در این مقاله، مسأله زمانبندی همزمان کارها و فعالیت های نگهداری پیشگیرانه در ماشین های موازی نامرتبط با در نظر گرفتن اثر زوال مورد بررسی واقع شده است. با توجه به وجود اثر زوال و تأثیر آن روی زمان کارها، هدف یافتن تعداد و زمان بهینه فعالیت های نت و توالی بهینه کارها جهت حداقل کردن مجموع زمان اتمام کارها می باشد. نظر به فرسودگی ابزار و یا اثر زوال روی ماشین ها، ممکن است هر ماشین به چندین فعالیت پیشگیرانه در افق زمانبندی نیاز پیدا کند. پس از هر نگهداری پیشگیرانه، ماشین به شرایط اولیه باز می گردد و اثر زوال از سر گرفته می شود. در اینجا دو حالت جداگانه تابع اثر زوال وابسته به موقعیت کار در توالی و تابع اثر زوال وابسته به زمان بررسی شده است. همچنین مدت زمان انجام هر فعالیت نگهداری پیشگیرانه نیز تابعی صعودی نسبت به زمان شروع آن می باشد. به دلیل پیچیدگی بالای مدل از روش فراابتکاری جهت حل استفاده شده است. بر این اساس با توجه به کاربرد زیاد الگوریتم شبیه سازی تبرید در حل مسائل مختلف، این الگوریتم به عنوان رویکرد حل مدل انتخاب شده است. در نهایت، با ارائه مثال عددی و انجام تحلیل پارامترهای زوال به ارزیابی مدل و مقایسه عملکرد روش حل پیشنهادی پرداخته شده است.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری، توانمندسازی روان شناختی و تاثیر تعاملی متغیرهای جمعیت شناختی بر بهره وری کارکنان شهرداری منطقه زاهدان است. جامعه آماری این پژوهش راکلیه کارکنان اداری شهرداری مرکز و مناطق 2،1و 3 شهر زاهدان به تعداد 257 تشکیل می دهد. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان(1971) 155 نفر محاسبه شد. روش نمونه گیری تصادفی طبقه می باشد. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی کاری، توانمندسازی روان شناختی و بهره وری استفاده شد. داده های به دست آمده از پرسشنامه ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و از طریق آزمون های همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام، رگرسیون همزمان و تحلیل واریانس چند راهه با استفاده از نرم افزار spss 16.5 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که همبستگی مثبت و معناداری بین کلیه ابعاد کیفیت زندگی کاری و توانمندسازی روان شناختی با بهره وری کارکنان وجود دارد. در رگرسیون گام به گام بعد فرصت رشد و امنیت مداوم و بعد تاثیرگذاری بهترین توان پیش بینی کنندگی بهره وری را داشتند. از بین متغیرهای جمعیت شناختی تنها تعامل جنس× سابقه خدمت و تعامل سن × جنس منجر به تفاوت میانگین نمرات افراد (کارکنان) در مورد بهره وری شده است.
هدف این پژوهش، بررسی جایگاه اخلاق حسابرسی در ایران از منظر ادبیات منتشرشده در این زمینه است. جامعه آماری شامل کلیه مقاله های مرتبط منتشرشده در نشریه های پژوهشی و غیر پژوهشی و غیر حسابداری کشور از زمان شروع به کار آن ها تا انتهای تابستان سال 1395 است. در ابتدا با رویکرد آرشیوی مقاله های مربوط تهیه و سپس با رویکرد «تحلیل محتوا» و استفاده از سازه های چهارگانه «الگوی توسعه پایدار اخلاق حرفه ای حسابداری»، اولویت پژوهشگران شناسایی شد. یافته ها نشان داد که درزمینه اخلاق حرفه ای حسابرسی تا انتهای شهریور 1395 تنها 40 مقاله در نشریه های داخلی منتشرشده که 12 مقاله در نشریه های علمی پژوهشی حسابداری و مالی، 15 مقاله در سایر نشریه های حسابداری و 13 مقاله نیز در نشریه های غیر حسابداری و مالی منتشرشده است. تحلیل محتوای مقاله ها نیز نشان داد که 20 مقاله در سازه اخلاق فردی، 13 مقاله در سازه اخلاق اجتماعی و 7 مقاله نیز در سازه اخلاق اقتصادی- سازمانی قرار دارد. در سازه اخلاق زیست محیطی نیز تاکنون مقاله مرتبط با اخلاق حسابرسی منتشرنشده است. یافته های این پژوهش نشان داد که جایگاه اخلاق در حسابرسی نزد پژوهشگران در سطح بالایی قرار ندارد و تاکنون این موضوع موردتوجه بسیار اندکی قرارگرفته که می تواند زنگ خطری برای جامعه حرفه ای و دانشگاهی باشد، لذا در آینده باید این عقب افتادگی به نحو مناسب مدیریت و جبران شود
