یکی از شاخص های توسعه ی اجتماعی و اقتصادی، کار زنان است. بررسی جنبه های گوناگون آن بویژه در بخش غیر دولتی با ویژه گی هایش می تواند در برنامه ریزی های آینده ی ایران که تأکید بر رشد بخش غیر دولتی است، کارساز باشد. در تحقیق انجام شده تأثیر عوامل درون سازمانی کارگاه ها و مؤسسات ثبت شده به صورت غیر دولتی بعنوان متغیر مستقل بر ارزیابی زنان از وضعیت شغلی خود (متغیر وابسته) مورد تجزیه و تحلیل و ارزیابی پژوهشی قرار گرفت. نتایج نشان داد که رابطه ی بین این دو متغیر قوی و معنادار است. ویژگی هایی چون نابرابری، استقلال شغلی، مدیریت مشارکتی و ارتباطات، بیشترین رابطه را با متغیر وابسته نشان دادند. یعنی زنان به این عوامل از میان سایر عوامل اهمیت بیشتری قائل می شدند و از طریق آن ها ارزیابی بهتری از شغل خود داشتند. افرادی چون پزشکان، مهندسان و مدیران و دبیران ارزیابی بهتری از شغل خود داشتند. چون استقلال شغلی بیشتر و مدیریت مشارکتی را تجربه کرده بودند. کارگران رده های پائین به واسطه ی کمتر بودن استقلال شغلی و مدیریت مشارکتی و نیز وجود نابرابری، ارزیابی پائین تری را از شغل خود ارائه نمودند.
این پژوهش با استفاده از پارادایم تفسیری به بازسازی معنایی مدیریت چهره در بین دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت می پردازد. در پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی بر اصالت ذهنیت، معنا و تعریف شخصی از واقعیت تأکید می شود، واقعیت اجتماعی به وسیله مردم در زندگی روزمره تعریف و ساخته می شود. روش شناسی پژوهش کیفی است. گردآوری داده ها با روش مصاحبه عمیق انجام گرفته و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری با سی و هفت نفر از دانشجویان مصاحبه عمیق انجام گرفته است و برای تحلیل داده ها از روش نظریه مبنایی استفاده شده است. هدف از تحلیل نتایج تهیه یک مدل معنایی برای مدیریت چهره است. یافته های بدست آمده شامل10 مقوله عمده ( برداشت و ارزیابی از خود، تصویر ذهنی از چهره و بدن، فشار و الگوی هنجاری، پذیرش اجتماعی، مدیریت چهره، بسترهای فرهنگی و اجتماعی، فرهنگ مصرفی، خود نمایی، پاداش ها و هزینه های فردی و اجتماعی) و مقوله هسته ای ( تمایل و عمل به ظاهر گرایی منفعتی در متن اجتماعی فرهنگی دانشگاه) می باشد.
این پژوهش، که از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها توصیفی همبستگی است به بررسی تأثیر رفتار اخلاقی زنان کارافرین با نقش میانجی گری هوشیاری کارافرینانه بر عملکرد کسب و کار پرداخته است. جامعه آماری پژوهش شامل 148 نفر از زنان کارافرین منتخب جشنواره کارآفرینی ایرانی صاحب کسب و کار است که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده، 106 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. داده های لازم از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری شد. روایی و پایایی متغیرها مورد تأیید قرار گرفت. پایایی برای هوشیاری کارافرینانه 0/78، رفتار اخلاقی 0/89 و عملکرد کسب و کار 0/90 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش الگو سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار Smart PLS2 انجام پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رفتار اخلاقی زنان کارافرین به میزان 49 درصد بر هوشیاری کارافرینانه و به میزان 45 درصد بر عملکرد کسب و کار آنها تأثیر دارد. هم چنین نتایج نشان داد که هوشیاری کارافرینانه به میزان 17 درصد به عنوان متغیر میانجی بین رابطه رفتار اخلاقی و عملکرد ایفای نقش می کند. نتیجه گرفته شد که عملکرد کسب و کار زنان کارافرین تحت تأثیر هوشیاری کارافرینانه و رفتارهای اخلاقی آنها است که مدیران و دست اندرکاران باید به آنها توجه ویژه ای کنند.
