خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است و تغییر و تحولات آن بر اجتماع نیز تأثیرگذار است. لذا باید مورد توجه خاص حکومتها قرار گیرد. یکی از عوامل مؤثر در خانواده، مسأله طلاق است که پیامـدهای آن بر حوزههای مخـتلف حقوقی، اجتماعی، فرهـنگی، اقتـصادی و … نمود پیدا میکند. بدینجهت قوه قضائیه جهت رفع اشکالات حقوقی مربوط به خانوادهها، لایحه حمایت خانواده جدیدی را تقدیم مجلس نمود. این لایحه علاوه بر رفع اشکالات قانون گذشته پیشنهادهای جدیدی در راستای استحکام خانواده بیان مینماید. در این نوشتار برخی مواد لایحه به خصوص مواد مربوط به پیشگیری از طلاق و اجرای طلاق از قبیل صلاحیت دادگاه خانواده، هزینه دادرسی و تقدیم دادخواست مورد نقد و بررسی قرار گرفته، خلاءهای آن تبیین شده و پیشنهاداتی در راستای اصلاح قوانین و اقدامات اجرایی بیان شده است.
مسلمان شدن افراد و بیعت آنان از مسائل مهم در ترسیم رابطه ی پیامبر(ص) با مسلمانان است. بیعت با پیامبر(ص) در مورد مردان به کرّات در منابع گزارش شده و تحقیقات و بررسی های متعددی درباره ی آن صورت گرفته است. با این حال مبحث بیعت زنان با پیامبر(ص) و این که آیا با زنان نیز بیعت می شد و در صورت مثبت بودن پاسخ با چه کسانی و تحت چه شرایطی و با چه الزاماتی صورت می گرفت، یکی از مسائل مهم در سیره ی پیامبر(ص) و نیز نشان حضور اجتماعی زنان در صدراسلام می باشد که هم چنان نیازمند بررسی و تعمق است. این نوشته در نظر دارد با یافتن رابطه ی میان مسلمان شدن و بیعت زنان به بحث درباره ی علاقه مندی زنان به تغییر کیش یعنی اسلام پذیری و بیعت در قالب متعهد شدن به اسلام بپردازد. مقاله ی حاضر درصدد پاسخ دادن به چند پرسش اساسی است: مهمترین مقاطع مسلمان شدن و بیعت زنان با پیامبر(ص) با چه شرایطی در چه زمانی و کجا بوده است؟ و چه رابطه ای میان اسلام پذیری و بیعت زنان وجود دارد؟ در پاسخ به پرسش های فوق فرضیه آن است که «بیعت تابعی از اسلام پذیری و ادامه ی آن بوده و زنان در موقعیت های مختلف با بیعت کردن، وارد شدن خود را به حیطه ی مسلمانی، تعهد و وفاداری به اسلام و پیامبر(ص) را به طور عملی اعلام می کردند». بررسی های به عمل آمده نشان می دهد، میان اسلام پذیری و بیعت زنان توالی منطقی وجود دارد. بیعت با زنان هم در دوران حضور پیامبر(ص) در مکه و هم پس از مهاجرت ایشان به مدینه انجام می شد و صرفاً محدود به مقاطع خاص و افراد خاص نبود و زنان پیشگام در مسلمانی، در بیعت نیز تعجیل داشتند. برخی شرایط و قیود مورد تأکید پیامبر(ص) برای زنان در جریان اسلام آوردن زنان مکی و در جریان فتح مکه گزارش شده است، امّا در مقاطع دیگر قید شرایط در بیعت کمتر آمده است.
