امروزه فرار دختران از خانه و مسائل و مشکلات همراه آن از جملة مهم ترین مسائل اجتماعی است که بسیاری از کشورها با آن دست به گریبان هستند. آمارها عموماً از بحرانی شدن این مسئله، به ویژه در ایران، حکایت دارد. این مقاله، که برگرفته از طرحی پژوهشی است، به بررسی وضعیت خانوادگی دختران فراری، به مثابه گروهی آسیب پذیر در جامعه، می پردازد. روش تحقیق در این بررسی توصیفی تبیینی است و در گردآوری اطلاعات از شیوه هایی چون مراجعه به اسناد و مدارک، پرسش نامه، و همچنین مصاحبه در زندان اوین و مراکز بهزیستی استفاده شده است. هدف از این بررسی آن است که، با تکیه بر نظریه های موجود جامعه شناسی، به بررسی شرایط خانوادگی و عوامل تأثیرگذار در وقوع فرار و به تَبَعِ آن ایجاد بزه کاری در میان دختران نوجوان و جوان شهر تهران بپردازد.
اصحاب انقلاب اسلامى، انسانهاى مهذب و بصیرى بودند که در آوردگاه اندیشههاى گوناگون، اصولىترین مواضع را بر مبناى سدیدترین برهانها و شفافترین گویشها اعلام و ابلاغ مىکردند و جان مشتاقان و جویندگان را حامل عالیترین پیامها که رسالتِ حفظ و ابلاغ انقلاب اسلامى در پرتو نحوه حضور اسلام در عصر حاضر است، نمودند و بىتردید یکى از این یاران صدیق، سالار شهیدان انقلاب اسلامى، شهید «قیام و قول و قلم» حضرت آیةاللّه بهشتى است، هم او که امام شهادتش را در برابر مظلومیتش ناچیز شمرد، اینک ما براى طرح افکارش، که جامعه را نه به تقواى گوشهنشینى، که به تقواى ستیز در برابر همه رنگهاى غیرخدایى فرامىخواند، به محضر کلامش، مشرف شدیم و از بین بیش از پنجاه متن سخنرانى مکتوب و غیر مکتوب پیرامون توسعه دینى و انقلاب اسلامى، کاوش نمودیم که حاصل این تأملها و گزینشها، نوشتارى است که در پیش روى دارید و براى ارتباط محسوستر با فضاى آن روز و اینکه چگونه تاریخ در ماهیتِ تکرار شدنىِ خود، جلوس دوبارهاى کرده، شما را به مطالعه یک سخنرانى ضمیمه شده نیز، دعوت مىنمائیم. خاصه آنکه این سخنها در حال و هواى تشکیل اولین مجلس شوراى اسلامى پس از انقلاب است و مىتواند ما را به تأمل و تحلیل و توجه به رسالتهاى مانده و وظیفههاى فراموش شده وادارد، با امید بهرهگیرى از کلام آن شهید بزرگوار فرصت را مغتنم شمرده و از «بنیاد نشر آثار و اندیشههاى شهید بهشتى» به ویژه از مساعدت و همراهى برادر گرامى جناب آقاى دکتر علیرضا بهشتى کمال تشکر و قدردانى مىنماییم که امکان دسترسى به نوشتهها و نسخهها و نوارهاى اصلى آن شهید گرانقدر را فراهم نمودند و ما را در این جستجو یارى رساندند.
امروزه، زنان و مردان فعالانه برای نقش های کاری و نقش های خانوادگی خود برنامه ریزی می کنند، اما رشد حرفه ای مردان کمتر از زنان از نقش های چند گانه تأثیر می گیرد. اکنون، بسیاری از نظریه پردازانِ رشد حرفه ای به دنبال نظریه ای کل گرا برای فهم ماهیت مهم شغل و تأثیر سایر نقش های زندگی بر آن هستند. اکثر این نظریه های کل گرا به رشد حرفه ای زنان مربوط اند، چرا که آنها اغلب به دنبال مدیریت نقش های گوناگون و ناسازگار خود در زندگی مانند شاغل بودن، همسر بودن و مادر بودن هستند.
یافته های این پژوهش که به روش پیمایشی در میان نمونه ای از استادان زن ده دانشگاه برتر کشور (تحت پوشش وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری) صورت گرفته است، نشان می دهد با وجود اینکه اولویت نقش خانوادگی در میان استادان زن بسیار بالاست، اولویت نقش شغلی تقریباً پایین است. همچنین، ادراک از تعارض شغلی ـ خانوادگی در میان استادان زن (در صورت پذیرش پست مدیریتی) نسبتاً بالاست، درحالی که حس خودکارآمدی مدیریت تعارض شغلی ـ خانوادگی در آنان در حد تقریباً پایینی قرار دارد.
