ایمنی سیستم کاری تابع عوامل متعددی است و ساختار پیچیده و پویایی دارد. هم چنین ممکن است بین عوامل مؤثر در ایمنی سیستم، رابطه و وابستگی وجود داشته باشد. بنابراین، ایمنی سیستم را باید با دیدی همه جانبه و کل نگر مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. در پژوهش حاضر سعی شده تا میزان ریسک رفتار خطا (FBR) به عنوان یک عامل مهم در میزان ایمنی سیستم کار، از طریق فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) که توسعه یافته فرایند سلسله مراتبی است، تعیین شود. به همین منظور در مرحله اول عوامل تأثیرگذار مختلفی که از منابع متعدد جمع آوری شده بودند، توسط افراد خبره مورد ارزیابی قرار گرفتند و مهم ترین عوامل انتخاب شدند. پنج نفر از افراد خبره که در سطوح عالی سازمان نقش تعیین کننده داشتند، برای مصاحبه و پرسش نامه انتخاب شدند که دارای صلاحیت علمی و تجربی بالایی هستند. در مرحله بعد رتبه بندی عوامل با استفاده از مقیاس ارقام قطعی انجام شد و طی یک مدل گام به گام FBR سیستم کار از طریق مدل ANP محاسبه گردید. در پژوهش حاضر فرض اساسی، وابستگی میان عوامل سازمانی، فردی و شغلی می باشد. این وابستگی از طریق ماتریس مقایسات زوجی و از طریق پرسش نامه زوجی با طیف 9گانه ساعتی تعین گردید. ...
مقدمه: ایمنی بیمار از مهمترین مسایل مورد توجه نظام های سلامت کشورهای توسعه یافته می باشد . هدف از مطالعه حاضر طراحی و تدوین استراتژی ها و اقدامات پیشگیرانه از وقوع خطاهای پزشکی در بیمارستان های دولتی استان تهران بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی– پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه صاحبان فرآیند( تیم های 12 نفره) بیمارستان های دولتی استان تهران بود.حجم نمونه 396 نفر بود که به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. از پرسشنامه پژوهشگر ساخته برای جمع آوری داده ها استفاده شد.
داده ها پس از گردآوری با روش «تحلیل عاملی» تحلیل گردید.
یافته ها : صاحبان فرآیند بیمارستان های دولتی استان تهران، بکارگیری دوازده استراتژی را به منظور پیشگیری از وقوع خطاهای پزشکی ضروری دانسته اند که در مجموع (24 . 48 درصد) واریانس کل داده ها را تبیین می نمود. بیشترین قدرت تبیین مربوط به استراتژی مدیریت منابع انسانی(7.81 درصد) و کمترین قدرت تبیین مربوط به استراتژی کار تیمی (1.93 درصد) بود.
نتیجه گیری: بیمارستان های دولتی استان تهران می توانند با بکارگیری استراتژی های پیشگیرانه بویژه در حوزه مدیریت منابع انسانی و انجام اقدامات پیشگیرانه ای همچون برگزاری آزمون های اولیه و دوره ای صلاحیت و توانمند سازی ارایه دهندگان خدمت، کیفیت ارایه خدمات بالینی را بهبود بخشند.
کمیته حسابرسی به عنوان یکی از سازوکارهای اصلی حاکمیت شرکتی، وظیفه بررسی برنامه اولیه حسابرسی و تعامل با حسابرسان مستقل در فرایند گزارشگری مالی را بر عهده دارد. از این رو، انتظار می رود بر دامنه حسابرسی و میزان تلاش حسابرس و در نتیجه حق الزحمه حسابرسی اثرگذار باشد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ویژگی های کمیته حسابرسی (شامل تخصص مالی، استقلال و اندازه) بر حق الزحمه حسابرسی است. به همین منظور، داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1391 تا 1393 استخراج شدند. آزمون فرضیه های پژوهش به کمک مدل رگرسیونی داده های ترکیبی انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که تخصص مالی و استقلال کمیته حسابرسی ارتباط مثبت و معناداری با حق الزحمه حسابرسی دارند. ولی ارتباط معناداری بین اندازه کمیته حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی مشاهده نشد. همچنین، در ارتباط با متغیرهای کنترلی استفاده شده در این پژوهش، یافته ها نشان از ارتباط مثبت و معنادار بین اهرم مالی، نسبت حساب های دریافتنی و موجودی کالا، اندازه مؤسسه حسابرسی و تعداد جلسات هیئت مدیره با حق الزحمه حسابرسی دارد.
