مقدمه و هدف پژوهش: سازمان یادگیرنده یک آرمان است، آن یک مسیر و راه است، نه یک هدف و مقصد. مبنای سازمان یادگیرنده، ایده «یادگیری از طریق عمل» یا یادگیری تجربی است. ایده یادگیری از طریق عمل بر خلاف بسیاری از مفروضات فرهنگی درباره یادگیری بوده است. هدف این پژوهش ارزیابی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی بر اساس ویژگی های سازمان های یادگیرنده و ارایه راهبردهایی برای بهبود آن است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر روسای واحدها و دانشکده ها، معاونین و مدیران گروه و اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی می باشند که از طریق روش نمونه گیری طبقه ای- تصادفی تعداد 385 نفر انتخاب شدند.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد از نظر اعضای هیات علمی در دانشگاه آزاد اسلامی مولفه های، یادگیری از تجارب درون سازمانی و یادگیری از تجارب بیرون سازمانی از مولفه های اصلی سازمان یادگیرنده در حد ضعیفی قرار دارد و از نظر مدیران دانشگاه مولفه های، توانایی حل مساله و یادگیری از تجارب درون سازمانی در حد ضعیفی قرار دارند.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت موضوع نتایج زیر در جهت تقویت مولفه های سازمان یادگیرنده در دانشگاه آزاد اسلامی ارایه گردیده است: همگرایی در نگرشها و انگیزه های اعضای هیات علمی و مدیران دانشگاهها، ایجاد فرصت و موقعیت مناسب برای همفکری و تبادل نظر اعضای هیات علمی و مدیران دانشگاهها، حمایت های مالی ومعنوی کافی از فعالیت های پژوهشی در دانشگاه، ایجاد استراتژیها، نظام و ساختار معین برای فعالیتهای علمی و پژوهشی و استفاده از ملاکهای علمی و حرفه ای در انتخاب و یا انتصاب مدیران دانشگاهی.
پدیدار شدن اقتصاد دانش بنیان و بالتبع آن افزایش اهمیت مقولاتی چون دانش، نوآوری و فناوری موجب افزایش تمرکز بر مفاهیمی چون مدیریت دانش، مدیریت فناوری و مدیریت نوآوری شده است. در این تحقیق سعی شده است تا با توجه به اهمیت این سه نوع مدیریت بر عملکرد و رقابت پذیری سازمانها، چارچوبی جدید و یکپارچه طراحی شود تا ضمن پوشش ویژگیهای هر یک از این مدیریتها، از اتلاف منابع سازمانی ناشی از همپوشانی مدیریت دانش، مدیریت نوآوری و مدیریت فناوری و تقابل آنها با یکدیگر جلوگیری شود. چارچوبی که در این مقاله بیان شده است، تحت عنوان چار چوب مدیریت دانش فن نوآوری نام گرفته است که برگرفته از بخشی از سه واژه مدیریت دانش، مدیریت نوآوری و مدیریت فناوری است. این چارچوب سعی نموده است تا مدیریت دانش، مدیریت نوآوری و مدیریت فناوری را تجمیع نموده و در چارچوبی جدید ارائه نماید تا ضمن بهره گیری از ویژگیهای هر یک از این مدیریتها، موجبات پرهیز از دوباره کاری در سازمان را فراهم آورد. چارچوب مذکور دارای 7 فعالیت اصلی به علاوه دو فعالیت پشتیبان است. در انتهای این تحقیق، دو نمونه موردی از صنایع دارویی و پوشاک نیز با توجه به این چارچوب مورد بررسی قرار گرفته است.
مقدمه: زندگی ما در دورانی است که با پدیده جهانی شدن و رشد فزاینده ارتباطات همه جانبه در فراسوی مرزهای جغرافیایی روبه رو هستیم. در چنین زمانی متخصصان و پژوهشگران ناچار هستند به سوی ارتباطات بیشتر و پدیده «همکاری علمی» و «تالیف مشترک» روی آورند، چرا که یک فرد متخصص به ندرت می تواند تمام تخصص، مهارت، منابع و امکانات لازم برای غلبه بر مشکلات پژوهشی را در چنین شرایطی داشته باشد. هدف مقاله دستیابی به تاثیر مشارکت و همکاری گروهی در تولید مقالات علمی ارایه شده به همایش های برگزار شده در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان طی سال های 85-1381 بوده است.روش بررسی: نوع مطالعه پیمایشی است و از روش علم سنجی برای انجام پژوهش استفاده شده است. جامعه این پژوهش تمامی مقالات علمی ارایه شده در همایش های سراسری تازه های پزشکی و پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان طی سال های 1381 تا 1385 به تعداد 1751 مقاله و 3697 نفر محقق بوده است. اطلاعات ابتدا به صورت دستی در سیاهه مورد نظر ثبت شد. سیاهه مذکور ویژه ورود اطلاعات ارایه دهندگان مقالات در سمینارها بود که روایی آن توسط متخصصان حوزه کتابداری و اطلاع رسانی مورد تایید قرار گرفت. پس از این مرحله، داده های گردآوری شده در نرم افزار آماری Excel وارد گردید. پس از آن با توجه به پرسش های مطرح شده، داده ها شمارش، رتبه بندی و جهت تحلیل های لازم مرتب گردید.یافته ها: بیشترین تعداد عناوین مقالات (522 عنوان) مربوط به سال 1382 با تعداد 1350 نویسنده و با میانگین 2.59 تعداد نویسنده در هر مقاله و کمترین تعداد عناوین مقالات (209 عنوان) مربوط به سال 1385 با تعداد 474 نفر نویسنده و با میانگین 2.27 تعداد نویسنده در هر مقاله می باشد. در مورد پر کارترین پژوهشگرانی که دارای بیشترین همکاری گروهی بوده اند، مشخص شد که رضا اسحاقی با مشارکت در 13 عنوان مقاله، حسین حجازی و گیتی صادقیان به صورت مشترک با 12 عنوان مقاله و احسان اله حبیبی با 11 عنوان مقاله جزء پرکارترین نویسندگان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در ارایه عناوین مقالات به همایش های دانشگاه علوم پزشکی در سال های مورد بررسی بودند.نتیجه گیری: روحیه همکاری گروهی در بین نویسندگان پایین است و این موضوع حاکی از این امر است که شناسایی رشته ها و پژوهشگران پرکار می تواند راهنمایی برای دیگر محققان و نویسندگان مقالات در دانشگاه باشد تا بدین وسیله با محققین فعال در تولید و افزایش علم بیشتر آشنا شوند و بتوانند از این طریق از تجارب یکدیگر استفاده نمایند.
هم راستایی استراتژیک فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان کار آسانی نیست و آگاهی از حوزه ها و عوامل حیاتی برای مدیریت آن نقشی انکارناپذیر در افزایش ضریب موفقیت اقدامات این حوزه خواهد داشت. باتوجه به اینکه مطالعات بسیار محدودی پیرامون عوامل حیاتی موفقیت برای هم راستایی استراتژیک فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان به عمل آمده است، این مقاله به ارائه نتایج حاصل از مطالعه تجربی خبرگان حوزه هم راستایی استراتژیک پیرامون اهمیت نسبی عوامل حیاتی موفقیت مختلفی که بر هم راستایی استراتژیک فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان تأثیرگذار هستند، می پردازد.