یادگیری الکترونیکی محدودیت زمانی و مکانی ندارد. برای یادگیرندگان یک محیط یادگیری انعطاف پذیر و راحت ایجاد می نماید. آنها را قادر می سازد به نحو اثربخشی یاد بگیرند، به سرعت مهارت های حرفه ای خود را توسعه دهند و پیشرفت حرفه ای کسب نمایند. هدف کلی این تحقیق بررسی امکان پیاده سازی نظام یادگیری الکترونیکی در دانشگاه خلیج فارس بوشهر می باشد. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه بوشهر در نیم سال تحصیلی 90-91 تشکیل می دهند و360 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. برای تأیید روایی پرسشنامه از روش اعتبار محتوی استفاده گردید. بدین منظور، نظرات اعضای هیأت علمی و افراد صاحب نظر اخذ و اعمال شد. پایایی پرسش نامه توسط آلفای کرونباخ سنجیده شد. این ضریب برای بخش های مختلف پرسشنامه بین 90/0 تا 97/0 بدست آمد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل واریانس یک طرفه ANOVA و آزمون تی) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر برای شرکت در یادگیری الکترونیکی آمادگی نسبی دارند. به علاوه تحلیل استنباطی داده ها نشان داد که دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی و دانشجویان دانشکده فنی و مهندسی از نظر آمادگی برای شرکت در یادگیری الکترونیکی دارای بالاترین امتیاز بودند ولی بین این دانشکده ها با دانشکده های دیگر تفاوت معناداری وجود ندارد.
در عصر حاضر که دانش عامل مزیت ساز در سطح مناطق و کشورهاست، نقش اکوسیستم های کارآفرینی که فعالیت های نوآورانه و کارآفرینانه دانش بنیان را تقویت می نمایند، بسیار کلیدی است. تا آن جا که سبب رقابت پذیری مناطق و جذب منابع تولید و ایجاد ثروت می شوند. حال این سوال مطرح می شود که مدل دست یابی به رقابت پذیری منطقه ای مبتنی بر ساختار اکوسیستم کارآفرینی دانش بنیان، چیست؟ برای پاسخ دادن به این پرسش، پژوهش حاضر با هدف کاربردی، رویکرد کیفی و روش نظریه برخاسته از داده ها صورت بندی شد. در این راستا با 21 نفر از مطلعان نظری و عملی حوزه سیاست گذاری منطقه ای و کارآفرینی که به صورت هدفمند و بر اساس الگوی گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبه عمیق انجام گرفت. از میان مقولات مستخرج، «تغییر ذهنیت ذی نفعان به کارآمدی قابلیت های کارآفرینی دانش بنیان» به عنوان مقوله کانونی شناسایی شد که در صورت تحقق راهبردها در سایه شرایط محیطی و واسطه ای حاکم بر آن، پیامدهای مورد انتظار حاصل خواهد شد.
مطالعه حاضر، به بررسی تأثیر نظام حاکمیت شرکتی بر کارآیی مدیریت سرمایه در گردش می پردازد. در این پژوهش، از متغیرهای درصد مالکیت سهامداران نهادی، دوگانگی وظیفه مدیر عامل، اندازه هیأت مدیره، استقلال اعضای هیأت مدیره و کیفیت حسابرسی به عنوان ساز و کارهای نظام حاکمیت شرکتی و از شاخص EIwcm ، برای اندازه گیری کارآیی مدیریت سرمایه در گردش استفاده شد. در این راستا، اطلاعات 136 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1386 الی 1390 مطالعه و بررسی شد. برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون چند متغیره با استفاده از داده های ترکیبی بهره گرفته شد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که درصد مالکیت سهامداران نهادی و دوگانگی وظیفه مدیر عامل، اثر مثبت و معناداری بر کارآیی مدیریت سرمایه در گردش دارد، در حالی که متغیرهای اندازه هیأت مدیره، استقلال اعضای هیأت مدیره و کیفیت حسابرسی بر کارآیی مدیریت سرمایه در گردش، تأثیر معناداری نداشتند.
