تقاضای بالا و غیرمنطقی سوخت در ایران، مصرف بیش ازاندازه و گاهی غیرعقلانی سوخت در بخش های مختلف ازجمله حمل ونقل در کنار تأمین سوخت ارزان قیمت برای نیروگاه های تولید برق، عدم وجود استانداردهای صحیح در مصرف سوخت در بخش های مختلف، وابستگی شدید تأمین انرژی به سوخت های فسیلی را برای ایران به ارمغان آورده است. افزایش هزینه های تأمین انرژی با درنظرگیری روند افزایشی تقاضای انرژی، به ویژه شدت انرژی کشور، تهدیدی جدی برای امنیت انرژی کشور به شمار می رود. از این رو پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار سیستمی مولد مسئله وابستگی به انرژی در ایران و همچنین ارزیابی مبتنی بر مدل سیاست ها و راهکارهای مطرح برای کاهش این وابستگی طراحی شده است. روش تحقیق حاضر مبتنی بر مراحل روش پویایی شناسی سیستم است. پس از ساخت مدل شبیه سازی و اعتبارسنجی آن، چهار سیاست تداوم وضع فعلی، افزایش عرضه انرژی از طریق سوخت های فسیلی، افزایش عرضه از طریق انرژی های تجدیدپذیر و همچنین مدیریت سمت تقاضا روی مدل اجرا شد. نتایج نشان می دهد اجرای توأم سیاست های مدیریت سمت تقاضا و توسعه ظرفیت انرژی های تجدید پذیر می تواند به صورت هم زمان کاهش میزان شاخص وابستگی به انرژی و همچنین افزایش شاخص امنیت انرژی را در بلندمدت به همراه داشته باشد.
The article presents the results of studies on the development of new statistical and econometric approaches to modeling budget policy. The obtained results are applied on the example of tax revenue modeling. Accounting for various factors, including through the use of mathematical methods, will allow you to plan reforms with a scientific position. In particular, this is especially true in connection with the introduction of multi-year budget planning. To identify the main threats to the tax base, the phenomenon of “tax passes” wasused, which is based on an assessment of the effectiveness of a tax credit. The main participants in the formation of the “gross gap” in the value added tax revenues in Ukraine are shown. A correlation and regression analysis of the natural logarithms of the gross domestic product and tax revenues is carried out. This allowed us to determine the elasticity of tax revenues and GDP in Ukraine. A change in GDP directly affects the amount of tax payments to the budget, and the rate of change of indicators is proportional and changes insignificantly. These results allow us to strategically model the reform of discretionary tax policy mechanisms based on a quantitative assessment of tax gaps and the elasticity of tax payments. The authors were able to substantiate some proposals for reforming the budget policy regarding tax revenues.
ما ممکن است انگیزه را بر اساس رفتار ظاهری افراد تعریف کنیم مثلاً بگوییم انسان های « با انگیزه» به نسبت انسان های « بی انگیزه» سعی و کوشش بیشتری را برای به انجام رساندن کارها به خرج می دهند. اما این تعریف، ناقص است و اطلاعات بسیار کمی به ما می دهد. تعریفی از انگیزه با ویژگی توصیفی بیشتر، بیان می دارد که انگیزه، عبارت است از میل و رغبت انسان برای انجام دادن کاری، به شرط اینکه، آن کار بتواند نیازی از وی را ارضا کند. نیاز، در اینجا به معنای حالت درونی است که نتایج معینی به ارمغان می آورد که مطلوب و دلپذیر به نظر می آید. فرایند این انگیزش را می توان در شکل پایین مشاهده کرد.
