هدف: مدیریت سرمایه در گردش، بخش حیاتی مدیریت مالی شرکت هاست که با سودآوری نیز ارتباط دارد و بیانگر سلامت مالی شرکت است. از آنجا که محیط تجاری ایران و همچنین وضعیت اقتصادی و سیاسی حاکم در ایران، با بسیاری از کشورها تفاوت دارد، بر آن شدیم تا به طور خاص و به صورت کیفی، الگویی برای نحوه مدیریت سرمایه در گردش در ایران تدوین کنیم.
روش: در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار و ابزار مصاحبه عمیق استفاده شده است. به همین منظور، با 26 نفر از اعضای هیئت مدیره، مدیران، معاونان و مشاوران مالی شرکت های موجود در 10 صنعت فعال بورس اوراق بهادار تهران، مصاحبه شد.
یافته ها: در این پژوهش، علاوه بر عوامل مؤثر بر مدیریت سرمایه در گردش (عوامل بیرونی شامل قیمت جهانی کالا، عوامل کلان اقتصادی، شرایط سیاسی، نقش دولت، تأمین کنندگان، صنعت و عوامل درونی شامل عوامل مالی، سازوکارهای حاکمیت شرکتی، هیئت مدیره، اعتبار شرکت، نوع کالا، نوع فروش، سیاست تقسیم سود، حجم تولید، سیاست اعتباری شرکت، ریسک غیرسیستماتیک، عمر شرکت و موقعیت جغرافیایی) و پیامدهای حاصل از مدیریت بهینه سرمایه در گردش (بهبود وضعیت نقدینگی، افزایش سودآوری، افزایش سهم بازار، افزایش اعتبار شرکت و بقای شرکت)، مواردی مانند شرایط زمینه ای و راهکارهایی برای بهبود مدیریت بهینه سرمایه در گردش (مدیریت، ساختار هیئت مدیره، تشکیل کمیته ریسک، پیش بینی بودجه، تدوین نظام نامه مالی برای هر صنعت، انجام حسابرسی داخلی و حسابرسی عملیاتی، مشارکت صنعت با دانشگاه ها و مراکز علمی و انجام کارهای تحلیلی)، ارائه شده است. موانع و مشکلاتی که صنایع و شرکت ها در ایران برای پیاده سازی بهینه مدیریت سرمایه در گردش دارند، نیز ارائه شده است.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، بیشترین عامل تأثیرگذار بر مدیریت سرمایه در گردش، از شرایط اقتصادی و سیاسی کشور و نقش دولت نشئت گرفته است که می توان با تدوین برنامه های بلندمدت اقتصادی و در نظر گرفتن شرایط سیاسی و اقتصادی کشور، زمینه لازم برای بهبود مدیریت سرمایه در گردش را فراهم کرد. یافته های پژوهش، برای مدیریت بهینه سرمایه در گردش، دید وسیع تری در اختیار مدیران و معاونان مالی قرار می دهد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گر اخلاق حرفه ای در تأثیر فرهنگ سازمانی در مسئولیت اجتماعی و تعهد سازمانی کارکنان بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان اصفهان بود که تعداد نمونه آماری براساس جدول کرجسی و مورگان، 201 نفر مشخص و نمونه گیری از طریق روش تصادفی طبقه ای متناسب با پراکنش جغرافیای محل خدمت انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات پیرامون متغیر فرهنگ سازمانی از پرسش نامه دنیسون (2000)، متغیر مسئولیت اجتماعی از پرسش نامه حیدرزاده و رهپیما (2013)، متغیر تعهد سازمانی از پرسش نامه آلن و میر (1990) و متغیر اخلاق حرفه ای از پرسش نامه کادزویر (2004) استفاده شد. روایی محتوا و صوری آن ها براساس نظرهای استادان و پایایی آن ها براساس آلفای کرونباخ تأیید شد. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شد که نتایج نشان داد فرهنگ سازمانی به طور غیرمستقیم با توجه به متغیر میانجی اخلاق حرفه ای با ضریب 36/0 روی تعهد سازمان و با ضریب 37/0 روی مسئولیت اجتماعی اثر مثبت و معنی دار دارد که بدین ترتیب نقش میانجی متغیر اخلاق حرفه ای و متعاقباً مدل مفهومی پژوهش تأیید شد.
