داده کاوی و کشف الگوها و دانش نهفته در داده های سیستم های آموزشی کمک شایانی به تصمیم گیرندگان عرصه آموزش عالی جهت بهبود فرآیند های آموزشی نظیر برنامه ریزی، ثبت نام، ارزیابی و مشاوره می نماید. هدف مقاله حاضر، دسته بندی و پیش بینی وضعیت تحصیلی دانشجویان با استفاده از تکنیک های داده کاوی است. در این مقاله سعی شده با استفاده از داده های دموگرافیک و سوابق تحصیلی دانشجویان و آماده سازی مناسب داده ها و با کمک تکینک های دسته بندی درخت تصمیم، رگرسیون لجستیک، نزدیکترین همسایگی و شبکه های عصبی مدل های مختلفی برای پیش بینی وضعیت تحصیلی دانشجویان در نیمسال آینده ارائه شود. در نهایت مقایسه ای میان نتایج حاصل از تکنیک های مختلف صورت گرفته و بهترین مدل ها در دسته بندی صحیح دانشجویان مدل نزدیکترین همسایگی و سپس شبکه های عصبی شناخته شده اند. بر همین اساس می توان مدل های پیشنهادی را به عنوان یک ابزار پشتیبان تصمیم گیری در سیستم های آموزشی مورد استفاده قرار داد.
هدف تحقیق حاضر، بررسی تحلیلی برنامه آموزشی آزمایشی دوره آموزش مجازی دانشکده علوم حدیث شهر ری می باشد تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع تحقیق توصیفی -تحلیلی است. سؤال اساسی آن عبارت بود از: اهداف جزئی، محتوای نوشتاری، سازماندهی محتوای، طراحی صفحات وب، دستور زبان و آیین نگارش، روش ها و فعالیت های یاددهی - یادگیری و روش های ارزشیابی دروس برنامه آموزشی دوره آموزش مجازی از چه میزان مطلوبیتی برخوردارند؟ جامعه آماری، شامل کلیه جلسات دروس ارائه شده و نمونه آماری شامل نیمی از جلسات دروس ارائه شده در دوره آزمایشی آموزش مجازی دانشکده در سال 1384 می باشد. برای جمع آوری داده ها از چک لیست محقق ساخته استفاده شده است. روایی و محتوایی ابزار به تأیید صاحب نظران حوزه آموزش مجازی و موضوعی رسید و پایایی آن بر اساس محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، 86% بدست آمد. داده های جمع آوری شده، با استفاده از شاخص های آماری توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بر اساس نتایج بدست آمده، در درس روش تحقیق: محتوای نوشتاری، سازماندهی محتوا، دستور زبان و آیین نگارش در حد مطلوب، و هدف های آموزشی، طراحی صفحات وب، و فعالیت ها و روش های یاددهی- یادگیری نسبتاً مطلوب می باشند. در درس تاریخ حدیث شیعه: محتوای نوشتاری، سازماندهی محتوا، دستور زبان آیین نگارش، در حد مطلوب، طراحی صفحات وب، فعالیت ها و روش های یاددهی- یادگیری نسبتاً مطلوب و هدف های آموزشی نامطلوب می باشند. در درس صرف عربی (1): محتوای نوشتاری، سازماندهی محتوا، دستور زبان و آیین نگارش و روش های ارزشیابی در حد مطلوب، هدف های آموزشی، طراحی صفحات وب، و فعالیت ها و روش های یاددهی- یادگیری نسبتاً مطلوب می باشند.