چنته یا آینه دان یکی از دستبافت های عشایر قشقایی فارس است که صرفاً توسط زنان بافته شده و از آن به عنوان کیسه یا خورجینی جهت حمل وسایل شخصی نظیر پول، توشه ی راه، فشنگ و... استفاده می شود. دختران و زنان عشایر از همان کودکی بافت چنته را فرا گرفته و هنگام رسیدن به سن ازدواج برای خانواده های خود چنته های مرغوب می بافند. در جامعه ی عشایری که زنان در مقام منزلتی پائین تر از مردان قرار گرفته و اصولاً هویت و شخصیت آنان به عنوان موجودی مستقل در نظر گرفته نمی شود، آنان فضایی مناسب جهت ابراز عواطف و احساسات خود ندارند. همین امر موجب گردیده که زنان قشقایی از چنته بافی به عنوان ابزاری جهت تجسم بخشیدن به آرزوها و رویاهای شاد و یا اندوهناک خود بهره جویند. می توان گفت چنته دریچه ای به سوی خلوت و تنهایی معصوم و بی آلایش زنان قشقایی است. این زنان در بیان احساسات درونی خود از نقش مایه های باستانی و زمانی از نقوش موجود در محیط زندگی خود یعنی طبیعت الهام گرفته و عشق و علاقه یا نگرانی و کینه خود را نسبت به کسانی که در کنار آن ها زندگی می کنند ابراز می دارند. لذا در این نوشتار با هدف کشف دنیای پر رمز و راز زنان قشقایی فارس در قالب چنته بافی، ابتدا به ارائه تاریخچه اجتماعی و فرهنگی ایل قشقایی پرداخته و سپس به اختصار جایگاه و موقعیت زن در این ایل مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. پس از معرفی چنته بافی و ویژگی های فنی بافت آن، تجسم و تخیل زن قشقایی به هنگام بافت چنته، دست مایه ی این پژوهش خواهد بود. روش مطالعه در این نوشتار، تاریخی و شیوه ی جمع آوری اطلاعات روش اسنادی براساس مطالعه کتابخانه ای بوده است و در بخش معرفی نمادها و مفاهیم آنان در نزد زنان قشقایی، اطلاعات کاملاً به صورت میدانی جمع آوری شده اند.
در این مقاله، حقوق سیاسى زنان در دیدگاه جریانات مذهبى ایران (سنت گرایان، تجددگرایان و اصول گرایان) مورد بررسى قرار گرفته است. براى این بررسى، بنیادهاى معرفت شناسى این جریان ها و نیز حقوق سیاسى زنان که برآمده از آن بنیادهاى معرفتى است مورد توجه قرار گرفته است.
تجددگرایان مشارکت سیاسى زن در همه امور و حتى ریاست حکومت او را مى پذیرند و قایل به تساوى حقوق بین زن و مرد هستند. سنت گرایان معتقد به عدم جواز مشارکت سیاسى زنان هستند و براى اثبات نظرشان، از آیات و روایات و اجماع استفاده مى کنند. آنان معتقد به تفاوت حقوق زن و مرد هستند. اصول گرایان قایل به جواز مشارکت سیاسى زنان هستند، اما این جواز را مطلق نمى دانند و براى آن محدوده قایلند. آنان معتقد به تساوى حقوق زن و مرد هستند، اما این تساوى را به معناى تشابه حقوقى در نظر نمى گیرند.
حق برابر تمامى افراد (اعم از زن و مرد) در مشارکت سیاسى و از جمله «حق تصدى مناصب عمومى در تمام سطوح حکومتى»، جزء آن دسته از حقوق شهروندى است که در بند «ب» ماده 7 «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله با طرح این سؤال که آیا از منظر فقه امامیه حق تصدى مناصبى همچون مرجعیت، رهبرى، قضاوت و ریاست جمهورى براى زنان وجود دارد یا خیر، ضمن طرح دیدگاه هاى فقهى، ادله موافقان و مخالفان مورد نقد و بررسى قرار گرفته و در پایان این نتیجه به دست آمده است که بر خلاف نظر مشهور، دلیل قاطع و خدشه ناپذیرى بر انحصار این گونه مناصب براى مردان وجود ندارد. البته على رغم اثبات نظریه جواز تصدى مناصب عمومى براى زنان از نظر فقهى، باید گفت: با توجه به نقش مهم تربیتى زن در نهاد خانواده از منظر اسلام، تصدى این مناصب گرچه براى زن جایز است ولى براى او مناسب نیست; با تاکید بر این نکته که مناسب نبودن غیر از ممنوعیت و حرمت تصدى مى باشد.