الزامات جامعه ایران مانند هر جامعه درحال گذار و یا درحال توسعه مشارکت زنان را به عنوان نیمی از نیروهای فعال جامعه در عرصه های گوناگون ضروری می سازد. از آن جا که خانواده نخستین و مهم ترین عامل جامعه پذیری افراد تلقی می شود لذا، به نظر می رسد میزان تمایلات مشارکت جویانه در خانواده می تواند بر مقدار مشارکت زنان از جمله مشارکت سیاسی آنان تاثیر بگذارد. از راه بحث و گفت و گو در منزل، فرزندان با ارزش ها و نگرش های سیاسی والدین آشنا می شوند و از این راه علاقمندی یا بی علاقگی آنان نسبت به مسایل سیاسی ابراز می شود. لذا، به نظر می رسد وضعیت خانوادگی و موقعیت اجتماعی بر میزان مشارکت سیاسی افراد تاثیر میگذارد. این مقاله براساس نتایج یک پژوهش پیمایشی پهنانگر و از نظر زمانی یک بررسی مقطعی است که در سطح استان آذربایجان شرقی، بین زنان 18 تا 64 سال ساکن در استان به اجرا گذاشته شده است. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه مورد بررسی 1074 نفر برآورد شده، روش نمونه گیری به صورت خوشه ای چندمرحله ای و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. یافته های پژوهش نشان می دهند که والدین پاسخگویان تمایل حدمتوسط و یا متوسط به بالایی به مشارکت سیاسی داشته و در انجمن های گوناگون شرکت و فعالیت می کنند. نتایج آزمون همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته حاکی از آن است که گرایش به مشارکت سیاسی والدین بر فعالیت آن ها در انجمن ها تاثیر گذار است و مشارکت جویی فرد در انجمن های گوناگون و در نهایت، مشارکت سیاسی وی را متاثر می سازد.
برخی شواهد علمی اخیر دلالت بر افزایش معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج در بین جوانان و باور رایج در خصوص تأثیر مثبت معاشرت ها در کیفیت ازدواج دارد. هدف این مقاله بررسی دیدگاه دانشجویان نسبت به تأثیر این نوع معاشرت ها در رضایت زناشویی با استفاده از نظریه ی گذار دوم جمعیتی است. این مقاله بر اساس داده های یک پیمایش بر روی 2031 دانشجوی 18 تا 40 ساله از 7 دانشگاه دولتی و آزاد در تهران تهیه شده است. دانشجویان به روش خوشه ای سهمیه ای در دو مرحله طی بهمن ماه 1389 تا خردادماه 1390 نمونه گیری شدند. نتایج این تحقیق نشان داد که حدود 43% دانشجویان معتقدند که معاشرت قبل از ازدواج با کاهش رضایت زناشویی در زوجین همراه خواهد بود و 33 درصد تردید داشتند 58 درصد دانشجویان، معاشرت پیشرفته قبل از ازدواج با جنس مخالف را با کاهش رضایت زناشویی مرتبط می دانستند، 28 درصد در این خصوص مردد بودند و 14 درصد مخالف این عقیده بودند. مدل رگرسیون خطی، نشان داد که جوانان با خانواده ی مدرن، غیرمذهبی و موافق این روابط، افرادی که دوستانشان موافق این معاشرت ها بوده، افرادی با پای بندی کم مذهبی، افراد با تجربه ی مصرف سیگار و الکل و درآمد بالاتر، نسبت به افراد دیگر، بیشتر به تأثیرات مثبت این معاشرت ها در ازدواج و کیفیت روابط زناشویی معتقدند. این مطالعه نشان داد که سهم مهمی از دانشجویان، به خصوص مجردها، در خصوص تأثیر معاشرت در کیفیت رابطه ی زناشویی پس از ازدواج تردید داشته و درصد مهمی از دختران با قصد ازدواج این معاشرت ها را تجربه می کنند و بر این باورند که این معاشرت ها منجر به انتخابی بهتر برای ازدواج و کیفیت بهتر ازدواج می شود، در حالی که مطالعات داخلی و خارجی در مورد معاشرت های متعدد و پیشرفته خلاف این امر را نشان داده اند. این نتایج می تواند در بررسی تحولات خانواده و ازدواج کاربردهای مهمی داشته باشد.