تأمین وجوه مورد نیاز برای سرمایه گذاری شرکت ها معمولاً از طریق ابزارهای متنوع تأمین مالی صورت می گیرد که هر یک ویژگی های خاص خود را داراست. در ایران این ابزارها بیشتر به وام و سهام عادی محدود می شوند. این پژوهش با رویکردی ابتکاری و با استفاده از روش پویایی شناسی سیستمی و ارتباط داده های مالی و بازار سرمایه، به بررسی و شبیه سازی نقش اهرم مالی بر ارزش شرکت و قیمت سهام شرکت ملی صنایع مس ایران پرداخته است. الگوی سیستمی پژوهش با استفاده از این رویکرد و با نرم افزار Vensim DSS شبیه سازی و تحلیل شده است. نتایج حاکی از آن است که افزایش اهرم مالی نقش چندانی در ارزش شرکت نداشته، اما افزایش حقوق صاحبان سهام به نسبت بدهی ها، تأثیر بسزایی در کاهش نرخ بازده مورد انتظار سهامداران و افزایش ارزش شرکت ایفا می کند؛ به طوری که در پایان افق پژوهش نرخ هزینه سرمایه تا 7% کاهش یافته و در اواخر دوره قیمت سهام نیز تا نزدیک 8000 ریال را تجربه خواهد کرد.
در این مقاله یک الگوریتم ترکیبی برای حل مساله طراحی مقاوم با چندین متغیر پاسخ ارائه شده است. الگوریتم ارائه شده، ترکیبی از شبکههای عصبی و تکامل توام ژنتیکی است که در آن شبکههای عصبی به عنوان تقریب زننده تابع، نگاشت بین متغیرهای فرایند را تقریب زده و الگوریتم تکامل توام مدل ساخته با هدف مقاوم ساختن متغیرهای پاسخ فرایند، را حل مینماید و نتایج این الگوریتم با الگوریتم ژنتیک مقایسه میشود. روش پیشنهادی در یک مطالعه موردی فرایند ریسندگی اپن اند مورد آزمایش قرار گرفته است.
افزایش آگاهی شهروندان، نارضایتی ها نسبت به عدم پاسخگویی، فقدان شفافیت و ساختار متمرکز دولت ها افزایش یافت. تا آنجا که به ظهور رویکردی نوین با عنوان حکمرانی الکترونیکی منجر شد. حکمرانی الکترونیکی، برخلاف دولت الکترونیکی با تکیه بر تعامل و همکاری دوسویه در پی افزایش مشارکت، پاسخگویی، شفافیت و به طور کلی عرضة خدمات بهینه است. از این رو، در پژوهش کاربردی حاضر، محقق با هدف شفاف سازی مفهوم بدیع حکمرانی الکترونیکی و تعیین تأثیر عوامل فرهنگی و فنی در شهرداری تهران بر آن، ابتدا داده های مورد نیاز را از طریق منابع کتابخانه ای و در گام بعد به وسیلة ابزار پرسشنامه و به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی از میان 110 نفر از کارکنان مرتبط با پرتال سازمانی در شهرداری تهران گردآوری کرد. به منظور سنجش روایی ابزار گردآوری، تحلیل عاملی تأییدی و به منظور آزمون فرضیه ها روش مدل یابی معادلات ساختاری اجرا شد. نتایج نشان داد دو عامل فرهنگی و فنی بر اجرای حکمرانی الکترونیکی در شهرداری تهران مؤثرند.
