امروزه، توجه به راهبرد شایسته محوری در توسعه منابع انسانی از راهبردهای توانمند ساز در سازمان های موفق به شمار می رود. توجه به توسعه شایستگی های عاطفی- اجتماعی نیز در کانون توجه مطالعات پژوهشی متعددی در سال های اخیر بوده است. هدف اصلی از انجام این پژوهش، بررسی و تبیین نقش شایستگی های عاطفی- اجتماعی مدیران سازمان در ارتقای شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری کارکنان در قالب یک مدل معادله ساختاری می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده، جامعه مورد مطالعه شامل کلیه کارکنان شرکت گاز استان فارس بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای تعداد 162 نفر به عنوان نمونه انتخاب و مطالعه شدند. جهت گردآوری داده ها از دو پرسشنامه شایستگی عاطفی و اجتماعی بویاتزیس (2007) و شایستگی کارمندان با اقتباس از مدل چشم شایستگی انجمن بین المللی مدیریت پروژه(2010) استفاده شد. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزار و توزیع آن بین افراد نمونه، داده ها با استفاده از روش های آماری تی تست تک نمونه ای، همبستگی پیرسون و در نهایت رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری با بکارگیری نرم افزارهای16 Spss و Lisrel8.54 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد بین شایستگی های عاطفی- اجتماعی و شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. شایستگی های عاطفی-اجتماعی مدیران پیش بینی کننده مثبت و معنادار شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری کارکنان می باشد.
امروزه شهرت و عظمت سازمان ها و شرکت های بزرگ، صرفاً به دلیل وجود دارایی های فیزیکی یا مالیِ بیشتر نیست، بلکه به خاطر سرمایه انسانی، دانش و مهارت های آنان است. به عبارتی، یکی از کلیدهای موفقیت در اقتصاد دانش محور که در آن داشتن مزیت رقابتی باعث تمایز یک سازمان از سایر سازمان ها می شود، منابع انسانی است که باید نسبت به آن توجه بیشتری صورت گیرد. ازاین رو هدف این مقاله، شناسایی عوامل مؤثر بر ماندگاری منابع انسانی دانشی در شرکت های دانش بنیان ایرانی است. رویکرد پژوهش به صورت کیفی اکتشافی و با روش تحلیل محتوای مبتنی بر مصاحبه نیمه ساختاریافته با 9 شرکت دانش بنیان موفق مستقر در مراکز رشد و پارک های علم و فناوری است. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری و مقوله بندی استفاده شد که درنهایت عوامل مؤثر در قالب 17 مؤلفه و 3 مقوله فردی، سازمانی و محیطی، شناسایی و تحلیل شدند. در پایان نیز بر مبنای نتایج، پیشنهادهایی در این حوزه ارائه شد.
رشد رو به گسترش اینترنت و به تبع آن، توسعه کسب¬و¬کارهای الکترونیک در جهان باعث شده تا وب¬سایتها از اهمیت بالایی برخوردار شده، نقش غیرقابلانکاری در برقراری ارتباط الکترونیکی بین سازمانها و مؤسسات با مشتریانشان پیدا کنند. هرچند در سالهای ابتدایی توسعه خدمات الکترونیکی، توسعه وب¬سایت از نظر کمی و اندازه مورد توجه بود، اما اکنون توسعه وب¬سایتها از نظر کیفی و کارایی مد نظر است؛ به این معنا که چگونه و با چه ابزارهایی می¬توان عملکرد وب¬سایتها را بهبود داد تا مشتریان زودتر و مؤثرتر به مقاصد خود در وب¬سایت دست¬یافته، از سرگشتگی آنها در شبکه عظیم صفحات وب جلوگیری گردد. در این راستا، ساختار وب¬سایت، بیانگر نحوه سازمان¬دهی پیوندها و ارتباطات صفحات وب¬سایت بوده، ارزیابی آن نیازمند استفاده از روش و شاخصی مناسب است. این مقاله، علاوه بر مرور روشهای فعلی مدل¬سازی وب¬سایت و ارزیابی ساختار آن، روشی را برای اندازه¬گیری وضعیت فعلی ساختار ارتباطات صفحات سایت ارائه کرده و نتایج استفاده از آن را در سایت یکی از دانشگاههای کشور ارائه می¬کند.