یکی از دستاوردهای سودمند فناوری اطلاعات در سازمان ها تیم های مجازی است. با بهره گیری از IT تیم های مجازی سرعت زیادی به عملیات سازمان بخشیده اند. یکی از مسایل مهمی که تیم های مجازی با آن روبه رو هستند،اعتماد است . هدف این پژوهش بررسی رابطه ی اعتماد و اثربخشی تیم های مجازی با تاکید بر نقش تسهیم دانش است. جامعه آماری این تحقیق تیم های مجازی موسسه ی فرهنگی تبیان وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی است. تعداد40 تیم مجازی مشتمل بر 200 نفر کارمند به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و گردآوری داده ها به وسیله ی پرسشنامه انجام شده است. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار ایموس صورت گرفته است. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد در شرایطی که متغیر تسهیم دانش در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشد، تاثیر مولفه های اعتماد بر اثربخشی تیم های مجازی افزایش پیدا می کند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی شاخص مشتری مداری و رابطه آن با تعهد سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه می باشد. از فرضیات اساسی این پژوهش وجود رابطه معنی دار بین شاخص مشتری مداری و تعهد سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان رسمی و اعضای هیأت علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه هستند و نمونه آماری 114 نفر می باشند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته مدیریت کیفیت فراگیر با پایایی حدود 955/0 و پرسشنامه تعهد سازمانی می یر آلن استفاده شده است. آزمون های آماری t گروه های مستقل، آزمون t و ضریب همبستگی مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد بین شاخص مشتری مداری و تعهد عاطفی کارکنان و استادان، بین مشتری مداری و تعهد عقلانی کارکنان و استادان بین مشتری مداری و تعهد هنجاری کارکنان و استادان دانشگاه آزاد اسلامی رابطه ای معنی دار وجود دارد.
پژوهش حاضر ذهنیت های اعضای دانشگاه ولی عصر رفسنجان را دربارة کاربرد فناوری اطلاعات مطالعه می کند و با به کارگیری روش کیو به دنبال شناخت ذهنیت های گروه های مختلف دربارة کاربرد فناوری اطلاعات است. بر این اساس بعد از مطالعة تالار گفتمان (دیدگاه های مختلف دربارة موضوع پژوهش)، نمونة مناسب کیو به صورت 42 گویه که نمایندة تالار گفتمان است، انتخاب شد. سپس، نمونة افراد مورد نیاز برای مطالعه شامل 58 نفر از استادان، دانشجویان و کارکنان دانشگاه انتخاب شدند و پرسشنامة کیو در اختیار آن ها قرار گرفت. بعد از جمع آوری و تحلیل داده ها سه الگوی ذهنی آشکار شد که بر اساس گزاره های متمایزکننده بدین صورت نامگذاری شد: دیده بانان[Mj1] علم، همه فن حریف ها و سرگردانان بی اعتنا. نتایج پژوهش نشان می دهد الگوی ذهنی دیده بانان علم به دلیل تعداد بیشتر مشارکت کنندگان و جایگاه مهم مشارکت کنندگان نمایندة این الگوی ذهنی در مطالعة کیو، نسبت به سایر الگوها غالب بود.
هدف و مقدمه: کسب وکارهای نوپا و نوآور امروزه از مهم ترین عوامل اشتغال زایی و خلق ثروت برای کشورها محسوب می شوند. برای توسعه کسب وکارهای نوپا و نوآور نیاز به وجود منظومه ای جامع و اثربخش متناسب با ماهیت و نیازهای آنها هست. روش شناسی : پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل منظومه ای کسب وکارهای نوپا و نوآور با رویکرد کیفی فراترکیب انجام شده است. لذا، در این پژوهش به بررسی مقالات و گزارش های موسسات مشاوره معتبر پرداخته شده است. یافته ها: نتایج نشان داده که مدل منظومه ای کسب وکارهای نوپا و نوآور شامل ده عنصر کلیدی تیم بنیان گذار، سیاست گذاری و قانون گذاری، منابع مالی، بازار و رقبا، ایده ها، متغیرهای کلان، بسترهای مشهود و نامشهود، استقرار شرکت های بزرگ، فرهنگ کارآفرینانه و مدیریت استعدادها می شود. ابعاد و شاخص های مرتیط با هر یک از عناصر کلیدی در یافته های پژوهش ارائه شده است. بحث و نتیجه گیری : به منظور ایجاد یک منظومه کسب و کارهای نوپا و نوآور متغیرهای کلان و خرد باید درنظر گرفته شوند از جمله اینکه ثبات محیطی به ویژه ثبات اقتصادی و سیاسی، داشتن چشم