هدف: هدف پژوهش حاضر، سنجش میزان مقبولیت و اهمیت عوامل تعیین کنندهپاداش هیئت مدیره شرکت های ایرانی با مراجعه به نظر اعضای هیئت مدیره شرکت ها است. عوامل تعیین کننده پاداش هیئت مدیره در مقاله کرمی و جباری (1397) شناسایی شده است.<br /> روش: میزان موافقت اعضای هیئت مدیره با عوامل تعیین کننده پاداش هیئت مدیره، با استفاده از پرسشنامه و در مقیاس پنج تایی لیکرت دریافت و با روش T تک نمونه ای تحلیل شده است. همچنین نظر اعضای هیئت مدیره درباره میزان اهمیت عوامل اصلی تعیین کننده پاداش هیئت مدیره با استفاده از پرسشنامه و در مقیاس پنج تایی لیکرت دریافت و با روش تحلیل واریانس یک طرفه مقایسه شده است.<br /> یافته ها: اعضای هیئت مدیره شرکت ها با لحاظ کردن میزان دستیابی به اهداف سالانه، تغییرات ریسک شرکت، اندازه شرکت، شدت رقابت در صنعت، سختی کار در صنعت، احتمال محرومیت هیئت مدیره از حقوق اجتماعی، پاداش شرکت های مشابه و محدودیت های قانونی در تعیین پاداش هیئت مدیره موافق هستند؛ ولی با لحاظ کردن عوامل کسری نقدینگی شرکت و حقوق و سایر مزایای پرداختی به اعضای هیئت مدیره موافق نیستند. همچنین از نظر آنها، میزان دستیابی به اهداف سالانه و تغییرات ریسک شرکت باید بیشترین تأثیر را در تعیین پاداش هیئت مدیره داشته باشد.<br /> نتیجه گیری: از نظر اعضای هیئت مدیره شرکت های ایرانی، پاداش هیئت مدیره باید با توجه به میزان و شرایط دستیابی به اهداف سالانه شرکت تعیین شود.
امروزه سازمان ها با رفتارهای کناره گیری کارکنانشان مواجه هستند؛ زمانی که کارکنان بر سر کارشان می باشند، ولی به دلایلی تصمیم می گیرند که مشارکت کمتری در کارشان داشته باشند. کارکنانی که به سازمانشان متعهد نیستند، با رفتارهای کناره گیری در تعاملند. از طرفی نتایج مطالعات حاکی از آن است که سطح بالایی از استرس می تواند منجر به کاهش تعهد سازمانی شود و این مسئله نهایتا می تواند به ترک خدمت داوطلبانه کارکنان، که شدید ترین حالت رفتار کناره گیری است، شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین رابطه بین استرس های شغلی و رفتارهای کناره گیری کارکنان اداره کل شیلات استان گیلان می باشد.
این تحقیق توصیفی، به شیوه همبستگی در سال 2013 انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان ادارات شیلات استان گیلان 749 نفر بود. تعداد نمونه 156 نفر بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس شغلی و رفتار کناره گیری است. نتایج حاکی از این است که استرس بازدارنده با رفتار کناره گیری رابطه خطی و مستقیم دارد؛ و همچنین استرس چالش برانگیز با رفتار کناره گیری رابطه خطی و معکوس دارد.