هدف پژوهش حاضر، بازسازی نهایی رساله برای دانشجویان دوره دکتری با نگاهی آسیب شناسانه و ارائه یک نظریه زمینه ای است. پژوهش از نوع کیفی و از روش مردم نگاری استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان دوره دکتری دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی می باشد و نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، (تعداد 15 دانشجوی دوره دکتری که در مراحل مختلف تدوین رساله دکتری بودند) تعیین گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری از یافته های تحقیق از «نظریه زمینه ای» استفاده شده است، به عبارت دیگر در این پژوهش به جای آزمون نظریه و تأیید یا رد آن، به ارائه نظریه به صورت محدود پرداخته شده است. یافته های اصلی این پژوهش، با استفاده از نظریه زمینه ای شامل مقوله هایی همچون رفع تکلیف، اشتغال، فارغ التحصیلی، مشکلات اجرایی، مشکلات مربوط به استاد، کمبود منابع علمی، مشکلات مالی و زمان می باشد که می توان تمامی مقوله ها را زیر مقوله «فارغ التحصیلی» قرار داد. به عبارت دیگر دانش آموختگی «مقوله هسته» در این نظریه زمینه ای می باشد که با استفاده از این مقوله ها، مدل پارادایمی ارائه شده است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین میزان اعتقاد دینی و هوش عاطفی کارکنان دانشگاه یزد می باشد. این تحقیق از نوع توصیفی و به روش همبستگی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه یزد می باشد. با استفاده از معادله حجم نمونه، تعداد 112 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه عمل به باورهای دینی و پرسشنامه بار- اون استفاده شد. روایی پرسشنامه، براساس نتایج حاصل از کاربرد سایر پژوهشگران حاصل شده است. برای تعیین پایایی پرسشنامه ها از آلفای کرانباخ استفاده شده است. پایایی پرسشنامه (1) برابر 92% و پرسشنامه (2) 93% به دست آمد. داده های جمع آوری شده بر اساس شاخص های آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد و...) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی) بهره گیری گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین اعتقاد به مبانی دینی و بهبود وضعیت روانی کارکنان رابطه ای مثبت، مستقیم و معنی دار وجود دارد. بر این اساس پیشنهاد می شود، به منظور بهبود سطح هوش عاطفی در بین کارکنان روی ارتقای سطح اعتقادات دینی آنان سرمایه گذاری بیشتری شود.
هدف این پژوهش،بررسی و مقایسه رابطه بین هوش سازمانی و هوش اخلاقی مدیرانآموزشی و غیرآموزشی دانشگاه های دولتی اصفهان بوده است. روش پژوهش، همبستگی و علّی مقایسه ای بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مدیران آموزشی و غیرآموزشی دانشگاه های دولتی اصفهان هستند که در سال تحصیلی 1388- 1387 بالغ بر 347 نفر بوده اند. نمونه آماری 279 نفر که به طور تصادفی انتخاب گردید. ابزارهای پژوهش نیمرخ هوش سازمانی آلبرشت با 49 سوال و سیاهه هوش اخلاقی لنیک وکیل40 سوال بود. روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک راهه، رگرسیون چندگانه و مدل های چند سطحی و آمیخته بوده اند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که: 1. بین مؤلفه های هوش سازمانی و هوش اخلاقی مدیران آموزشی با ضریب همبستگی (239/0 = r) و بین مؤلفه های هوش سازمانی و هوش اخلاقی مدیران غیرآموزشی با (705/0 = r) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، بین میانگین نمره های هوش سازمانی برحسب دانشگاه، دانشکده و گروه آموزشی و بین میانگین نمره های هوش اخلاقی مدیران آموزشی برحسب دانشکده و گروه آموزشی تفاوت معنی داری وجود دارد. در سطح 01/0P< و بین میانگین نمره های هوش اخلاقی مدیران آموزشی برحسب سابقه خدمت و چند شغله بودن در سطح 05/0P< تفاوت معنی داری وجود دارد ولی بین میانگین نمره های هوش اخلاقی مدیران غیرآموزشی تفاوت معنی داری وجود ندارد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه عوامل مؤثر بر فعالیت های پژوهش اعضای هیأت علمی گروه آموزشی علوم پایه و علوم انسانی دانشگاه پیام نور استان فارس بود. این تحقیق، تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری (120-N) و نمونه آماری به روش سرشماری انجام شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. اعتبار محتوایی پرسشنامه بر اساس نظر متخصصان حوزه تحقیق و پژوهش و پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرانباخ برابر 84% بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون دو متغیره، آزمون یومان ویتنی و آزمون تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که متغیرهای مرتبه علمی، وضعیت استخدامی، میزان فعالیت اشتراکی، مسئولیت اجرایی، دسترسی به پایگاه ها و منابع اطلاعاتی، میزان تسلط بر روش تحقیق، مهارت های رایانه ای، تسلط بر زبان انگلیسی و زمان اختصاص داده شده به فعالیت های غیرعلمی رابطه معنی دارى با میزان فعالیت های علمی – پژوهشی دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که به ترتیب وضعیت استخدامی، مرتبه علمی، میزان تسط بر روش تحقیق، مهارت های رایانه ای، زبان انگلیسی، زمان اختصاص داده شده به فعالیت های غیرعلمی، میزان فعالیت اشتراکی و میزان دسترسی به پایگاه و منابع اطلاعاتی بیشترین تا کمترین ضرایب بتا را با میزان فعالیت های علمی پژوهشی اعضای هیأت علمی دارند.
