صاحبنظران مالی به دلیل انتقادات وارد شده بر EVA ، شکل پالایش شده ای از آن را مطرح می کنند که به جای تأکید بر قابلیت اتکاء اطلاعات بر مربوط بودن آنها تأکید می کند. به عبارت دیگر این معیار هزینه فرصت منابع بکارگرفته شده را بر مبنای ارزش بازار آنها محاسبه می کند و تحت عنوان REVA موسوم است که تحقیق حاضر درصدد مطالعه محتوای اطلاعاتی و قابلیت توضیح دهندگی آن برای معیارهای مختلف بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک، RVOL، RVAR) ( بوده است. با استفاده از جامعه آماری دردسترس که شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است، آزمون فرضیات تحقیق بر روی 50 شرکت فعال معرفی شده برای دوره تحقیق انجام شد و شدت همبستگی بین متغیرهای تحقیق و قابلیت توضیح دهندگی REVA برای تغییرات هرکدام از معیارهای بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک ، RVOL، RVAR) (مورد آزمون قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین REVA و معیارهای بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک رابطه همبستگی ضعیف مثبت وجود دارد و اینکه، (بازده تفاضلی یا غیرعادی سهام)، RVAR (بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک کل) و RVOL (بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک سیستماتیک) به ترتیب دارای بیشترین میزان همبستگی با REVA می باشند یعنی
در طراحی و ارایه آموزش بر اساس دیدگاه سنتی، اغلب این فرضیه مطرح است که همه یادگیرندگان به شیوه یکسان و مشابه هم یاد می گیرند. حاکمیت چنین دیدگاهی بر آموزش و یادگیری، وجود موضوع مهم تفاوت ها در سبک های شناختی را نادیده می گیرد. سبک شناختی یک فرد به شکل قابل ملاحظه ای بر شیوه ای که اطلاعات در ضمن تفکر و یادگیری عادتا پردازش می شود، اثر می گذارد. تاثیر سبک شناختی بر شیوه پردازش اطلاعات به نوبه خود می تواند اثرات وسیع و بسزایی بر اثربخشی و کارایی آموزش برجای گذارد. با وجود این، شخص از سبک شناختی خود خیلی به درستی اطلاع و آگاهی ندارد؛ زیرا او سبک فرد دیگری را تجربه نکرده است. رویکرد استفاده از سبک های یادگیری ـ شناختی در آموزش، رویکردی است که بر توجه به تفاوت های فردی در آموزش تاکید می کند. دانش در این زمینه به معلمان کمک می کند تا با روشی منظم، آموزش های انفرادی را در کلاس به کار گیرند. «مک کارتی» (1990) با استفاده از تعریف سبک های یادگیری و تغییر دادن آنها، نحوه ای از آموزش دهی را طراحی کرد که به 4-MAT مشهور است. پژوهش حاضر، به مقایسه سیستم آموزش دهی مک کارتی با چهار نوع یادگیرنده (4-MAT) با روش سنتی به منظور آزمون دو فرضیه «بیشتر بودن» و «پایدار بودن» میزان یادگیری بر اساس شیوه (4-MAT)از میزان یادگیری بر اساس روش سنتی پرداخته است. طرح تحقیق نیمه تجربی و از نوع «پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه» است. جامعه آماری شامل 136 نفر دانش آموز دختر سال سوم علوم انسانی شهر سنندج است که از میان آنان به طور خوشه ای 2 کلاس 20 نفره به عنوان نمونه انتخاب شده است. ابزار اندازه گیری شامل یک آزمون 120 سوالی 4 گزینه ای است. نتایج پژوهش نشان داد که با اطمینان 97 درصد میزان یادگیری بر اساس سیستم4- MAT پایدار است و با همین مقدار اطمینان میزان یادگیری بر اساس روش سنتی پایدار نیست؛ در نتیجه، میزان یادگیری بر اساس سیستم 4- MAT از میزان یادگیری بر اساس روش سنتی پایدارتر است.