انداز برای کسب وکارهای نوپا و نوآور در سطح حکمرانی، سیستم قضایی قدرتمند که توانایی نظارت بر فعالیت ها و جلوگیری از فساد را داشته باشد الزامی است. فراهم کردن بسترهای فیزیکی و غیرفیزیکی از جمله بستر فناوری و ارتباطات، حمل و نقل و زنجیره تامین، زیرساخت فیزیکی، زیرساخت اولیه، سرمایه اجتماعی و شبکه ها برای فعالیت منظومه ای ضروری بوده تا اجزا و بازیگران آن بتوانند به خوبی با یکدیگر تعامل داشته و فعالیت های یکپارچه خود را انجام دهند. وجود ایده های فراوان و دسترسی به ایده ها و به کارگیری آنان باید در منظومه تسهیل یابد و استقرار شرکت های پیشرو محلی و بین المللی و همچنین شرکت های با سهم بالای تحقیق و توسعه به این امر کمک می کند. حتی در تجاری سازی ایده، همین شرکت ها می توانند مشتریان کسب وکارهای نوپا شوند. ترویج فرهنگ کارآفرینی به ارتقای اعتماد به نفس و تحمل شکست، ریسک پذیری افراد کمک کرده و تشویق بنیانگذاران به ارائه داستان های راه اندازی کسب وکارها به ترویج خویش فرمایی منجر می شود. نگاه ویژه به کارآفرینان و ایجاد موقعیت اجتماعی مثبت، برگزاری رویدادها و کنفرانس های عمومی و تخصصی برای ترویج فرهنگ کارآفرینی بسیار موثر واقع خواهند شد. جذب و مدیریت استعدادها در این منظومه برای پرورش ایده و تجاری سازی از عناصر کلیدی است که باید به ابعاد مختلف آن از جمله استقرار دانشگاه های طراز اول و همکاری با دانشگاه های برتر بین المللی در انتقال دانشجو، جذب نیروی کار مهاجر و ایجاد تنوع فرهنگی، امکان جابجایی نیروی کار میان سازمان های مختلف خارجی و داخلی، ارائه آموزش های تخصصی کارافرینی در هدایت و پرورش افراد مختلف باید مورد توجه قرار گیرند. در سطح سیاست گذاری باید قوانین تسهیل گر و متناسب با نیازها و ماهیت کسب وکارهای نوپا و نوآور در زمینه قوانین کار، قوانین ورشکستگی، حمایت از مالکیت فکری و قوانین تسهیل کننده فعالیت کسب وکار و استمرار آن در بلند مدت در اولویت قرار گیرند. سیاست گذاران با ارائه مشوق ها و مقررات تسهیل گرانه و الزام آور بودن قراردادهای سرمایه گذاری به جذب سرمایه گذارهای مختلف در کسب وکارهای نوپا و نوآور موثر خواهند بود. یکی از نیازهای کلیدی کسب وکارهای نوپا و نوآور منابع مالی است که این منابع یا درونی هستند یا منابع بیرونی. منابع درونی همان منابع خود راه انداز یا منابعی است که خانواده و دوستان بنیان گذار تامین می کنند اما برای منابع بیرونی با ایجاد بسترهای لازم و امنیت سرمایه گذاری و همچنین ارائه مشوق ها و برنامه های مختلف انواع مختلفی از منابع مالی مانند سرمایه گذاری خطرپذیر، فرشتگان، تامین مالی جمعی ، منابع بدهی مانند وام های خُرد و ارزهای دیجیتال با کارکرد روش های نوین تامین مالی در این منظومه یافت می شوند. در منظومه کسب وکارهای نوپا و نوآور تشکیل تیم های با تجربه و پیشینه های متنوع بسیار حائز اهمیت است از جمله این که ویژگی هاسن، جنس، نژاد، تحصیلات و تجربه پیشین اعضا در موفقیت شکست راه اندازی کسب و کار در این تیم به موفقیت آنها کمک می کند، اگرچه افرادی با پیشینه های مختلف باید دارای مهارت های ارتباطی بالا برای حل تعارض های احتمالی در تیم با این میزان تنوع باشند.
این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری بین رهبری سوء استفاده گرانه، گرانباری نقش، فرسودگی و بیگانگی شغلی به مرحله اجرا درآمد. برای بررسی این مدل، از کارکنان مرد یک کارخانه، 168 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه فرسودگی هیجانی (مسلش و جکسون،1981)، پرسشنامه رهبری سوء استفاده گرانه (تپر،2000)، پرسشنامه گرانباری نقش (راد و همکاران،2008) و پرسشنامه بیگانگی شغلی (کورمن و همکاران ،1981) بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادله ساختاری(SEM) مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس مدل ساختاری بدست آمده، طی یک سلسله روابط چندسطحی رهبری سوء استفاده گرانه با گرانباری نقش، سپس گرانباری نقش با فرسودگی هیجانی و در پایان فرسودگی هیجانی با بیگانگی شغلی دارای رابطه معنادار (01/0P<) هستند. یک رابطه مستقیم نیز در مدل نهایی بین رهبری سوء استفاده گرانه با بیگانگی شغلی بدست آمد.