امروز با توجه به دوگانگی نقش زنان در جامعه و عوامل تهدید کننده سلامت روان آن ها، بررسی عوامل اساسی اثر گذار در اینامر، برای کمک به برنامه ریزی در جهت پیش گیری و بهبوداختلالات روانی، ضروری به نظر می رسد. یکی از مهم ترین این عوامل، توجه به ابعاد مختلف هوش عاطفی و پیوند آن با اختلالات روانی است. باراوناز هوش عاطفی به عنوان عاملی مهم در شکوفایی توانایی های افراد برای دست یابی به موفقیت در زندگی یاد می کند و آن را با سلامت عاطفی، و در مجموع، سلامت روانی مرتبط می داند.پژوهش پیش رو بر آن است که با شیوه یی علی مقایسه یی، به بررسی پیوند بین ابعاد مختلف هوش عاطفی و سلامت عمومی در زنان بپردازد. جامعه آماری پژوهش را همه زنان کارمند شهر اصفهان، و حجم نمونه را 30 نفر از آن ها، که به طور تصادفی انتخاب شدند، تشکیل می دهند. ابزار اندازه گیری نیز «پرسش نامه سلامت عمومی» و «آزمون هوش عاطفی» است.نتایج پژوهش نشان داد که بین بعضی از عوامل هوش عاطفی (مهارت های بین فردی، روابط بین فردی به همراه آگاهی از عاطفه دیگران، و انعطاف پذیری) و وجود نشانه های جسمی و روانی (اضطراب، افسردگی، و اختلال جسمی و روانی به طور کلی) رابطه یی معکوس وجود دارد و زنانی که هوش عاطفی بالاتری دارند، بهتر با اختلالات جسمی و روانی کنار می آیند.
نوشتار پیش رو سخنرانی دکتر محمد تقی کرمی عضو هیئت علمی گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی در موضوع خانواده و کالاهای فرهنگی است که با حضور کارشناسان و اعضاء هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان در جلسه فصلانه دفتر ایراد شده است.
دکتر محمدرضا جوادی یگانه استادیار گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و فارغالتحصیل دکترای جامعهشناسی از دانشگاه تربیتمدرس(1383) است. تاکنون از ایشان کتابهایی با عناوین «تغییرات اجتماعی برنامهریزیشده»، «مسئله دختران فراری»، «بازیابی تغییرات اجتماعی: تغییر رفتار برای ارتقای بهداشت، توسعه اجتماعی و محیط زیست» و «دین و رسانه» و همچنین مقالات متعددی به چاپ رسیده است. در این گفت وگو به بررسی آسیبشناسی سیاستهای جنسیتی رسانه ملی و اصول حاکم بر رسانه در رابطه با مقوله جنسیت می پردازیم.
موضوع مورد بررسى در این مقاله، سن ورود دختران به مرحله بلوغ است که مدت هاست ذهن اندیشمندان اسلامى و روان شناسى تربیتى و اجتماعى را به خود مشغول کرده است. مسئله اصلى این است که چرا در قرآن و روایات اسلامى شرط سنى ورود دختران و پسران به مرحله بلوغ به صورت قطعى و روشن بیان نشده است؟ این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوا مى کوشد با مراجعه به آیات و روایات و نظرات اندیشمندان اسلامى، به نقد و بررسى این موضوع بپردازد. با بررسى آیات و روایات استنباط مى شود که ملاک رسیدن به بلوغ، سن نیست، بلکه باید به نشانه هاى آن توجه نمود که در افراد و مناطق مختلف متفاوت است. به همین دلیل، اسلام سن خاصى را براى بلوغ تعیین نمى کند، بلکه آن را به مشاهده نشانه هایى واگذار مى کند که در افراد مختلف و محیط هاى گوناگون متفاوت است.
مقاله حاضر به بررسی وضعیت سلامت زنان سرپرست خانوار می پردازد. هدف مقاله پاسخ به این سؤال است که آیا زنان سرپرست خانوار از سلامت برخوردار می باشند؟ و وضعیت سلامت آنان چگونه است؟ پس از مطالعه و بررسی مبانی نظری مرتبط، با توجه به چند بعدی بودن سلامت، سه بعد جسمی، روانی و اجتماعی مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفت و پرسشنامه ای از ترکیب پرسشنامه سلامت عمومی گلابرگ و سلامت اجتماعی کییز تدوین گردید.
