در زمینه ارتباط بین کیفیت افشای اطلاعات مالی و بازده سهام شرکت ها، یک دوگانگی در مطالعات انجام شده وجود دارد. در حالی که برخی از مطالعات به بررسی تأثیر کیفیت افشای اطلاعات مالی بر بازده سهام شرکت ها پرداخته اند، مطالعات دیگری نیز وجود دارد که تأثیر بازده سهام شرکت ها بر کیفیت افشای اطلاعات را مورد آزمون قرار داده اند. مشاهده شواهدی مبنی بر صحت هر دو رویکرد یاد شده، می تواند به معنی وجود یک رابطه دوطرفه بین این دو متغیر باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی رابطه دوطرفه کیفیت افشای اطلاعات مالی و بازده سهام 127 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی1382-1390 می پردازد. در ابتدا با انجام آزمون علیت گرنجری، وجود رابطه دوطرفه بین این دو متغیر مورد تأیید قرار گرفت و سپس سیستم معادلات همزمان با استفاده از روش رگرسیون دومرحله ای برآورد شد. نتایج برآورد حاکی از وجود یک رابطه دوطرفه بین کیفیت افشای اطلاعات مالی و بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به عبارت دیگر، نتایج حاصل از سیستم معادلات همزمان، از اطمینان و صحت بیشتری نسبت به برآورد تک معادله ای، برخوردار است.
سازمانهای صنعتی را می توان تعیین کننده مسیر اصلی توسعه یافتگی کشور محسوب کرد . چرا که در فراهم سازی شرایط اشتغال ، تولید ، ارز آوری و در عین حال ایجاد ثبات اقتصادی کشور نقش مهمی را ایفا می کنند بدیهی است که در چنین شرایطی افزایش توانمندی جهت مقابله با رقبای داخلی و خارجی نیازمند در اختیار داشتن برنامه های مدون و استراتژی روشن سازمانی به ویژه در زمینه توسعه منابع انسانی به لحاظ کیفی است . چرا که این امر مهم به وسیله منابع انسانی کار آزموده تحقق خواهد یافت و سازمانها نیز به این نکته شده اند که راهی جز توجه جدی به توسعه کیفی منابع انسانی خویش ندارند و ...
مدیریت دانش و حیطه های مربوط به آن بر این واقعیت تاکید دارند که در فضای اقتصاد نوین جهانی ، دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در گرو ظرفیت و توانایی سازمان در توسعه و استفاده صحیح از منابع مبتنی بر دانش سازمان است . البته تمامی منابع سازمانی از اهمیت یکسانی برای دستیابی به این مزیت رقابتی برخوردار نیستند . این مقاله می کوشد تا چهارچوبی جامع جهت تجزیه و تحلیل سرمایه انسانی در سه حوزه مدیریت دانش ، سرمایه فکری و مدیریت استراتژیک منابع انسانی در جهت دستیابی به مزیت رقابتی پایدار ارائه کند ...
هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه تأثیر سرمایه اجتماعی سازمانی بر ظرفیت انطباق پذیری سازمانی بوده است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه بسته پاسخ بوده و جامعه آماری شامل کارمندان دانشگاه تبریز به تعداد 712 نفر می باشد که از این تعداد 239 نفر بر اساس فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی به نسبت سطوح طبقات انتخاب شده اند. در مجموع، نتایج به دست آمده نشان می دهد که اولاً، میانگین ظرفیت انطباق پذیری کارمندان دانشگاه تبریز(86/92) در حد متوسط به بالا بوده و ثانیاً بر اساس نتایج تحلیل رگرسیونی به ترتیب اثرات ابعاد اعتماد نهادی، انسجام، اعتماد بین شخصی و توانمندسازی بر متغیر وابسته(ظرفیت انطباق پذیری سازمانی) معنی دار بوده و متغیرهای یا شده توانسته است، 55 درصد تغییرات ظرفیت انطباق پذیری سازمانی را تبیین نمایند.