یکی از موارد مهم جهت رشد و توسعه بازار سرمایه، ایجاد دانش عمومی در ارتباط با فرآیند تعیین قیمت اوراق بهادار ازجمله سهام و عوامل مؤثر بر قیمت و حجم معاملات است. مکانیزم های راهبری شرکتی به علت تضاد منافع بین مالکان و مدیران شرکت و برای از بین بردن مشکلات نمایندگی و همچنین اطمینان خاطر سهامداران از این مسئله که وجوه آن ها در اثر سرمایه گذاری بر روی فعالیت های غیر سودآور از بین نمی رود، به وجود آمدند. بهبود راهبری شرکتی در کاهش هزینه های نمایندگی مؤثر است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی بر توزیع سود سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. داده های مورداستفاده شامل نمونه ای مرکب از 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی سال های 1391 تا 1395 است. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، از الگوی رگرسیون خطی چند متغیره به روش داده های ترکیبی با الگوی اثرات ثابت استفاده شده است. یافته های فرضیه اول حاکی از این است که مالکیت نهادی بر توزیع سود سهام شرکت ها تأثیر مستقیمی دارد. یافته های فرضیه دوم حاکی از این است که استقلال هیئت مدیره بر توزیع سود سهام شرکت ها تأثیر مثبت و معناداری دارد. ازاین رو می توان گفت که با افزایش استقلال هیئت مدیره در شرکت، توزیع سود سهام درصدد آن افزایش می باید. یافته های فرضیه سوم حاکی از این است که دوگانگی نقش مدیرعامل بر توزیع سود سهام شرکت ها تأثیر مثبت و معناداری دارد. ازاین رو با توجه به ضرایب و سطح معناداری به دست آمده، فرضیه سوم پژوهش مبنی بر اینکه دوگانگی نقش مدیرعامل بر توزیع سود سهام تأثیر معناداری دارد، پذیرفته می شود. یافته های فرضیه چهارم حاکی از این است که اندازه هیئت مدیره بر توزیع سود سهام شرکت ها تأثیر معکوسی دارد.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ویژگی های ساختاری هیئت مدیره بر کیفیت فرایندهای هیئت مدیره شرکت های دولتی انجام شده و در آن اندازه، استقلال، ساختار رهبری و تنوع هیئت مدیره به عنوان سازوکارهای مطرح در حاکمیت شرکتی مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر این، نفوذ دولتمردان به عنوان شاخصی جدید در تهدید استقلال هیئت مدیره شرکت های دولتی نیز مورد بررسی قرار گرفت. به دلیل محدودیت همکاری شرکت های دولتی از حیث محرمانگی اطلاعات، نمونه گیری تحقیق بر اساس نمونه گیریِ در دسترس انجام شد و از میان 265 شرکت دولتی، 127 شرکت مورد مطالعه قرار گرفت. برای اندازه گیری تعارض شناختی هیئت مدیره، از پرسشنامه معتبر تعارض شناختی چینگ هوآت (2004)، و برای سنجش فرایندهای «انسجام هیئت مدیره»، «هنجارهای تلاش» و «بکارگیری مهارت ها و دانش»، سه پرسشنامه محقق ساخته با لحاظ پرسشنامه های تحقیقات پیشین و نظر خبرگان طراحی شد. علاوه بر این برای تحلیل داده ها، از مدل معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که فرایندهای گروهی تصمیم گیری هیئت مدیره شرکت های دولتی، با بزرگی هیئت مدیره تحت تأثیر قرار می گیرد؛ به عبارت دقیق تر، اندازه هیئت مدیره بر سه فرایندِ انسجام، هنجارهای تلاش و بکارگیری مهارت ها و دانش هیئت مدیره تأثیر منفی گذاشته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد هم زمانی نقش مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره می تواند فرایند بکارگیری مهارت ها و دانش را تقویت کند. همچنین مشاهده شد که تنوع هیئت مدیره با سه شاخص تنوع «سنی»، «رشته تحصیلی اعضا» و «زمینه تخصصی حرفه ای» بر تمامی فرایندهای هیئت مدیره تأثیر قوی داشته است. با توجه به نتایج این پژوهش، اثر شاخص تنوع سنی با بار عاملی منفی و اثر دو شاخص تنوع رشته تحصیلی و زمینه تخصصی حرفه ای با بار عاملی مثبت تأیید شد.
