس مخالف و در قسمت ب: افزایش توقعات، انحرافات و نارضایتی جنسی، تغییر در نقش های جنسیتی، تأثیر منفی رسانه ها و وجود باورهای نادرست در فرد، همچنین در قسمت ج: فقدان آمادگی و مهارت در فرد و خانواده برای انتخاب و زندگی مشترک، فقدان مهارت جنسی، عدم توانایی برای حل مشکل و تعارض در زوجین، فرهنگ تحمیل در انتخاب همسر، قدرت طلبی و سلطه گری در خانواده و فرهنگ اقتصادی نادرست و در نهایت، در کدبندی د: تفاوت در خرده فرهنگ ها و عدم کفویت زوجین در زمینه های مختلف، در بروز اختلاف زناشویی و طلاق آنها مؤثر بودند. یافته ها همچنین بیانگر آن بود که فرهنگ حاکم بر جدایی، روند طلاق را از مسیر صحیح و مطلوب خود خارج نموده، ضمن وارد کردن آسیب روحی، شخصیتی و جسمی بر زوجین، آن را به واقعه ای خصمانه، دامنه دار و برگشت ناپذیر مبدل ساخته است.
دو زن (بررسی تطبیقی داستان سودابه و سو-دا-گی بر اساس شاهنامه و فن گش نی نایی)
منبع:
زن و فرهنگ سال هفتم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۵
65-76
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تطبیقی داستان سودابه در شاهنامه و سو-دا-گی در کتاب فنگ شن ین ایی بود. بررسی ها نشان داد که اشتراکات فراوانی در ساختار کلّی دو داستان وجود دارد. ضمن این که شباهت های بسیار زیادی نیز میان شخصیت های دو اثر (سودابه و سو-دا-گی، سیاووش و این -جائو، کاووس و جو-وانگ) از نظر محیط زندگی و پرورش، خصوصیات ظاهری، ویژگی های اخلاقی، سرگذشت ها و سرنوشت نهایی شان دیده می شود. در تبیین دلایل وجود نقاط مشترک و گاه یکسان در دو داستان، بالاتر از تأثیر و تاثّرات فرهنگی میان ملت ایران و چین، باید به ناخودآگاه جمعی بشر استناد کرد زیرا شالوده ی اصلی این دو داستان بر اساس کهن الگوی عشق ممنوع به ناپسری بنا شده و تمام اتفاقات حول این محور شکل گرفته است.
تصور از بدن و پذیرش اجتماعی آن (مطالعه ای تجربی در میان دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بدن زمینه ای برای جایگذاری نشانگان هویت بخش و واسطه ای برای تنظیم و برقراری برهم کنش های اجتماعی است. از این رو، تصور افراد از بدن خود و درکی که از بدن مطلوب و پذیرفته شده دارند، نقش مهمی در چگونگی مواجهة آن ها با بدنشان دارد. مطالعة حاضر به دنبال توصیف و تحلیل رابطة انعطاف پذیری تصور از بدن با پذیرش اجتماعی آن است. روش این پژوهش، پیمایشی و جامعة آماری آن شامل دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور تهران است و 415 نفر از این جامعه به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب گزینش شده اند. نتایج این مطالعه، وجود همبستگی معکوس بین ابعاد سه گانه پذیرش اجتماعی بدن شامل پذیرش عام (عمومی)، پذیرش در گروه های همسال و پذیرش سازمانی با متغیر تصور از بدن را نشان می دهد که میزان آن در بعد عمومی 312/0- و قوی تر از دو بعد دیگر است. نمرة کلی متغیر پذیرش اجتماعی بدن نیز دارای همبستگی 341/0- با متغیر تصور از بدن است. همچنین بررسی ها نشان دهندة رابطة معنادار متغیرهای سن، مقطع تحصیلی و وضعیت اشتغال با متغیر تصور از بدن است. مطابق یافته ها متغیرهای زمینه ای، رابطه معناداری با متغیر پذیرش اجتماعی بدن ندارند.