امروزه با توجه به رشد فضای رقابتی، شناسایی و درک اهمیّت عوامل مؤثّر بر رفتار خرید مشتریان ابزار قدرتمندی است که می توان با کمک آن خود را از رقبا متمایز ساخت و راهی برای جذب مشتریان فراهم کرد. با توجه به اینکه بسیاری از خریداران غالباً در خریدهای ناگهانی درگیر می شوند و بیش از نیمی از آنان در مراکز فروش، خریدهای خود را ناگهانی انجام می دهند؛ در این پژوهش، رابطة ویژگی های معاشرتی کارکنان و فضای داخلی فروشگاه با رفتار خرید ناگهانی در میان مشتریان فروشگاه های زنجیره ای شهروند تهران جامعة آماری تحقیق در نظر گرفته شده و تجزیه و تحلیل شده است. نمونه گیری به روش تصادفی در دسترس است که بر اساس فرمول کوکران 384 نمونه محاسبه شده و 398 پرسشنامه از جامعة آماری جمع آوری شده است. ابزار گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامة محقِق ساخته شده است. روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر استادان و صاحبنظران به دست آمده است و پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شده است؛ ضریب آلفای کرونباخ برای تمامی متغیرها و کل پرسشنامه 87/0 به دست آمده است. داده ها با استفاده از معادلات ساختاری و رگرسیون چندگانة تعدیل شده با نرم افزارهایspss و pls تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ویژگی های معاشرتی فروشندگان و فضای داخلی فروشگاه بر رفتار خرید ناگهانی تأثیر مثبت دارند. همچنین، نتایج نشان می دهد که دو عامل موقعیتی پول در دسترس و هدف از خرید رابطة بین حالات احساسی مثبت مشتریان و رفتار خرید ناگهانی را تعدیل می کنند؛ اما متغیر زمان در دسترس نتوانست نقش متغیر تعدیل گر را ایفا کند.
کارایی و رقابت بازارهای مالی جهان به توانایی تهیه کنندگان صورت های مالی در برقراری ارتباط کارا و مؤثر با سرمایه گذاران از طریق گزارشات مالی بستگی دارد. در مقایسه با تغییرات جهانی مبنی بر پذیرش IFRS، این پذیرش از طرف ایالات متحده امریکاهنوز قطعی نیست، به منظور دسترسی به این همگرایی مطالعاتی در جهت مقایسه دیدگاه دو گروه دانشگاهیان و کادر اجرایی صورت گرفته است . درخصوص همگرایی به سمت یک مجموعه استاندارد حسابداری جهانی اکثریت پژوهشگران اعتقاد دارند، همگرایی کارا و اثر بخش جهت ایجاد یک مجموعه جهانی استانداردهای پذیرفته شده حسابداری، برای تهیه کنندگان، استفاده کنندگان، حسابرسان، تحلیل گران و قانون گذاران سودمند خواهد بود . همگرایی در استانداردهای حسابداری نیازمند تغییرات پر هزینه و گسترده ای برای زیر ساخت و پیدایش استانداردهای جدید، مرحله اجرا در ایالات متحده امریکا و دیگر کشورها و همچنین نیاز به آموزش صحیح و مناسب برای مدیریت، حسابرسان و سرمایه گذاران می باشد
ااین پژوهش با هدف تعیین رابطه مولفه های سرمایه روان شناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) با رفتارهای مدنی سازمانی با توجه به نقش تعدیل کننده وظیفه شناسی اجرا شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان یک سازمان دولتی در شهر اهواز 1393 تشکیل دادند که از میان آن ها 279 نفر به شیوه سهل الوصول (دردسترس) انتخاب شدند. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه سرمایه روان شناختی (ناگیوئن و همکاران، 2012)، پرسشنامه رفتارهای مدنی سازمانی (لی و آلن، 2002) و پرسشنامه وظیفه شناسی (دنوی و اوزوالد، 2012) بود. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین سرمایه روان شناختی با رفتارهای مدنی سازمانی (01/0>p) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد . همچنین بین سرمایه روان شناختی با وظیفه شناسی (01/0>p) و بین وظیفه شناسی با رفتارهای مدنی سازمانی رابطه مثبت و معنادار (01/0>p) به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که وظیفه شناسی قادر به تعدیل رابطه بین خودکارآمدی و امیدواری با رفتارهای مدنی سازمانی معطوف به افراد ، و وظیفه شناسی قادر به تعدیل رابطه بین خودکارآمدی با رفتارهای مدنی سازمانی معطوف به سازمان است.