در سال های اخیر رقابت درصحنه های جهانی ابعاد نوینی یافته ووضعیت سلامت نیروی کار ماهر باعث شتاب گرفتن آهنگ توسعه یافتگی جهانی شده است بر اساس آمار های رسمی سازمان بین المللی کار سالانه یک صد و بیست میلیون حادثه ی شغلی در جهان اتفاق می افتد که در نتیجه ی آن سه میلیون و پانصد هزار نفر از کارگران جان خود را از دست می دهند. [1] امروزه ثابت شده است که علت اصلی بروز اغلب حوادث اعمال ناایمنی است که از افراد سرمی زند می باشد. برای مثال ""دریو "" 80 تا 90 درصد حوادث را ناشی از خطای انسانی می داند، ""هنریچ "" علت بیش از 80 درصد حوادث را اعمال ناایمن انسان ها عنوان می کند، و به همین دلیل است که در سالیان اخیر عمده تلاش های انجام شده برای کنترل فراوانی و شدت حوادث بر روی شناسایی اعمال ناایمن شاغلین و اصلاح آنها معطوف گردیده است
این پژوهش یک مطالعه ی غیرتجربی واز نوع قبل وبعد می باشد. پژوهشگر تعداد و ضریب تکرار حوادث در محیط کار، تعداد رفتارهای ناایمنی مشاهده شده در کارگاه ومیزان اعتقاد گروه هدف (سرپرستان) را در خصوص وضعیت ایمنی کارگاه را براساس مدل اعتقاد سلامتی قبل و بعد از مداخله اندازه گیری نموده است؛ سپس حسب مورد فعالیت های آموزشی، نگرشی ومداخله ای را در 6 محور اجرا نموده وپس از سه ماه علاوه بر پایش روند وقوع حوادث در کارگاه، مجددا همان افراد بوسیله ی همان پرسش نامه مورد آزمون قرار گرفته ومیزان تغییرات درک شده در موانع ومنافع، شدت وحساسیت وراهنماهایی عمل را قبل وبعد از مداخله بر اساس مدل اعتقاد سلامتی مورد آنالیز قرار داده است
درمجموع برای پنج حیطه ی منافع، موانع، حساسیت وشدت احساس شده وراهنماهای عمل تعداد 30 مولفه شناسایی شده بود که با توجه به پرسشنامه قبل از مداخله تاثیرشش مولفه خطر پذیری ، وسایل ایمنی ،انگیزش، اعتماد به نفس، تابلوهای ایمنی، تذکر سرپرستان به همکاران ، "" بر ایمنی"" کارگران بعنوان هدف تعیین و بصورت مستقیم نتایج آن مشاهده وثبت گردید
در اثر مداخلات انجام شده طی این پژوهش؛ مدل اعتقاد سلامتی بر دیدگاه سرپرستان در مورد فعالیـت های ایمـن سازی کارگاه ، به طور معنـی داری موثر بوده؛ وپژوهشگر موفق شده در مدت پژوهش ضریب تکرار حوادث را به میزان 8/85 واحد یا 21 درصد کاهش دهد
پژوهشگرانی که واکنش بیش از اندازه سهامداران را مطالعه نموده اند، به این نتیجه رسیده اند که سرمایه گذاران نسبت به عملکرد مالی گذشته شرکت-ها واکنش بیش از اندازه نشان می دهند؛ به این معنی که سرمایه گذاران، سهام های با عملکرد گذشته خوب را بالاتر از ارزش ذاتی و سهام های با عملکرد مالی گذشته ضعیف را پایین تر از ارزش ذاتی، ارزش گذاری می کنند. بنابراین، پس از مدتی، وقتی سرمایه گذاران تشخیص دهند انتظارات قبلی آنها بجا نبوده، قیمت سهام به ارزش ذاتی و واقعی خود باز می گردد. پژوهش حاضر به بررسی واکنش بیش از اندازه سهامداران بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. در این بررسی، واکنش سرمایه گذاران نسبت به تغییرات اقلام تعهدی بررسی شده است. جامعه آماری تحقیق، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. دوره زمانی تحقیق 9 سال از سال 1378 تا 1386 است. برای آزمون فرضیه های تحقیق از دو روش رگرسیون و پرتفوی استفاده شده است. نتایج به دست آمده، حاکی است که در بازار سرمایه ایران، واکنش نادرست سرمایه گذاران نسبت به اقلام تعهدی وجود دارد، ولی پایداری اقلام تعهدی عامل گمراهی سرمایه گذاران نیست.
پذیرش حسابداری به عنوان یک علم با چالش های زیادی همراه بوده است و بسیاری از پرسش های اساسی منتقدان آن، پاسخ های قانع کننده ای به همراه نداشته است. نخستین قدم در حل این مشکل تعریف مفاهیم اساسی حسابداری است. کوشش جهت ارائه تعاریف جامع و مانع در علوم، طبقه بندی و درک رویدادها را امکان پذیر می سازد. از سوی دیگر در حسابداری به شکل اخص، شناخت اقلام ...
در این تحقیق، نقش عدم تقارن اطلاعاتی در تصمیمات ساختار سرمایه شرکت ها از طریق بسط مدل راجان و زینگالس و با بهره گیری از داده های نمونه ای متشکل از 60 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی سال های 1386-1382 مورد بررسی قرار گرفت.برای سنجش ساختار سرمایه (نسبت های بدهی) به عنوان متغیر وابسته در این تحقیق ، از چهار نسبت: کل بدهی به کل حقوق صاحبان سهام، کل بدهی به کل دارایی، بدهی کوتاه مدت به کل دارایی و بدهی بلند مدت به کل دارایی و همچنین برای سنجش عدم تقارن اطلاعاتی از دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش نسبی سهام استفاده گردید.جهت آزمون فرضیه های تحقیق از مدل های رگرسیون خطی چند متغیره مبتنی بر تکنیک آماری تلفیقی(داده های تابلویی) بهره گرفته شد، همچنین آزمون معنادار بودن ضرایب و مدل های تحقیق به ترتیب با استفاده از آماره های t و Fصورت گرفت. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق بیانگر آن است که بین عدم تقارن اطلاعاتی با نسبت کل بدهی به کل حقوق صاحبان سهام، نسبت کل بدهی به کل دارایی و نسبت بدهی کوتاه مدت به کل دارایی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این در حالیست که نتایج یافته های این تحقیق از عدم وجود رابطه معنادار میان عدم تقارن اطلاعاتی با نسبت بدهی بلندمدت به کل دارایی خبر می دهد.