محتوای حمایت شده یک روش نوین در بازاریابی است که جایگزین روش های سنتی تبلیغات و آمیخته بازاریابی ترفیع است. در روش تولید محتوای حمایت شده که بیشتر در حوزه بازاریابی دیجیتال و بازاریابی محتوایی مصداق دارد، به شیوه ای اثربخش و غیرمستقیم به تبلیغ محصولات و برند پرداخته می شود. این مطالعه نیز به بررسی و ارزیابی محتوای حمایت شده با روش وب کوال پرداخته شده است. یکی از روش های مناسب ارزیابی کیفی خدمات اطلاع رسانی وب گاه ها، شیوه ای است که بر اساس بازخوردها یا به عبارتی، دیدگاه های کاربران و مصرف کنندگان اطلاعات باشد. بنابراین، به منظور آگاهی از سطح انتظارها و ادراکهای آنها از کیفیت خدمات دریافتی از وب گاه ها، می توان از ابزار وب کوال استفاده کرد. وب کوال، ابزاری است برای ارزیابی دریافت های کاربر از کیفیت خدمات اطلاع رسانی وب گاه ها، دارای چهار بعد آگاهی رسانی برند، تولید محتوای باارزش، لذت ادراک شده و رابطه با مشتریان؛ که در آن کیفیت خدمات هر سازه با طرح چند سوال در یک طیف ده گزینه ای (عملکرد- اهمیت) از نظر کاربران مورد ارزشیابی قرار می گیرد. نتایج این تحلیل نشان داده است که ارائه تبلیغات با روش محتوای حمایت شده راهکار مناسب برای موفقیت کسب وکارهای امروز است.
منشور شهروندی یک سند رسمی است که تعهدهای سازمان های دولتی را به شهروندان از طریق وضع معیارهای شفاف سازی مشخص می کند. نیازی به توضیح نیست که استقرار منشور شهروندی در دستگاه های اجرایی یکی از مطالبات مردم است. از این رو، سنجش میزان رعایت منشور شهروندی و شناسایی عوامل بازدارنده آن در این پژوهش مدنظر قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نوع میدانی و پیمایشی است. نمونه موردنظر به صورت تصادفی نظام مند انتخاب و پرسشنامه ها بین دستگاه های اجرایی توزیع شد. نتایج امر گویای آن است که میزان رعایت ابعاد پاسخگویی، توجه و واکنش به طور نسبی مطلوب و برای شفافیت و مشارکت چندان مطلوب نیست. در ضمن، با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، چهار عامل موثر بر استقرار منشور شهروندی به شرح زیر شناسایی شد: 1. فرآیندگرایی؛ 2. کیفیت گرایی؛ 3. نیازگرایی و 4. باز بودن سازمانی. بررسی تأثیر عوامل چهارگانه بر ابعاد منشور شهروندی همچنین نشان داد که باز بودن سازمانی بر شفافیت، پاسخگویی و مشارکت؛ فرآیندگرایی بر شفافیت و مشارکت؛ نیازگرایی بر توجه و واکنش، مشارکت و شفافیت تأثیرگذار هستند؛ و کیفیت گرایی تنها دو متغیر توجه و واکنش و پاسخگویی را تحت تاثیر قرار داده است.