سنجش تأثیر آموزش شهروندی بر توانمندسازی زنان (مطالعه موردی: منطقه 6 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۳ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
131 - 149
حوزههای تخصصی:
شهرداری تهران براساس رویکرد محله محوری به ارائه آموزش های شهروندی جهت توانمندی زنان پرداخته است. با وجود گستردگی و هزینه زیاد این آموزش ها، تحقیقات منسجمی در این خصوص صورت نگرفته است. از این رو، بررسی رابطه آموزش های ارائه شده بر سطح توانمندی زنان هدف اصلی این تحقیق است. روش تحقیق پیمایشی و جامعه آماری 7000 نفر از زنان محله جهاد شهرداری منطقه 6 هستند. حجم نمونه 384 نفر (192 نفر از زنان آموزش دیده و 192 نفر از زنان آموزش ندیده) است که با روش نمونه گیری تصادفی و سهمیه ای انتخاب شده اند. تکنیک جمع آوری اطلاعات پرسش نامه است که ضریب آلفای قابل قبولی دارد. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد بین مشارکت، آگاهی از مسائل بهداشتی، حقوق و وظایف شهروندی، و میزان مهارت زندگی زنان آموزش دیده و آموزش ندیده تفاوت معناداری وجود دارد و زنان آموزش دیده وضعیت مطلوب تری دارند؛ اما درخصوص رابطه بین آموزش های ارائه شده در حوزه سلامت و آسیب های اجتماعی تفاوتی بین زنان مشاهده نشد. نتایج آزمون همبستگی نشان داد رابطه مثبت و قوی بین میزان تحصیلات و میزان توانمندسازی زنان برقرار است. نتایج آزمون خی دو نیز نشان داد بین وضعیت تأهل و وضعیت شغلی با میزان تأثیر آموزش بر توانمندسازی زنان رابطه وجود ندارد.
اعتیاد اینترنتی و عوامل مؤثر بر آن در بین دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، بررسی میزان اعتیاد اینترنتی در میان دختران دبیرستانی شهر کرمان است. از مجموع دانش آموزان دختر دبیرستانی این شهر (11307)، 205 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شده اند. این تحقیق به روش پیمایشی انجام گرفته و جهت آزمون فرضیات، از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. بر اساس نتایج، 7/67 درصد افراد از اعتیاد اینترنتی قابل توجه و 4/4 درصد از اعتیاد اینترنتی کم دارند. همچنین میان اعتیاد اینترنتی و متغیرهای افسردگی، احساس هیجان خواهی، بحران هویت، دلبستگی به خانواده، مشارکت در خانواده، کنترل والدین، انزوای اجتماعی و عدم پایبندی به ارزش های اخلاقی رابطه معناداری وجود دارد. میان اعتیاد اینترنتی با متغیرهای درون گرایی، پایگاه اجتماعی اقتصادی، سن و وضعیت تحصیلی رابطه ای مشاهده نشد. نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیره نشان داد: متغیرهای عدم پایبندی به ارزش های اخلاقی، افسردگی، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، انزوای اجتماعی و دلبستگی به خانواده می توانند 31 درصد اعتیاد به اینترنت را پیش بینی کنند. کنترل بیش از حد والدین بیشترین تأثیر و متغیر بحران هویت کمترین تأثیر را دارد.
بررسی ارتباط هویت جنسیتی زنان متأهل با نگرش آن ها به حقوق زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر ارتباط میان هویت جنسیتی زنان متأهل با نگرش آنان به حقوق زوجین را بررسی کرده است. چهارچوب نظری پژوهش مبتنی بر دیدگاه فمینیسم لیبرال دربارة نابرابری های حقوقی زنان و اجتماعی شدن آنان از طریق باورهای جنسیتی قالبی است که ساختة جامعه در عرصه های خانواده، اشتغال، و تحصیل است. هم چنین برای بررسی هویت جنسیتی با تکیه بر آرای ریچارد جنکینز و آنتونی گیدنز به بررسی این شاخص پرداخته شده است. نگرش به حقوق زوجین نیز در سه بعد آگاهی، احساس و رفتار بررسی شده است. روش تحقیق پیمایشی بوده و پرسش نامه ها به شیوة مصاحبه تکمیل شده اند و با استفاده از رگرسیون و ضریب هم بستگی پیرسون به بررسی آماری و هم بستگی داده ها پرداخته شده است. نتایج داده ها حاکی از این مسئله است که مدرن شدن هویت باعث افزایش آگاهی از قوانین، افزایش نارضایتی از قوانین و هم چنین تمایل به رفتارهای مقاومتی در برابر قوانین شده است.