آنچه از بررسی آموزش رسمی و غیررسمی مسلم است تفاوت فاحش سهم این دو نوع یادگیری است. به طوری که تحقیقات مختلف نشان می دهند بیشترین سهم یادگیری معلمان از طریق روش های آموزش غیررسمی حاصل می شود. لذا، هدف از انجام دادن این پژوهش شناسایی و اولویت بندی روش های یادگیری غیررسمی معلمان دوره اول متوسطه است. به این منظور، با به کارگیری رویکرد روایتی و ابزار مصاحبه های واقعه محور، تجربه های ده نفر از معلمان شایسته دوره اول متوسطه در ارتباط با روش های یادگیری غیررسمی آنان شناسایی شده است . پس از کدگذاری سه مرحله ای، در مجموع هفت مقوله و 15 روش یادگیری برای معلمان دوره متوسطه شناسایی شد. به منظور اولویت بندی روش های یادگیری غیررسمی معلمان دوره متوسطه 356 پرسشنامه توزیع و جمع آوری شده است. نتایج آزمون فریدمن نشان می دهد روش های یادگیری تعامل با معلمان با تجربه و توانمند، یادگیری از طریق تعامل و گفت وگو با دوستان تخصصی خارج از مدرسه و منطقه، یادگیری از طریق طرح مسائل و مشکلات کاری در حلقه های علمی، یادگیری از طریق انجام تحقیق شخصی در خصوص مشکل پیش آمده در کلاس چهار روش یادگیری با اولویت بالاتر در بین معلمان دوره متوسطه است.
امروزه موفقیت و استمرار حیات هر سازمانی به مهارت و میزان دانش کارکنان وابسته است. ازاین رو، یکی از راه های ارتقای دانش و مهارت کارکنان، یادگیری سازمانی است. درنتیجه هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هوش فرهنگی انگیزشی بر یادگیری سازمانی با تبیین نقش میانجی سرمایه اجتماعی است. جامعه آماری در این پژوهش کارکنان سازمان های دولتی در شهر کرمان بود. برای به دست آوردن حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و فرمول کوکران استفاده شد و برای جمع آوری داده ها نیز پرسشنامه استاندارد مورد استفاده قرار گرفت که روایی آن ازطریق روایی صوری و سازه و پایایی آن نیز با آلفای کرونباخ بررسی شد. برای تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه و نمونه آماری از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار LISREL استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که هوش فرهنگی انگیزشی بر سرمایه اجتماعی (سرمایه ساختاری، سرمایه ادراکی و سرمایه ارتباطی) تأثیر مثبت معنی داری دارد. سرمایه ادراکی، سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی نیز بر یادگیری اکتسابی تأثیر مثبت معنی داری دارد. همچنین یادگیری اکتسابی تأثیر مثبت و معنی داری بر یادگیری اکتشافی دارد. علاوه براین، یافته ها مؤید این است که سرمایه ادراکی ازطریق سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی به بهبود یادگیری اکتسابی در سازمان های دولتی شهر کرمان می انجامد.
ﺳﺒک زﻧﺪﮔی از ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﻣﻔﺎﻫیﻢ در ﺣﻮزه ی ﻋﻠﻮم اﺟﺘﻤﺎﻋی ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣیرود کﻪ اﺧیﺮاً ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺴیﺎری از ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﺎن ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. هدف از این ﭘﮋوﻫﺶ مطالعه سبک زندگی سربازان در یک سازمان نظامی است. این پژوهش به روش پیمایشی و از نوع تحلیلی-توصیفی، است. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل؛ کارکنان وظیفه از سه قشر؛ سربازان عادی، درجه داران و افسران می باشد. که بر این اساس تعداد 410 تن از کارکنان وظیفه در یک سازمان نظامی با انتخاب هدفمند، دسترسی و تصادفی، به عنوان نمونه آماری انتخاب و به پرسشنامه پاسخ دادند. در این پژوهش اثر خدمت مقدس سربازی بر 5 بعد از کیفیت زندگی سربازان مورد بررسی قرار گرفت. نتایح پژوهش نشان داد که دوران خدمت سربازی، سبک زندگی سربازان را از جنبه های روابط اجتماعی با میانگین 3.4، آگاهی با میانگین 3.3، نگرش با میانگین 3.27، عادت مناسب با میانگین 3.24 و سلامت روانی 3.17 بهبود بخشده است. هر چند اثر این دوران بر کیفیت زندگی سربازان با اقشار، سطح تحصیلات، سابقه خدمتی و گروه های سنی مختلف و متفاوت بوده است ولی به طور کلی می توان عنوان کرد که خدمت سربازی بر سبک زندگی آتی جوانان اثر قابل توجهی دارد، بنابراین توجه جدی به این حوزه بسیار مهم و حائزاهمیت است.