افزایش پیچیدگی در مسائل تصمیمگیری موجب شده است تا گروهی از خبرگان به جای استفاده از یک خبره برای ارزیابی مسائل انتخاب پیمانکار مورداستفاده قرار گیررد بردین منررور، در ایرن م،الره، یرک روش جدیرد شاخص انتخاب ارجحیت فازی تردیدی برر مبنرای ریسرک نرررات خبرگران بره منررور حرل مسر له ی انتخراب پیمانکار پیشنهاد میشود این در حالی است که بکارگیری مجموعههای فازی تردیدی به منرور م،ابلره برا عردم قطعیتها در شرایط دارای ابهام استفاده میشود وزن هر یک از تصمیمگیران به وسیلهی روش پیشنهادی برنامره - ریزی تواف،ی محاسبه میشود همچنین، روش پیشنهادی علاوه برر در نررر گررفتن معیارهرای ارزیرابی کمری و کیفی، به خبرگان کمک میکند تا برای کاهش خطای ارزیابی، برای هر پیمانکرار در م،ابرل هرر معیرار تحرت یک مجموعه، چندین درجره ی عضرویت تعیرین کننرد بعرلاوه، نرررات تصرمیم گیرران در گرام رخرر از روش پیشنهادی ادغام میشوند تا از ریزش اطلاعات در فرریند تصمیمگیری گروهی جلوگیری شود در ایرن روش، انتخاب بهترین پیمانکار به طور هم زمان، بر مبنای بیشترین نزدیکی به ایدهرل مثبت و بیشترین فاصله از ایرده رل منفی در نرر گرفته میشرود در پایران، رویکررد پیشرنهادی در یرک مطالعره ی مروردی بررای انتخراب به تررین پیمانکار در صنعت ساخت وساز اجرا شده است؛ با م،ایسره ی نترای بره دسرت رمرده برا یرک روش موجرود در ادبیات، کارایی و اعتبار روش پیشنهادی بیان شده است
شهرداری ها به عنوان یک نهاد حقوقی غیر دولتی در ایفای وظایف خدمات رسانی به شهروندان ممکن است باعث بروز خسارت هایی گردند که احکام و قواعد ایجاد مسولیت مدنی آنها با دیگر اشخاص حقیقی یا حقوقی مشترک بوده، اما آنچه موضوع به بررسی مقاله حاضر را تشکیل می دهد احکام خاص رجوع به شهرداری و پرسنل تحت آمرش است ،هر چند که در ماده یازده قانون مسئولیت مدنی شرایطی که برای تحقق مسئولیت کارمندان شهرداری و موسسات وابسته به آن ها مشخص و موجب خسارت به صورت عمد یا سهو بوده مثلا ممکن است در عرصه هایی همچون اجرای قوانین و مقررات، مسئولیت های ناشی از مالکیت بر معابر، بناها و همچنین اقدام به تملک قانونی اراضی و ابنیه یا قصور کارمندان در نگهداری وسیله نقلیه عمومی متعلق به شهرداری، موجد مسئولیت برای شهرداری ها گردد لذا در این مقاله جایگاه مسئولیت مدنی شهرداری در برابر شهروندان مشخص می گردد.
رشد سریع شهرنشینی، مشکلات متعددی را در شهرهای کشورهای کمتر و بیشتر توسعه یافته به همراه داشته است. از جمله عمده ترین این مشکلات، نابرابری های فضایی است که گسترش و بسط آن، ساختار فضایی شهرها را دچار تغییر و تحول می کند. تداوم نابرابری های فضایی و افت کیفیت زندگی در برخی نواحی خرد شهری و نارسایی شیوه های موجود، ضرورت تمهید و اختیار شیوه های متفاوت اما امکان پذیر در برنامه ریزی و مدیریت شهری را مطرح می سازد. این نوشتار در پی تأکید بر ضرورت توجه به افت کیفیت زندگی در نواحی دارای نابرابری های فضایی است که نیازمند تحلیل، تفسیر و تبیین ساختار ویژه خود، علل پدیدار شدن ساختار نابرابر و افت کیفیت زندگی در آنها، بروز تهدیدها و مشکلات، حضور فرصت ها و مهمتر از همه، دوری جستن از رویکرد سنتی در برنامه ریزی و مدیریت نواحی خرد شهری می باشد. در این راستا، یکی از نواحی خرد شهر تهران که دارای مشکل نابرابری فضایی و افت کیفیت زندگی است، انتخاب گردیده و به پیش شرط های راه اندازی ساز و کار برنامه ریزی و مدیریت در آن، اشاره شده است. بدیهی است تدوین برنامه ای مناسب به منظور تعدیل یا حذف نابرابری ها به همراه افزایش مشارکت مردمی در مدیریت شهری و بهره گیری از انگاشت چندبعدی و جامع کیفیت زندگی در چارچوب برنامه ریزی شهری- به دور از شیوه های رایج و متداول- به عنوان عمده ترین هدف این نوشتار، می تواند در رسیدن به برابری و تحقق عدالت در شهرها مؤثر باشد.
