بعلت اهمیت داده هاى کدگذارى شده در فعالیت هاى مدیریت کیفیت، برنامه ریزى، بازاریابى، فعالیت هاى تحقیقاتى، پرداخت به ازاى خدمت، پایش امنیت بیمار و توسعه ابزارهاى حمایت تصمیمات بالینى، ضرورت رعایت عناصرکیفى کدگذارى بیش از پیش احساس مى گردد. داشتن دانش کاملى در زمینه عناصر کیفى کلیدى سیستم هاى طبقه بندى داده ها از قبیل اعتبار، کامل بودن و بهنگام بودن، براى کدگذارى داده ها در تمامى سطوح مراقبت بهداشتى ضرورى است. در این پژوهش وضعیت اعتبار و کامل و بهنگام بودن اطلاعات کدگذارى شده در بیمارستان هاى آموزشى دانشگاه هاى علوم پزشکى ایران، تهران و شهید بهشتى مقایسه شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی- مقایسه اى است که در شش ماهه اول سال 1386 انجام شد. جامعه پژوهش شامل پرونده بیماران بسترى ترخیص شده از بیمارستان هاى آموزشى دانشگاه هاى علوم پزشکى ایران(10بیمارستان)، تهران (9 بیمارستان) و شهید بهشتى(10بیمارستان) در نیمه اول سال 1385 بود. داده ها با استفاده از یک چک لیست براى تعیین میزان رعایت اعتبار، کامل بودن و بهنگام بودن گردآورى شد. تحلیل داده ها بااستفاده از روش هاى آمار توصیفى و استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: میزان رعایت اعتبار کدها، در دانشگاه هاى ایران ، تهران و شهید بهشتى به ترتیب 32/83 ، 23/79 و 53/85 درصد براى تشخیص اصلى، 46/79 ، 04/75 و 87/ 88 درصد براى سایر تشخیص ها، 23/85 ، 62/80 و 41/85 درصد براى اقدامات اصلى، 84/80، 49/84 و 3/91 درصد براى سایر اقدامات بود. میزان رعایت کامل بودن کدها در سه دانشگاه فوق بترتیب 06/93، 91/96 و 96/97 درصد براى تشخیص هاى اصلى، 08/88، 76/90 و 02/95 درصد براى سایر تشخیص ها، 70/96، 94 و 93/98 درصد براى اقدامات اصلى، 85/93، 35/97 و 65/95 درصد براى سایر اقدامات است. از بین بیمارستان هاى سه دانشگاه فوق، فقط 20 درصد بیمارستان هاى شهید بهشتى از بهنگام بودن کدگذارى برخورداربودند.
نتیجه گیری: هر چند کامل بودن داده هاى کدگذارى شده تا حدودى بهبود یافته است اما میزان اعتبار کدها هنوز با مشکلاتى همراه است. همچنین اکثر بیمارستان ها اختلاف فاحشى با استاندارد سازمان بهداشت جهانى در بهنگام بودن کدگذارى داشته اند. بنابراین لازم است اقدامات اساسى جهت بهبود کیفیت کدگذارى در این حیطه ها اتخاذ گردد. "
هدف از این پژوهش بررسی رابطه هوش فرهنگی با سرمایه اجتماعی و سرمایه فکری اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آباده بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آباده (48 نفر) در سال تحصیلی 1393-1392 بود که با روش نمونه گیری سرشماری کل 48 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. داده ها بوسیله ی پرسش نامه ی هوش فرهنگی بر اساس نظریه ارلی و آنگ (2003) شامل 20 سوال که مولفه های فراشناختی، شناختی، انگیزشی و رفتاری را مورد سنجش قرار داد، پرسش نامه ی سرمایه فکری بر اساس نظریه ی بنتیس و همکاران (2000) با 39 سوال که ابعاد انسانی، ساختاری و رابطه ای را مورد سنجش قرار داد و پرسش نامه ی سرمایه اجتماعی براساس نظریه ی ناهاپیت و گوشال (1998) با 13سوال که ابعاد شناختی، ساختاری و رابطه ای را مورد سنجش قرار داد، جمع آوری گردیده است. روایی محتوایی پرسش نامه ها مورد تایید تعدادی از صاحب نظران علوم تربیتی و مدیریت قرار گرفت. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. پایایی پرسش نامه ی هوش فرهنگی 85/0، سرمایه اجتماعی 87/0، سرمایه فکری 88/0 بود. در این تحقیق، از آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد رابطه ی معنی داری بین هوش فرهنگی با سرمایه اجتماعی و سرمایه فکری و ابعاد آنها وجود ندارد. لیکن بین سرمایه اجتماعی با سرمایه فکری (75/0= r) و ابعاد آن رابطه ی معنی داری مشاهده گردید.