آمیخته بازاریابی ابزاری در اختیار مدیران است که به کمک آن بر تمایل به خرید در بازار محصول تاثیر می گذارند. برای کالا و خدمات تا کنون آمیخته بازاریابی طراحی شده است. اما با توجه به تقسیم دارایی به دو بخش مالی و واقعی برای محصولات یا دارایی های مالی تاکنون آمیخته بازاریابی جامعی ارائه نشده است. در این مطالعه تلاش می شود تا با رویکرد میدانی و کاربرد تحلیل عاملی در تبیین مدل های اندازه گیری، بر اساس داده های گردآوری شده در سال 1397 و مبتنی بر 341 پرسشنامه، در 10 گروه از جامعه آماری (شامل صندوق ها، شرکت های سرمایه گذاری، شرکت های سبدگردان، شرکتهای تامین سرمایه، سرمایه گذاران انفرادی، تحلیل گران، سرمایه گذاران صنعت فولاد، سرمایه گذاران انفرادی و غیره) آمیخته بازاریابی محصولات مالی طراحی شود. آمیخته حاصل، شامل شش آمیخته بازده (شامل سه عنصر)، اعتبار (شامل هجده عنصر)، ریسک (شامل شش عنصر)، زمانبنبدی بازار (شامل چهار عنصر)، خدمات جانبی (شامل سه عنصر) و انعطاف پذیری (شامل 4 عنصر) می شود.
این تحقیق با هدف ارائه تصویری جامع از عوامل سازمانی مؤثر بر دانشگاه کارآفرین از طریق ترکیب تحقیقات پیشین انجام شد. روش پژوهشْ کیفی با رویکرد فراترکیب بود. بدین منظور پس از جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی، در فاصله زمانی 1998 تا 2017، تعداد 325 مقاله در حوزه دانشگاه کارآفرین ارزیابی و در نهایت 65 مقاله، که به صورت مستقیم موضوع دانشگاه کارآفرین را بررسی کرده بودند، به روش هدفمند، انتخاب و وارد مرحله تحلیل شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری استفاده شد. پس از تحلیل یافته های محققان قبلی و ترکیب نتایج حاصله، تعداد 21 کد و 10 مفهوم و 5 مؤلفه شناسایی و اعتبار آن ها از طریق آزمون کاپای کافمن تأیید شد. سپس، میزان اهمیت و اولویت کدهای شناسایی شده با روش آنتروپی شانون تعیین شد. بر اساس یافته های تحقیق، کدهای رهبری قوی و همه جانبه و پشتیبان ساختار منعطف و متمایز و روحیه و نگرش کارآفرینانه اعضا و فرهنگ سازمانی کارآفرینانه بیشترین ضریب اهمیت را در توسعه دانشگاه کارآفرین داشتند. در نهایت، پس از طی مراحل پژوهش، الگوی مؤلفه های سازمانی مؤثر بر دانشگاه کارآفرین ترسیم شد. نتایج ْ مؤید نقش رهبری و فرهنگ در تحول دانشگاه ها در جهت کارآفرینی بود. این پژوهش، با اتخاذ رویکردی جامع، بینش هایی ارزشمند در زمینه دانشگاه های کارآفرین ارائه می دهد.
هدف این مقاله، ارائه الگوی تلفیقی از مدل کانو و قوانین انجمنی جهت طبقه بندی نیازهای مشتریان و تجزیه و تحلیل رفتار آنها است.در این تحقیق، بعد از جمع آوری داده ها، انتظارات مشتریان از وب سایت به وسیله مدل کانو طبقه بندی و سپس به وسیله قوانین انجمنی، ارتباط میان ویژگی های جمعیت شناختی مشتریان و نتایج حاصل از مدل کانو، مشخص شده است. نتایج حاصل از طبقه بندی خدمات به وسیله مدل کانو نشان می دهد که رزرو آنلاین و پیگیری رزرو در دسته نیازهای اساسی؛ رزرو از طریق پست الکترونیکی و دانلود رایگان در دسته ی نیازهای عملکردی؛ و سایت های اطلاع رسانی و خبرنامه الکترونیکی در دسته نیازهای مهیج قرار دارند. همچنین نتایج حاصل از کاوش قوانین انجمنی به عنوان نمونه نشان می دهد که برای آقایان داشتن رزرو آنلاین در وب سایت به احتمال 93% یک نیاز اساسی است.ولی این ویژگی برای زنان به احتمال 89% اساسی می باشد.