هدف مقاله حاضر، بررسی دشواری های برابریابی اصطلاحات آموزش عالی از عربی به فارسی است. بدین منظور به بررسی میدانی اصطلاحات آموزش عالی در زبان عربی و مقایسه آنها با برابر نهاده های فارسی شان با نگاهی نقادانه به دشواری های برابریابی این اصطلاحات پرداخته شده است. در این مقاله، افزون بر دسته بندی اصطلاحات، رابطه معنایی آنها با معادل فارسی، آسیب شناسی وضع اصطلاح در حوزه آموزش عالی با توجه به اختلاف فرهنگ ها و نظام های آموزش عالی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
این مقاله به بررسی فرایند شکل گیری نشریات علمی – پژوهشی، روند داوری مقاله ها، شرایط انتخاب داور برای مقاله ها و انواع مجله های علمی می پردازد. تعداد مقاله های تک نفره در سال های اخیر کاهش یافته و به نوعی کیفیت مقاله ها و نشریات، درجه و امتیاز آنها برای دانشگاهیان و پژوهشگران حائز اهمیت شده است. داوری مقاله ها در نشریات علمی پژوهشی برای نویسندگان، فرایندی است توأم با خوشحالی و نگرانی. پذیرش مقاله در نشریات علمی- پژوهشی نشانگر آن است که جامعه علمی، ایده های نویسنده را مورد پذیرش قرار داده است و رد آن از طرف جامعه علمی موجب ناکامی و گاه سوء تفاهم می شود. مقاله هایی که داوری می شوند به ندرت در مرحله اول از سوی داوران پذیرش می شوند. پیشنهاد اصلاحات کلی، جزیی و بررسی مجدد آنها از سوی داوران و یا عدم پذیرش مقاله، وجوه محتمل داوری مقالات است. این مقاله تلاشی است برای بهبود فرایند داوری و کمک به نویسندگان و پژوهشگران جوان در انتخاب مجله های علمی برای انتشار یافته های پژوهشی شان.