بر خلاف اینکه اکثر کارکنان سازمانها با کار خودشان عجین نمیشوند و تمایل به کاهلی و وقتگذرانی دارند، ولی عدهای همچون دانشوران ساعات متعدد را با کارایی بالا به کار میگذرانند. اشتغال به کار این افراد در فضای کاری نیروی انسانی کشور بسیار تعجب برانگیز است. در این مقاله تلاش میشود شیفتگی عجیب دانشوران به کار در قالب اعتیاد به کار تبیین شود. یافتههای مقاله حاکی از آن است که بین ویژگیهای شخصیت این افراد و اعتیاد به کار رابطه معنیدار وجود دارد. کانون کنترل درونی، خودباوری و خود شیفتگی رابطه معنیدار و مثبت و کانون کنترل بیرونی رابطه منفی با اعتیاد به کار نشان میدهند. جامعه آماری شامل پزشکان و متخصصانی است که در مطب، دانشکده و بیمارستان بهطور همزمان فعالت میکنند.
نقش موثر مدیران و رهبران در تغییر و تحولات بنیادی در سازمان اجتناب ناپذیر است . نظریههای جدید رهبری سازمان هر روز افقهای جدیدی را در نحوهی ادارهی سازمانها و حرکت آنها در مسیر رشد و توسعه میگشایند و به مدیران و رهبران آگاهی لازم را جهت رویارویی با تغییر و تحولات محیطی میدهند . این مقاله با ارائه تعاریف و مفاهیم الگوی رهبری تحول آفرین به عنوان یک نظریه جدید در مبحث رفتار سازمانی و رهبری به بیان دیدگاههای مختلف و پژوهشهای انجام شده در این زمینه پرداخته و ابعاد مختلف و عوامل الگوی رهبری تحول آفرین را مورد بررسی قرار میدهد ...
در دو دهه اخیر، مدیریت عملکرد سازمانی به یکی از موضوع های مورد توجه و جذاب تبدیل شده است. بسیاری از دانشمندان و متخصصان حوزه مدیریت بر این باورند که کارکنان، مبنا و ریشه اصلی بهبود کیفیت و بهره وری هستند و باید نیروی انسانی را مبنای اصلی فرآیند افزایش کارایی و بهره وری و نوعی سرمایه به حساب آورد. نیروی انسانی با کیفیت و دانش مدار مهم ترین مزیت رقابتی سازمان و کمیاب ترین منبع در اقتصاد دانش محور امروز است. این پ ژوهش به بررسی رابطه سرمایه فکری (و اجزای آن) و عملکرد صنعت بیمه از دیدگاه مدیران می پردازد. نتایج نشان می دهد، سرمایه های فکری، انسانی، مشتری (رابطه ای) و ساختاری در بررسی جداگانه و مستقل از یکدیگر، با عملکرد رابطه معنادار دارند؛ درحالی که در بررسی همزمان صرفاً رابطه سرمایه ساختاری و انسانی با عملکرد معنادار است.
زمینه و هدف: سازمان های مردم نهاد (سمن) در برخی موارد صورت جدیدی از نهادها و سازمان هایی هستند که در مسیر خدمت گزاری برای گروه های خاص پدید آمده اند. این نهادها در مسیر فعالیت های خود گاهی مورد سوءاستفاده گروه های فرصت طلب قرارگرفته و از اهداف اصلی خود دور شده و در نتیجه منشاء برخی تهدیدات می گردند. بر این اساس اشراف اطلاعاتی سازمان های متولی نظم و امنیت بر این تشکل ها حائز اهمیت بسیار است. هدف اصلی این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر اشراف اطلاعاتی پلیس اطلاعات و امنیت عمومی بر سازمان های مردم نهاد شهر همدان در سال1387بوده است.
روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش همبستگی می باشد. جامعه آماری را کارشناسان اطلاعاتی پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان همدان تشکیل دادند که 110 نفر از آنان با روش نمونه گیری طبقه ای به صورت تصادفی انتخاب شدند. روایی ابزار با نظر خبرگان انجام شد و پایایی آن نیز تایید گردید (89/.=a). آزمون های همبستگی، رگرسیون و فریدمن برای تحلیل داده ها به کار گرفته شدند.
یافته ها: تأثیر سه عامل صدور مجوز برای فعالیت سمن های شهر همدان توسط پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فرماندهی انتظامی استان همدان، به کارگیری منابع خبری و استفاده از روش های آشکار جمع آوری اخبار در اشراف اطلاعاتی بر سمن های شهر همدان، مورد تایید قرار گرفت و تأثیرتعدد ارگان های صدور مجوز در اشراف اطلاعاتی پلیس مورد تایید قرار نگرفت.
