در دهه اخیر مرشدیت به عنوان نوع جدیدی از آموزش و توسعه منابع انسانی مورد توجه قرار گرفته است. از این رو، نظریه مرشدیت با تأکید بر نقش مدیر به عنوان مرشد، ادعا می کند که مرشدیت در سازمان به عنوان پدیده ای ممکن و واقعی پذیرفته شده است. این پژوهش به منظور مطالعه اکتشافی مؤلفه ها و ابعاد رفتار مرشدانه از دیدگاه مدیران صنعت نفت انجام گرفته است. بدین منظور با استفاده از رویکرد تحلیل محتوا با 20 نفر از مدیران شرکت پالایش نفت اصفهان مصاحبه عمیق صورت گرفت. نتایج حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته در قالب مضامین دسته بندی شدند که با توجه به آنها ابعاد رفتار مرشدانه مدیران به پنج رفتار همنوایانه، کمال گرایانه، خودمدیرانه، نقش مدارانه و اثرگذارانه طبقه بندی شدند که هر کدام از این رفتارها خود از مفاهیم دیگری تشکیل شده اند. در واقع؛ یافته های حاصل از این پژوهش، با ارائه ابعاد و مؤلفه های رفتار مرشدانه، از دیدگاه مدیران، زمینه بسط این حوزه در مطالعات سازمانی را فراهم می سازد و زمینه ساز افزایش این گونه رفتارها در سازمان ها می شود.
با توجه به تنوع و تعدد تغییرات در محیط امروزی سازمان ها، رهبری و به طور اخص توسعه رهبری در سال های اخیر از اهمیت ویژه ای برخوردار گشته است. برای آنکه سازمان ها بتوانند در عصر حاضر به طور مستمر بر رشد و ارتقای خود بیافزایند، دیگر نمی توانند بر تصورات ساده رهبری بالا به پایین و یا فرآیند فرمان و کنترل تکیه زنند. در این میان توجه به اهمیت مداخله پیروان در فرآیندهای رهبری و ایفای نقش رهبر به اقتضای زمان از سوی آن ها مورد توجه خاص محققان حوزه رهبری قرارگرفته است. لذا مطالعه حاضر نیز با این هدف؛ اثر همزمان رهبری به اشتراک گذاشته شده بر تعهد و بهره وری تیم های کاری در حوزه آموزش عالی را مورد بررسی قرار داده است. در این راستا اعضای هیئت علمی 70 گروه آموزشی دانشگاه گیلان به عنوان نمونه انتخاب شده و با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه، داده های تجمیع شده از 271 نفر از آنها (در قالب 70 نمونه نهایی) مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS 2 برازش مدل های اندازه-گیری و ساختاری به همراه پژوهش مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج مطالعه نشان داد که رهبری به اشتراک گذاشته شده هم بر تعهد و هم بر بهره وری تیم های کاری موردمطالعه اثر مثبت داشته است. نتایج همچنین حاکی از اثر مثبت تعهد تیمی بر بهره وری تیم های کاری بود.
تفاوت میان اصول و قواعد حاکم بر حسابداری و حسابرسی مالی و مالیاتی موجب تفاوت سود حسابداری با درآمد (سود) مشمول مالیات می گردد. این تفاوت طبق مباحث تئوری حسابداری ناشی از اختلافات دایمی و موقتی است که حسابداران سود حسابداری را به ازای اختلافات دایمی تعدیل و مشکلات ناشی از اختلافات موقت را با تخصیص بین دوره ای مالیات برطرف می نمایند. در این مقاله ابتدا به ادبیات مطرح تفاوت سود حسابداری و مالیاتی از دیدگاه متون حسابداری می پردازیم. سپس مروری اجمالی بر حسابداری مالی و مالیاتی در ایران، شامل تعاملات و مغایرات میان استاندارد های حسابداری و قانون مالیات های مستقیم کشور داریم. از آنجا که در متون حسابداری بر منابع ماهوی تفاوت ها با دقت تمرکز نمی شود و به منابع بالقوه ی تفاوت ها اشاره نمی شود، چارچوب نظری جامعی از تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی فراهم می آید که با اهداف این مقاله نیز سازگار تر است. سپس مفاهیم محتوای اطلاعاتی و پایداری سود مطرح می شود و نهایتا رابطه بین تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی با پایداری و محتوای اطلاعاتی سود استدلال می شود.
در این مقاله با دیدی مبنایی به موضوع نهادهای مالی می پردازیم و راهکار خروج از انفعال نظام مالی- اسلامی را ضرورت توجه به مقوله نوآوری و تلاش برای ایجاد مهندسی مالی- اسلامی بیان می کنیم.
در نظام مالی اسلامی، مهندسی مالی به معنای خاص خود ابزاری برای توسعه این نظام استو به معنای متعارف آن که مشتقات مالی است، منحصر نمی گردد.
برای ایجاد مهندسی مالی- اسلامی که تا به امروز توجه زیادی بدان نشده است؛ باید ابتدا ساختار آن را بیان نمود و در این روند باید به فرایند نوآوری و محدودیت ها و چالش های آن از یک سو و فرصت ها و ضرورت های آن از سوی دیگر توجه داشت. در گام بعدی در مهندسی مالی- اسلامی به اصول موضوعه و مبانی اسلامی و شرعی آن باید توجه داشت و خط مشی اساسی مهندسی مالی- اسلامی از میان این مبانی اسلامی و مبانی مالی و علمی آن مشخص می گردد.
در نهایت، با شناخت شرایط کنونی نظام مالی- اسلامی و تبیین استراتژی و خط مشی این نظام و اهداف و رویکردهای نهایی آن، مبانی و هسته اساسی مهندسی مالی- اسلامی را استخراج خواهیم کرد.
امروز آلودگی محیط زیست به واسطه افزایش جمعیت و به تبع آن افزایش فعالیتهای صنعتی و کاهش روز افزون ظرفیت منابع پذیرنده به پسماندهای صنعتی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. در میان صنایع مختلف سالانه حدود 700،000 متر مکعب پساب از کارخانه زغالشویی زیر آب علاوه بر تلفات بالغ بر 4000 تن زغال به صورت نرمه به محیط زیست تخلیه می گردد. بررسیهای نیمه صنعتی بر مبنای نتایج حاصل از مقیاس آزمایشگانی با استفاده محزن 200لیتری بازیابی عملیات را تا 88 در صد نشان می دهد که تقریباض با نتایج حاصل از مرحله آزمایشگاهی منطبق است. مطالعات انجام شده در مقیاس آزمایشگاهی نشان می دهد که نه تنها می توان به روش تجمع سازی از جمله فلوکولاسیون، کواگولاسیون و یا فلوکولاسیون انتخابی به نتایج قابل توجهی دست یافت، بلکه بتوان آب با کیفیت مطلوب را به چرخه کارخانه وارد ساخت. مطالعات نیمه صنعتی نیز با استفاده از روش فلوکولاسیون به عنوان روشی برتر جهت ارزیابی نرمه و فوق نرمه بسیار موفق بوده و منطبق بر نتایج به دست آمده در سطح جهانی می باشد. همچنین مطالعات مقدماتی اقتصادی نیز نشان می دهد که با چنین روشی می توان سالانه حدود 45000 تن نرمه زغال را بازیابی نمود که ارزشی معادل 314،580،000 ریال خواهد داشت.