درباره روشهای ارزشیابی عملکرد نیروی انسانی ، مطالب چندی به رشته تحریر درآمده است . غالب روشهای ارزشیابی عملکرد نیروی انسانی جنبه رسمی داشته ، معمولاً ر فواصل زمانی مشخص و بلندمدت ( سالی یکبار ، یا سالی دو بار ) به عمل می آید . این روشهای ارزشیابی معمولاً به جهات مختلفی مورد نقد قرار می گیرد . John W. Lawrie در مقاله ای که با عنوان Your Performance : Appraise It Yourself ! در شماره January 1980 مجله Personnel نوشته است ، ابتدا به تشریح معایب روشهای ارزشیابی رسمی پرداخته ،و سپس سیستم « خودیابی » را به عنوان روشی بهتر در ارزشیابی عملکرد نیروی انسانی پیشنهاد کرده ، به تشریح مزایای آن می پرداد. وی که دارای درجه دکتری در روانشناسی صنعتی از Wayne State University و رئیس کمپانی Applied Psychology است ، معتقد است که هر کس در سازمان خود می تواند سیستم « خود ارزیابی » را برای ارزشیابی به موقع از عملکردش به کار گرفته و از بازخور ( Feed back) اطلاعاتی به موقع برخوردار شده ، به اصطلاح عملکردش بپردازد.
روابط عمومی"" هنر سازمانهای فکور و پرتجربه ای است که در کنار بازاریابی و تبلیغات، از این ابزار بانفوذ بیشترین بهره مندی را میبرند و در بازارهای پررقابت امروزی، گوی سبقت را از رقبای خود میربایند.
""روابط عمومی"" نگاه ظریفی به شایعه دارد؛ شایعه را یک واقعیت غیر قابل انکار در جوامع امروزی و سازمانهای کنونی میداند. از قدرت شایعه در تخریب زایی، سرعت انتشار آن، و میزان جاذبه و گیرایی آن بخوبی آگاه است. از همین رو با دست ورزیهای کاملاً هوشمندانه، هر روز در صدد مدیریت آن است تا بتواند واکنش رقبا را خنثی سازد و بر آماج افکار و قلب مشتریان راه یابد.
اثر حاضر بر آن است تا نقش شایعه را بیش از پیش بازگو کند و راههای مدیریت شایعه را از منظر اقداماتی که روابط عمومی میتواند انجام دهد، معرفی کند.
پژوهش حاضر تلاشی در جهت پاسخ گویی به نیاز موجود در زمینه فراهم سازی زیرساخت های نظری و مبانی نظری پشتیبان ابزارهای نوین مالی است که علاوه بر مطابقت با موازین اسلامی، منطبق بر روش های نوین سنجش ریسک در بازارهای مالی اسلامی نیز بوده و قابلیت کاربرد در بازارهای مالی اسلامی را داشته باشد. بدین منظور، در این پژوهش در جهت بررسی، محاسبه و ارزیابی انحرافات مثبت و منفی از بازده هدف در اندازه گیری و محاسبه ریسک فرصت های سرمایه گذاری که در نهایت به ارائه یک معیار ارزیابی ریسک تعدیل شده با ظرفیت مطلوب (ریسک مطلوب) منجر می گردد، گام برداشته شده است. این معیار به صورت عام قابلیت استفاده داشته و در صورت حفظ پیش فرض های مربوط به استفاده از وردایی (واریانس)، ریسک نامطلوب، LPM و UPM به عنوان معیار ریسک به نتایج مشابهی می رسد. این معیار با استفاده از ویژگی ها و نگرش های افراد سرمایه گذار نسبت به ریسک مثبت و منفی به تعدیل ریسک نامطلوب یک سرمایه گذاری بر اساس ظرفیت مطلوب آن پرداخته و احتمال و میزان انحرافات بالاتر از بازده هدف را در محاسبه ریسک سرمایه گذاری دخالت می دهد. این معیار که در اندازه گیری و ارزیابی میزان ریسک اوراق بهادار منفرد، در مدل بهینه سازی سبد سهام نیز استفاده می گردد و ریسک سبد سهام را بر اساس ریسک مطلوب و نامطلوب مجموع اوراق بهادار محاسبه می کند. این معیار بر اساس نتایج پژوهش، توانایی ارائه راه حل به سه تناقض عمده در تصمیمات مالی، یعنی «سنت پترزبورگ»، «الزبرگ» و «آلایس» را دارد و در مدل بهینه سازی سبد سهام نیز قابلیت استفاده دارد؛ به طوری که در آن هدف حداکثر سازی بازده و حداقل سازی ریسک محاسبه شده از طریق معیار ریسک تعدیل شده با ظرفیت مطلوب دنبال می گردد.