انسان از آغاز حیات تا رسیدن به سن بلوغ مراحل متعددی از رشد را طی می کند که برخورداری از خصوصیات زیستی و روانی مطلوب و ورود موفقیت آمیز به زندگی اجتماعی و همنوا شدن با ارزش ها، هنجارها، و الگوهای پذیرفته شده رفتار اجتماعی مستلزم آن است که وی مراحل رشد را به نحو مطلوب پشت سر بگذارد. چنان چه عوامل مرتبط با رشد، در مراحل مختلف رشد وی دچار اختلال در کارکردها شوند، چنین کودک و نوجوانی در معرض خطر انحراف از مسیر انطباق با ارزش ها، هنجار ها و الگو های پذیرفته رفتار اجتماعی و ارتکاب جرم قرار می گیرد. این مقاله ضمن بررسی تاثیر اختلال در کارکرد رشدی خانواده بر بزهکاری اطفال و نوجوانان، با توجه به سوال های و فرضیه مطرح شده، به توصیف ویژگی های این اختلال در نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت تهران پرداخته و بر اساس روش آمار توصیفی هم زمان تغییر کارکرد رشدی خانواده را در گروه کنترل (نوجوانان غیر بزهکار مقایسه می کند. نتیجه حاصل از این پژوهش، اثبات رابطه بین اختلال در کارکرد رشدی خانواده و بروز خطر گرایش به بزهکاری در کودکان و نوجوانان است.
در این پژوهش، روند اشتغال زنان، در مقایسه با مردان، و نیز عوامل موثر بر اشتغال آن ها، با استفاده از اطلاعات مقطعی و به تفکیک صنایع به وسیله نشانه های ISIC دورقمی، در دوره زمانی 1379 تا 1384، مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که صنایع «مواد غذایی و آشامیدنی» و «تولید منسوجات»، نسبت به سایر صنایع، دارای بیش ترین تعداد کارکنان زن بوده است، بیش ترین رشد نسبی شاغلان زن در صنعت انتشار، چاپ، و تکثیر رسانه های ضبط شده صورت گرفته است، کارگران ماهر، دارای بیش ترین سهم، و مهندسان و تکنسین ها دارای کم ترین سهم در صنایع کشور اند، و شاغلان زن در قسمت غیر تولیدی، بیش ترین سهم، و شاغلان زن تکنسین و مهندس کم ترین سهم (اغلب کم تر از 10درصد) اشتغال زنان را در بیش تر صنایع ایران به خود اختصاص داده اند. برای ارزیابی عوامل موثر بر اشتغال زنان، سهم بنگاه هایی که با مدیریت خصوصی اداره می شوند (شامل دولتی یا خصوصی)، متوسط جبران خدمات شاغلان زن بنگاه، و فن آوری تولید (کاربر یا سرمایه بر) بنگاه در درصد اشتغال صنعتی زنان، با استفاده از داده های ترکیبی برآورد شده است و نتایج نشان می دهد در صنایعی که درصد بیش تری از بنگاه های آن ها با مدیریت خصوصی اداره می شوند، اشتغال زنان به طوری معنادار بیش تر است. افزایش متوسط جبران خدمات شاغلان زن، در بیش تر صنایع، موجب افزایش نسبت اشتغال زنان شده است، به گونه یی که اثر آن در 15 صنعت (عمومادر صنایعی با ماهیت کاری ظریف و مهارت های متوسط و نسبتا پایین) مثبت، و در چهار صنعت معنادار بوده است. در صنعتی که بنگاه های آن با فن آوری کاربر اداره می شوند، نسبت اشتغال زنان به طوری معنادار بیش تر است.
زنان، به علت ویژگی های ذاتی و نقش های اجتماعی، در مدیریت محیط زیست نقشی اساسی دارند، نقشی که ایفای آن نیازمند دانش و آگاهی کافی است و زنان شهری، به دلیل آن که در معرض آلودگی های شهری و صنعتی اند، سهم بیش تری دارند.جامعه آماری پژوهش را زنان خانه دار منطقه 12 شهرداری تهران تشکیل می دهند، که از میان آن ها، 263 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. ابزار پژوهش، پرسش نامه یی با چهار بخش سنجش دانش و آگاهی، مسایل و مشکلات زیست محیطی، روش های ارایه آموزش های زیست محیطی، و ویژگی های فردی است، که روایی آن به وسیله کارشناسان، و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ (0.87) تایید شده است. پردازش و تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفته است.یافته های پژوهش نشان می دهد که زنان از مفاهیم پایه یی محیط زیست آگاه اند، اما از روش های مدیریت، مانند مدیریت پس ماند، آگاهی چندانی ندارند، هم چنین، زنان با سن کم تر، آگاهی های زیست محیطی پایین تری دارند و برنامه های آموزشی زیست محیطی، نخست، باید آن ها را مورد توجه قرار دهد.
