گزارشی از دومین کنگره سراسری خانواده و مشکلات جنسی (دوم و سوم آذر 84) وجود مشکلات جنسی در کانون خانواده، بنیاد آن را سست خواهد کرد. نادیده گرفتن این مشکلات و مطرح نکردن آنها، تداوم خانواده را به خطر می اندازد. امروزه جای تردیدی نیست که مدرنیسم با همه محاسن و نقاط قوت خود، پدیده های مهلک و زشتی را نیز برای بشر به همراه داشته و آسیب پذیری خانواده ها رو به فزونی نهاده است. در واقع بی توجهی به کیان خانواده و دور شدن از توصیه ها و راهکارهایی که عقل سلیم و مکتب انبیاء و اولیاء الهی پیش روی انسان نهاده، مخاطرات جدی را در تعالی بشر به جود آورده است. در این مجال خانواده سالم را از نظری اسلامی مورد کندو کاو قرار می دهیم.
هادی کافی دکتر ناصر قرباننیا مدیر طرح بررسی و تدوین نظام جامع حقوقی و قضایی زنان است که توسط مرکز امور مشارکت زنان به دانشگاه مفید قم سفارش داده شده است. دکتر قرباننیا در حوزه علمیه و نیز رشتهی حقوق دانشگاه تهران تحصیل کرده است که پژوهشهای متعددی در زمینه فقه و حقوق انجام داده است و هم اکنون معاون پژوهش دانشگاه قم است؛ آنچه در زیر میآید بیانگر دیدگاههای او دربارهی چند و چون و نحوهی بررسی و تدوین نظام جامع حقوقی و قضایی زنان است که با همّت او و همکارانش امروز به ثمر نشسته است.طی گفتگویی، دربارهی شکلگیری مراحل انجام پژوهش، گروههای همکار و دغدغههای شخصی ایشان اطلاعات بیشتری را به نظر خوانندگان می رسانیم.
در این نوشتار سعی شده است تا با معرفی دیدگاههای مختلف فمینیستی، مسائل زنان در بحث نیروی کار، توسعه و جهانی شدن اقتصاد از نظرگاه فوق مورد نقد و بررسی قرار گیرد. حضور کمرنگ زنان در مراکز تصمیمسازی اقتصادی از دیگر محورهای مورد مطالعه در نوشته حاضر است. به نظر میرسد که تئوریهای مختلف فمینیستی جز با چارهجوئیهای مقطعی نتوانسته اند مشکل ساختار ناسالم اشتغال زنان را با پیامدهای مذکور از قبیل محیط ناامن شغلی، ایجاد مشاغل ثانویه و کاهش دستمزد در بازار کار بر طرف نمایند، به گونهای که با بسط اصول مدرنیته و بحث جهانی شدن اقتصاد با تمامی شعارهای مطرح شده، زنان آسیبپذیرترین قشر اجتماع در تحولات اقتصادی شمرده میشوند. مشکل اساسی دیدگاه اقتصادی فمینیسم در حل مشکل زنان به مبارزه طلبیدن مردان و نادیده انگاشتن نظام قدرت سالاری حاکم بر روابط ناعادلانه اقتصادی از جانب قدرتها و کارتلهای بزرگ اقتصادی است.
دامنه تفاوتهای نگرشی متفکران اسلامی در جهان معاصر و در نحوه بهکارگیری آموزههای اسلامی و چالشهای به وجود آمده در موضوعات مختلف، به مسایل زنان نیز کشیده شده است. در نوشتار پیشین «صورتبندی مطالعات زنان در جهان اسلام» روشن گردید که این مطالعات تحت دو رهیافت اصولگرایی و دگراندیشی ملاحظه شده است. اصولگرایان در نگاه به مسایل زنان دارای رویکردی احتیاطآمیز نسبت به تحولات تجدد غربی بوده؛ در حالی که دگراندیشان با تأثیرپذیری از این تحولات، به ویژه تحولات مدرنیته و فمینیسم، به مسایل زنان مینگرند. در نوشتار حاضر نظرگاه دگراندیشان طی دو رویکرد تجددگرایی و معرفتشناسی مورد بررسی قرار میگیرد. تجدد گرایان اسلامی از یکسو با نقد دیدگاه سنتی و از سوی دیگر با جذب آموزههای تجدد غربی به تبیین مواضع خود در قبال مسایل زنان میپردازند. معرفت شناسان اسلامی نیز با تأثیر از تحولات معرفتشناختی اخیر و با ادعای تاریخمندی و تاریخمداری نصوص دینی درصدد ارایه قرائتهای جدید در آموزههای اسلامی خود هستند.