هدف از پژوهش حاضر محاسبه کارایی هزینه و سود بانک های تجاری ایران و بررسی رابطه بین کارایی هزینه و سود با متغیرهای اندازه، نسبت کفایت سرمایه، نسبت هزینه به سود و سودآوری است. این پژوهش در دو مرحله انجام شد. در مرحله نخست با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها، کارایی هزینه و سود 10 بانک در دوره زمانی 1385-1392 مورد محاسبه قرار گرفت و در مرحله دوم با بهره گیری از رگرسیون داده های ترکیبی (پانلی) به بررسی رابطه میان کارایی هزینه و سود با متغیرهای پیش گفته پرداخته شد. در مرحله نخست بانک های مورد بررسی به طور نسبی در دو گروه کارا و غیر کارا از لحاظ هزینه و سود طبقه بندی گردید و مشخص شد که بانک های مورد بررسی از لحاظ کسب سود و کسب منافع کارایی بیشتری نسبت به صرف یا هزینه کردن منابع دارند. همچنین، از دیگر یافته های این مرحله از پژوهش، ارائه راهکاری برای بانک های ناکارا به منظور حرکت به سمت مرز کارایی بود. در حقیقت، تکنیک تحلیل پوششی داده ها، واحدهای مرجع (از میان بانک های کارا) را برای بانک های ناکارا جهت تعیین هزینه و سود بهینه مشخص کرد. نتایج به دست آمده از اجرای مرحله دوم پژوهش حاکی از آن است که متغیرهای نسبت کفایت سرمایه و سودآوری بر کارایی هزینه تأثیر معناداری ندارند ولی متغیرهای نسبت هزینه به سود و اندازه در سطح خطای 5% به ترتیب دارای تأثیر معکوس و مستقیم معناداری بر کارای هزینه هستند. این نتایج به این معنی است بانک هایی که تمایل بیشتری برای کنترل هزینه ها دارند کارایی هزینه بالاتری داشته و بانک های بزرگتر نیز از صرفه جویی ناشی از مقیاس بیشتری برخوردارند. همچنین از نتایج دیگر پژوهش این بود که به استثنای متغیر سودآوری هیچکدام از دیگر متغیرهای مورد بررسی یعنی، نسبت کفایت سرمایه، نسبت هزینه به سود و اندازه تأثیر معنی داری بر کارایی سود ندارند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر سهولت خرید آنلاین بر تمایلات رفتاری و تبلیغات دهان به دهان الکترونیک با نقش میانجی رضایت مشتری بود جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مشتریان شرکت ارتباطات سیار همراه اول در شهر تهران هستند. در پژوهش حاضر حجم جامعه آماری نامحدود است برای اندازه گیری سهولت آنلاین از پرسشنامه سیدرز و همکاران (2013) استفاده می شود روش اجرای پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی و طرح پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. روش نمونه گیری در پژوهش حاضر نیز روش نمونه گیری در دسترس خواهد بود. آنها به پرسش نامه های سهولت دسترسی، سهولت جستجو، سهولت ارزیابی، سهولت توجه، سهولت تبادلات مالکیت، سهولت پس از مالکیت، رضایت آنلاین مشتری، تمایلات رفتاری، تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی پاسخ دادند. پایایی و روایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، روایی صوری و تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت که نتایج به دست آمده نشان از پایایی و روایی مورد قبول برای ابزارها داشت. جهت تحلیل داده های پژوهش از نرم افزارهای SPSS22 و LISREL8/2 استفاده شد. نتایج نشان داد سهولت دسترسی بر سهولت آنلاین تأثیر مثبت و معنادار دارد؛ بنابراین سهولت دسترسی منجر به بهبود سهولت آنلاین می شود.
در این مقاله مدلی مفهومی برای ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین خدمات در صنایع لوازم خانگی ارائه شده است. نوع زنجیره تأمین خدمت– محصول و به کارگیری شبکه های عصبی– فازی برای ارزیابی عملکرد این نوع زنجیره تأمین خدمات لحاظ شده است. هدف از پژوهش حاضر، توسعه مدلی جامع برای ارزیابی عملکرد با تأکید بر سنجه های عملکرد مدل های زنجیره تأمین خدمات به جای زنجیره تأمین تولید در صنایع لوازم خانگی است. روش شناسی این پژوهش ازنظر اجرا، توصیفی - اکتشافی و با رویکرد پیمایشی و تحلیل داده ها به روش کمی و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی است. نمونه ای شامل 58 شرکت مطرح لوازم خانگی و نرم افزارهای Smart-PLS، SPSS و Matlab برای تحلیل داده ها استفاده شده است. درنهایت 10 سازه اصلی و 29 معیار عملکرد از نتایج این پژوهش برای ارزیابی عملکرد این نوع زنجیره تأمین خدمات به دست آمده است. هم چنین عملکرد چندین شرکت لوازم خانگی با استفاده از این مدل و به کارگیری شبکه های عصبی– فازی، ارزیابی شده است.