نتیجه گیری: به منظور اشرافیت اطلاعاتی بر سمن ها به ترتیب اولویت صدور مجوز فعالیت توسط پلیس، به کارگیری منابع خبری و روش های جمع آوری آشکار باید در کانون توجه قرار گیرد و قرار گرفتن صدور مجوز در اختیار یک واحد ارجحیت داشته و این تحقیق آن را توصیه می کند.
یکی از مزایای بکارگیری فرایندهای رفتاری و هدایت شرکت ها در سراسر دنیا بهبود فرهنگ ایمنی وارتباطات درون سازمانی است. بهبود ارتباطات ایمنی از طریق ایمنی رفتاری نقش عمده ای در ایجاد یک فرهنگ ایمنی سازمانی سالم و مثبت دارد که این خود میزان آسیب دیدگی حین کار را به طور قابل توجهی کاهش می دهد.مدیریت ایمنی مبتنی بر رفتار، یک آنالیز رفتار یا اصلاح آن است که از اصول شرطی سازی کنشگر و نظریه تقویت بهره می گیرد. درگیر نمودن کارکنان در ایمنی یک شیوه ی معنادار در بهبود ایمنی و شرایط محل کار است. از یک سو کارکنان مراحل فرایند ایمنی رفتاری وراهبرد آن را فرا گرفته و از طرفی در شرکت بسترسازی برای مشارکت کل سیستم در فرایند ایمنی فراهم می گردد. این مقاله با اشاره به برخی مطالعات موردی استفاده از فرایند ایمنی رفتاری در شرکتهای نفت و گاز و توصیف نقاط کلیدی آنها اهمیت نقش مشارکت کارکنان در ایمنی و در نتیجه کاهش ریسک وآسیب را بررسی می کند. ایمنی رفتاری کاربرد روانشناسی رفتاری برای ارتقاء رفتارایمن در کارخانه بر اساس مشارکت کارکنان بوده و ابزار جمع آوری داده های آن ، چک لیست های رفتاری است که حاوی رفتارهای ایمن و ناایمن کارکنان بوده وبر تعاملات ایمنی در طول یک روزکاری متمرکز است. بدیهی است نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها در بهبود مستمر ایمنی به کار گرفته خواهد شد. پژوهش ها نشان می دهند اجرای فرایندایمنی رفتاری تقریبا کاهش 30 درصدی در آسیب ها را نشان می دهد واز طرفی دیگر کاهش شدت آسیب ها را نیز به دنبال داشته است. درحالیکه زنجیره ای از عوامل مختلف به آسیب در کارخانه منجر می گردد، شرایط و رفتار ناایمن دلایل بی واسطه یا تسریع کننده بیشتر آسیب های کارخانه یا دیگر پیامدهای مربوط به ایمنی هستند. سیستم مدیریت سازمان در هرگونه مواجهه کارگر اعم از رفتار و شرایط، موثر و مسئول است. در این راستا اهمیت مداخله آموزشی- فرهنگی در سازمان،آزمون گروه کنترل و مقایسه نتایج و نقش عوامل دموگرافیک موثرترین راهکارهایی است که به رفع چالش های فراروی استقرار سیستم مدیریت ایمنی در بعد فردی و اجتماعی شرکت پیشنهاد می گردد
در دنیای سازمانی نوین، مهمترین شاخص تأثیرگذار، مدیریت است که شکل مطلوب آن مدیریت همراه با رهبری است. یکی از نظریههای مربوط به رهبری، که دارای بیشترین میزان تاثیر است، رهبری کاریزماتیک میباشد که کمتر مورد توجه واقع شده است. بهطور کلی رهبری کاریزماتیک یعنی برقراری رابطهای که اثرپذیری و اثرگذاری در آن بدون اعمال زور یا پاداشهای مالی صورت میگیرد. این مشکل تا حدی به فقدان یک چارچوب فکری منظم نسبت داده میشود. در این مقاله سعی شده است مؤلفههای این نوع رهبری در قالب ارایه یک الگوی کاربردی از چگونگی ظهور شخص در سازمان به عنوان یک رهبر کاریزماتیک، با توجه به فرآیند برنامهریزی راهبردی مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور پرسشنامهای طراحی شده است که به عنوان مقیاسی برای نشان دادن جایگاه شخص در فرآیند و میزان موفقیت وی در کسب مؤلفههای رهبری کاریزماتیک و پذیرش وی به عنوان رهبر کاریزماتیک از سوی کارکنان در شرکت صنعتی بهمن موتور مورد بررسی قرار گرفته است.