در دهه های اخیر، تلاطم و تغییرات پیچیده محیطی، سازمان های نظامی را ملزم به تمرکز بر مفهوم دوسوتوانی سازمانی در قالب مفهومی گسترده تر از حوزه کسب وکار نموده است. موضوعی که در تحقق آن، تفکر راهبردی نقش اساسی ایفا می نماید. پژوهش حاضر در پی تبیین رابطه تفکر راهبردی و دوسوتوانی سازمانی است. این تحقیق از حیث هدف، یک تحقیق کاربردی و از جهت نحوه گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی به شمار می آید. روش تحلیل داده ها از نوع همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده فرماندهان و مدیران عالی دو یگان نظامی منتخب به تعداد 73 نفر می باشد. پس از متناسب سازی، از پرسشنامه های تفکر راهبردی جون مون و دوسوتوانی سازمانی جانسن بر اساس مأموریت ها و اهداف سازمان هدف و نیز نظریات خبرگان دانشگاهی و کارشناسان حوزه دفاعی جهت جمع آوری داده ها استفاده گردید. روایی پرسشنامه ها بر اساس نظرات خبرگان و اساتید دانشگاهی (روایی صوری) و نیز تحلیل عاملی اکتشافی (تناسب سؤالات با سازه ها) و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تائید قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد بین تفکر راهبردی و کلیه ابعاد آن با دوسوتوانی سازمانی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
هدف:قضاوت حرفه ای حسابرس از عوامل کلیدی در هدایت صحیح حسابرسی است. برای اتخاذ تصمیم مناسب در این زمینه، حسابرس با در نظر گرفتن راهبرد تجاری، از مواردی همچون ویژگی های عملیاتی صاحبکار، میزان پیچیدگی و ساختار سازمانی نیز شناخت پیدا می کند، چرا که همه این موارد به صورت منطقی می تواند در اظهارنظر حسابرس تأثیر داشته باشد.هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین راهبرد تجاری و کیفیت حسابرسی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با در نظرگرفتن عوامل محیطی پژوهش است. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیق کاربردی است. همچنین در این پژوهش با توجه به نوع داده ها و روش های تجزیه و تحلیل موجود، از روش داده های ترکیبی استفاده شده است. بدین منظور داده های 135شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1389 تا 1396 مورد مطالعه قرار گرفتند. در این پژوهش کیفیت حسابرسی با استفاده از معیارهای خروجی تابع عوامل محیطی پژوهش (با معیارهای خطای نوع اول و دوم، گزارش غیر مقبول جدید و کیفیت گزارشگری مالی) مورد سنجش قرار می گیرد. یافته ها:شواهد تجربی به دست آمده از آزمون فرضیه های تحقیق حاکی از آن است که خطای نوع اول، رابطه مستقیم و معنادار و خطای نوع دوم، رابطه منفی و معناداری با راهبرد تجاری دارد. همچنین نوع گزارش حسابرس و کیفیت گزارشگری مالی رابطه مستقیم و معناداری با راهبرد تجاری دارند. نتیجه گیری: نهایتاً نتایج این بررسی نکات مهمی را برای سرمایه گذاران و استفاده کنندگان گزارش های مالی فراهم می نماید . بدین مفهوم که تعیین کیفیت حسابرسی (یا فقدان آن) بدون شناخت محیط حسابرسی و کسب و کار شرکت ها ناقص بوده و در مباحث مربوط به تصمیم گیری باعث گمراهی خواهد شد. همچنین، سرمایه گذاران و استفاده کنندگان گزارش های مالی می توانند بینش و آگاهی خود را نسبت به کیفیت حسابرسی شرکت ها از طریق ایجاد ارتباطی منطقی با نوع راهبرد کسب و کار شرکت ها توسعه دهند.