روند افزایش بیکاری دانش آموختگان آموزش عالی در کشور، مباحثی را در مورد لزوم بازنگری در برنامه هاو محتوای دروس این دوره مطرح ساخته و اگرچه این مشکل تا حد زیادی به علل ساختاری باز میگردد، بررسی مسائل مربوط به محتوای دوره ها ضروری است. بررسی این موضوع از روش اسنادی و با مراجعه به منابع موجود نشان می دهد که بخش مهمی از این مشکل به ساختارهای غیرمنعطف برنامه های آموزشی و بخشی هم به ساختارهای غیرمنعطف شغلی در بخش های اقتصادی اجتماعی و نامشخص و یا راکد ماندن نیازهای تخصصی آنان باز می گردد. واقعیت های موجود نشان می دهد که هر کجا مسئله بیکاری حادتر است، سطح دانش بری مشاغل آن بخش نیز پایین تر و نیازها شدیدتر است. صرف نظر از کنکاش در ابعاد مختلف بازار کار تحصیل کردگان آموزش عالی، مروری بر نتایج برخی اقدامات انجام شده در جهت نزدیک ساختن برنامه های آموزشی با نیازهای بازار کار، از قبیل گسترش دوره های علمی کاربردی، توسعه مراکز رشد و آموزش های کارآفرینی و تفویض اختیار به دانشگاه ها در امر بازنگری برنامه های درسی، حاکی از آن است که اهداف مورد نظر چندان تحقق نیافته و بازنگری در شیوه اجرایی آنها ضروری است. در این راستا و با بهره گیری از تحلیل سوابق موجود، راهکارهایی برای بهبود وضعیت انطباق تحصیلات دانشگاهی با نیازهای بازار کار ارائه شده است.
این مطالعه نشان می دهد دیدگاه های اساسی و برداشت های تحقیقی در مطالعات اجتماعی به نحو برجسته ای قابل تمییز از یک دیگر بوده و عبارتند از: روش های تحلیل فردگرایی سنتی و نئوکلاسیک از یک طرف و روش های تحلیل کل گرایی مشتمل برشیوه های کلیت نگر ،تجمع گرا یی و سیستم گرایی به عنوان روش های تحلیل بین رشته ای از طرف دیگر.این بررسی ضمن تبیین هر یک از این روش ها به این مساله می پردازد که عوامل و نهادهای اقتصادی واجتمایی دارای پیوندهای علّی و سببی متقابل با یک دیگربوده و یا دارای ارتباطات ساختاری می باشند.مطالعه مستقل وایزوله شده این نهادها و اجزاء هرگز نمی تواند درک درست وکاملی ازاین مسایل به دست دهد واین هدف دردسترس نخواهد بود مگر ازطریق اعمال برداشت های ترکیبی وبین رشته ای که متدهای کل گرا مصادیقی ازاین دست می باشند.
زمینه: ساخت، کاربرد، پیچیدگی و اهمیت روزافزون مدلهای تحقیق در عملیات، سوالات متعددی در خصوص معیارهای اخلاقی، رابطه مناسب میان سازندگان مدل و کاربران و مسوولیت حرفه ای مدلسازان ایجاد نموده است. تحقیق در عملیات تخصصی است که فعالان آن نقش بسزایی در جامعه ایفا می کنند. بنابراین بنیان گذاردن مبنایی اخلاقی و تسهیم فرهنگی مشترک میان فعالان این حوزه الزامی به نظر می رسد.روش کار: در این مطالعه ضمن پرداختن به جایگاه نظامنامه های اخلاقی در مدلسازی، تلاش شده تا با توجه به روابط مختلف میان تصمیم گیرندگان، فعالان حوزه تحقیق در عملیات، مساله تصمیم گیری، ابزارهای پشتیبان تصمیم، مدل و جامعه راهکارهایی به منظور غلبه بر دامهای اخلاقی که محققان تحقیق در عملیات ممکن است در مسیر انجام ماموریت در آنها گرفتار شوند، ارایه شود.یافته ها: مطالعه حاضر با در نظر داشتن اصول مدلسازی و تحقیق در عملیات پاسخی شایسته به سوالات اخلاقی که بر اساس روابط موجود در مدل اولیه روابط اخلاقی میان عناصر دخیل در فرایند مدلسازی شکل می گیرند، ارایه می نماید.نتیجه گیری: تدوین نظامنامه های اخلاقی، تسهیم فرهنگی مشترک میان فعالان حوزه مدلسازی و پیروی از اصول انجام کار، گام نخست در عملکرد اخلاقیست. علاوه بر آن، مقابله با مشکلهای اخلاقی نیازمند کسب آموزش های لازم در زمینه اخلاقیات است. چنین آموزشهایی می توانند فعالان این حوزه را در بنیانگذاری ارزشهای اخلاقی خاص خود راهنمایی و زمینه را برای حرکت در مسیر تعهداتشان فراهم نمایند.
