پژوهش حاضر، اثر تعدیلی محدودیت مالی با شاخص کاپلان و زینگالس (1997) را در رابطه ساختار دارایی های وثیقه شدنی و ساختار مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی می کند. بدین منظور، 155 شرکت برای یک دوره 11 ساله (1393-1383) بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد محدودیت مالی شرکت ها در رابطه کل دارایی های وثیقه شدنی با اهرم مالی و اجزای دارایی های وثیقه شدنی (اموال، ماشین آلات و تجهیزات، موجودی کالا و حساب های دریافتنی) با اهرم مالی شرکت، تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ به عبارت دیگر، با وجود محدودیت های مالی در شرکت ها، این رابطه تقویت می شود. در تحلیل فرضیه سوم، متغیر تعدیلی محدودیت مالی در رابطه بین دارایی های بلندمدت وثیقه شدنی با اهرم مالی بلندمدت تأثیری ندارد. متغیر تعدیلی محدودیت مالی در رابطه بین دارایی های کوتاه مدت وثیقه شدنی با اهرم مالی کوتاه مدت، نشان دهنده اثر مثبت و معناداری است. علاوه بر این اثر تعدیلی محدودیت مالی در اجزای دارایی های کوتاه مدت وثیقه شدنی (موجودی کالا و حساب های دریافتنی) با اهرم مالی کوتاه مدت به ترتیب، نشان دهنده رابطه مثبت و معنادار و نبود رابطه است.
Network data envelopment analysis models assess efficiency of decision-making unit and its sections using historical data but fail to measure efficiency of its units and their internal stages in the future. In this paper we aim to measure efficiency of stages of bank branches and obtain efficiency trend of stages during the time, then to estimate their efficiency in the future therefore we can be aware of stages inefficiency before occurrence and prevent them. First, a two-stage structure including deposit collection and loan giving was designed for bank branches using literature review and comments of experts. Human forces and fixed assets were considered as input variables of the first stage, deposit as mediator variable, delayed claims as interim variable, and loan amount as output variable of the second stage. Then, a dynamic network data envelopment analysis model was formulated and stages efficiency were obtained for 16 consecutive periods. Therefore, efficiency trend of stages was obtained during the time. In the following, efficiency of various stages of branches were estimated using artificial neural network and some recommendations are provided according to obtained amounts in order to prevent inefficiency before occurrence.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین زیر سیستم مدیریت دانش در سازمان یادگیرنده و هوش سازمانی و مؤلفه های آن در پتروشیمی تبریزاست .روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی همبستگی بوده و نمونه های تحقیق شامل 172 نفر از کارکنان سطوح شغلی کارشناس و کارشناس ارشد پتروشیمی تبریز و به صورت تصادفی انتخاب شد. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه مدیریت دانش مارکوارت با ضریب آلفای کرونباخ 901/0 و پرسشنامه هوش سازمانی آلبرخت با ضریب آلفای کرونباخ 968/0 و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی بوده است. نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس ضریب همبستگی پیرسون علاوه بر وجود رابطه مثبت و معنادار بین زیرسیستم مدیریت دانش و هوش سازمانی (ضریب همبستگی 782/0و 01/0 p <، بین زیرسیستم مدیریت دانش و تمامی مؤلفه های هوش سازمانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد) ضرایب همبستگی از 484/0 برای چشم انداز استراتژیک تا 727/0ب رای سرنوشت مشترک در سطح 01/0 p < معنادار بوده است در نهایت، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین مؤلفه های هوش سازمانی، سرنوشت مشترک، کاربرد دانش و اتحاد و توافق قادر به پیش بینی معنادار زیرسیستم مدیریت دانش در سازمان یادگیرنده هستند