جمعیت مورد مطالعه، تمامی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر قم می باشند که به شیوه نمونه گیری متناسب، 181 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید و به روش پیمایشی مورد مطالعه قرار گرفت.
پس از جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن، مشخص گردید 43 درصد زنان مورد مطالعه در بعد جسمانی از سلامت لازم برخوردار نبودند و در دو بعد روانی و اجتماعی نیز این وضعیت در حدود 30 درصد آنان مشاهده گردید و می توان گفت: سلامت جسمی این زنان نسبت به دو بعد روانی و اجتماعی در وضعیت پایین تری قرار داشته است.
رشته مطالعات زنان سالهاست که در دانشگاههای گوناگون دنیا در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری تدریس میشود، اما این رشته در ایران مجهول و غریب مانده است و بجز کارشناسان مسائل زنان و تعدادی از فارغ التحصیلان و دانشجویان این رشته، کمتر کسی با آن آشنایی دارد. هفت سال از آغاز پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاههای ایران میگذرد، اما هنوز مشکلات و مسائل دانشجویان این رشته و نقصها و آسیبهای آن به قوت خود باقی مانده است. به همین دلیل بر آن شدیم تا دلایل و شیوه شکلگیری این رشته در ایران را با دلایل و چگونگی ایجاد آن در غرب مقایسه کنیم. به امید آنکه برای کارشناسان و صاحبنظران مسائل زنان مفید باشد.
مشکلات اقتصادی یکی از عوامل افزاینده طلاق است. وظیفه تأمین مالی مخارج زندگی بر عهدة زوج بوده که این وظیفه در قالب نفقه بیان شده و شرط پرداخت آن تمکین زوجه در برابر زوج است. اما دامنة شمول این وظیفه تا کجاست؟ چه تعداد از طلاقها ناشی از عدم پرداخت نفقه هستند؟ برای پیشگیری از این گونه طلاقها چه میتوان کرد؟ در این نوشتار در پاسخ به این سؤالات، به مفهوم نفقه، نیازهای امروز جامـعه در رابطه با مصادیق نفقه، ارتباط نفقه با طلاق، عوامل مؤثر در عدم پرداخت نفقه، تقسیمبندی گروههای فاقد توان مالی، قابلیت بیمه در حمایت از این گروهها، مطالعه تطبیقی با کشور تونس و مصر پرداخته شده است و در انتها اصلاح <قانون تأمین زنان و کودکان بیسرپرست> برای کاهش طلاقهای ناشی از عدم تأدیه نفقه پیشنهاد شده است.
مطابق دستورالعمل ش53958/34/1 ـ 7/11/1385 سازمان ثبت اسناد و املاک، سردفتران دفاتر رسمی ازدواج مکلفاند مفاد دو شرط ضمن عقد مهریه عندالمطالبه یا مهریه عندالاستطاعه را برای زوجین تفهیم نموده تا یکی از آنها انتخاب شود و بدینوسیله فرض <ممتنع بودن زوج>، موجود در مادة 2 قانون نحوة اجرای محکومیـتهای مالی در خـصوص مهریه تغـییر کند و تعداد زندانیان مهریه کاهش یابد. به نظر میرسد قسیم یکدیگر قرار دادن شرط عندالمطالبه و عندالاستطاعه در دستورالعمل سازمان ثبت غیرمنطقی است و از نظر حقوقی نیز وصول مهریه را مشکل مینماید و احتـمال اضـرار از طرف زوج را افزایش میدهد. در این نوشتار، این دو شرط از نظر فقهی و حقوقی بررسی گردید و معلوم شد رویکرد این دستورالعمل بر خلاف روح بند 3 ماده 148 ق.ا.ا.م. 1356 و ماده 58 ق.ت.ا.و. 1318 میباشد. همچنین عدم امکان صدور اجرائیه و وصول مهریه از طریق اجرای ثبت به واسطه مشروط بودن مهریه به استطاعت، محدودیتی ناموجه برای زن میباشد.