سینما، رسانه ای غربی است و شهید سید مرتضی آوینی پس از سالها تلاش در این عرصه عنوان کرد؛ «سینما شاید آن چنان که هست، مسلمان نشود؛ اما شاید بتوان آن را در خدمت اسلام درآورد.» بررسی سینمای عرفانی یا به تعبیر دیگر عرفان در سینمای ایران نشان می دهد که این محصول غربی، اگر عارف شود اول از همه قائل به تناسخ میگردد. درویشان این سینمای عرفانزده کسانی هستند چون داریوش مهرجویی، بیضایی، عیاری یا کیارستمی. با توجه به اینکه مهرجویی در آثار خود فضایی تلفیقی از عرفان و فمینیست را پدید آورده است و قشر روشنفکر جامعه را پای سینمای خود میخکوب کرده، این اثر به بررسی عرفان فمینیستزده در فیلمهای داریوش مهرجویی میپردازد.
مقاله حاضر به تبیین تحولات کارکردی نقش اجتماعی زنان در جامعه شهری یزد در طی سال های 1387-1345 پرداخته است و درصدد آن است تا اثرات تغییرات اجتماعی روی تنوع کارکردهای نقش اجتماعی زنان را بشناساند. این تبیین با چهارچوبی نظری مبنی بر استفاده از نظرات «بلومر»، «هومنز»، «پارسونز»، «مرتن» در بستر نظریه تغییر اجتماعی صورت گرفته است. نویسنده در طول کار از دو روش اسنادی و میدانی استفاده کرده اند تا بتوانند حداقل یک نسل را نیز از سال 45 تا 87 به نمایش گذاشته باشند. هر چند نتایج هر دو قسمت پژوهش حاکی از پویایی زن امروز یزدی و آگاهی او از مسیر خردگرایی است و میزان تحصیلات زنان در حال بالا رفتن است اما تغییرات اجتماعی در حالی که شیوه زندگی و روابط اجتماعی آنان را تغییر داده است، مشکلات و نگرانی های بسیاری را نیز به زنان تزریق کرده است. به اعتقاد نویسندگان زن امروز یزدی به طور اجتناب ناپذیری در حال انتقال از روش زندگی سنتی به مدرن است و تصمیمات و انتخاب های او نیز متناسب با پیشرفت و تغییرات اجتماعی رشد کرده است. تغییرات نقش زن وضعیت تسلسلی خواهد داشت و از این نسل زن، نسل های پر مساله تری در آینده به وجود خواهد آمد که اگربه تغییر نقش های او توجه نشود پدیده های جدیدی را در جامعه به وجود خواهد آورد و بر ساختار بزرگ تر نهادهای اجتماعی ما تاثیرگذار خواهد بود.
مشارکت مدنی به عنوان شاخص توسعه در جوامع نوین امروزی است. سطح پایین مشارکت مدنی زنان ایرانی به عنوان نیمی از جامعه یکی از مسایل مهم جامعه ایران است که بررسی آن می تواند ما را به سرمنشا و عوامل بازدارنده این موضوع رهنمون کند. بدون شناخت موانع و برنامه ریزی در جهت ارتقای آن، مدیریت نهادمندی اجتماعی و گسترش مشارکت شهروندان میسر نخواهد بود. موضوع این مقاله بررسی جامعه شناختی تاثیر شخصیت مستبدانه والدین بر مشارکت مدنی زنان است. در بخش توصیف و تحلیل داده ها وضعیت استبداد والدین و ورودی های حاصل از فرایند اجتماعی شدن زنان، ارزش ها و نگرش ها، میزان آمادگی زنان برای عمل اجتماعی تشریح شده است. علاوه بر توصیف دو متغیر مذکور رابطه بین این دو موضوع بررسی شده است. جامعه آماری دانشجویان دختر رشته های غیر پزشکی دانشگاه تهران در سال تحصیلی 86 -1385 می باشد. ابزار تحقیق پرسش نامه است.
در پژوهش حاضر، خلق نظریه یی مبنایی در مورد نقش جامعه پذیری دوران کودکی در شکل گیری تصور بدنی زنان مورد نظر است. تصور بدنی، ادراکات و احساساتی است که افراد در مورد بدن و ظاهر خویش دارند و دو بعد سرمایه و ارزیابی را در بر می گیرد.این پژوهش—که بر آن است تا از میان عوامل گوناگون موثر در شکل گیری تصور بدنی زنان،به نقش جامعه پذیری دوران کودکیبپردازد—به صورت کیفی، و بر پایه راه برد نظریه مبنایی انجام پذیرفته است و نمونه آن را 20 نفر از زنان 18 تا 32 ساله، که بین سال های 1386 تا 1387، در شهر شیراز، تحت عمل جراحی زیبایی بینی قرار گرفته اند، تشکیل می دهند.نتایج پژوهش، با استفاده از مصاحبه عمیق با گروه نمونه، که به صورت هدف مند انتخاب شده اند، سه الگوی رفتاری تحقیرآمیز، تفاوت جنسیتی، و تبعیض جنسیتی در خانواده را به عنوان شرایط علی معرفی می کند و جامعه پذیری جنسیتی معطوف به ظاهر رادست آورد این سه الگومی داند.