بیش از سه دهه است که رقابت پذیری در فضاهای متفاوتی نظیر بنگاه ها، شرکت ها، شهرها، مناطق و ملت ها مطرح شده است و این مفهوم در بررسی علل موفقیت یا ناکامی نهادهای فوق به ویژه در عرصه های اقتصادی از اهمیت به سزایی برخوردار گردیده است. رقابت پذیریِ شهری در سطح حکومت های ملی و تعاملات جهانی به یک جزء حیاتی در رقابت پذیری اقتصاد ملی تبدیل شده است. در این پژوهش، 107 کشور از سرتاسر دنیا با 481 شهر به منظور ارزیابی تأثیر رقابت پذیری شهری بر رقابت پذیری ملی مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعه به صورت کتابخانه ای بوده و از داده های برخی نهادهای معتبر دانشگاهی و بین المللی برای این منظور بهره گرفته شده است. گرچه در برخی متون به طور موردی بر رابطه بین رقابت پذیری شهری و ملی تأکید شده است، اما در آن ها بر رویکردی جامع و فراتر از حدود یک شهر یا کشور یا منطقه ای خاص تمرکز نشده است. در این مقاله به صورت کمی نشان داده می شود که بین رقابت پذیری شهری و ملی ارتباط معناداری وجود دارد. بر مبنای تحلیل ارائه شده می توان از شاخص رقابت پذیری شهری به عنوان یک راهنما برای متناسب ساختن سیاست های شهری بهره گرفت. این امر می تواند در عرصه ملی یک بعد مهم از سیاست اقتصاد کلان و پی گرفتن توسعه اقتصادی ملی را تشکیل دهد. Abstract It is more than three decades that competitiveness has been raised in different subjects like, firms, companies, cities, regions and nations. This concept is important in surveying the reasons of success or defeat, especially in the economic areas. Urban/city competitiveness, also, is a crucial factor in the national or global economic interactions debates. There are 481 cities from all around the world in this study and study was performed librarian. The necessary data were retrieved from some reliable international agencies. Although in some papers it is partly noticed on relationship between urban/city competitiveness, but, the authors did not focused on a comprehensive approach beyond an especial city or country or region. In this paper, it is shown that there is a meaningful relationship between urban/city competitiveness and national economic competitiveness (in global level). On the basis of forgoing analysis city's competitiveness index can be used by policy makers as a guide to obtain some of national urban policies. This, in the national arena, can be a negligible factor in macroeconomic and developmental policy making. Keywords: Competition; City Competitiveness; Urban Competitiveness; National Competitiveness; Territorial Competitiveness; Global Competitiveness.
دستیابی به مزیت رقابتی پایدار از اساسی ترین راهبردهایی است که خرده فروشی ها باید به آن اهتمام داشته باشند. بنابراین تأثیرگذاری بر هنجارهای ذهنی مشتری بیشترین ثمربخشی را برای این مقصود در پی دارد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تصویر قیمتی و رسانه اجتماعی بر قصد خرید مشتری به واسطه نگرش و رضایت وی است. این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ روش از نوع توصیفی - پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش تمام افرادی است که تجربه خرید از هایپرمارکت ها/سوپرمارکت های شهر تهران را دارند و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوا و پایایی آن براساس ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. باتوجه به فرمول کوکران، تعداد 387 پرسشنامه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در جامعه هدف توزیع شد. همچنین برای بررسی فرضیه های پژوهش از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد خرده فروشی ها/ فروشگاه ها می توانند با ایجاد تصویر قیمتی مناسب برای خود، نگرش و رضایت مشتریان و به دنبال آن بر قصد خرید آنان اثرگذار باشند. همچنین می توانند با بهره گیری از رسانه اجتماعی نگرش و رضایت مشتریان خود را به طریق مطلوب متأثر کنند. در این مقاله اثر رسانه اجتماعی بر قصد خرید مشتری تأیید نشد. این می تواند به دلیل شرایط اقتصادی، محتوای نامطلوب یا کم تجربگی خرده فروشان در استفاده مؤثر از این عنصر باشد. به همین دلیل، به خرده فروشان توصیه شده است با بهره گیری از رسانه اجتماعی در جهت اثرگذاری بر المان های ذهنی مشتری بکوشند تا نیات رفتاری آینده او را تحت تأثیر قرار دهند.