در عصر کنونى تحولات شگرف دانش مدیریت، وجود نظام ارزشیابى اجتناب ناپذیر است و فقدان نظام ارزشیابى به عنوان یکى از علایم بیمار یهاى سازمان قلمداد م یشود. هدف این تحقیق استفاده از کارت امتیازى متوازن و مطالعه ى نظام ارزشیابى در دانشگاه علوم پزشکى ایران بود. روش بررسی: در این تحقیق پیمایشى ابتدا نظام فعلى مطالعه، سپس به روش پژوهش کیفى، با ارسال چک لیست و مصاحبه دیدگا ههاى متخصصان نسبت به مؤلف ههاى چک لیست جمع آورى شد. جامع هى مورد پژوهش شامل 50 نفر از مدیران و رؤسای بیمارستا نهاى تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکى ایران با نمونه گیرى به روش سرشمارى بود. براى تجزیه و تحلیل داد هها از نرم و آمار توصیفى و در قالب جدول و نمودار استفاده شد. SPSS افزار یافته ها: وجه کلى ارزشیابى با 66.67 درصد بالاترین و وجه مالى با 33.83 درصد پایین ترین امتیاز را به دست آوردند و این بیانگر این مطلب است که سیستم فعلى داراى ضع فهاى عمده در تمام وجوه مورد ارزیابى است. نتیجه گیری: نظام فعلى به لحاظ کسب امتیازات پایین در تمامى وجوه داراى ضعفهاى عمده در نظام ارزشیابى است، و بى توجهی به وجه مالى عمده ترین و شاخص ترین ضعف نظام فعلى ست. بازبینى و برنامه ریزى جهت رفع نقایص موجود و بهبود نظام فعلی ارزشیابى لازم است.
مقدمه: افزایش تولیدات علمی در سطح بین المللی، یکی از شاخص های ارزیابی کشورها در دنیای امروز است. هدف پژوهش حاضر، تعیین وضعیت کمی تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشکده های داروسازی تیپ یک کشور (دانشکده های واقع در شهرهای اصفهان، تبریز، تهران، شیراز و مشهد) در پایگاه اطلاعات علمی ISI (Institute for scientific information) در سال های 2006 الی 2008 می باشد تا سهم تولیدات علمی آن ها و نقشی که در فعالیت های پژوهشی در سطح بین المللی دارند، مشخص گردد.
روش بررسی: در این پژوهش به منظور کشف داده ها از روش علم سنجی استفاده شد. تولیدات علمی کلیه ی اعضای هیأت علمی دانشکده های داروسازی تیپ یک کشور که در زمان انجام تحقیق 2006 تا 2008 در دانشگاه مشغول فعالیت بودند (261 نفر)، مورد بررسی قرار گرفتند. برای به دست آوردن داده های پژوهش، با توجه به این که تمام تولیدکنندگان اطلاعات، جزو اعضای هیأت علمی دانشکده های داروسازی تیپ یک کشور بودند، ابتدا نام تک تک افراد در پایگاه مؤسسه ی اطلاعات علمی وارد و از طریق جستجوی نشانی، نام دانشکده داروسازی و نام دانشگاه مورد نظر داده های مربوط جمع آوری شدند. سپس با استفاده از نرم افزار تحلیلی موجود در پایگاه ISI، مورد تحلیل قرار گرفتند و جداول مورد نظر استخراج شدند.
یافته ها: از کل جامعه آماری، 16 درصد زن و 84 درصد مرد بودند. به همین نسبت نیز تولیدات علمی مردان بیشتر و بالای 80 درصد است. تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشکده های داروسازی تیپ یک کشور در پایگاه مؤسسه ی اطلاعات علمی در سال 2006، 362 مقاله (50/89 درصد مردان و 52/10 درصد زنان)، در سال 2007، 409 مقاله (48/89 درصد مردان و 52/10 درصد زنان) و در سال 2008، 411 مقاله (94/92 درصد مردان و 06/7 درصد زنان) بودند.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران در کل تولیدات علمی در دوره زمانی مورد پژوهش 42 درصد، سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تبریز 18 درصد، سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد 13 درصد، سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز 11 درصد، سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان 10 درصد و سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 6 درصد می باشند. رشد تولیدات علمی نیز 4 درصد می باشد.
بیمه عمر به عنوان یکی از محصولات صنعت بیمه، نقش مهمی در تعیین و تضمین آتیه خانواده ها دارد. طبیعی است که در چنین شرایطی پیش بینی حق بیمه عمر می تواند برنامه ریزان و سیاست گذاران را در دست یابی به اهداف و برنامه ها یاری کند. در این پژوهش جهت پیش بینی حق بیمه دریافتی در بیمه عمر از روش شبکه های عصبی و از روش باکس - جینکینز استفاده شده است. نتایج حاصل از پیش بینی درون نمونه ای برای سال های 1387-1383 نشان داد که باتوجه به معیار RMSE، بهترین مدل برای پیش بینی حق بیمه عمر، مدل شبکه های عصبی است. بعد از آن به پیش بینی برون نمونه ای برای سال های 1393-1388 از حق بیمه عمر دریافتی با استفاده از دو روش باکس جینکنز و شبکه های عصبی پرداخته شده است.