همسویی سیاست های امنیت اطلاعات بازاریابی با برنامه سیستم های اطلاعات استراتژیک به منظور حداکثر بهره برداری از دارایی های اطلاعاتی، توجه متخصصان این حوزه را به خود اختصاص داده است. از اینرو هدف پژوهش حاضر، دستیابی به مدلی است که ابعاد و مؤلفه های همسویی سیاست های امنیت اطلاعات بازاریابی با برنامه سیستم های اطلاعات استراتژیک را تبیین کند. در این راستا ابتدا ابعاد و مؤلفه های همسویی با استفاده از روش های اسنادی، کتابخانه ای و مرور ادبیات موضوع شناسایی شد و سپس مدلی مفهومی بر اساس روش دلفی به دست آمد. این مدل شامل ابعاد مدیریت و راهبری، مشارکت، اطلاعات، معماری فناوری اطلاعات، و ارتباطات، هر کدام به ترتیب با 13، 6، 10، 4، و 6 مؤلفه است. در ادامه با بررسی روابط علت و معلولی میان ابعاد مدل با استفاده از روش دیمتل، مشخص شد که مدیریت و راهبری، معماری فناوری اطلاعات و مشارکت، ابعاد اثر گذار یا علت ها و ارتباطات و اطلاعات، ابعاد اثر پذیر یا معلول ها هستند. در پایان با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مدل آزمون شد و راهکارهایی برای ارتقاء میزان همسویی سیاست های امنیت اطلاعات بازاریابی با برنامه سیستم های اطلاعات استراتژیک ارائه گردید.
یکی از هدف های مهم روان شناسان صنعتی و دست اندرکاران سازمانی توصیف و تبیین رفتارهای سازمانی است. در این میان قلدری در محل کار مشکلی گسترده در زندگی کاری و یکی از خطرهای شغلی مربوط به محیط کار است که اگر نادیده گرفته شود، تشدید می شود. هدف از این پژوهش شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر قلدری در محل کار و روش تحقیق به کاررفته آمیخته از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری پژوهش دستگاه های اجرایی شهر بندرعباس بودند. در بخش کیفی، با 12 نفر مصاحبه شد و با استفاده از روش تحلیل محتوا عوامل مؤثر شناسایی شدند. در بخش کمّی، تعداد 240 پرسشنامه گردآوری و برای ارزیابی داده ها از نرم افزار Spss استفاده شد. پایایی بازآزمون برای محاسبه پایایی مصاحبه های انجام گرفته به کار رفت و برای بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد پنج عامل اصلی بر قلدری در محیط کار تأثیر می گذارند که برای هر یک از آن ها تعدادی زیرشاخص نیز شناسایی شد. این پنج عامل عبارت اند از: عوامل زمینه ای، عوامل فردی روان شناختی، عوامل شغلی حرفه ای، عوامل سازمانی، و عوامل رفتاری نگرشی. بین عوامل شناخته شده، عوامل زمینه ای بیشترین تأثیر و عوامل شغلی کمترین تأثیر را در بروز قلدری دارند.
فزونی انتظارات مشتریان از برندها، شرکتها، و سازمانها هر لحظه بیشتر و بیشتر می شود. شرکتهایی که نتوانند این انتظارات را فوری و مطابق سلیقه و نظر مشتریان برآورده کنند، به سرعت خود را حذف و برای تشریف فرمایی رقیبان آماده می سازند.
چه باید کرد تا همچنان در مدار کسب وکارها باقی بمانیم؟ پاسخ این پرسش این است:
1) حداکثر بهره برداری از تکنولوژیهای روز را به عمل آورید.
2) بر فراز امواج احساسات مشتریان پرواز کنید و به سرعت پاسخگوی انتظاراتشان باشید
این تکنولوژیها چیست؟ و چگونه آن را باید در فضای مشتریان و بر فراز امواج احساسات به کار انداخت؟ این راهکارها را در این اثر بخوانید.
با مخفف (CA) نشریه ای است هفتگی بزبان انگلیسی منتشر میشود. این نشریه از بیش از 12000 مجله علمی در زمینه شیمی خالص، مهندسی شیمی و صنایع وابسته به آن، چکیده تهیه میکند، همچنین چکیده مدارک متعددی از قبیل گزارشهای فنی، کنفرانسها، رساله ها، کتابها و سمپوزیم ها در آن درج میگردد CA مهمترین مرجع بازیابی اطلاعات در زمینه شیمی و علوم وابسته است و از نظر شمول بر جنبه های مختلف شیمی و داشتن فهرست های مختلف یک مرجع کامل و جامع است و میتواند بعنوان ماخذی جهت تحقیقات جاری(Current Awarness) و نیز مسائل گذشته (Retrospective) مورد استفاده قرار گیرد. این نشریه از سال 1907 انتشار یافته است و جانشین نشریه ای بنام: (Review of American Research) است. هر شماره از نشریه CA از دو قسمت چکیده و فهرست تشکیل شده است. در زیر هر یک از این دو قسمت تشریح میگردد.