خشونت شوهران علیه زنان، به ویژه از لحاظ عاطفی نه تنها از لحاظ فردی و خانوادگی، بلکه از نظر اجتماعی نیز دارای اهمیت است. بدرفتاری و شکنجه های بدنی و حتی توهین و تحقیر کلامی، بر رشد و تکامل روانی و اجتماعی زنان اثرات بسیار نامطلوبی می گذارد. پژوهش حاضر که با هدف بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با خشونت عاطفی در خانواده با تأکید بر سرمایه اجتماعی در شهر یاسوج است، از نظر نوع هدف یک بررسی کاربردی، از نظر وسعت پهنانگر، از نظر دامنه خرد و از نظر زمانی یک بررسی مقطعی است. روش این پژوهش، روش میدانی با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری و حجم نمونه در این تحقیق 379 نفر بر آورد شده است. پژوهش حاضر به دنبال بررسی ارتباط بین اعتماد اجتماعی همسر، انسجام اجتماعی خانواده، مشارکت اجتماعی خانواده، میزان کل سرمایه اجتماعی خانواده، دموکراتیک بودن و نبودن روابط در سطح خانواده، دینداری، تحصیلات، اختلاف سن همسران، پایگاه اقتصادی خانواده و تعداد فرزندان به عنوان متغیرهای مستقل و خشونت عاطفی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که از بین ابعاد اجتماعی متغیرهای: میزان اعتماد اجتماعی همسر؛ میزان؛ انسجام اجتماعی خانواده ، میزان؛ مشارکت اجتماعی خانواده، میزان کل سرمایه اجتماعی خانواده، دموکراتیک بودن و نبودن روابط در سطح خانواده، دینداری در سطح خانواده، اختلاف سن همسران و بین پایگاه اقتصادی خانواده با خشونت عاطفی ارتباط وجود دارد، اما بین متغیرهای تحصیلات مرد و تعداد فرزندان با خشونت عاطفی ارتباط معناداری مشاهده نشد.
بیماری ایدز تنها یک بیماری، و حامل آن صرفاً یک بیمار نیست. از آنجا که راه های انتقال این بیماری شامل رفتارهایی است که در اذهان عمومی با بار ارزش منفی ارزیابی می شود، دربارة آن برچسب زنی و نگرش های منفی چشمگیری شکل گرفته است و مبتلایان با انگ افراد منحرف در جامعه مواجه، و غالباً با طرد و تبعیض افراد روبه رو می شوند. این پژوهش با هدف شناخت تأثیر این بیماری و انگ ناشی از آن در تجربة زیستة زنان مبتلا به ایدز یا زنان اچ آی وی مثبت انجام شده است. جمع آوری داده ها نیز با استفاده از روش کیفی و نظریة مبنایی و فن مصاحبه نیمه ساخت یافته با زنان اچ آی وی مثبت مراجعه کننده به «انجمن حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی (احیای ارزش ها)» صورت گرفته است. براساس تحلیل یافته های حاصل از این پژوهش، چهار مقولة «افکار و نگرش های منفی موجود در جامعه»، «راه های خاص (حساس از نظر فرهنگی) انتقال بیماری»، «نبود دانش عمومی دربارة راه های سرایت بیماری» و «حمایت نکردن خانواده و نزدیکان و طردکردن بیماران» به عنوان شرایط علّی «زمینه ساز حساسیت بیمار به انگ اجتماعی» به دست آمد. همچنین یافته ها مؤید این مطلب است که انگ مرتبط با اچ آی وی موجب بروز رفتارهای تبعیض آمیز با این بیماران و درنتیجه بروز مشکلات و دغدغه در این زنان می شود؛ مشکلات جسمانی، روانی، انزوا و افسردگی، نگرانی های اقتصادی، نگرانی ازدست دادن شغل، توسل به پنهان کاری در محیط کار، تجربة طردشدن و ازدست دادن حمایت خانواده و دوستان، محدودیت دسترسی به درمان، نگرانی درمورد ازدواج و تعاملات اجتماعی محدودتر، از جمله مشکلاتی است که پیش روی این بیماران قرار دارد. این مشکلات در کنار ترس از افشای بیماری و انگ و داغ ننگ آن، سطح کیفیت زندگی در این بیماران را کاهش می دهد.
