"آموزش ضمن خدمت از ابزارهای مهم روزآمدسازی توانمندی حرفهای کتابداران و نیروی انسانی متخصص شاغل در نهادهای پژوهشی و آموزشی است. مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشاورزی در طول سالهای 1379 تا 1383، چهل دورة آموزشی ضمنخدمت را برنامهریزی و اجرا کرد. در این پژوهش به بررسی نظرات مدرسین و یادگیرندگان، در مورد این دورهها پرداخته شده است.
از جمله نتایج حاصل از این پژوهش رضایت 79 درصد مدرسین از مدیریت زمان در دورهها، نارضایتی 36 درصد مدرسین از وضعیت نور، صدا، گرمایش و سرمایش کلاسها، رضایت 80 درصد یادگیرندگان از نحوة فراخوانی در دورهها، نارضایتی 38 درصد یادگیرندگان از خدمات فوق برنامه و رضایت 85 درصد یادگیرندگان از میزان تسلط و آمادگی مدرسین در امر تدریس در طول دورهها میباشد. از جمله پیشنهادها میتوان به ارائة سرفصلهای تخصصیتر با زمانبندی کوتاهتر، هماهنگی با گروههای تخصصی مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشاورزی در طراحی و اجرای دورههای تخصصی و هماهنگی، ارتباط با مدرسین در زمانبندی و اجرای دورهها، ارائة دورههای تکمیلی برای دورههای برگزارشده و برگزاری دورههای آموزشی در استانهایی که دارای امکانات لازم هستند، اشاره کرد."
"بهرهوری در مراکز اطلاعرسانی نتیجة استفادة بهینه و مؤثر از منابع اطلاعاتی و بهبود کیفیت ارائة خدمات و ارتقای رضایت کاربران، دلپذیری در محیط کار، و افزایش انگیزه و علاقة کارکنان به کار بهتر میباشد که در نهایت، رشد و توسعة مراکز اطلاعرسانی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، این مراکز نیز از آشنایی با شیوههای اندازهگیری بهرهوری بینیاز نخواهند بود. بهرهوری یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد یک نظام است. در دهههای اخیر به اندازهگیری و بهبود بهرهوری نیروی انسانی، خلاقیت و نوآوری و تجزیه و تحلیلهای کارشناسی اهمیتی ویژه داده شده است و تفکر و تلاش برای شناسایی مشکلات و مسائل و راهها و طرحهای جدید به منظور استفادة مفیدتر و بهتر از منابع، به بهرهوری تعریف شده است.
بهرهوری، به زبان ساده عبارت است از رابطة بین ستادههای یک نظام و نهادههای فراهمشده برای تولید ستادهها. رابطة علّی بین بسیاری از متغیرها و عوامل مؤثر بر بهرهوری، بسیار پیچیده است. در یک مرکز اطلاعرسانی با توجه به حجم بالای نهادهها، تلاش در جهت افزایش کارآیی و بهرهوری ضروری به نظر میرسد."
بررسی همکاریهای علمی میان دانشمندان، از مباحث مطرح در حوزه علمسنجی است که در سالهای اخیر با استقبال بسیار از سوی پژوهشگران روبرو بوده است. همکاری دانشمندان در سطح بینالمللی، شکل گستردهای از همکاری و مشارکت علمی است که نتایج مطالعات انجامشده در این حیطه، بر اهمیت و مزایای آن تأکید دارد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی همکاری میان پژوهشگران ایرانی و پژوهشگران کشورهای جنوب شرق آسیا انجام گرفته است. ایران در 34 سال گذشته با هشت کشور واقع در جنوب شرق آسیا همکاری علمی داشته و مالزی، همکار اصلی ایران در میان دیگر کشورهای این منطقه محسوب میشود. همکاریهای علمی ایران و کشورهای جنوب شرق آسیا در این بازه زمانی از سیر صعودی برخوردار بوده و میزان همبستگی مثبت و معناداری میان تولیدات علمی این کشورها و میزان همکاری علمی ایران با آنها بهدست آمده است. بیشترین تألیفات مشترک ایران با هشت کشور آسیای جنوب شرقی، در حوزه موضوعی شیمی منتشر شده است. همچنین دانشگاه شهیدبهشتی در میان دیگر دانشگاهها و مؤسسات علمی و پژوهشی کشور، بیشترین همکاری را با کشورهای مذکور داشته. «مصطفی امینی» نیز بیشترین میزان تألیفات مشترک با نویسندگان این کشورها را بهخود اختصاص داده است.
یکی از پرجاذبهترین زمینهای کاربرد فناوری اطلاعات، کسبوکار الکترونیکی است. مدیران سازمانها باید بهنبال راهکاری برای تصمیمگیری در راستای بهینهسازی آمایش منابع در این حوزه باشند تا نحوه تخصیصهای هزینهای و سرمایهای خود را در این حوزه در سطوح عالی و راهبردی کنترل کنند. پرداختن به این موضوع نیازمند آن است که مدیران سازمان، سطح توسعهیافتگی خود را در حوزه کسبوکار الکترونیکی مشخص نمایند و با شناسایی عوامل مؤثر در رشد این رویکرد، به برنامهریزی برای بهبود وضعیت خود بپردازند. در این مقاله هدف آن است که با استفاده از ابزارهای فازی، به ساخت و توسعه مدلهای هوشمند در جهت تعیین وضعیت موجود سازمان و تصمیمگیری مدیران برای بهبود این وضعیت پرداخته شود. به این منظور برای مدلسازی این عوامل و میزان تأثیر آنها، ابتدا با بررسی پژوهشهای پیشین، عوامل مؤثر در توسعه رویکرد کسبوکار الکترونیکی شناسایی، و سپس با استفاده از نظر متخصصین و بهکارگیری روش دلفی، این عوامل دستهبندی شدند. در ادامه با استفاده از مدل «افسیام» به ترسیم روابط علت و معلولی میان عوامل و نمایش نوع و نحوه تأثیر عوامل بر یکدیگر پرداخته شده.