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین عزت نفس سازمانی با بازخورد سازمانی و سازگاری شغلی میان کارکنان آموزش و پرورش منطقه جرقویه سفلی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان آموزش و پرورش منطقه جرقویه سفلی ( 497 N= ) بود. برای این منظور 120 نفر از کارکنان آموزش و پرورش(60مرد و 60 زن) به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه عزت نفس سازمانی پیرس و همکاران(1989)، پرسشنامه بازخورد کارکنان آلدرز(2000) و پرسشنامه ی سازگاری شغلی پورکبیریان(1386) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از شاخص ها ی آماری نظیر میانگین، انحراف معیار، ضریب همبستگی و تحلیل مانوا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین عزت نفس سازمانی با بازخورد سازمانی و سازگاری شغلی رابطه ی معناداری وجود دارد(p<0/01). ولی بین عزت نفس سازمانی با بازخورد سازمانی و سازگاری شغلی با لحاظ کردن متغیرهای جنسیت، سن، سابقه کار و تحصیلات رابطه ای دیده نشد(p>0/05).
مقدمه: دو بعد عمدهی مدیریت دانش جهت کسب مزیت رقابتی در سازمانها عبارتند از: یادگیری سازمانی و فراموشی سازمانی. علیرغم تحقیقات بسیار زیادی که در زمینهی مدیریت دانش و یادگیری سازمانی انجام گرفته است، تاکنون در زمینهی فراموشی سازمانی و مدیریت آن مطالعه و بررسی زیادی انجام نگرفته است. در این تحقیق سعی شد تا مفهوم فراموشی سازمانی هدفمند برای اولین بار به صورت مدلی مفهومی مطرح گردد و ارتباط آن با سبکهای رهبری تحوّلگرا و عملگرا مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع بنیادی تجربی مبتنی بر روش همبستگی با استفاده از انتخاب نمونه است و برای گردآوری دادهها از روش پیمایشی استفاده شده است. در این تحقیق از روشهای مدلیابی معادلات ساختاری بهره گرفته شده است و جهت تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار لیزرل استفاده گردید. مدیران و معاونان بیمارستانهای خصوصی و دولتی تهران جامعهی آماری این تحقیق را شکل دادهاند.
یافتهها: نتایج حاکی از آن است که علیرغم تأثیر بیشتر سبک رهبری تحولگرا، هر دو نوع سبک رهبری تحولگرا و رهبری عملگرا بر فراموشی سازمانی هدفمند تأثیر دارند؛ در ادامه نیز میزان تأثیر متغیرهای گوناگون بر رهبری عملگرا و رهبری تحولگرا به صورت جداگانه حاصل شد؛ بهطور مثال مشخص گردید که متغیر تفکر کوتاهمدت رهبر با بار عاملی 0.89 بیشترین تأثیر را بر عملگرایی یک رهبر و متغیر تشویق کنندگی و الهامبخشی یک رهبر با بار عاملی 0.92 بیشترین تأثیر بر تحولگرایی یک رهبر دارد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه سبک رهبری تحولگرا نسبت به سبک رهبری عملگرا تأثیر بیشتری بر فراموشی سازمانی هدفمند دارد توصیه بر آن است تا جهت مدیریت بهینهی فراموشی هدفمند در این مورد مطالعه (بیمارستانهای دولتی و خصوصی تهران)، سبک رهبری تحولگرا به کار گرفته شود.
برنامه توسعه فردی یک برنامه زمانبندی شده مکتوب برای برآورده شدن نیازهای حرفهای افراد در جهت رشد و توسعه آنهاست . در این برنامه سعی میگردد تا کارکنان با توجه به توانائیها و قابلیتهای خود ، در راستای اهداف سازمان و شغل خویش توسعه یابند و بین نیازهای توسعه فردی و وظایف شغلی خویش ارتباطی پویا برقرار کنند . برنامهریزی توسعه فردی به عنوان یک «ابزار کاربردی» باعث رشد و ارتقای دانش و مهارت کارکنان از طریق مشارکت فعال سرپرستان و مدیران میشود که مهمترین ویژگی آن تعامل دو سویه کارکنان و سرپرستان (مدیران) است ...