بسیاری از سازمان ها در بخش دولتی و خصوصی نوعی از نظام پیشنهادها را دارند تا اعضای خود به منظور ارائه طرح هایی جهت بهبود امور تشویق نمایند. این طرح ها غالبا ً به کمیته هایی جهت بررسی ارجاع می شوند تا ایده های خوب برای اجرا به دست اندرکاران پیشنهاد شوند. فرایند تبدیل ایده به پیشنهاد کاری علمی است که می تواند از سوی خود ارائه دهنده، کمیته بررسی کننده، دبیر نظام پیشهاد ها، مجری استقرار و اجرای نظام و یا با همکاری همه این ها صورت گیرد؛ که البته در آن صورت نتایج مثبتی بر آن پیشنهاد مترتب خواهد بود. اما به دلایلی که در این تحقیق به آن ها اشاره می شود، سازمان ها و از جمله سازمان های دولتی که موضوع این تحقیق هستند، بخصوص با توجه به تفاوتی که با سازمان های بخش خصوصی دارند ـ و در مقدمه به آن ها اشاره شده است ـ در استقرار و اجرا و تداوم نظام پیشنهادها با چالش ها و ایرادها و موانعی روبه رو هستند. بنابراین، در این پژوهش، نظرات 4 گروه از دست اندرکاران اصلی اجرای این نظام، یعنی مدیران، کارکنان، دبیران و اعضای شورای پذیرش و بررسی پیشنهادها در رابطه با چالش هایی که این نظام را تحت تاثیر قرار می دهند، بررسی شده و آنان برای از بین بردن یا به حداقل رساندن ایرادها (چالش ها)، پیشنهادهای منطقی و عملی ارائه نموده اند. باور این تحقیق بر این است که این پیشنهادها می توانند مدیران سازمان های دولتی درگیر در اجرای نظام پیشنهادها و نیز مدیرانی را که هنوز به استقرار این نظام اقدام ننموده اند، را در استفاده کارآمد از نظام پیشنهادها برای افزایش مشارکت کارکنان و استفاده از نیروی فکری آن ها یاری نماید.
نظریه استفاده منصفانه قانونی استثنائی بر حقوق انحصاری مالک علامت تجاری توصیفی است و به اشخاص ثالث اجازه استفاده منصفانه و با حسن نیت از علامت تجاری غیر را تحت ضوابط و شرایطی ویژه اعطا می کند. این نظریه بر آن است تا در کنار افزایش اطلاعات مصرف کنندگان درباره کالاها و خدمات موجود در بازار، موجبات افزایش رقابت و جلوگیری از انحصار علامت تجاری در دست مالکان آن ها را فراهم آورد. این نظریه در برخی نظام های ملی به صورت صریح و در بسیاری دیگر به صورت ضمنی مورد اشاره قرار گرفته است. موافقت نامه ها و مقررات بین المللی در حوزه علائم تجاری هم این نظریه را به گونه ای در نظر گرفته و سعی در شناسایی آن داشته اند. مقاله حاضر می کوشد با بررسی عناصر این نظریه و تحلیل آن در نظام حقوقی ایران، جایگاه آن را در مقررات ملی و بین المللی مشخص کند.
ارتباط بین ابعاد ساختاری و محتوایی سازمان به جهت افزایش و یا بهبود عملکرد و بهره وری سازمان ها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است از جمله مهمترنی اینها بررسی ارتباط بین فرهنگی سازمانی و برنامه های راهبردی سازمان می باشد که در درون خود ما را به سمت ارتباط فرهنگ سامانی و استراتژی سوق می دهد.
هدف از مدیریت زنجیره تأمین، بهبود فعالیت های مختلف اجزا و سطوح یک زنجیره تأمین به منظور بهبود وضع کلی است . در این هنگام ممکن است بین اهداف اجزا و سطوح مختلف در جهت رسیدن به اهداف کلی، تضاد و تناقضات بسیاری مشاهده شود، که این اختلالات و تناقضات به مرور زمان به کاهش قدرت و رقابت پذیری منجر خواهد شد . از جمله تعارضات، هزینه های بازاریابی، قیمت گذاری و موجودی هستند. در تحقیق حاضر و با فرض عدم همکاری بین سطوح گوناگون و در حالت بازی های پویا با اطلاعات کامل، شناسایی رهبر مناسب از بین سطوح مختلف، مورد نظر است . در حالت بازی غیرهمکارانه پویا، هر یک از سطوح، اعم از خرده فروشان، تأمین کنندگان و تولیدکنندگان، بسته به قدرت چانه زنی و جایگاه خود در بازار، می توانند نقش پیشرو را داشته باشند . با بررسی مدل های گوناگون، نتیجه گیری شد که حرکت رهبری از انتهای زنجیره به ابتدا، سود کلی زنجیره تأمین را کاهش داده است.