امروزه مدیریت زنان نه تنها در کشورهای در حال توسعه، که در کشورهای توسعه یافته نیز از مقوله های مهمی است که مورد توجه صاحب نظران علوم مختلف قرار گرفته است؛ و در سطح جهانی نیز سازمان های بین المللی توجهی ویژه به جایگاه زنان در کشورهای مختلف دارند. از این رو، همواره مقوله ی زنان و به ویژه مشارکت آنان در تصمیم گیری ها و مشاغل سطوح عالی مورد توجه بوده است.
یکی از شاخص های مهمی که به عنوان معیار توسعه ی جنسیتی و نیز توان مند سازی زنان مورد توجه قرار می گیرد، میزان مشارکت زنان در تصمیم گیری های کلان کشور، و هم چنین حضور آنان در پست های مدیریتی است. علی رغم برنامه ریزی هایی که در این حوزه انجام شده است حضور زنان در پست های مدیریتی هنوز چشم گیر نیست و به نظر می آید که زنان در مسیر پیش رفت شغلی خود در سطوح مدیریتی با مسائل و مشکلات زیادی روبه رو اند که این موضوع نه تنها در کشورهای در حال توسعه، که در کشورهای توسعه یافته نیز هنوز در حد یک مسئله باقی مانده است و صاحب نظران نتوانسته اند آن گونه که باید و شاید پاسخی برای آن بیابند.
از این رو، در این مقاله تلاش شده است تا با بررسی آمارهای مربوط به توسعه ی جنسیتی در ایران، و مقایسه ی آن با شاخص های مربوطه در کشورهای توسعه یافته، وضعیت توسعه ی جنسیتی در ایران به طور عام، و وضعیت زنان در مدیریت به طور خاص تحلیل و بررسی شود؛ و در نهایت با توجه به برنامه های توسعه و توان مندسازی زنان در ایران راه کارهایی در این راستا ارائه گردد.
یکی از نهادهای بنیادین حفظ و تربیت نوع انسانی خانواده میباشد که در آن بچهها با فراگیری ارزشها و هنجارها و تربیت روانی مناسب برای ایفای نقش مثبت در بزرگسالی آماده میشوند. نهاد خانواده را از ابتدای خلقت انسان میتوان جستجو کرد. مهمترین عامل فروپاشی این نهاد ارزشمند، متارکه یا طلاق میباشد. هرچند طلاق از ابتدای زندگی اجتماعی بشر وجود داشته و حتی طبق قدیمیترین اسناد حقوقی، از ابتدا صورت قانونی نیز داشته است؛ ولی در هر عصری درصد نسبی طلاق در حد معقولی بود و جود آن ضرری جبران ناپذیری به بنیاد اجتماع وارد نمیساخته است اما امروزه جامعه انسانی شاهد افزایش روز افزون نرخ طلاق در جامعه میباشد؛ به طوری که بیم نابودی بنیاد خانواده میرود و بدنبال آن جامعه شاهد روز افزون انحرافات اجتماعی ناهنجاریهای روانی، انواع بیماریهای روان پریشی در افراد مطلقه و فرزندان طلاق میباشد. این مقاله درصدد آن است تا با نگاهی اجمالی به تغییرات فرهنگی موجود در جوامع به اصطلاح پیشرفته اروپایی و نگرش آنها به مسئله ازدواج، خانواده و طلاق، دورنمای کشورهای در حال توسعه از جمله ایران که شتابان بدان سو میروند را ترسیم کرده باشد.
آنچه در پی میآید قسمت دوم و پایانی نقد و بررسی کتاب «مسئله زن، اسلام و فمینیسم» تألیف دکتر محمد منصور نژاد است که قسمت اول آن را در شماره گذشته به چاپ رساندیم. آنچه تا اینجا دکتر منصور نژاد در صدد اثبات آن است، تساوی زن و مرد در عقل و در نتیجه در انسانیت است. اما مبنای دوم آن است که زنان از نظر هویت جنسی، با مردان متفاوتند و به عنوان یک صنف در مقابل آنان قرار دارند. زن و مرد، گرچه از نظر عقلی، ذاتاً تفاوتی ندارند ولی قطعاً جسم زن و مرد با هم متفاوتند و در حوزه دل نیز در حد فرضیهای میتوان گفت که زنان، عاطفیتر و لطیفتر از مرداناند. مؤلف در ادامه با نقل قولی از «ویولاکلاین» موضوع را پی می گیریم.