یافته های حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد اولویت قایل شدن برای نقش شغلی بر انگیزه درونی برای پیشرفت در سلسله مراتب سازمانی و حضور در رده های مدیریتی تأثیر مثبتی دارد، هرچند در میان افرادی که برجستگی نقش شغلی تقریباً همانندی دارند، کسانی که رضایت مندی حاصل از نهاد خانواده برایشان مهم تر است، آرزومندی کمتری برای حضور در رده های مدیریتی دارند. همچنین، نتایج نشان می دهد هر چه افراد نگرش مثبتی به توانایی خود برای ترکیب نقش های چندگانه داشته باشند، تعارض میان نقش های شغلی و خانوادگی را کمتر احساس کرده و یا این تعارضات را به نحو بهتری مدیریت می کنند. ادراک کمتر از تعارض شغلی ـ خانوادگی نیز موجب افزایش انگیزه درونی برای پیشرفت شغلی و رسیدن به رده های مدیریتی می گردد.
یافته های این پژوهش در زمینه تأثیر نقش های چندگانه زنان بر آرزومندی مدیریتی آنان، نشان می دهد تأکید بر موانع سازمانی و بی توجهی به تأثیر انتخابی (برجستگی نقش خانوادگی) و غیر انتخابی (تعارض شغلی ـ خانوادگی) نقش های خانوادگی زنان بر بی میلی آنان به حضور در پست های مدیریتی، دیدگاه ناکاملی در این زمینه ارائه می دهد و لازم است در تحقیقات مربوط به مدیریت زنان، این عوامل بیشتر مدّ نظر قرار گیرند
هدف این مقاله، مطالعه تطبیقی عملکرد دو طیف رسانه ای جریان ساز (خبرگزاری ایسنا، روزنامه شرق و شبکه خبری بی بی سی فارسی) و رقیب (خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان و خبر صداوسیما) در مدیریت جریان خبری اسیدپاشی های اصفهان در بازه زمانی 24مهر تا 9 آبان 1393 بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام و برای تحلیل داده ها از دو روش تحلیل مضمون و تحلیل محتوای کمی استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که ایسنا پیشتازی جریان سازی خبری را بر عهده داشته و در کنار آن بی بی سی فارسی و روزنامه شرق در زنده نگاه داشتن این جریان خبری نقش داشته اند. در مقابل، خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان و خبر صداوسیما در ابتدای شکل گیری جریان خبری، سکوت و پس از ایجاد جریان خبری به این موضوع وارد شدند. تأخیر در ورود، رویکرد انفعالی، زاویه نگاه حکومتی و زبان رسمی مهم ترین عواملی بود که باعث شد این طیف نتوانند تأثیر چندانی در مدیریت این جریان خبری داشته باشند.
حرکت آزادی خواهی زنان که با تعبیر فمینیسم از آن یاد می شود، جنبشی اجتماعی است که ضرورتا با سیاست هم درگیر می شود. برداشت نظریه پردازان و رهبران این جنبش از کارکرد دولت و تعریفی که از سیاست داشته اند، ارتباطی نزدیک با نوع نگرش آنان به مساله زنان دارد. فمینیسم لیبرال، در راهبردی اصلاح گرا، برداشتی متعارف از سیاست دارد و با دولت به چانه زنی می پردازد؛ فمینیسم رادیکال در راهبردی ریشه و تا حدی انقلابی، از سیاست تعریفی متفاوت می دهد، و نوعی موضع آشتی ناپذیر در برابر دولت دارد. مقایسه این دو نگرش و نتیجه آن برای جنبش زنان، موضوع مقاله حاضر است. کلید واژه: فمینیسم لیبرال، فمینیسم رادیکال، سیاست امر شخصی، امر همگانی
در جوامعی که نقش نان آوری خانواده به عهده مرد است هنگامی که به یک باره این نقش به عهده زنان گذاشته می شود، آنان را به یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه تبدیل می کند. در این موقعیت زنان علاوه بر نقش های متداول زن در خانواده، متولی نقش های مربوط به «سرپرستی خانوار» یعنی دو رکن اصلی «تأمین معیشت» و «اداره مدیریت خانوار» نیز می شوند و عمدتاًً در این مسیر با موانعی روبرو خواهند شد که برای گذر از این موانع باید توانمند شوند. با توجه به ماهیت مسئله مورد مطالعه، تشخیص داده شد که با روش اقدام پژوهی بهتر می توان به سؤالات تحقیق پاسخ گفت و از داده های متنوع تر کیفی در جهت انجام تحقیق استفاده کرد . داده ها از یازده نفر از زنان سرپرست خانوار مجتمع بهزیستی شهید حیرانی واقع در منطقه 5 اصفهان با استفاده از تکنیک گروه متمرکز و مصاحبه های نیمه ساخت یافته جمع آوری و پس از کدگذاری به روش نافل و وبستر تفسیر شدند. بر اساس نتایج دو تیپ زن سرپرست خانوار، یعنی فعال و منفعل وجود دارد و موانع موجود بر سر راه توانمندی از نگاه خود آنان، فقر اقتصادی، مشکلات جسمی و روانی، ناامنی محیط کار و عدم حمایت اجتماعی اطرافیان می باشد. برای مقابله با این موانع و دستیابی به توانمندسازی راهکارهایی برای توانمندسازی اقتصادی و روانی ارائه شد. کلید واژه ها: اشتغال، اقدام پژوهی، توانمندسازی زنان، زنان سرپرست خانوار.