ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻓﺮآﯾﻨﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ می تواند در ﺟﻬﺖ نیازمندی ها و جهت گیری های راﻫﺒﺮدی سازمان ها و ﺑﺎ به کارگیری ﺗﺪاﺑﯿﺮ و ﺗﻤﻬﯿﺪات ﻻزم ﺷﺮاﯾﻄﯽ را ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ شایستگی ها و اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎی ﺑﺎﻟﻘﻮه ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻓﻌﻠﯿﺖ ﯾﺎﺑﻨﺪ و در ﺧﺪﻣﺖ ﺗﺤﻘﻖ هدف ها و اﺟﺮای برنامه های سازمان ها ﺑﮑﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ. امروزه طبق فرمایشات مقام معظم رهبری پدافند در اولویت است و بایستی به یگان های پدافند هوائی توجه ویژه شود؛ لذا با علم بر اهمیت نقش توانمندسازی افسران در این امر، این تحقیق باهدف کلی تبیین عوامل مؤثر بر توانائی افسران گردان های پدافند هوائی نیروی زمینی ارتش ج.ا.ا انجام شده است. این تحقیق ازنظر هدف یک تحقیق کاربردی است که به روش آمیخته انجام شده و جامعه مورد مطالعه شامل افسران گردان های پدافند هوائی می باشد. ابزار گردآوری داده پرسشنامه های محقق ساخته است. فرضیه ها با کمک نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل همبستگی کای 2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد عوامل فردی (سطح تحصیلات، کانون کنترل، احساس عزت نفس، سبک مدیریت)، عوامل گروهی (اثربخشی گروه، اهمیت گروه، اعتماد درون گروهی، ادراک افراد گروه نسبت به تأثیرشان بر مدیران) و عوامل سازمانی (ابهام در نقش، دسترسی به منابع، جایگاه فرد در سلسله مراتب سازمانی، حیطه کنترل) بر توانایی افسران گردان های پدافند هوائی نیروی زمینی تأثیر بسیار زیادی دارد.
همکاری های علمی از محرک های اصلی نوآوری و از مؤلفه های اصلی توسعه فناوری های بومی است. در عرصه دفاعی، نوآوری در بهبود تجهیزات، فرایندها و ارائه خدمات پیشرفته به نیروهای نظامی نقش اساسی دارد. بنابراین تحقیق حاضر در راستای تحلیل شبکه های همکاری دفاعی با توجه به نیاز ویژه در هر یک از بخش های گوناگون فرایند توسعه فناوری و نوآوری به بررسی شبکه، نوآوری و فرایند توسعه فناوری و نوآوری، انواع همکاری های دفاعی، انواع شبکه همکاری و تجارب شبکه سازی دنیا پرداخته است. سپس با کمک تحلیل محتوا شاخص ها و ویژگی های هر یک از شبکه های همکاری استخراج گردیده است. و در ادامه انواع شبکه های همکاری با توجه به فرایند توسعه فناوری و نوآوری در صنعت دفاعی سطح بندی شده است. در نهایت با کمک پانل خبرگان متشکل از اندیشمندان و مدیران حوزه دفاعی، انواع تعاملات بازیگران شبکه همکاری دفاعی بر حسب ماهیت همکاری، قابلیت های شبکه و نیاز صنعت دفاعی در فرایند توسعه فناوری و نوآوری شناسایی و سطح بندی شده است.
راهبری شرکتی عاملی مؤثر بر نوع واکنش شرکت نسبت به تغییرات نرخ مالیات شرکت ها است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر توانایی مدیریت بر رابطه حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی می باشد. به منظور سنجش اعتماد به نفس بیش ازحد مدیریت دو شاخص متفاوت بر اساس پژوهش های گذشته تعریف شد. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش برگرفته از صورت های مالی 120 سال- شرکت در بازه زمانی 1396-1391 می باشد. پژوهش انجام شده از نظر نوع هدف جزء پژوهش های کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی می باشد. انجام پژوهش در چارچوب استدلالات قیاسی- استقرایی صورت گرفته است و برای تجزیه و تحلیل فرضیه از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که میان حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین توانایی مدیریت رابطه میان حاکمیت شرکتی و اجتناب از مالیات را تحت تأثیر قرار می دهد.