انتخاب بین بدهی و حقوق صاحبان سهام تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی است که برساختار سرمایه شرکت تأثیر می گذارد. هدف ازتعیین ساختار سرمایه، مشخص کردن ترکیب منابع مالی به منظور به حداکثر رساندن ثروت سهامداران شرکت است. با توجه به جنبه های کیفی شکل سرمایه شرکت های بافناوری پیشرفته، سرمایه گذاری های گسترده ای در این شرکت ها صورت گرفته است که به نظر رفتاری غیرمنطقی درون جامعه سرمایه گذاری وجود دارد. بنابراین مقایسه آن با ساختار سرمایه شرکت های سنتی ضروری به نظر می رسد.
در این تحقیق برای بررسی ساختار سرمایه شرکت های بافناوری پیشرفته و سنتی و همچنین مقایسه مدل خطی و غیرخطی شرکت های جامعه آماری پس از انتخاب به روش حذفی به دو گروه شرکت های بافناوری پیشرفته و سنتی تقسیم شدند. در این تحقیق 378 شرکت برای دوره زمانی 88-1383 انتخاب گردید و با استفاده از مدل رگرسیون خطی چندگانه و همچنین شبکه عصبی مصنوعی داده های شرکت که به صورت
سال شرکت بود مورد آزمون قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان می دهد که نسبت بدهی و تصمیمات اهرم مالی در شرکت های بافناوری پیشرفته و سنتی متفاوت می باشد. معیارهای ساختار سرمایه در هر دو صنعت بافناوری پیشرفته و سنتی تفاوت معنی داری دارند و همچنین مدل های غیرخطی ساختار سرمایه نسبت به مدل های خطی پیش بینی های بهتری انجام می دهند.
شرکت های تولید کننده برای تضمین بقای خود در بازار رقابتی و طی کردن مسیر رشد و توسعه، ناگزیر به طراحی، ساخت و ارائه محصولات جدیدی به مشتریان و بازار هستند. از طرف دیگر، توسعه محصولات جدید ( NPD ) ، فرایندی کاملا پیچیده است و موفقیت آن تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. هدف این پژوهش، شناسایی، اولویت بندی و تعیین شدت تعاملات بین این عوامل به صورت کمّی است. در این پژوهش 9 عامل که تعداد زیادی از صاحبنظران به آنها اشاره کرده اند، تحلیل شده اند. برای نظرسنجی از نظرهای 12 نفر از خبرگان صنعت و دانشگاه استفاده شده است. روش به کار رفته برای اولویت بندی عوامل، مدل سازی ساختاری تفسیری ( ISM ) است و برای تحلیل کمّی روابط و تعامل میان عوامل از روش DEMATEL استفاده شده است. در این پژوهش، عواملی چون: ""حمایت سازمانی و مدیریت ارشد""، ""قابلیت های فناورانه"" و ""پاداش دهی به اعضای تیم"" به عنوان عوامل اثرگذار و علت شناسایی شده اند و عواملی چون: ""راهبردهای توسعه محصولات جدید""، ""نوآوری محوری"" و ""کیفیت فرایند"" به عنوان عوامل اثرپذیر و معلول شناسایی شده اند.
در این مقاله تعاریف متفاوتی از تجارت الکترونیکی مطرح میگردد و لزوم داشتن تعریفی واحد که حداقل در نهادهای متولی تجارت الکترونیکی یکسان باشد مورد توجه قرار میگیرد . دلیل واگرائی در تعاریف تجارت الکترونیکی نیز از دیدگاههای متفاوت مورد بررسی قرار میگیرد . برای پرداختن به موضوع تجارت الکترونیکی در کشورهای در حال توسعه ، داشتن آگاهی در مورد حجم ، روند ، بازیگران عمده و جایگاه فعلی کشورهای در حال توسعه در این زمینه به منظور تصمیمگیری بهتر و صحیح ضروری است . از این رو آمارهای متنوع و مفیدی در این باره ارایه شده است...