سازمان های عصر حاضر برای پاسخ به چالش های محیط کسب وکار رویکرد نوینی به نام چابکی را برگزیده اند. اقتضائات این رویکرد بر نحوه سنجش عملکرد سازمان ها نیز تأثیرگذار است؛ ازاین رو با توجه به اینکه ارائه مدل های سنجش عملکرد اقتضائی در سال های اخیر و در پاسخ به شرایط متلاطم محیطی توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود جلب کرده است، لازم به نظر می رسد که متناسب با شرایط این گونه از سازمان ها و شرایط محیطی داخلی کشور، مدل سنجش عملکرد مطلوب سازمان های چابک داخلی ارائه شود. در این پژوهش، با استفاده از مرور ادبیات و استخراج معیارهای عملکردی مدل های رایج سنجش عملکرد و معیارهای مؤثر بر سنجش عملکرد سازمان های چابک و نیز طبقه بندی این معیارها با استفاده از متدولوژی نگاشت شناختی، نخست دسته بندی مناسب از این معیارها انجام می شود. در مرحله بعد با استفاده از متدولوژی مدل سازی ساختاری–تفسیری، مدلی برای سنجش عملکرد سازمان های چابک ارائه می شود. نتایج پژوهش در مدلی متشکل از یازده معیار کلی و هشت سطح استخراج شده است که نشان دهنده اهمیت معیارهایی چون رهبری، برنامه ریزی راهبردی و فرهنگ سازمانی به عنوان پرنفوذترین معیارها در عملکرد سازمان های چابک است که بر سایر معیارهای عملکردی مدل تأثیرگذار هستند.
تجربه و صلاحیت کارکنان بخش حسابرسی داخلی می تواند موجب بهبود گزارشگری مالی شود، و از طرفی انتظار می رود حضور حسابرسان داخلی در سمت های مدیریتی بیرون از بخش حسابرسی داخلی نیز موجب بهبود کیفیت گزارشگری مالی شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر چرخش حسابرسان داخلی بر کیفیت گزارشگری مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران است. داده های مورد استفاده در این پژوهش برای یک دوره شش ساله 1395-1390 از منابع گزارش های هیئت مدیره شرکت ها، صورت های مالی حسابرسی شده و همچنین از طریق مصاحبه با مدیران ارشد واحد حسابرسی داخلی، 50 شرکت نمونه استخراج شده است. به منظور آزمون فرضیه ها از رگرسیون چند متغیره با به کارگیری داده های ترکیبی و روش دو مرحله ای هکمن استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که، رابطه معناداری بین چرخش سیستماتیک حسابرسان به سمت جایگاه مدیریتی و نیز چرخش کارمندان واحد حسابرسی داخلی در درون واحد حسابرسی با کیفیت گزارشگری مالی وجود ندارد؛ و نظارت کمیته حسابرسی و نیز تخصص مالی حسابرسان داخلی نیز بر این ارتباط بی تأثیر است.
تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیمات مدیریت لجستیک و برنامه ریزی توزیع، نگرش یکسانی به مؤلفه های مکانیابی و موجودی نظیر مقدار سفارش، مقدار ذخیره اطمینان مراکز ذخیره سازی موجودی و جوابگویی به تقاضاها دارند. هدف اصلی این مقاله تصمیم گیری در مسائل لجستیک نظامی است که در آن ضمن مکان یابی مراکز پشتیبانی، هزینه های مسئله حداقل و زمان رسیدن محموله ها به مناطق پیش بینی شده نیز حداقل گردد و درنتیجه سطح سرویس دهی که منجر به رضایتمندی یگان ها می شود حداکثر گردد. در این مقاله به مسئله مکان یابی و موجودی در یگان های پشتیبانی در شرایط پویا و عدم قطعیت در قالب برنامه ریزی ریاضی سه سطحی پرداخته شده است. در این مقاله پشتیبانی مناطق به عنوان سطح اول و پشتیبانی یگان ها یا مراکز توزیع به عنوان سطح دوم و یگان ها به عنوان سطح سوم در نظر گرفته شده است، مسئله تحقیق تعیین تعداد و مکان استقرار واحدهای پشتیبانی (انبارها) و سطح موجودی آنها و تخصیص یگان ها یا واحد پشتیبانی مستقیم (به صورت سیار یا ثابت) جهت تامین کالا های مورد نیاز می باشد به طوری که ضمن کاهش هزینه کل در کوتاهترین زمان ممکن برای چابکی، پشتیبانی به شکل مطلوب تر و علمی تری با افزایش رضایتمندی انجام گیرد و بتواند تمام واحدها در هر دوره زمانی به طور کامل با سطح قابل قبول تحت پوشش قرار دهد مدل ارائه شده چند کالایی و چند دوره ای تحت شرایط عدم قطعیت در میزان تقاضا و هزینه ها می باشد. در ادامه مدل پیشنهادی با رویکرد فازی با استفاده از رویکرد برنامه ریزی امکانی محدودیت شانسی را با ارائه ی شاخص فازی جدید که حالت توسعه یافته ی شاخص اعتبار است با نرم افزار حل شده است.