فراتحلیل چهار دهه پژوهش در موضوع اشتغال زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
243 - 256
حوزههای تخصصی:
اشتغال زنان یکی از حوزه های مهم مورد توجه در وضعیت اجتماعی آنان بوده است. اهتمام سطوح سیاست گذاری، اجرایی، قانون گذاری و نخبگانی به کم و کیف اشتغال زنان نشان دهنده این اهمیت است. در این مقاله، با فراتحلیل پژوهش های به عمل آمده شامل 8 پایان نامه، 87 کتاب، 132 مقاله علمی و پژوهشی و 13 گزارش پژوهشی از پایگاه های اطلاعاتی کتابخانه ملی، ایران داک و نورمگز با جست وجوی کلید واژه «زن و اشتغال»، در بازه زمانی 1357 تا 1393، به نمایان سازی زوایای پنهان و آشکار مسئله اشتغال و سیر حرکتی جمهوری اسلامی ایران در بدنه علمی و دانشگاهی پرداختیم. غلبه رویکرد کمی در روش انجام پژوهش ها، توجه به نقش سطحی اشتغال زنان در توسعه، سطحی دیدن روند اشتغال، بی توجهی به کیفیت اشتغال، نگاه خرد در تبیین موانع اشتغال و... از اهم نتایج این پژوهش است. در حقیقت، سیر کلی پژوهش های صورت پذیرفته از یک نگاه ثابت و بدون تغییر در مسئله اشتغال زنان متأثر بوده و تغییر محتوایی و ساختاری مهمی در این حوزه شکل نگرفته است.
مقایسه اضطراب اجتماعی و سرمایه روان شناختی معلمان زن متأهل و مجرد شهرستان بوکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۳ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
567 - 579
حوزههای تخصصی:
امروزه، ازدواج جوانان یکی از چالش های اصلی جامعه ایرانی به شمار می آید. جوانان به دلایل مختلفی از ازدواج دوری می کنند و پدیده تأخیر در سن ازدواج نه به منزله مسئله و مشکلی شخصی، بلکه به مثابه مسئله ای اجتماعی نمود پیدا کرده است.هدف پژوهش حاضر مقایسه اضطراب اجتماعی و سرمایه روان شناختی معلمان زن متأهل و مجرد شهرستان بوکان بود. پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای (پس رویدادی) است. جامعه آماری شامل دو گروه از معلمان زن مجرد و متأهل در محدوده سنی 25 45 و سال تحصیلی 1393 1394 بودند. از بین دو گروه از معلمان متأهل 80 نفر و مجرد 80 نفر و در مجموع 160 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه سرمایه روان شناختی مک گی (2011) و سیاهه فوبیای اجتماعی کانور و همکاران (2000) استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره بیانگر وجود تفاوت معنادار بین نمره های دو گروه از معلمان زن گروه سنی 25 تا 45 متأهل و مجرد در اضطراب اجتماعی و سرمایه روان شناختی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که افراد متأهل نسبت به افراد مجرد سطح سرمایه روان شناختی بالاتر و اضطراب اجتماعی کمتری دارند.
فرهنگ سیاسی و مشارکت سیاسی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان در کشورهای جهان سوم هم برای رشد و توسعه جوامع و هم برای خود شکوفایی زنان روز به روز افزایش می یابد، و ضرورت مطالعه آن بیشتر می شود. در این مقاله به تأثیر فرهنگ سیاسی زنان بر روی مشارکت سیاسی آنان می پردازیم. با استفاده از نظریه اینگلهارت و سایر نظریه ها درباره تاثیر فرهنگ سیاسی بر مشارکت سیاسی فرضیات تحقیق مطرح و با استفاده از روش پیمایشی، داده های لازم جمع آوری و تجزیه و تحلیل شدند. جامعه آماری پژوهش زنان بالای 20 سال شهر یزد بودند که با روش نمونه گیری تصادفی 385 نفر از آنان انتخاب و پرسشنامه های تهیه شده تکمیل گردیدند. نتایج تحقیق حاکی از این بود که فرهنگ سیاسی زنان بر روی مشارکت سیاسی آنان تأثیر می گذارد. همچنین همه مولفه های فرهنگی سیاسی، شامل نگرش نسبت به نظام سیاسی، نخبگان سیاسی حاکم، دانش (تجهیز) سیاسی، نگرش زنان نسبت به توانمندی سیاسی خود، و هنجارمند دانستن مشارکت سیاسی زنان با مشارکت سیاسی زنان رابطه معنی دارِ مثبت نشان دادند.