: شما نام و نشان تجاری خود را چگونه و با چه سیاستی به بازار عرضه می کنید به طوری که افراد جامع الشرایط، در یک مکان مناسب و برای یک دلیل مناسب در مورد آن، مشغول به گفتگو شوند؟ در این مقاله، امی هنری در خصوص مفهوم بازارگرمی توضیح می دهد، به تفسیر چگونگی کاربرد بازارگرمی در بازارهای ویژه ی نوجوانان می پردازد و همچنین نکاتی مفید را به منظور سر زبان انداختن نام و نشان تجاری شما، پیشنهاد می شود.
پژوهش حاضر با هدف الگویابی تعالی مدیریت دانش استراتژیک در شرکت فولاد مبارکه اصفهان انجام گردید. جهت دستیابی به این هدف پژوهشگر از روش کیفی و کمّی بهره برده است. لذا پژوهش از نظر نوع روش، پژوهشی آمیخته است. این تحقیق بر اساس نحوه گردآوری و ماهیت داده ها، تحقیق اکتشافی- توصیفی (پس رویدادی)است. همچنین این پژوهشاز نظر هدف توسعه ای- کاربردی می باشد. در روش کیفی با استفاده از فن دلفی فازی و در 10 مرحله به طراحی الگوی سرآمدی مدیریت دانش استراتژیک می پردازد. جامعه آماری روش کیفی،30 تن از خبرگان دانشگاهی و صنعتو جامعه آماری روش کمی را 521 نفر از کارکنان دانشی (صاحبان فرآیند، تیم مدیریت دانش، تسهیل کنندگان دانش، گروه راهبری) شرکت فولاد مبارکه تشکیل می دهند، که به کمک فرمول کوکران 221 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. اعتبار داده های روش کیفی با استفاده از روش اعتباریابی نیومن تایید گردید و پایایی و روایی روش کمی نیز به ترتیب با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عالی تاییدی محاسبه و تایید شد. در بخش کیفی تحلیل داده ها با استفاده از فن دلفی فازی و در بخش کمیداده های جمع آوری شده به کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها: در نهایت، الگوی سرآمدی مدیریت دانش استراتژیک (SKMEM) در سه مولفه(راهبرد، فرایند، نتایج)، 13 معیار و 80 زیرمعیار و با امتیاز 6170 به عنوان مدلی پیشنهادی جهت سرآمدی شرکت فولاد مبارکه اصفهان ارائه شده است. تا بدینوسیله سازمان بتواند ضمن تحلیل وضعیت دانشی خود اقدام به ارائه طرح ها و اقدامات بهبود نمایند و مسیر سرآمدی را طی نماید. همچنین، نتایج تحلیل کمی نشان داد که، شرکت فولاد مبارکه 4478 امتیاز را از الگوی سرآمدی مدیریت دانش استراتژیک کسب نموده است. که این نتیجه شکاف 1692 امتیازی را نشان می دهد.
انقلاب اسلامی ایران با پشت سرگذاشتن فراز و نشیب های بسیار ، به مرحله ای از تکامل رسیده است که امروزه در معادلات جهانی به عنوان یک قطب تعیین کننده، ایفای نقش می کند. این جایگاه رفیع در حالی بدست آمده است که جهان در حال گذر از یک پیچ بزرگ تاریخی است و انقلاب اسلامی برای نقش آفرینی بیشتر در آینده بشریت، با شرایط حساس و سرنوشت سازی روبه رو است. در چنین شرایطی باید دکترین و رهنامه جامعی تدوین شود تا چارچوب فکری و عملیاتی برای طی طریق در این مسیر پر تلاطم و دستیابی به قله پیشرفت مبتنی بر الگوی ایرانی اسلامی برای تمامی ارکان جامعه فراهم شود. بر اساس چنین ضرورتی، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) رهبر حکیم انقلاب اسلامی، منشور و رهنامه ای با عنوان بیانیه گام دوم انقلاب تدوین و ابلاغ کرده اند که ضمن ترسیم چشم انداز، راهبردهای تحقق آن را با استفاده از نظریه انقلابی که حاصل تجربه اندوزی از عمر چهل ساله انقلاب اسلامی است، تبیین کرده اند. بیانیه گام دوم انقلاب، رهنامه ای است که با روایت تاریخی انقلاب آغاز می شود و در آینده ای امیدبخش امتداد می یابد.
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش اجرای مدیریت دانش بر افزایش بهره وری نیروی انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی و از حیث هدف نیز کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به تعداد 680 نفر را شامل می شود. روش نمونه گیری در این مطالعه، تصادفی طبقه ای بوده که از طریق جدول نمونه گیری مورگان به تعداد 245 نفر محاسبه شده است. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه مدیریت دانش و بهره وری می باشد. پرسشنامه مدیریت دانش بر اساس مدل پروبست و همکاران بوده و هفت مؤلفه (شناسایی دانش، کسب دانش، توسعه دانش، تسهیم دانش، نگهداری دانش، استفاده از دانش و در نهایت ارزیابی مدیریت دانش) در بر می گیرد. پرسشنامه بهره وری به صورت محقق ساخته بوده، که بر اساس مدل اچیو طراحی شده است و حاوی شاخص های (اعتبار تصمیمات، شناخت شغلی، بازخورد عملکرد، سازگاری با محیط، رضایت از محل کار و انگیزه) می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها پس از تست نرمال بودن با استفاده از آزمون کلموگروف-اسمیرنف، از آزمون رگرسیون دوگانه و چندگانه استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که هر یک از هفت عامل پیاده سازی مدیریت دانش (شناسایی دانش، کسب دانش، توسعه دانش، تسهیم دانش، نگهداری دانش، استفاده از دانش، و در نهایت ارزیابی مدیریت دانش) بر افزایش بهره وری کارکنان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز مؤثر می باشد. و به ترتیب اولویت عامل نگهداری دانش دارای بیشترین مقدار (33/0) است و قوی ترین سهم یگانه برای تبیین متغیر ملاک را فراهم می کند و می تواند 33 درصد از تغییرات متغییر بهره وری نیروی انسانی را پیش بینی کند. سپس به ترتیب اولویت، استفاده از دانش (31/0)، ارزیابی مدیریت دانش (27/0)، کسب دانش (17/0)، شناسایی دانش (10/0)، تسهیم دانش (08/0) و در نهایت توسعه دانش (06/0)، در کل سطح معنا داری مدل، با مقدار 25/13F= و با دوربین واتسن (06/2) و سطح معنا داری (000/0=Sig) مورد تأیید می باشد.
