این پژوهش با هدف بررسی تأثیر متغیر های مختلف بر بازدهی صندوق های سرمایه گذاری مشترک در ایران انجام شده است؛ این متغیر ها عبارت از: تعداد واحدهای سرمایه گذاری صندوق ها؛ بانکی بودن یا نبودن صندوق ها؛ رتبه کارگزاری صندوق ها (مدیران صندوق ها)؛ نسبت فعالیت معاملاتی صندوق ها؛ اندازه صندوق ها؛ عمر صندوق ها؛ ارزش صدور و ارزش ابطال صندوق ها و بازده بازار است. در این پژوهش اطلاعات 39 صندوق سرمایه گذاری مشترک در یک بازه زمانی 24 ماهه از مهر ماه سال1390 تا شهریور ماه سال 1392 بررسی شده است. برای تخمین پارامترهای الگو از الگوی رگرسیون معمولی (OLS) و داده های مختلط (دیتا پانل) استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که بین تعداد واحدهای سرمایه گذاری صندوق، نسبت فعالیت معاملاتی صندوق، اندازه صندوق، عمر صندوق، ارزش صدور، ارزش ابطال، بازده بازار و بازده صندوق رابطه معناداری وجود دارد، ولی بین بانکی بودن یا نبودن صندوق ها و بازده صندوق ها رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین شواهد حاکی از این است که بین رتبه کارگزاری صندوق ها (مدیران صندوق ها) و بازدهی صندوق ها رابطه معناداری وجود ندارد.
این مطالعه، رابطه ی کارکردهای مدیریت راهبردی منابع انسانی و سرمایه ی فکری را مورد بررسی قرار می دهد. از آن جا که کارکردهای مدیریت راهبردی منابع انسانی به عنوان ابزارهایی به شمار می روند که موجب افزایش دانش کارکنان شده است، می تواند سرمایه ی فکری در سازمان را ارتقا بخشد. جامعه ی آماری این پژوهش، مشتمل بر تمامی یگان های مشغول به وظیفه در یکی از مراکز آموزش نظامی است. تعداد افرادی که دارای مشاغل کارشناسی در یگان های مختلف بودند 120 نفر برآورد گردید. نمونه ی آماری این پژوهش مطابق جدول مورگان 92 نفر به دست آمد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه بود. پرسش نامه ی کارکردهای مدیریت راهبردی منابع انسانی دارای پنج بعد: آموزش، پاداش، ارزیابی عملکرد، تأمین منابع انسانی و مشارکت کارکنان بود. برای سنجش سرمایه ی فکری نیز از پرسش نامه ای استاندارد با سه بعد: سرمایه ی انسانی، ساختاری و رابطه ای استفاده گردید. یافته های این پژوهش نشان داد که بین کارکردهای مدیریت راهبردی منابع انسانی با سرمایه ی فکری همبستگی چندگانه ی معناداری وجود دارد.
بیشتر پژوهشهای مدیریت سود که در ایران صورت گرفته، بر روی اقلام تعهدی غیرعادی تمرکز داشته
است. این در حالی است که مدیریت سود از دو طریق اقلام تعهدی و فعالیت های واقعی صورت می گیرد
و این دو مدیریت سود مکمل یکدیگر هستند (سانجایا و ساراگیه، 2012 ). از آنجایی که طبق پژوهش جونز
و همکاران ( 2008 )، اقلام تعهدی در نهایت منجر به تقلب می شود، تا کنون پژوهشی از بابت ارتباط بین دو
مدیریت سود تعهدی و واقعی در شرکتهای مشکوک به تقلب صورت نگرفته است. لذا در این پژوهش به
بررسی ارتباط این دو مدیریت سود در شرکت های مشکوک به تقلب بورسی ایرانی پرداخته شده است. به
منظور تجزیه و تحلیل این ارتباط از روش تحلیل پانلی استفاده شده است. در جهت تجزیه و تحلیل مذکور
از اطلاعات 107 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار که مشکوک به تقلب می باشند، در دوره
1387 ، استفاده شده است. یافته ها حاکی از این است که مدیریت سود واقعی بر مدیریت - زمانی 1392
سود تعهدی در شرکتهای بورسی مشکوک به تقلب، در سطح اطمینان 95 درصد، تاثیر منفی و معنی داری
دارد. در نتیجه، پژوهشگران، استانداردگذاران و حسابرسان بایستی به هر دو مدیریت سود تعهدی و واقعی
در شرکت های مشکوک به تقلب توجه لازم داشته باشند. همچنین بایستی کیفیت حسابرسی در شرکتهای
مشکوک به تقلب بورسی ایرانی تقویت شود
موسسه ی اینتربرند (Interbrand) برای آشنایی هرچه بیشتر صاحبان کسب و کار جهانی، مطالعه ی جامعی دارد با عنوان: ساخت چین: مطالعه ی برندهای چینی در سال 2007.
در نگاه پژوهشگران اینتربرند، ایجاد برندهای چینی به صورت جهانی، غیرقابل اجتناب است. برندهای چینی با خود این مشعل را حمل می کنند که از روی سایر برندهای آسیایی مثل تویوتا، سونی، سامسونگ عبور کرده اند. گزارش مزبور حاوی تعداد صفحات گسترده ای است که مترجم، سال گذشته آن را با دقت به انجام رسانده و در اختیار این فصلنامه قرارداد.