ارزیابی نقادانه تحولات اجتماعی و تأثیرات متقابل عواملی که در صحنه حیات آدمی، احوال و شیوه زیست افراد و جوامع را شکل می دهند از دغدغه های اصلی آن دسته از متفکران معاصر است که می کوشند از ابزارهای نظری برای راهگشایی در حوزه های عملی بهره بگیرند. در مقاله حاضر کوشش شده است به شیوه ای انتقادی و از دیدگاه ملاحظات فلسفی- نظری متکی به رویکرد عقلانیت نقاد و با تکیه به داده ها و اطلاعات تجربی، برخی آثار و عوارض فرهنگی- اجتماعی تغییرات گسترده ای که به علت پیشرفت بیسابقه علوم و فناوری های مدرن در حال پدیدار شدن است، مورد ارزیابی قرار گیرد. در بخش نخست مقاله توضیحاتی در باره چهارمین موج توسعه علمی و فناورانه ارائه می گردد. در بخش دوم برخی تبعات پیشرفت هایی که در زمینه این علوم و فناوری حاصل شده و یا در حال حصول است بر فرهنگ و جامعه بررسی خواهد شد. توجه اصلی این پژوهش فلسفی ناظر به گزینه هایی است که در برابر انسان مدرن و در ارتباط با تحولات بی وقفه علوم و فناوری-های جدید قرار دارد. در سومین بخش مقاله شماری از آموزه های سیاستگذارانه برای دست اندرکاران سیاست ها و سیاستگذاری ها در ارتباط با تأثیرات موج چهارم توسعه علمی و فناورانه بر اجتماع و فرهنگ در ایران ارائه شده است
هدف اصلی این پژوهش، تعیین میزان بکارگیری و انتشار فناوری اطلاعات و ارتباطات در صنعت ایران به طور عام و در بخش های منتخب به طور خاص و بر اساس مدل RAI و همچنین شناسایی و تبیین موانع بکارگیری این فناوری در صنعت کشور ما است. روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش تشکیل گروه خبرگان و جمع بندی نظرات آنان از یک سو و پیمایش شرکت های فعال از طریق مصاحبه تلفنی از سوی دیگر و راستی آزمایی نتایج دو روش و ترکیب آن ها با یکدیگر بوده است. نتایج حاصل از هر دو روش نشان می دهد که که انتشار فناوری اطلاعات در ایران هنوز به طور جدی به سطوح فعالیت و اثر نرسیده و در لایه های میانی سطح آمادگی است. موانع شناسایی شده نیز اغلب از جنس موانع کلان و ملی بوده و چالش های این سطح جدی تر از چالش های سطح خرد و سازمانی شناخته شد.
در این مقاله ابتدا مروری بر مبانی ره نگاری و سیاستگذاری در حوزه آموزش عالی صورت گرفته است. سپس با بررسی تحقیقاتی که از رویکرد سیستم داینامیک در امر سیاست گذاری و ره نگاری بهره برده اند، این رویکرد به عنوان رویکردی مناسب در ره نگاری نظام آموزش عالی معرفی شده است.در ادامه برای مدل سازی یک زیر سیستم از نظام آموزش عالی که عبارت از سیستم نقل و انتقالات بین رشته ای می باشد، از شبیه سازی سیستم داینامیک بهره گیری و اعتبار مدل با استفاده از روشهای شناخته شده آزمون شده است. نتیجه تستهای آماری نشان داد که مدل توانایی شبیه سازی رفتار سیستم را داراست، لذا با استفاده از مدل، رفتار رشته های مورد مطالعه استخراج و تحلیل شده و همچنین توانایی مدل در ارائه و ارزیابی سیاستهای مختلف برای آینده نشان داده شده است. در پایان مقاله نیز به معرفی سیستمی که به همین منظور طراحی و پیاده سازی شده، پرداخته شده است.