هدف از پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی ابعاد مدیریت بر مبنای ارزش در دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران بوده است. این پژوهش توصیفی از نوع زمینه یابی و از نوع مطالعات کاربردی بوده است و داده های موردنظر با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد. روایی پرسش نامه با استفاده از روایی صوری و محتوایی و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل اعضای هیات علمی تمام وقت با مرتبه علمی استادیار، دانشیار و استاد بوده است؛ و از این جامعه تعداد 212 نفر با بهره گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برحسب درجه واحد دانشگاهی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی منجر به شناسایی دوازده بعد شامل اعتماد سازمانی، چشم انداز، خود ارزشیابی، آداب اجتماعی، مکانیزم های انگیزشی، مشتری محوری، تعهد سازمانی، آرمان گرایی، انسجام و یکپارچگی، آموزش و توانمندسازی، توسعه منابع و تجربه و مهارت گردید؛ و بعد آرمان گرایی رتبه اول و بعد مکانیزم های انگیزشی در رتبه آخر قرارگرفته اند؛ بنابراین شناسایی و ترویج ابعاد و مؤلفه های مدیریت بر مبنای ارزش می توانند ملاک و معیار مطمئنی برای برنامه ریزی ها، سیاست گذاری ها و تصمیم سازی ها در دانشگاه باشند.
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی را می توان به عنوان یک سند چشم انداز دقیق، مبتنی بر آرمانهای اسلامی و نقشه راهی برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی دانست که با مطالعه دقیق آن، می توان الگوی مدونی را برای یک نهاد اسلامی و با نگاه تمدنی استخراج کرد. هدف اصلی این پژوهش، ارائه الگوی نهاد تمدنساز، مبتنی بر تحلیل محتوای متن بیانیه گام دوم انقلاب و براساس روش تحلیل محتوای کیفی است که در گام اول، متن بیانیه توسط پژوهشگر به صورت دقیق و مداوم مطالعه، و با روش تحلیل محتوای کیفی آن، مؤلفه ها و مقوله های مرتبط با متغیر اصلی استخراج و دسته بندی، و در گام دوم با استفاده از روش گروه کانونی متغیرها به صورت الگوی مفهومی ترسیم شد و اعتباربخشی آن نیز صورت پذیرفت. مؤلفه های این الگو شامل پیشایندها و شرایط علی، اصول و اقتضائات، آسیبها و موانع و راهبردها است که از متن مورد نظر استخراج شد. در موضوع این مطالعه، اصول و اقتضائات شامل بسترهای تحول و تعالی نهادی، معنویت و ویژگیهای سرمایه انسانی همتراز است. در این مسیر موانع و آسیب های بیرونی و درونی شناسایی شد و در نهایت بیان راهبردهاست که ناظر به سؤال «چه باید کرد؟!»، و جزء تجویزی الگو است.
توسعه تأمین کننده یک نوع همکاری بین شرکت های تولیدکننده و تأمین کننده است. پس از آگاهی تولیدکننده از وضعیت تأمین کنندگان خود براساس معیارهای مرتبط با توسعه تأمین کننده، لازم است که فعالیت هایی مناسب برای توسعه تأمین کننده ارائه و اجرا شوند. در این مقاله، با استفاده از روش فراترکیب، ابتدا 102 مطالعه از 136 مطالعه یافت شده، انتخاب و سپس متون آن ها با نرم افزار اطلس تی آیی، کدگذاری شده است، در پایان 39 مفهوم برای فعالیت ها شناسایی و در چهار مقوله ملموس، ناملموس، روابط و محیطی و دو بعد درونی و بیرونی طبقه بندی شدند. قابل ذکر است که بیش از 93 درصد فعالیت های شناسایی شده، توسط مطالعات مربوط به صنعت خودرو نیز معرفی شده اند. برای بررسی روایی و پایایی فعالیت های شناسایی شده بترتیب از مثلث بندی منابع داده و پژوهشگر و ضریب کاپا استفاده شده است. براساس نظر خبرگان صنعت خودرو و محاسبه ضریب روایی محتوا و شاخص روایی محتوا، 12 فعالیت حذف و با اعمال تغییرات مورد نظر خبرگان در فعالیت ها، 27 فعالیت برای توسعه تأمین کننده در صنعت خودرو نهایی شدند. جامع بودن فعالیت های شناسایی شده در این مقاله، می تواند برای پژوهشگران این حوزه در صنایع مختلف و به ویژه صنعت خودروسازی مفید واقع شود.