پژوهشِ حاضر با هدف درک بهتر مفهوم بی حسی سازمانی و شناسایی راهبردها و پیامدهای آن در سازمان های دولتی صورت گرفته است. روش بکار رفته در پژوهش، روش آمیخته بوده است. روش های آمیخته دارای دو بخش کیفی و کمی هستند. بخش کیفی با استفاده از روش گرندد تئوری و بخش کمی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و با الگو از مدل اشتراوس و کوربین انجام گرفته است. نمونه آماریِ بخش کیفی 15 نفر از خبرگان و مطلعین و بخش کمی 183 نفر از کارکنان سازمان های دولتی هستند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی و پایایی آن بررسی شده است. نتایج حاصل از بخش کیفی پژوهش، 198 کد باز، 25 کد محوری و 9 کد انتخابی بودند که با استفاده از نرم افزار MaxQda2018 انجام شده و در سه پارادایم محوری، راهبردها و پیامدها مفهوم سازی شدند. به منظور بررسی فرضیه های بخش کمیِ پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد و نتایج نرم افزار SmartPls3 نشان داد که مدل کلی پژوهش مقادیر RMS و GOF مناسبی دارد و فرضیه ها نیز همگی تأیید شدند.
در شئون مختلف نظام اطلاعرسانی کشور پراکندگی و تشتت مشخصی حاکم است. یکی از عوامل موثر در این ناهماهنگی، نبود الگویی واحد برای ذخیره اطلاعات کتاب شناختی بر روی رسانه های جدید اطلاع رسانی ـ همچون کامپیوتر ـ در سطح ملی است. کشورهای پیشرفته از سالها پیش و کشورهای در حال توسعه طی دهه اخیر، هر یک الگویی ملی را برای خود طراحی و مورد استفاده قرار داده اند. در ایران نیز، پیش نویس الگویی تحت عنوان «ایران مارک» توسط مراکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، با اقتباس از الگویی به نام «یو. اس. مارک» که در کتابخانه کنگره مورد استفاده قرار گرفته، تدوین شده است. امید است این پیش نویس بتواند بین مراکز اطلاعاتی، نقش موثری را در هماهنگ نمودن شیوههای ذخیره و مبادله اطلاعات کتاب شناختی، ایفا نماید. این مقاله مروری است بر شرایط فعلی حاکم بر مراکز اطلاعاتی کشور و تشریح دلایل لزوم استفاده از یک الگوی ملی. در پایان مقاله نیز، خلاصه ای از الگوی مزبور ارائه شده است.
سازمان های امروزی به ویژه دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی، با محیط های به سرعت در حال تغییر روبه رو هستند و باید به طور مستمر نوآور باشند تا بتوانند در صحنة رقابت باقی بمانند و این فقط با ایجاد نظرها و پاسخ های قوی ناشی از فرایند خلاقیت سازمانی ممکن است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل محرک خلاقیت سازمانی در دانشگاه خلیج فارس انجام گرفته است. بدین منظور، موضوع پژوهشی در قالب بررسی متون نظری خلاقیت در سازمان بررسی شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوة گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع همبستگی است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامة محقق ساخته بوده است که بین دانشگاهیان دانشگاه خلیج فارس توزیع شد. برای تعیین پایایی ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده و داده های جمع آوری شده با تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون خطی تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد مدل مفهومی پژوهش دربردارندة چهار بعد اصلی خلاقیت سازمانی، عوامل فردی، گروهی و سازمانی است. همچنین، نتایج نشان داد عوامل فردی و عوامل سازمانی به طور مستقیم، و عوامل گروهی به طور مستقیم و غیرمستقیم بر خلاقیت سازمانی تأثیر می گذارند.
یکی از ابزارهای تصمیم گیری استفاده کنندگان برون سازمانی از قبیل سرمایه گذاران، اعتباردهندگان، شرکت های تجاری و همچنین موسسات دولتی تصمیم گیری در خصوص سرمایه گذاری، اعطای اعتبار و ... تجزیه و تحلیل صورت های مالی شرکت ها می باشد. با توجه به پیشرفت سریع فناوری و تکنولوژی های کامپیوتری می توان اطلاعات دقیق تری نسبت به اطلاعات سنتی در اختیار تصمیم گیرندگان قرار داد. تا بتوانند تصمیم گیری های مناسب تری را در خصوص احتمال برگشت سرمایه و یا وقوع بحران مالی قبل از وقوع و تحمل هزینه های سنگین اتخاذ نمایند.
هدف این تحقیق تدوین مدلهای پیش بینی کننده بحران مالی برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از نسبت های مالی و تکنیک های هوش مصنوعی می باشد. از این رو اطلاعات مالی مربوط به دوره زمانی 1370 الی 1388 جمع آوری و نسبت های مالی مورد نظر استخراج و الگوهای شبکه عصبی ANN، ترکیب آنالیز مولفه های اصلی و شبکه عصبیPCA+ANN برای پیش بینی بحران مالی یک، دو و سه سال قبل از وقوع آن تدوین شده است. سپس با توجه به نتایج بدست آمده، الگوها با یکدیگر مقایسه و بهترین الگو استخراج شده است. با توجه به نتایج آزمون مشخص گردید الگوی شبکه عصبی با استفاده از اطلاعات یک سال قبل از وقوع نسبت به سایر تکنیک های این پژوهش و سایر سال های مالی دارای کارایی بیشتری در پیش بینی بحران مالی شرکت ها می اشد.