تحقیقات فراوانی درباره رابطه بین فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی در بین کارکنان سازمان های مختلف و بر اساس روش های مختلف انجام شده است؛ ازاین رو، هدف از پژوهش حاضر، به کارگیری روش فراتحلیل به منظور تحلیل و ترکیب نتایج مطالعات صورت گرفته پیرامون ارتباط فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی است. به منظور انجام فراتحلیل حاضر، 14پژوهش (از مجموع 22 پژوهش) که در سال های 1396- ۱۳۸0 و باهدف ارزیابی ارتباط بین فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی و متناسب با روش فراتحلیل انجام و در فصلنامه های معتبر داخلی به چاپ رسیده بودند، انتخاب شدند. در گام نخست ارزیابی پژوهش های منتخب، مفروضات همگنی و خطای انتشار، موردبررسی قرار گرفت. در مرحله دوم، ضریب اندازه اثر و نقش متغیر تعدیل گر، با به کارگیری نسخه دوم نرم افزار CMA مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها نشان دادند اندازه اثر یا ضریب تأثیر فرهنگ سازمانی بر رضایت شغلی معادل 542/0 است که برحسب نظام تفسیری کوهن، این میزان، تأثیری در حد بالا ارزیابی می شود. متغیر تعدیل گر محیط سازمانی نشان می دهد که در بین محیط دانشگاهی اندازه اثر (587/0) و در گروه غیردانشگاهی اندازه اثر (491/0) است. به بیانی دیگر، می توان گفت فرهنگ سازمانی محیط های دانشگاهی تأثیر بیشتری بر رضایت شغلی آن ها نسبت به محیط غیردانشگاهی داشته است.
این مقاله به بررسی اهمیت تحقق آستانه ی سود سال قبل از دیدگاه سرمایه گذاران در زمان اعلام سود می پردازد. هدف اصلی این مقاله پاسخ به این پرسش است که آیا بر مبنای نظریه ی انتظارات، می توان آستانه ی سود سال قبل را به عنوان یکی از نقاط مرجع سرمایه گذاران در نظر گرفت. برای آزمون فرضیه ها، نمونه ای متشکل از 75 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1386 تا 1389 انتخاب و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل رگرسیون چندگانه به روش داده های ترکیبی استفاده شد. نتایج آزمون فرضیه ی اول پژوهش نشان داد آستانه ی سود پیش بینی شده با بازده غیرعادی سهام رابطه ی مستقیم دارد. نتایج آزمون فرضیه ی دوم پژوهش نشان داد با کنترل سود پیش بینی شده، آستانه ی سود سال قبل به عنوان یکی از نقاط مرجع سرمایه گذاران در تصمیم های سرمایه گذاری مطرح نیست. به عبارت دیگر این پژوهش انگیزه های مبتنی بر بازار سرمایه، به عنوان محرک مدیریت سود پیرامون دستیابی به سود سال قبل را تأیید نمی کند.