سلامت زنان پایه سلامت خانواده و جامعه است و فراهم سازی آن، بدون توان مندسازی خانواده ها و بهبود روابط همسران، دشوار است.پژوهش پیش رو، پژوهشی کیفی و از نوع تحلیل محتوا است، که به پردازش نقش خانواده در سلامت زنان می پردازد. نمونه گیری، به گونه یی هدف مند انجام گرفته، و داده ها نیز پس از گردآوری به وسیله مصاحبه های ضبط و دست نویس شده، به صورت دو بخش همسران و سلامت زنان، و نیز زن، خانه داری، و خانواده طبقه بندی شده اند و مورد تحلیل قرار گرفته اند.یافته ها نشان می دهد روابط همسری و خانوادگی دل خواه و نیز شناخت ارزش خانه داری، هم پای برخورداری از پشتیبانی های اجتماعی مناسب، می تواند در سلامت زنان،که نیمی از جمعیت و زیربنای خانواده ها را تشکیل می دهند، موثر باشد.
پژوهش پیش رو پژوهشی از نوع توصیفی هم بستگی است، که با هدف تعیین میزان مشارکت زنان روستایی در برنامه های آموزشی ترویجی و شناسایی مهم ترین دلایل مشارکت و نبود مشارکت در این برنامه ها صورت گرفته است.جامعه آماری پژوهش را 2199 نفر از زنان روستایی شهرستان سنقر و کلیایی در استان کرمانشاه تشکیل می دهند که 327 نفر از آنان، با روش نمونه گیری چندمرحله یی و به عنوان نمونه پژوهش، انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش پرسش نامه است، که ضریب آلفای کرون باخ، بیان گر پایایی مناسب مقیاس های طراحی شده آن است (برای بخش دوم 0.94 و برای بخش سوم 0.95) و برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزار SPSS استفاده شده است.نتایج پژوهش نشان می دهد میزان مشارکت زنان روستایی در برنامه های آموزشی ترویجی کم تر از متوسط است. بر پایه پاسخ های داده شده، تبعیض های جنسیتی، نبود اجازه برای حضور زنان در فعالیت های گروهی، پایین بودن سواد، فقر اقتصادی خانواده، و نبود آگاهی نسبت به شیوه برخورد با زنان،از مهم ترین دلایل مشارکت نکردن، و تماس زیاد با مروجان، افزایش تولید و درآمد، خوشنودی از برنامه های آموزشی ترویجی گذشته، و علاقه مند بودن به کشاورزی، از مهم ترین دلایل مشارکت است. بر پایه تحلیل رگرسیون، سطح تحصیلات، سن، و سطح تحصیلات همسر، از عوامل موثر بر میزان مشارکت زنان روستایی در برنامه های آموزشی ترویجی اند.
بررسی تلاش های سازمان ملل متحد، در دو حوزه یافزایش حقوق زنان و نگاه داری از محیط زیست، گویای اهمیت بسیار زیاد مشارکت زنان در گستره بین المللی است. نقش دهی به زنان و سازمان های غیردولتی آنان، در نگاه داری از محیط زیست و دست یابی به توسعه پایدار، اهمیتی به سزا دارد و به همین دلیل، اسناد گوناگون بین المللی، مشارکت این بازیگران را مورد شناسایی قرار داده است.پژوهش پیش رو، در پی مطالعه جای گاه زنان در بخشی از حقوق بین الملل عمومی،یعنی شاخه حقوق بین الملل محیط زیست، و خواستار نشان دادن دگرگونی های بین المللی درباره مشارکت زنان، به عنوان یکی از بازیگران مهم و حیاتی در حقوق بین الملل محیط زیست است.