در این مقاله تلاش می شود با مروری بر مفاهیم علم، دانش، فرهنگ، جهاد، فرهنگ جهادی، جهاد علمی، جهاد فرهنگی و... در منویات و سخنان مقام معظم رهبری از سال 1368 تا 1394 با بهره گیری از راهبرد تحقیق داده بنیاد، الگوی جهاد علمی از دیدگاه معظم له شناسایی و ارائه شود. در این الگو، «برکت اسلام، خودجوشی، جوان گرایی، فرهنگ کار علمی، توجه به منافع غیر شخصی و سرمایه گذاری در حوزه علم» از مهمترین متغیرهایی است که ساختار «جهاد علمی» را ترسیم و تبیین می کند. پدیدة محوری در این الگو، عامل «فرهنگ» و توجه جدی و مؤکد به کار فرهنگی برای جهاد علمی است. از آنجا که معظم له جهاد علمی را یکی از بزرگترین فرائض می دانند، چنین برداشت می شود که باید حرکت علمی و جهاد علمی را راهبرد کلان و فریضه بزرگ همه آحاد جامعه دانست. در نهایت امکان تعمیم شخصیت علمی کشور ایران [به سایر کشورها]، نتیجه توجه، برتر دانستن و در اولویت قراردادن راهبردهای جهاد علمی و نتیجه و پیامد بی توجهی به راهبردهای مورد نظر، زیردست بودن، نداشتن ابتکار، ننگِ شاگرد باقی ماندن و در یک کلام «وابستگی طفیلی علمی»، از دیدگاه معظم له خواهد بود.
عدالت، ابعاد گوناگونی همچون عدالت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اداری دارد. در حوزه سازمان که سیطره گسترده ای بر زندگی امروز انسان ها دارد، عدالت نه یک آرمان، بلکه یک ضرورت است. مسئله اصلی این است که: شاخص های عدالت سازمانی کدام اند تا با تحقق عدالت در آن شاخص ها، بتوان به اجرای عدالت در سازمان رسید؟ مفاهیم عدالت: قرار دادن هر چیزی در جای خود، انصاف و داد، مساوات، رعایت حقوق و رساندن هر ذی حقی به حقش و اعتدال و میانه روی است و دارای سه نوعِ توزیعی، رویه ای و مراوده ای است. مهم ترین شاخص های عدالت سازمانی در نهج البلاغه عبارت اند از: عدالت در مدیران، عدالت در گزینش، جذب و شایسته سالاری، عدالت در سیاستگذاری ها، عدالت در نظارت و ارزیابی عملکرد و عدالت در پرداخت حقوق، دستمزد و پاداش. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی _ تحلیلی است.
"اگر در 150 سال پیش دولت، کلاسیک مطلوب ترین دولت ها نزد اقتصاد دانان بوده است به دلیل مشخص شدن بیشتر ضعف های بازار و مطرح شدن شکست بازار در حوزه جدیدی مثل توزیع درآمد و تأمین اجتماعی، امروزه، مطلوب ترین دولت از نظر اقتصاددانان دولت رفاه است. فرض و اصل اساسی در مورد دولت رفاه این است که حکومت، مسئولیت آسایش اتباعش را بر عهده دارد.
روش تحقیق این مطالعه توصیفی بر روش علی و معلولی مبتنی است، و سعی شده است نقش ترکیب بودجه دولت بر رفاه اجتماعی بررسی شود. در راستای این امر برای تحلیل اثر ترکیب بودجه دولت بر رفاه اجتماعی در اقتصاد ایران طی دوره 1382–1360 از مدل های اقتصاد سنجی استفاده شده است.
مهم ترین نتایج حاکی از این است که مخارج موزون دولت بر رفاه اجتماعی اثر مثبت داشته، ولی نکته ای که باید به آن توجه کرد ترکیب مخارج موزون دولت است که از هزینه های بهزیستی،آموزش و بهداشت تشکیل شده که هزینه های آموزشی دولت دارای بیشترین وزن در مخارج دولت است و مخارج بهداشتی و بهزیستی دولت به ترتیب، اولویت های بعدی دارد. درآمدهای نفتی دولت در بودجه بر رفاه اجتماعی اثر مثبت دارد. ضریب هزینه های نظامی دولت بر رفاه اجتماعی علامت مثبت دارد ولی چون ضریب آماری مخارج نظامی دولت معنی دار نیست به نظر می رسد که هزینه های نظامی دولت بر رفاه اجتماعی تأثیری ندارد.
"