یکی از مهم ترین دغدغه های پیش روی نظام مالیاتی، موضوع ارتقای فرهنگ مالیاتی است. در نظام مالیاتی کشور ما، ایران، فرهنگ پرداخت مالیات به طورداوطلبانه براساس خوداظهاری پایین است؛ زیرا سیستم مالیاتی، کارساز و مؤثر نیست. شناخت و آگاهی نسبت به فرهنگ مالیاتی حاکم بر جامعه برای سیاستگذاران، تصمیم گیران و مدیران کشور در کار برنامه ریزی اهمیت زیادی دارد. وجود یک فرهنگ پیشروی مالیاتی کمک شایانی به توسعه اقتصادی کشور می کند؛ بنابراین لازم است عوامل مؤثر بر فرهنگ مالیاتی و ارتقای آن شناسایی شوند تا اقدامات مؤثری دراین باره انجام شود. باتوجه به اهمیت موضوع، هدف اصلی پژوهش بررسی رابطه فرهنگ مالیاتی و اجتناب مالیات با ریسک در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و دارای روش توصیفی - هم بستگی است. داده های این پژوهش شامل اطلاعات مالی شرکت های بورسی از سال 1387 تا سال 1396 می باشد. در این پژوهش به منظور بررسی فرضیات از الگوی پنل دیتا استفاده شده است. نتایج نشان داد بین فرهنگ مالیاتی و نرخ مالیاتی مؤثر پایین تر با نوسانات نرخ مالیاتی در آینده و نوسانات قیمت آتی سهام در آینده ارتباط معنادار و مستقیم وجود دارد؛ ازاین رو لازم است توجه جدّی تری به مقوله فرهنگ مالیاتی در زمینه مالیات ستانی انجام شود و همچنین وجوه حاصل از فعالیت های اجتناب از پرداخت مالیات، در زمینه سرمایه گذاری استفاده شود تا موجب افزایش جریان نقدی موردانتظار آینده و درنتیجه کاهش هزینه سرمایه شود.
جامعه انسانی ، امروز و همچنین در آینده براساس دانش استوار است . تولید دانش از جمله مهمترین فعالیتهایی است که برای شرکتهای بزرگ چند ملیتی و به طور کلی برای جامعه ایجاد ارزش می کند . در حال حاضر دانش ، بزرگترین دارایی یک سازمان تلقی می شود که با به کارگیری صحیح می تواند نقش بسیار موثری در موفقیت سازمان ایفا نماید . نقش دانش و بخصوص دانش ضمنی (tacit konwledge) در ایجاد مزیت رقابتی ، بهبود عملکرد و در نهایت موفقی یک سازمان ، اهمیت فوق العاده ای دارد ...
طبق پژوهش های اخیر، میزان کاهش هزینه ها هنگام کاهش فروش، کمتر از میزان افزایش هزینه ها به هنگام همان میزان افزایش فروش است. این رفتار نامتقارن هزینه ها به چسبندگی هزینه معروف شده است.مدیران شرکت ها با توجه به دنبال کردن اهدافی از سود(اجتناب از زیان یا اجتناب از کاهش سود) ، با کاهش فروش اقدام به تعدیل منابع عملیاتی می کنند، که به احتمال زیاد حذف سریع منابع راکد را به دنبال خواهد داشت، حتی اگر پیش بینی آنها در مورد کاهش فروش، موقتی باشد. بنابراین تمایل به دستیابی به اهداف سود به احتمال زیاد منجر به کاهش میزان چسبندگی هزینه ها خواهد شد. در پژوهش حاضر دوره زمانی از 1384 تا 1394 شامل 152 و1520 سال- شرکت است. نتایج پژوهش نشان داد که در صورت وجود انگیزه دستیابی به اهداف سود، از طریق تعدیل منابع چسبندگی هزینه ها کاهش یافته و با کاهش فروش، هزینه ها با شدت بیشتری کاهش می یابند. اما وجود چنین انگیزه ای در دوره های متوالی در مجموع اثر قابل ملاحظه ای بر چسندگی هزینه ها نخواهد داشت. همچنین خوش بینی(بدبینی) مدیران می توان عاملی مهم در افزایش(کاهش) چسبندگی هزینه ها تلقی شود.