پژوهش پیش رو، به منظور پیش بینی کیفیت زندگی پرستاران و بر اساس ادراک دشواری کار انجام شده است. نمونه پژوهش را 132 پرستار شاغل در بیمارستان های شهر شیراز (شامل 114 نفر زن و 18 نفر مرد) تشکیل می دهند و برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش نیز ازیک پرسش نامه پژوهش گر ساخته به منظور بررسی میزان دشواری کار و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ و روایی آن ها به روش تحلیل عاملی به دست آمده است.نتایج نشان می دهد میزان سال های خدمت، پیش بینی کننده کیفیت زندگی در گروه مورد بررسی نیست و پرستارانی که دشواری کار بیش تری را ادراک می کنند، با برخورداری کم تراز سلامت روان شناختی، نسبت به محیط زندگی خود دیدی منفی دارند. نتایج این پژوهش با توجه به یافته های پژوهش گران دیگر در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهادهایی برای انجام پژوهش های بیش تر ارایه شده است.
پدیده جنسیت در زبان هم از سوی زبانشناسان فمینیسم و هم غیرفمینیسم مورد مطالعه قرار گرفته است. با این تفاوت که زبانشناسان فمینیست پژوهشهای خود را بیشتر به سوی کشف فرودستی زنان در زبان، تحلیل و رویارویی با آن جهت میدهند. در این مقاله سعی شده است در مورد بحثهای مختلف مطرح در مطالعات جنسیتی زبان گزارش کوتاهی تقدیم گردد.
کتاب تأثیر «فمینیسم بر فرزندان» اثر «استوارت رین» و با ترجمه و تلخیص «کتایون رجبیراد» با سفارش نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در سال 1387 به چاپ رسیده است.این کتاب که بخش عمده آن ترجمه کتاب «خیانت به فرزند» نوشته «استوارت رین» است، نتایج و تبعات ناخوشایند به جا مانده از جریان فمینیسم را بر کودکان بررسی میکند. کتاب حاضر، بیشتر به مسائل کودکانی میپردازد که قربانی دعواهای فمینیستی شدهاند. بر این اساس رویکرد فمینیسم، فروپاشی خانواده، آسیب نسلها و گسست شیرازههای عاطفی- اجتماعی و اخلاقی جامعه را به دنبال داشته است. گزارشی کوتاه از این کتاب را تقدیم خوانندگان محترم می کنیم.
رسانه ملی علی رغم حضور رسانههای تصویری موازی مانند شبکههای ماهوارهایCDها یا DVDهای صوتی- تصویری و اینترنت، همچنان پرمخاطبترین و تأثیرگذارترین رسانه در کشور است . حتی بدون مراجعه به تحقیقات میدانی نیز میتوان این گستره و تأثیر را تشخیص داد. تماسهایی که با برنامههای تلویزیونی از دورترین روستاهای کشور برقرار میشود؛ مدت زمانی که افراد برای تماشای تلویزیون میگذارند؛ همهگیر شدن تکیهکلامهای یک سریال؛ محبوبیت فلان بازیگر و منتشرشدن سیل پوستر و عکس و مصاحبه از او و گفتگوی افراد حاضر در یک مهمانی درباره برنامهها، تنها نمونههایی از این شواهد است. همین دو ویژگی یعنی گستره و عمق تأثیرگذاری است که بررسی کیفیت این تأثیرات را ضروری میسازد. نوشتار پیش رو گزارشی است از رویکردهای جنسیتی صدا و سیما که حضور خوانندگان عزیز تقدیم می شود.
تصویری که معمولاً از زن سنتی دوره قاجار در ذهن داریم،ً زنی بیسواد، خرافاتی، تحقیرشده و گرفتار در یک نظام به شدت مردسالار، پوشیده در چادر و روبند است که تنها همّ و غم زندگیاش شوهرداری و بچهداری و تنها دغدغههای فکری او تنظیم و بهبود روابط با هووها یا اقوام و همسایههاست. ساعات روزش به پخت و پز و شستوشوی و دوختودوز میگذرد و تفریح او گپزدن و غیبتکردن با همسایهها یا شرکت در مجالس روضه است. اما آگاهی سیاسی و بالاتر از آن، مشارکت سیاسی این زنان شاید به سختی قابل باور باشد. در این مقاله برآنیم، تا تصویری صحیح از میزان فهم ودرک سیاسی زنان در دوران مشروطه ارائه دهیم.