پژوهش حاضر به بررسی تأثیر همزمانی قیمت سهام و نوسان های بازده سهام بر نقدشوندگی سهام می پردازد. بازه زمانی پژوهش از سال 1385 تا سال 1392 است. جامعه آماری پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده که نهایتاً 95 شرکت واجد شرایط در این مطالعه انتخاب شدند. جهت سنجش نقدشوندگی سهام از معیار عدم نقدشوندگی آمیهود استفاده شده است. همچنین همزمانی قیمت سهام با استفاده از معیار ضریب تعیین مدل بازار محاسبه شده و نوسان های بازده سهام به تفکیک نوسان سیستماتیک و غیرسیستماتیک به ترتیب از طریق جذر واریانس سیستماتیک و غیرسیستماتیک سهام محاسبه شده است. نتایج پژوهش حاکی از تأثیر مثبت همزمانی قیمت سهام و نوسان سیستماتیک بازده سهام بر نقدشوندگی سهام می باشد در حالی که نوسان غیر سیستماتیک بازده سهام دارای تأثیر منفی بر نقدشوندگی سهام است.
روایت""، تازه ترین چارچوب ارزیابی برای بررسی برندهای دنیا است که صاحبنظران با خلا قیتی وافر، در جستجوی چنین تفسیری از برندها هستند.
اثر حاضر با هوشمندی درخور به بررسی ""روایت"" نایک و آدیداس پرداخته است. نخست هر یک از لوگوهای آدیداس و نایک را جزء به جزء وارسی میکند و سپس بر فراز این نشانه شناسی، کلّیت و یکپارچگی لوگوی آدیداس و نایک را مدنظر قرار میدهد.
تیزبینی مؤلف این اثر آنجا ستودنی است که بر پایهی یک نظریهی نافذ، ""انسانها با برندها درمان میشوند""، شخصیت انسانهایی که نایک را برمیگزینند از شخصیت انسانهایی که آدیداس را برمیگزینند، کاملا ً تفکیک میکند؛ نگاهی که برای مالکان برندها و نیز کلینیکهای روانشناسی، هم کاربردی و هم سودزا است.
امروزه دانش به عنوان یک ابزار حیاتی برای حفظ و پیشرفت سازمان به شمار می آید. در دنیای رقابتی امروز بدون داشتن دانش لازم و خلق دانش جدید، موفقیت سازمان میسر نخواهد بود. در این مقاله به بررسی تأثیر خلق دانش بر مبنای مدل چهار مرحله ای نوناکو و تاکئوچی بر کسب مزیت رقابتی، بر اساس مدل 6 عنصریهنری مینتزبرگ (کیفیت طراحی عدم تمایز قیمت پشتیبانی تصویر)در شعب بانک کار آفرین تهران پرداخته شده است. در این تحقیق بر اساس نظر خبرگان و کارشناسان پرسشنامه هایی مشتمل بر دو بخش که بخش اول به دنبال ارزیابی شاخص های خلق دانش و بخش دوم به دنبال ارزیابی وضعیت رقابتی بانک بر طبق مدل شش عاملی مزیت رقابتی مینتزبرگ تهیه شده بود بین 185 نفر از مدیران و کارشناسان این بانک توزیع گردیدو تجزیه و تحلیل های آماری لازم انجام و فرضیه اثر مثبت و معنادار خلق دانش بر کسب مزیت رقابتی در ابعاد چهارگانه اجتماعی کردن، بیرونی کردن، ترکیب کردن و درونی کردن در بانک کارآفرینمورد تأیید قرار گرفت.
دکتر ابراهیم مظاهری، مهندس متالوژی دانشگاه امیرکبیر، به بازاریابی گرایش می یابد و با طی مدارج عالی، دکتری خود را از کانادا در رشته ی بازاریابی دریافت می کند. وی چندسالی است که استادیار بازاریابی دانشگاه لارنتین کانادا است.
گفت وگوی تلفنی ما با دکتر مظاهری، دو محور اساسی داشت که عبارت بودند از: الف)رفتار مصرف کننده ی اینترنتی، و ب) بازاریابی رسانه های اجتماعی. ویژگی این گفت وگوی تلفنی در آن بود که دکتر مظاهری از نتایج پژوهشهایش در این دو حوزه ی بازاریابی (رفتارمصرف کننده ی اینترنتی، و بازاریابی رسانه های اجتماعی) گفت که به تازگی پژوهش و معرفی کرده است.