یکی از مهم ترین نیازهای صنایع دفاعی کشورهای در حال توسعه، تصمیم گیری در رابطه با چگونگی نوآوری در بخش های دفاعی به دلیل گستردگی مأموریت ها در بخش های مختلف عملیاتی و رزمی، فرماندهی و کنترل، فناوری، ساخت و نگهداری تجهیزات و ادوات نظامی و حتی پشتیبانی و خدمات اداری و مالی یک موضوع کلیدی محسوب می شود. به همین دلیل، مقاله حاضر با هدف تحلیل تعامل عوامل مؤثر بر نوآوری سازمان های دفاعی با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) به رشته تحریر درآمده است و تلاش می کند به این پرسش اصلی که برای نوآوری سازمان های دفاعی چه عوامل و معیارهایی می تواند مثمرثمر باشد، پاسخ دهد. این مقاله حاصل پژوهشی است که از نظر هدف، کاربردی از نظر روش تحلیلی - پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش صاحب نظران دانشگاهی و خبرگان آشنا به مباحث نوآوری، نوآوری سازمانی، مباحث مدیریت دولتی، مدیریت آموزشی و مدیران میانی و عالی سازمان های دفاعی می باشند که به صورت نمونه گیری هدفمند و بر اساس جدول مورگان تعداد 150 نفر تعیین گشت. برای جمع آوری اطلاعات از یک پرسشنامه محقق ساخته متشکل از 100 سؤال استفاده شد و پایایی آن 980/0 محاسبه شد و از آنجایی که داده ها نرمال بودند، برای تجزیه و تحلیل آن ها از آزمون تحلیل عاملی با استفاده از نرم افزار لیزرل بهره جویی شد و برای سطح بندی آن ها از رویکرد مدل سازی ساختاری – تفسیری (ISM) استفاده گردید. عمده ترین نتایج پژوهش به این قرار است: برای دستیابی به نوآوری سازمانی سازمان های دفاعی محرک های فضای کاری مناسب؛ عوامل درونی سازمانی؛ بینش و اهداف مشترک بین کارکنان؛ برنامه های انگیزشی و حمایتی؛ مدیریت فناوری اطلاعات؛ مدیریت افراد؛ مدیریت دانش؛ آموزش و فرآیند یادگیری کارکنان؛ تحقیق و توسعه؛ ویژگی های مدیریتی؛ فرآیند محوری بودن؛ آینده نگری؛ مدیریت خلاقیت؛ نوآوری در رفتار؛ نوآوری در فرآیند؛ نوآوری در محصول؛ نوآوری در راهبرد و نوآوری در بازار مؤثر هستند.
بازاریابی و تبلیغاتْ در حال تغییر و تحول اند و باعثِ انقلابی هم در شکل و هم در عملکرد فناوری ارتباطات، به ویژه در کاربرد رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام، فیس بوک، توییتر، لینکدین و یوتیوب شده اند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق آمیخته (کمّی و کیفی) به دنبالِ شناسایی راهبردهای ترفیع بازاریابی رسانه های اجتماعی و درنهایت طراحی مدل ترفیعات بازاریابی رسانه های اجتماعی در اینستاگرام است. جامعه پژوهش در بخش کیفی، خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال است. برای تجزیه وتحلیل داده های کیفی از روش گراندد تئوری و در بخش کمّی از آمار توصیفی، تحلیل آماری تأییدی و معادلات ساختاری استفاده شد. در بخش کیفی، داده های حاصل از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته پژوهشگر و به صورت دستی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابیْ کدگذاری شدند و درپایان مدلی طراحی شد. یافته های بخش کیفی نشان می دهد بازاریابی محتوا، بازاریابی ویروسی و بازاریابی با افراد تأثیرگذار از مهم ترین راهبردهای ترفیع در اینستاگرام هستند. سرانجام در بخش کمّی، از شاخص بسیار مهم ریشه دوم برآورد واریانس خطای تقریب استفاده شد که مقدار این شاخص برابر با 09/0 شد که می توان گفت مدلْ برازش مناسبی داشته است و درنتیجه داده های این پژوهش با ساختار عاملی و زیربنای نظری تحقیقْ برازش مناسبی دارد و این، بیان گر هم سوبودن سؤالات با سازه های نظری است.