درک رفتار مصرفکنندگان خدمات مالی و نیازها و خواستههای آنها بر روی فعالیتهای بازاریابی خدمات مالی تأثیر میگذارد. تقاضای مصرفکنندگان خدمات مالی تحت تأثیر ویژگیهای روانشناسی و رفتار آنها است. به همین جهت درک و شناخت رفتار مصرفکنندگان خدمات مالی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این مقاله، با توجه به اهمیت این موضوع به بررسی آن پرداخته شده است.
یکی از ویژگیهای بازار سرمایه وجود اوراق بهادار گوناگون با ریسک و بازده متفاوت است که شرکتهای سرمایهگذاری با تشکیل پرتفوی متنوع قابلیت سرشکن کردن ریسک و کاهش آن را دارند و میتوان ارزیابی عملکرد پرتفوی را به عنوان یک ساز وکار کنترلی و بازخوردآخرین مرحله از فرآیند مدیریت سرمایهگذاری دانست که برای شرکتها و سرمایهگذاران بسیار مؤثر است و یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد که مورد بحث اکثر اندیشمندان است، ارزش افزوده اقتصادی است. در این تحقیق که با هدف بررسی ارتباط بین استراتژی سرمایهگذاری باارزش افزوده اقتصادی، انجام شده؛ با انجام مقایسهی ساختار پرتفوی ایجاد شده با استفاده از نسبتهای ارزش دفتری به ارزش بازار، قیمت به سود هر سهم به نرخ رشد و ارزش افزوده اقتصادی به ارزش بازار، سعی براین است که مناسبترین معیار از لحاظ عملکرد، که باعث میشود ارزش شرکت بصورت واقعی ارزیابی شود، معرفی گردد. چراکه ارزیابی صحیح ارزش شرکت باعث میشود که قیمت سهام به سمت ارزش واقعی خود سوق پیدا کند. جامعه آماری تحقیق شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده، که بر اساس شرایط در نظر گرفته شده برای انتخاب نمونه، 71 شرکت طی دوره 1379 تا 1388، انتخاب گردید. تجزیه و تحلیل آزمون فرضیهها با استفاده ازآزمون t، ویلکاکسون و آزمون آنالیز درون موردی انجام شده و برای ارزیابی عملکرد شرکتها از شاخص شارپ استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان دهندهی برتری نسبت BM، نسبت به دوشاخص EVAMو PEGبر اساس شاخص شارپ در کل دوره تحقیق است و اینکه نسبتها با استفاده از آزمون های ذکر شده از لحاظ عملکرد تفاوت معناداری باهم ندارند
هدف این مقاله، مطالعه اثر تغییر حسابرس بر تغییر اظهار نظر حسابرسی در طی سال های 1381 الی 1389 است. نمونة آماری شامل 243 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش پ ژوهش از نوع پژوهش همبستگی می باشد و آزمون فرضیه ها نیز بر اساس روش رگرسیون لجستیک انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد تغییر حسابرس رابطه ای مستقیم با تغییر اظهار نظر حسابرسی دارد. علاوه بر این، اندازة شرکت نیز رابطه ای مستقیم با تغییر اظهار نظر حسابرسی دارد. زیان ده بودن شرکت، سن شرکت و مدت تصدی حسابرسی رابطهای منفی و معکوس با تغییر اظهار نظر حسابرسی دارد. تغییر حسابرس بیشترین رابطه را با تغییر اظهارنظر حسابرسی دارد. رابطة مستقیم میان تغییر حسابرس و تغییر اظهار نظر حسابرسی، پدیدة گزینش اظهارنظر در بازار حسابرسی ایران را تایید می نماید.