امروزه، بخش لجستیک به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی کشورها شناخته شده است. عملکرد لجستیک کشورها، عامل رشد اقتصادی و رقابت آنها در هر دو زمینه تجارت بین المللی و داخلی خواهد بود. سیاست گذاران، اجرای سیاست های منسجم و پایدار را برای یکپارچه سازی زنجیره تأمین نه تنها در کشورهای دارای بهترین عملکرد، بلکه در اقتصادهای نوظهور نیز به عنوان موتوری برای رشد ضروری می دانند. کشورهای دارای عملکرد ضعیف در بخش لجستیک با هزینه های بالا روبرو هستند. این امر نه تنها به دلیل هزینه های حمل و نقل بلکه به دلیل زنجیره های تأمین غیرقابل اتکا است که مانع اصلی همگرایی و رقابت در زنجیره ارزش جهانی محسوب می شود. این تحقیق با درک ضرورت و اهمیت این موضوع، به تحلیل مؤلفه های کلیدی مؤثر بر ارتقای عملکرد لجستیک به روش توصیفی-پیمایشی و همبستگی پرداخته است. بدین منظور با مرور گسترده مباحث نظری و مصاحبه با خبرگان صنعت پست کشور، مدلی مفهومی از مؤلفه های کلیدی مؤثر بر ارتقای عملکرد لجستیک ارائه و پنج فرضیه اصلی پیشنهاد شده است. جامعه آماری این تحقیق، کلیه خبرگان، مدیران و کارکنان شرکت پست جمهوری اسلامی ایران هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه آماری این تحقیق برابر 384 نفر احتساب گردید. جهت تحلیل داده ها از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SPLS استفاده گردید. نتایج نهایی تحقیق نشان داد که تمامی متغیرها (مدیریت دانش، مدیریت سازمان منابع انسانی، عوامل داخلی، عوامل خارجی) برعملکرد لجستیک صنعت پست کشور تأثیر مثبت و معناداری دارد. بدین ترتیب صنعت پست می تواند با استفاده از الگوی طراحی شده و با تقویت و اجرای موفق این عوامل، گام بسیار بزرگی در جهت ارتقای عملکرد لجستیک کشور بردارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر کوته بینی و اعتماد بیش از حد مدیران بر پاداش هیئت مدیره و همچنین نقش کیفیت حسابرسی و دوره تصدی حسابرس بر رابطه فوق در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1391 تا 1397 است. با استفاده از روش حذف سیستماتیک در مجموع 149 شرکت( 1043 سال – شرکت) جهت بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش بعنوان نمونه انتخاب شد. در این پژوهش از رگرسیون چندمتغیره و نرم افزار ایویوز 10 جهت پیاده سازی و آزمون فرضیه ها استفاده شده است. نتایج این پژوهش نتایج نشان می دهد که نتایج نشان می دهد که کوته بینی مدیران بر پاداش هیئت مدیره تاثیر معناداری دارد. اعتماد بیش از حد مدیران بر پاداش هیئت مدیره تاثیر معناداری دارد. کیفیت حسابرسی رابطه بین کوته بینی مدیران و پاداش هیئت مدیره را تعدیل می کند. دوره تصدی حسابرسی رابطه بین اعتماد بیش از حد مدیران و پاداش هیئت مدیره را تعدیل می کند.