هدف پژوهش حاضر آگاهی نسبت به این مسئله بنیادی است که هزینه های تحقیق و توسعه به عنوان ابزاری توانمند به منظور اعمال مدیریت سود در چرخه تجاری مختلف و دوره های متفاوت اقتصادی قلمداد می شود؛ که همین امر می تواندبر حق الزحمه حسابرسان نیز تأثیر گذارد. بنابراین، ارتباط میان هزینه های تحقیق و توسعه و بهای خدمات حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی می گردد. همچنین اثر تعاملی مدیریت سود بر رابطه بین هزینه های تحقیق و توسعه و حق الزحمه حسابرسی مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری مورد پژوهش 48 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران طی سال های1383 الی 1394 است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده های ترکیبی (تابلویی) استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که هزینه های تحقیق و توسعه ارتباط مثبت و معناداری با حق الزحمه حسابرسی دارند؛ به علاوه مدیریت سود نیز موجب افزایش این رابطه می شود. در نهایت، این فرضیه تقویت می شود که مدیران شرکت ها در راستای مدیریت سود اقدام به هزینه سرمایه ای یا جاری کردن مخارج تحقیق و توسعه می نمایند.
هدف از این پژوهش شناسایی و بررسی متغیرهای اثرگذار بر ارزش در کشده
مصرف کننده در فروشگا ههای زنجیر های بود. با توجه به هدف، این پژوهش از
مطالعات درهم آمیخته است؛ مطالعه کیفی، جهت شناسایی متغیرهای اثرگذار بر ارزش
در کشده مصرف کننده انجام گرفت و مطالعه کمی، جهت بررسی ارتباط میان متغیرها
صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش مشتریان شعب فروشگا ههای زنجیر های
شهروند در شهر تهران بوده و نمونه در مطالعه کمی 360 نفر از مشتریان را در
برمی گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داد هها از نرم افزارهای SPSS-18 و Amos-18
بهره گرفته شد. جهت تع یین عوامل اثرگذار بر ارزش در کشده مصرف کننده بر مبنای
نظریه هدف وسیله، شناسایی انتظارات و تمایلات مشتریان در ارتباط با ویژگ یهای
فروشگاه مورد توجه قرار گرفت؛ نتایج این مطالعه 10 عامل را به عنوان متغیرهای
اثرگذار بر ارزش در کشده مصرف کننده شناسایی کرد: 1. تنوع، اطمینان و کیفیت بالا؛
2. توجه به رفاه مشتریان؛ 3. مطلوبیت محیط فیزیکی؛ 4. برخورد مناسب کارکنان؛
5. نظم محیط فروشگاه و دسترسی آسان؛ 6. راحتی و امنیت؛ 7. قیمت مناسب؛ 8.
شفافیت در قیم تها؛ 9. گستردگی فیزیکی و زمانی و 10 . لذت بخش بودن موزیک.
بررسی ارتباط میان متغیرها در مدل نهایی نشان داد میزان برآورد استاندارد تاثیر
انتظارات و تمایلات مشتریان در ارتباط با ویژگ یهای فروشگاه بر ارزش درک شده
مشتری 91 / 0 و بر ارزش هیجانی، کارکردی و مالی در کشده به ترتیب 72 / 0، 75 / 0
و 56 / 0 است. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، لازم است در راستای
خلق ارزش برای مشتریان، شناسایی مستمر انتظارات و تمایلات مشتریان در ارتباط با
ویژگی های فروشگاه همواره مورد توجه مدیران قرار گیرد.