اعضای هیأت علمی، به عنوان رکن اساسی مراکز آموزشی و پژوهشی به شمار می روند. توجه به این جایگاه، به منزله ی توجه به سرمایه ی انسانی در سازمان هاست و در صورت توجه به این مهم موجب انجام بهتر رسالت سازمان ها خواهد شد. هدف اساسی این مقاله، ارایه ی الگوی توسعه ی حرفه ای اعضای هیأت علمی در یک محیط علمی پژوهشی (مطالعه ی موردی جهاد دانشگاهی) می باشد. برای این منظور، از روش تحقیق کیفی و کمّی استفاده شد. ابزار مورد بهره برداری در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمّی، پرسش نامه بود. الگوی مفهومیِ احصا شده در بخش کیفی، به وسیله ی پرسش نامه ی محقق ساخته به وسیله 248 نفر از اعضای هیأت علمی و با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحقیق، حاکی از آن است که برای توسعه ی حرفه ای اعضای هیأت علمی، حداقل می بایست به شش مؤلفه ی اساسی توجه نمود. این مؤلفه ها عبارتند از: توسعه ی پژوهش، توسعه ی خدمات تخصصی، توسعه ی انتشارات علمی، توسعه ی استفاده از شبکه و فن آوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی، توسعه ی زبان انگلیسی و توسعه ی تدریس
با توجه به ارتباط نزدیک بین مصرف انرژی از جمله انرژی الکتریسیته و رشد اقتصادی در جهان، تعیین کم و کیف رابطه بین مصرف انرژی الکتریسیته و رشد اقتصادی در ایران می تواند در تبیین سیاست های بخش انرژی کشورکمک مؤثری بنماید. این مقاله به بررسی وجود رابطه علیت گرنجری بین انرژی الکتریسیته و تولید ناخالص داخلی در ایران طی سال های 2006-1967 می پردازد و چگونگی آن را تشریح می کند. بدین منظور، ابتدا به بررسی مانایی متغیرهای مصرف الکتریسیته و رشد تولید ناخالص داخلی با استفاده از آزمون های دیکی فولر و فیلیپس پرون می پردازیم. سپس، از روش تودا و یاماموتو رابطه علی بین آنها آزمون می شود. نتایج بدست آمده، نشان می دهد که در ایران رشد اقتصادی مقدم بر مصرف انرژی الکتریسیته است. بنابراین، می توان بدون کاستن از رشد اقتصادی، سیاست صرفه جویی را در زمینه این نوع انرژی دنبال کرد.
در شرایط فعلی بحث تاثیر تحریم ها بر توسعه نوآوری فناورانه در کشور بسیار رونق گرفته است. معهذا این مباحثات به علت فقر ادبیات نظری در رابطه متقابل تحریم های بین المللی و سطح توسعه فناوری، بار آکادمیک اندکی دارند. سوال اصلی این مقاله آن است که آیا می توان با مشاهده عینی طیف گسترده کشورهای در حال تحریم که در آن کشورهایی با نرخ بالای رشد فناوری در کنار کشورهای درحال سکون قرار گرفته اند، چارچوبی ساخت که به وسیله آن راهبردهای مقابله با تحریم از دیدگاه نوآوری فناورانه ارزیابی شوند. در پاسخ به این پرسش، بر اساس تجربه دو الگوی منتخب چین و هند ، فرآیند طراحی یک چارچوب ارزیابی مرحله نظام ملی نوآوری آغاز می شود که میزان تعاملات درونی نظام ملی نوآوری را در سه مرحله درحال شکل گیری، درحال قوام و بلوغ یافته براساس رابطه بین کانون نوآوری در صنایع دفاعی و مصرفی تقسیم بندی می کند و سپس چارچوبی طراحی می شود که میزان موفقیت راهبردهای مقابله با تحریم را در کشورهای هدف از طریق میزان درجه بلوغ نظام ملی نوآوری توضیح داده می شود. در پایان نتیجه گیری نیز بحث کوتاهی در رابطه با موقعیت کنونی ایران انجام گرفته است.
ارزش در معرض ریسک، شاخصی است که با استفاده از آن شرکت های بیمه می توانند در پذیرش یا عدم پذیرش ریسک انواع ریسک ها و همچنین در خصوص تعیین میزان نگهداری کمتر و یا حداکثر مقادیر مجاز و میزان واگذاری اتکایی خود تصمیمات مقتضی را بگیرند. در این مقاله ابتدا ارزش در معرض ریسک با استفاده از مدل های ARMA و GARCH محاسبه و سپس با پیش بینی مدل برای سال های آتی با شرط استمرار روند تصمیم گیری شرکت در نحوه گزینش ریسک های بیمه گری، مشخص شد که شرکت در شرایط مناسبی قرار داشته و خطر غیرمتعارفی آن را تهدید نخواهد کرد.