گسترش روزافزون خدمات ارتباطات راه دور به ویژه خدمات ارائه شده توسط اپراتورهای تلفن همراه و افزایش رقابت، آن ها را به ارائه خدمات جدید و متنوع ترغیب کرده است. اپراتورها سعی می کنند با ارائه کیفیت و قیمت مناسب به عنوان عوامل مؤثر بر رضایت کاربران، علاوه بر حفظ کاربران خدمات فعلی، آن ها را برای پذیرش و استفاده از نوآوری های جدید تشویق نمایند. با توجه به اهمیت این مسئله، در این مقاله به بررسی اثر کیفیت خدمات و رضایت مشتری بر پذیرش خدمات جدید ارائه شده توسط اپراتورهای تلفن همراه و پیش بینی پذیرش نوآوری پرداخته شده است. تحلیل ارتباط سه فاکتور کیفیت خدمات، رضایت مشتری و پذیرش خدمات جدید در اپراتور همراه اول با استفاده از روش معادلات ساختاری مورد مقایسه قرار می گیرد. همچنین پس از استخراج فاکتورهای مناسب، احتمال پذیرش خدمات جدید با استفاده از رگرسیون لجستیک پیش بینی می شود. نتایج نشان داد که مشتری مداری و انعطاف پذیری در ارائه خدمات دارای اثر زیادی بر پذیرش نوآوری توسط کاربران اثرگذار می باشند و اپراتور همراه اول با تمرکز بر این دو شاخص در ارائه خدمات جدید می تواند کاربران زیادی را جذب نماید.
جانشین پروری یک راهبردی برای سازمان های آینده نگر در رویارویی با وقایعی نظیر بازنشستگی، استعفا، جابه جایی است تا از ورود افراد ناشایست به پست های کلیدی هنگام خروج مدیران اسبق از سازمان، جلوگیری شود. در دو دهه اخیر یکی از اساسی ترین چالش های پیش روی سازمان ها شناسایی، پرورش و بهره گیری از مدیران شایسته می باشد. هدف از مقاله حاضر طراحی مدل ساختاری تفسیری جانشین پروری مدیران منابع انسانی با توجه به رویکرد نظام ارزشی اسلامی است. بدین منظور ابتدا با مرور دقیق مبانی نظری و پیشینه پژوهش ابعاد و مؤلفه های جانشین پروری شناسایی سپس با توجه به نظر 10 نفر از اساتید حوزه و دانشگاه مدل بومی جانشین پروری مدیران منابع انسانی طراحی گردید. آنگاه با استفاده از نظرات خبرگان و ماتریس های مقایسات زوجی و روش ISM به سطح بندی ابعاد مدل بومی جانشین پروری پرداخته شده است. در پایان نیز با روش تحلیل میک مک وضعیت هر متغیر پژوهش مشخص گردید. نتایج تحقیق حاضر می تواند دید جامعی را به مدیران منابع انسانی سازمانی در شناخت بیشتر مؤلفه های اسلامی و ایرانی در نظام جانشین پروری ارائه نماید.
مدیریت خبرگزاری ها علاوه بر مباحث مدیریتی و چالش های این صنعت، با تغییرات اجتماعی و تعامل با محیطی پیچیده مواجه است که قابلیت های خاصی را می طلبد. این پژوهش با هدف شناسایی شایستگی های مدیران صنایع خلاق (مورد مطالعه: خبرگزاری های جمهوری اسلامی ایران) صورت پذیرفته است. پژوهش، کیفی و از نوع توسعه ای و روش آن تحلیل مضمون است و از نمونه گیری هدفمند مشارکت کنندگان با حداکثر اختلاف بهره برده است. داده ها و اطلاعات موردنیاز از مطالعه اسناد، منابع کتابخانه ای و نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق حاصل شده است. به این منظور با 25 تن از مدیران خبرگزاری ها، دبیران، سردبیران و خبرنگاران خبرگزاری های مختلف مصاحبه و در مجموع، مفاهیم استخراج شده از مصاحبه ها در 113 کد اولیه، 47 طبقه، 14مضمون فرعی و 5 مضمون اصلی دسته بندی شد. در نهایت، پنج بُعد شایستگی دانش (فنی و عمومی)، مهارت (فنی، انسانی، ادراکی)، نگرش (شناختی، عاطفی، رفتاری)، شخصیت (برونگرایی، سازگاری، تجربه پذیری، وظیفه شناسی) و توانایی (فکری و فیزیکی) شناسایی شدند که باید در فرایندی با یکدیگر مرتبط بوده و هر شایستگی در یک پیوستار مورد بررسی قرار گیرد. ارائة شایستگی های متناسب با نظام سیاسی اجتماعی حاکم، یعنی توجه به اقتضائات بومی، شرایط فرهنگی جامعه، روحیة انقلابی گری و اصول و ارزش های حاکم بر نظام جمهوری اسلامی ایران، از نتایج کلیدی این پژوهش است.