تجارت اجتماعی پدیدة نوظهوری است که پژوهشگران، کمتر آن را بررسی کرده اند. مشتریان در تجارت اجتماعی می توانند به تولید محتوا و به اشتراک گذاری اطلاعات و تجربه های خود دربارة محصولات و خدمات با دیگران بپردازند. چنین امکانی برای شرکت ها و صاحبان مشاغل فرصت ها و تهدیدهای جدی به همراه دارد. باتوجه به این شرایط، بررسی رفتار مصرف کننده در چنین فضایی بسیارمهم است. هدف پژوهش حاظر طراحی ساختاری برای عوامل تأثیرگذار بر مشارکت مشتریان در تجارت اجتماعی با استفاده از الگوی محرّک-ارگانیسم-پاسخ است. این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعة آماری این پژوهش کاربران ایرانی سه شبکة اجتماعی تلگرام، کلوب و فیسبوک هستند. حجم نمونه، 360 نفر پیش بینی شده که بدین منظور از روش نمونه گیری غیراحتمالی از نوع سهمیه ای و گلوله برفی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامة الکترونیک آنلاین است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری، روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اولاً در بررسی تأثیر متغیرهای محرّک بر ارگانیسم کیفیت وب سایت یا برنامة کاربردی، درک تعاملی و هنجارهای ذهنی به ترتیب بر کیفیت روابط، حمایت اجتماعی و نگرش به تجارت اجتماعی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین سازه های تجارت اجتماعی بر حمایت اجتماعی و کیفیت روابط تأثیر مثبت و معنادار دارد و درک تعاملی نیز بر نگرش به تجارت اجتماعی دارای تأثیر مثبت و معنادار است؛ دوم اینکه کیفیت روابط، حمایت اجتماعی و نگرش به تجارت اجتماعی به همراه هنجارهای ذهنی بر تمایل به تجارت اجتماعی در جایگاه پاسخ دارای تأثیر مثبت و معنادار است؛ سوم اینکه حمایت اجتماعی بر کیفیت روابط و آن نیز بر نگرش به تجارت اجتماعی دارای تأثیر مثبت و معنادار هستند.
امروزه گزارش دهی فقط برای اطلاع رسانی نیست بلکه با گسترش مفاهیم مدیریتی و کسب و کار، نگاه سازمان ها به سوی تمام ذی نفعان، معطوف شده و تغییرات عمده ای در روش های کسب و کار، شیوه تولید سرمایه و حیطه فعالیت کسب و کارها رخ داده است و برای رفع این نیاز، ایجاد ارتباط بین اطلاعات مالی و غیرمالی ضروری است. در این میان، افشاء اطلاعات مالی، که بیش تر به صورت افشاء اجباری مطرح است، نسبت به افشاء اطلاعات غیرمالی، که بیش تر به صورت اختیاری است، بیش تر مورد توجه نهادهای استانداردگذاری قرار گرفته است و یکی از دلایل وجودی آن، مطرح شدن مسئله نمایندگی است. در واقع، تفکیک مدیریت از مالکیت و نحوه کنترل شرکت ها، هزینه های نمایندگی را ایجاد می کنند و در نتیجه، تضاد منافع میان مدیریت و مالکیت، حتی در بین طبقات مالکان ایجاد می شود. اینجاست که نقش گزارشگری در جهت ایجاد شفافیت اهمیت بیشتری خواهد داشت و ایجاد ارتباط میان اطلاعات مالی و غیرمالی در گزارش ها ضرورت می یابد. در خصوص افشا اطلاعات مالی و غیرمالی نظریه های متعددی مطرح شده است که مهم ترین آن ها شامل چهار گروه نظریه های ابزاری، سیاسی، یکپارچه و اخلاقی است. در نظریه های ابزاری بر دستیابی به اهداف اقتصادی از طریق فعالیت های اجتماعی تاکید می شود. نظریه های سیاسی، گروه دوم هستند. تمرکز درنظریه های سیاسی بر این است که شرکت ها دارای قدرت اجتماعی هستند و در قبال آن مسئولیت دارند. گروه سوم، نظریه های یکپارچه هستند که بر یکپارچه بودن نیازهای جامعه تاکید دارند و در نظریه های اخلاقی ، صرف نظر از برآورده شدن و یا نشدن اهداف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، تاکید بر جنبه های اخلاقی بنگاه ها است.
پژوهش حاضر درپی بررسی تأثیر سرپرستی اجحاف آمیز بر تمایل به ترک شغل با میانجی گری رفتار آوایی و خودکارآمدی کارکنان است. پژوهش حاضر، ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. روش گرد آوری داده ها تلفیقی از روش کتابخانه ای و پرسشنامه ای است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان شرکت صنایع چوب و کاغذ ساری هستند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده اطلاعات از 395 نفر به صورت پرسشنامه جمع آوری و ﺗﺠﺰیﻪ وﺗﺤﻠیﻞ شد که آلفای کرونباخ پرسشنامه 83/0 به دست آمد. برای ﺗﺠﺰیﻪ وﺗﺤﻠیﻞ دادهﻫﺎی ﺟﻤﻊآوری ﺷﺪه و اﻧﺠﺎم ﺗﺤﻠیﻞ ﻋﺎﻣﻠی تأییدی و آزﻣﻮن الگوی پژوهش از ﻧﺮم اﻓﺰار PLS و ﻫﻤﭽﻨیﻦ ﺑرای ﺑﺮرﺳی ﭘﺎیﺎیی و آمار توصیفی از ﻧﺮم اﻓﺰار SPSS اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. یافته های حاصل از تجزیه وتحلیل نشان می دهد که سرپرستی اجحاف آمیز اثر معنی داری بر تمایل به ترک شغل، رفتار آوایی و خودکارآمدی کارکنان دارد. همچنین رفتار آوایی، اثر منفی و معنی داری بر تمایل به ترک شغل دارد. ازطرفی، خودکارآمدی اثر معنی داری بر تمایل به ترک شغل و رفتار آوایی ندارد.