عموما عقیده بر ان است که مدیران بطور معمول برای هموار سازی سود تلاش می کنند. هموار سازی سود که ادبیات جدید حسابداری از ان تحت عنوان مدیریت سود بحث می کند، عبارت است انجام اقداماتی برای کاهش نوسانات سودهای گزارش شده حسابداری. میزان سود و نوسان آن از دیدگاه سهام داران شرکت حائز اهمیت است و بر ارزش سهام شرکت تاثیر می گذارد. مدیران تصور می کنند ، برای شرکتهای دارای جریان هموار سود بهای بیشتری پرداخت می شود . مدیران با هموارسازی سود فرصت پیش بینی را برای مدعیان اصلی شرکت فراهم می سازد و این کار ارزشمندی است ، زیرا هزینه استقراض شرکت را کاهش می دهد و بر روابط تجاری بین شرکت و مشتریان ، فروشندگان و کارکنانش اثر مساعد دارد. از آنجا که هموارسازی تلاش مدیر برای کاهش نوسانات سود حول یک سطح عادی است ، بنابراین باید اولا " افزار هموارسازی" و ثانیا " سود عادی" تعیین شود . سود عادی هدف فرضی مدیریت است که با استفاده از مدلهای مختلف طراحی می شود. پژوهشهای گذشته نشان می دهد که مدلهای گام تصادفی بیشتر مورد استفاده قرار گرفته اند. درباره افراز هموارسازی نیز آورده اند که: 1- زمانبندی معاملات 2- تخصیص در طول زمان 3- تجدید طبقه بندی در اقلام سود و زیان راههای متداول هموار سازی است.
کارآفرینی اجتماعی امری حیاتی در «تسهیل تغییرات» در بخش عمومی و درک مسائل خاص اجتماعی است.اما فهم از کارآفرینی عمومی به خاطر تسلط نظریات اقتصادی، دشوار است.پژوهش حاضر به اکتشاف و توصیف تجارب زیسته کارآفرینی عمومی پرداخته تا از این طریق به توصیف پدیدارشناختی جوهره کارآفرینی عمومی نایل شود.برای این منظور، پس از آنکه تجربیات در حال ظهور توسط پژوهشگر خلق شدند، هر موضوع مشترک با توصیفات متنی خاصی از تجربیات کارآفرینان شرکت کننده در تحقیق، مورد استناد قرار گرفتند. خوشه بندی تم ها در هشت روایت(شایستگی های کارآفرینانه، روح کارآفرینانه، عوامل ساختاری، عوامل محیطی، روایت مربوط به اقدامات تشخیص، ارزیابی و بهره برداری از فرصت و در نهایت، روایت آثار و پیامدهای اقدامات کارآفرینانه) شکل گرفت.در انتها برای دستیابی به جوهره پدیده کارآفرینی، توصیفات منسجم متنی با سازه های عام تلفیق شدند.مجموع هشت طبقه از افقهای مربوط به متن، در درون ساختار سه مفهومی سازماندهی شده اند. جوهره کلی کارآفرینی عمومی به این صورت است که کارآفرین عمومی به عنوان عامل انسانی پدیده کارآفرینی، مجموعه اقدامات، فعالیتها و رفتارهایی(مفهوم نخست: اقدامات کارآفرینانه) را در جهت هدف و نتیجه ای مشخص(مفهوم سوم: آثار و پیامد فعالیت) و بر اساس مجموعه ای از شایستگی ها و روح حاکم بر فعالیت و با حمایت عوامل سازمانی، محیطی خاصی انجام می دهد(مفهوم دوم: توانمندسازهای کارآفرینی) به انجام می رسانند. پژوهش حاضر به شکل بالقوّه می تواند منجر به خلق قلمرو پژوهشی برای کارآفرینی اجتماعی شود که به کاهش ماهیت غیر تجمعی پژوهشهای اخیر در حوزه کارآفرینی اجتماعی، منجر شود.