دکتر مظاهری در همین 4 صفحه گفت وگویی که پیش رو دارید، به اصلی ترین نکات و موضوعاتی اشاره می کند که بهتر است مدیران قبل از راه اندازی سایتهای اینترنتی برای فعالیتهای کسب وکاری، با دقت آن را رعایت کنند.
اهمیت روز افزون نقش دانش در اقتصاد به تفکر «اقتصاد دانش محور» منجر شده است. اقتصاد دانش محور را می توان نوعی از اقتصاد تصور کرد که در آن تولید و بهره برداری از دانش نقش عمده ای در ایجاد ثروت ایفا می کند. بر همین اساس نیز هدف اصلی این مقاله بررسی تأثیر شاخص های اقتصاد دانش محور بر تولید ناخالص داخلی کشورها می باشد. در راستای هدف اصلی مقاله پنج فرضیه مطرح شده است. این تحقیق بر اساس هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و توسعه ای و بر اساس ماهیّت انجام کار از نوع توصیفی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کشورهایی می باشد که داده های مربوط به درجه اقتصاد دانش محور بودن آنها در پایگاه اطلاعاتی بانک جهانی موجود می باشد. تعداد این کشورها بر اساس داده های این پایگاه 148 کشور می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از آزمون های آماری کلموگروف- اسمیرنوف و آزمون رگرسیون استفاده شده است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که توسعه انسانی، رژیم اقتصادی و مشوق های اقتصادی، سیستم نوآوری و ابداع، آموزش و منابع انسانی و زیر ساخت های اطلاعاتی بر تولید ناخالص داخلی کشورها تأثیر دارند.
ویژگی های انگاره ی[1] اقتصادی جدید موجب انتقال ماهیت مزیت رقابتی از دارایی های ملموس به دارایی های ناملموس شده است. از این رو منابع انسانی به عنوان مهم ترین وجه دارایی های نامشهود هر سازمان بیش ازپیش اهمیت یافته است. اکنون توجه عمومی به منابع انسانی و هم راستایی اثربخش آن با راهبرد کلی سازمان جلب شده است. سامانه ی ارزیابی و معماری منابع انسانی باید در پاسخ به نیاز این انگاره ی اقتصادی جدید تغییر کند. نقشه ی راهبرد پویای منابع انسانی، ابزاری برای ارزیابی و بازتعریف نقش منابع انسانی به عنوان شریکی راهبردی است. این روش بر مبنای کارت امتیازی متوازن و پویایی شناسی سامانه ها توسعه داده شده است، تا درک مدیران و صاحبان کسب و کار، از منابع انسانی را دگرگون کند. در این تحقیق، پس از نگاه اجمالی به پیشینه ی تحولات در مدیریت راهبردی منابع انسانی، الگوی مفهومی جدیدی با استفاده از مفاهیم ارزیابی متوازن و با تکیه بر پویایی شناسی سامانه ها ارایه شده و چگونگی پیاده سازی این مراحل تشریح می شود.
سهام خزانه به معنای اخص، سهامی است که از سوی ناشر بازخریداری شده، به تملک آن در آمده و به منظور عرضه مجدد آن در آینده، نزد ناشر نگهداری می شود که کشورهای معدودی آن را صحیح می دانند و کشور ما نیز اخیراً آن را پذیرفته است. با وجود موجه بودن این نوع سهام از حیث تحلیل اقتصادی و مالی، از نظر تحلیل حقوقی به سادگی قابل توجیه نیست که در این نگاره براساس دو روش توصیفی و تحلیلی، دیدگاه های مختلف پیرامون ماهیت سهم را بررسی نموده و برمبنای تأسیس های حقوق اسلامی به نقد آن پرداخته ایم. در این رابطه به نظر می رسد برمبنای هیچ یک از دیدگاه رایج پیرامون ماهیت سهم، سهام خزانه به معنای بازخرید سهم و تملیک آن به شرکت ناشر قابل توجیه نیست و می بایست آن را نوعی سلب یا فک یا حبس مالکیت تلقی نمود. البته برمبنای دیدگاه گروهی از فقها که سهم را نوعی مالکیت مشاع در اصل سرمایه می دانند، می توان تملیک سهم به خود شرکت را نیز موجه دانست.