درسال های اخیر، در ادبیات مالی، توجه روز افزونی به سطح نگهداشت وجه نقد شرکت ها شده است. این علاقه و توجه، ناشی از این واقعیت است که شرکت ها، مقادیر با اهمیتی از وجه نقد را در ترازنامه خود نگهداری می کنند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر بیش اطمینانی مدیران بر نگهداشت وجه نقد با تأکید بر نقش تعدیل کننده فرصت رشد می باشد. این پژوهش دارای سه فرضیه می باشد. نمونه مورد استفاده در برگیرنده اطلاعات مربوط به شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 تا 1398 می باشد. این اطلاعات از صورت های مالی موجود در پایگاه های اطلاعاتی همچون نرم افزار ره آورد نوین استخراج شده اند. پژوهش حاضر از نوع مطالعات پس رویدادی بوده که براساس تجزیه و تحلیل داده های مشاهده شده، انجام شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد بیش اطمینانی مدیریت بر نگهداشت وجوه نقد تأثیر معناداری ندارد و فرصت رشد نقش تعدیل کننده بر تأثیرگذاری بیش اطمینانی مدیران بر نگهداشت وجوه نقد ندارد.
با ظهور جامعه شبکه ای و توسعه شبکه های اجتماعی فیزیکی و مجازی، مناسبات قدرت در جوامع دستخوش تغییرات زیادی شده است. با ظهور شکل های جدید قدرت در جامعه شبکه ای ازجمله قدرت شبکه بندی، قدرت شبکه، قدرت شبکه ای شده و قدرت شبکه ساز، توازن قدیمی قدرت در جوامع به هم خورده و شهروندان بیش از گذشته در فرآیندهای سیاسی و اجتماعی قدرت نقش آفرین شده اند. در شرایط جدید ازجمله مهم ترین مسیرهای قدرت آفرینی شهروندان، شبکه های اجتماعی مجازی و ازجمله اصلی ترین عرصه های این ایفای قدرت در رقابت های انتخاباتی است. این عرصه از سویی فرصت مناسبی برای آینده پژوهی و دیده بانی انتخابات فراهم کرده و از سوی دیگر ضرورت این نوع از پژوهش ها را مشخص ساخته است. تقریباً در تمام پژوهش های آینده پژوهی، دیده بانی (پایش و پویش) مقدمه لازم تلقی می شود. از طریق دیده بانی مناسب وقایعی که احتمال رخ دادن آنها وجود دارد مورد بررسی قرار گرفته و آسیب پذیری و غافل گیری کاهش خواهد یافت. انتخابات، همواره یکی از مهم ترین فضاهای عدم قطعیت در کشور ایران بوده است. هریک از دوره های انتخاباتی ایران پس از انقلاب با شگفتی سازی همراه بوده است و دیده بانی فضای کنونی این احتمال را تقویت می کند که مؤلفه شگفتی ساز انتخابات آتی، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی باشد.
"گلن هایمسترا بنیانگذار و صاحب پایگاه اینترنتی future.com است. یک آیندهشناس در سطح بینالمللی، که برای دو دهه به ارائه مشاوره به سازمانها و موسسات دولتی و غیر دولتی پرداخته است. او در سال 2006 کتابی با عنوان «تبدیل آینده به فرصت» توسط انتشارات جان وایلی (John Wiley) منتشر کرد. قبل از آن نیز در خلق اثری تحت عنوان «رهبری استراتژیک: دست یابی به آینده مطلوب» همکاری داشت.
مقاله حاضر منتخبی از سخنرانی گلن هایمسترا است که در کنفرانس NADCA CEO 2006 در قالب دو بخش ارائه شده است. در حالیکه بخش اول مروری بر تمایلات شکل دهنده آینده دارد، بعضی از مدلهای برنامهریزی که میتواند در برآورد فرصتها و چالشهای آینده مؤثر باشد، در بخش دوم مطرح شده است.
"