هدف: در این پژوهش، به کمک روش های کمّی، الگوی طبقه بندی اقلام خرید برای دسته بندی اقلام خرید ارائه شده است. هدف از ارائه این الگو، ایجاد تناسب استراتژیک در زنجیره تأمین و ارائه استراتژی و روش های خرید مناسب برای هر طبقه از اقلام متناسب با اولویت های رقابتی سازمان است. روش: سه بُعد اولویت رقابتی، تحلیل بازار تأمین و ویژگی مؤلفه خرید برای دسته بندی اقلام خرید ارائه شده است تا ویژگی های لازم برای انتخاب استراتژی خرید پوشش داده شود؛ سپس معیارهای هر بُعد با روش دلفی تعیین و با روش بهترین بدترین وزن دهی شده است. در ادامه، اقلام خرید در هر بُعد با الگوریتم K-means و PSO خوشه بندی شده است. دلیل ترکیب این دو الگوریتم، رفع مشکل حساس بودن به مقادیر اولیه و رهایی از بهینه محلی بوده است. سپس با استفاده از روش خوشه بندی رتبه ای مبتنی بر اصول پرامیتی، اقلام خرید دسته بندی شده و برای هر طبقه، استراتژی های خرید با در نظر گرفتن پروفایل ترجیحات، شرایط شرکت در بازار رقابتی و بازار تأمین ارائه شده است. یافته ها: رویکرد پیشنهادی برای 100 کالای خریداری شده در یک شرکت فولادی پیاده سازی و مناسب ترین روش های خرید برای هر طبقه از اقلام خرید ارائه شد. در مطالعه موردی، هزینه و کیفیت، به عنوان اولویت های رقابتی در نظر گرفته شده و معیارها متناسب با این دو بُعد انتخاب شده است. نتیجه گیری: رویکرد این پژوهش به مدیران کمک می کند تا با در نظر گرفتن پروفایل ترجیحات در روش خوشه بندی رتبه ای و شرایط شرکت خود، بتوانند در بازار رقابتی و بازار تأمین، انتخاب های بیشتر و دقیق تری از روش های خرید را برای هر دسته از اقلام خرید داشته باشند.
شرکت های با آنتروپی پایین صورت های مالی، به دلیل ارزیابی ریسک اطلاعات پایین تر و اعتماد سرمایه گذاران، از هزینه تأمین سرمایه پایین تری برخوردار هستند. این شرکت ها از اختیار عمل بیشتری برای رسیدن به ساختار سرمایه بهینه برخوردار هستند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آنتروپی صورت های مالی بر سرعت تعدیل ساختار سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای این منظور داده ها برای 154 شرکت (1694 سال- شرکت) در افق زمانی سال 1384 تا 1394 مورد بررسی قرار گرفته است. برای آزمون فرضیه ها از روش گشتاورهای تعمیم یافته استفاده شده است. جهت تخمین سرعت تعدیل، از الگوی تعدیل جزئی و برای اندازه گیری آنتروپی صورت های مالی از آنتروپی عمومی، آنتروپی پیوسته رنی و شنون استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عامل آنتروپی صورت های مالی و شاخص های بکار گرفته شده برای آن، رابطه معکوسی با سرعت رسیدن شرکت ها به ساختار سرمایه بهینه شان دارد. نتایج پژوهش حاکی از وجود سرعت تعدیل 59 % و 72 % به ترتیب برای شرکت های با آنتروپی عمومی بالا و پایین است.
Opportunistic networks in the Internet of Things (IoT) scenario, also known as OppIoT, espouse IoT devices interactions opportunistically in order to improve connectivity, the lifetime of the network, and network reliability. An increase in opportunistic utilization is fostered by IoT applications to find communication opportunities whenever possible to route and deliver data efficiently. In this opportunistic scenario, devising an efficient path for data delivery is a challenging work due to uncertainty in the connection between the nodes and the selection of intermediate forwarder nodes for data delivery towards the destination. Considering the scenario of uncertainty in device location and exploiting IoT devices opportunistically, this paper propounds a routing algorithm for OppIoT called Hybrid Multi-Copy Routing Algorithm (HMCRA). The proposed algorithm finds potential forwarder nodes by using fuzzy logic wherein residual energy, distance, and speed of the nodes are considered as input values while preparing fuzzy rules. Genetic Algorithm (GA) is considered along with fuzzy logic to select an efficient path for data delivery. In GA, the delay is taken as the fitness function to select a reliable path for data delivery. Simulation results of the proposed algorithm perform well in contrast with relative existing routing algorithms with respect to latency, overhead ratio, delivery probability, and hop count. The work uniqueness lies in the selection of potential nodes and finding path having less hop count in an opportunistic IoT network scenario.