دیرخوابی یکی از موضوعاتی است که اخیراً در خوابگاه های دانشجویی، مسأله ای مشهود است که تأثیرات نامطلوبی بر دانشجویان می تواند داشته باشد، به همین دلیل، برای فهم عوامل زمینه ساز آن، تلاش شده است از روش نظریه زمینه ای استفاده شود. روش پژوهش، کیفی است و بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و نیز معیار اشباع نظری، 10 نفر از دانشجویان با ویژگی دیرخوابی انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از تکنیک مصاحبه عمیق و برای توصیف اطلاعات دموگرافیکی افراد مورد مطالعه، از آمارهای توصیفی استفاده شده است. مفاهیم و مقولات به دست آمده از مصاحبه ها نشان داد شبکه های اجتماعی مجازی، وابستگی ارتباطی- عاطفی، عوامل خانوادگی، فشار هنجاری گروه دوستی، بی تفاوتی اجتماعی و احساس گمنامی از عوامل زمینه ساز اختلال دیرخوابی دانشجویان مورد مطالعه به شمار می آید، به گونه ای که در مقوله شبکه های اجتماعی مجازی: برقرای ارتباط شبکه های مجازی، چت کردن تا نزدیکی صبح، سرک کشیدن در زندگی دیگران در فضای مجازی، در مقوله وابستگی ارتباطی– عاطفی: وجود اشخاص مهم در زندگی، تلقی کردن فضای مجازی به صورت عامل تخلیه روانی، افزایش انگیزه و امید هنگام ارتباط مجازی، احساس تنهایی، احساس سرخوردگی هنگام قطع اینترنت، در مقوله عوامل خانوادگی: دلتنگی و دوری از خانواده، وجود مشکلات خانوادگی و نبود کنترل پدر و مادر و حس آزادی، در مقوله فشار هنجاری گروه دوستی: وجود دوستان ناباب، رقابت با دوستان برای یافتن سوژه مجازی، در مقوله بی تفاوتی اجتماعی: مهم نبودن هم اتاقی ها، رعایت نکردن اصول هم اتاقی و در مقوله احساس گمنامی: چت با اشخاص ناآشنا، راحت بودن برقراری ارتباط تأثیرگذار بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مقوله هسته ای این پژوهش، ولع ارتباط مجازی است که موارد منتهی به آن در قالب یک مدل پاردایمی شامل شرایط علّی، شرایط زمینه ساز، پیامدها، راهکارها و استراتژی کنش ارائه شده است.
رعایت حقوق انسانی یکی از اصلی ترین اصول حکومت می باشد. متأسفانه به رغم تأکید نهادهای حقوق بشری به رعایت دموکراسی و تساوی حقوق زنان و مردان، اما هنوز بسیاری از کشورهای عربی ناقض جدی حقوق زنان به شمار می روند. در این میان بحرین و حکومت آل خلیفه با برقراری قوانین تبعیض آمیز، زنان را از حقوق انسانی محروم ساخته اند. از سویی شعله ور شدن جریانات انقلابی در اعتراض به جنایات ضد بشری نظام سیاسی بحرین ، زنان را نیز در صف انقلابیون قرار داد. با توجه به شرایط نامساعد زنان در بحرین و استبداد و ظلم آل خلیفه ، نویسنده در این مقاله، به بررسی وضعیت زنان در حکومت های شیخ نشین عرب پرداخته و سپس به فجایع انسانی و نقض حقوق زنان در کشور بحرین به عنوان یک مصداق بارز جنایت علیه بشریت توجه کرده است. در آخر نیز وظیفه جامعه جهانی و میزان واکنش ها را به این اقدامات خشونت بار بررسی نموده است.