نتایج تحقیقات پژوهشگرانِ حوزه کتابداری و اطلاعرسانی از گرایش قابل توجه کاربران (اعم از متخصص و غیرمتخصص) به منابع غیررسمی اطلاعات حکایت دارد. با این حال، بهنظر میرسد که در متون علمی این حوزه بهعلل و عوامل گرایش یادشده چندان که باید پرداخته نشده است. در نوشته حاضر ضمن ارائه پیشینهای از برخی مطالعات انجامشده در داخل و خارج از کشور در ارتباط با نوع منابع اطلاعاتی مورد استفاده از سوی جویندگان اطلاعات، مهمترین دلایل اقبال کاربران به منابع غیررسمی اطلاعات تبیین میشود. بررسی نگارنده در متون مختلف فارسی و انگلیسی حکایت از این موضوع دارد که « اجتماعیبودن انسان » ، « اصل کمترین کوشش » ، « حس باورپذیری انسان » ، « الگوی صرفهجویی اقتصادی » و « اضافهبار اطلاعات » در زمره مهمترین دلایل کاربران در گرایش به منابع اطلاعاتی غیررسمی بهشمار میآیند. نگارنده بر این باور است که گرایش روزافزون کاربران (اعم از متخصص و غیرمتخصص) به منابع اطلاعاتی غیررسمی، در آینده نهچندان دور، به کمتوجهی و شاید هم بیتوجهی کاربران به منابع اطلاعاتی سنّتی نظیر کتاب و کتابخانه بینجامد.
"در پژوهش حاضر 90 صفحه وب از طریق جستجو در موتورهای جستجوی عمومی (گوگل، یاهو، و اماسان) به عنوان نمونه انتخاب شدند و میزان حضور عناصر ابردادهای (هسته دابلین و ابرنشانههای زبان نشانهگذاری فرامتن) در این صفحات و وجود رابطه معنادار بین حضور عناصر ابردادهای و نوع موتور جستجو مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج، نشاندهنده حضور بسیار کم عناصر ابردادهای هسته دابلین و ابرنشانههای زبان نشانهگذاری فرامتن در صفحات بازیابی شده میباشد، که بیانگر کاربرد بسیار کم عناصر ابردادهای در صفحات وب است. بهعلاوه، یافتههای این تحقیق نشان میدهد رابطه معناداری بین نوع موتور جستجو و حضور عناصر ابردادهای وجود ندارد، و این بدان معنا است که موتورهای جستجو از نظر لحاظ کردن ابردادهها در بازیابی منابع وب، تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند. "
رفتار اطلاعجویی و ابعاد آن در سالهای اخیر کانون توجه بسیاری از پژوهشگران کشورهای گوناگون قرار گرفته و در بسیاری از رشتهها آزموده و بررسی شده است. رابطه این متغیر با بسیاری از متغیرها مانند جنس، رشته، شغل، دانش افراد، شخصیت، تجربه و تخصص نیز سنجیده شده و نتایج سودمندی دربر داشته است. در این پژوهش، رابطه بین رفتار اطلاعجویی و دانش پیشین در دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تهران تحلیل و آزموده شده. نتایج حاکی از آن است که بین رفتار اطلاعجویی افراد و دانش پیشین آنها به طور کلی رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد. بین برخی ابعاد رفتار اطلاعجویی و ابعاد دانش پیشین افراد نیز رابطه معنادار و مثبتی مشاهده شده است؛ اما بین متغیرهای «زمان به عنوان عامل بازدارنده» و «تأیید دانش پیشین» که از ابعاد رفتار اطلاعجویی هستند با ابعاد اصلی دانش پیشین، همبستگی منفی به دست آمده. این نتایج با پارهای از نتایج پژوهشهای پیشین، سازگار و با برخی از آنها، ناسازگار است.
با توجه به اینکه کتابخانههای تخصصی نقش بسیار مهمی در ارائه خدمات به کاربران سازمانها و مراکز تخصصی دارند، لزوم شناسایی انواع خدمات این کتابخانهها و معرفی آنها بیش از پیش احساس میشود. در این مقاله تلاش شده با مروری بر مقالههای تألیفشده در زمینه خدمات کتابخانههای تخصصی، انواع خدمات و وظایف این کتابخانهها شرح داده شود.
جامعه پژوهش حاضر، کتابداران کاربر نرمافزار سیمرغ در 44 کتابخانه دانشگاهی بودند. نتایج نشان داد که میزان درک کلی کتابداران پاسخگو از واژگان محیط رابط نرمافزار سیمرغ 4/58% بود که با میزان درک مطلوب (80%) تفاوت معنادار داشت. تفاوت معناداری بین میانگین نمرات میزان درک کتابداران زن و مرد از واژگان محیط رابط نرمافزار وجود نداشت؛ اما بین میزان درک کتابداران شاغل در بخشهای مختلف کتابخانه از واژگان محیط رابط، در سطح 05/0 تفاوت معنادار وجود داشت. بین میانگین نمرات میزان درک کتابداران از واژگان بخش فنی نرمافزار و واژگان بخش جستجو تفاوت معنادار وجود نداشت. همچنین بین میزان درک کتابداران با مقاطع تحصیلی مختلف، کتابداران دانشآموخته در رشته کتابداری و دانشآموخته در دیگر رشتهها، و کتابداران با سوابق و تجربه کاری مختلف، تفاوت معنادار وجود نداشت. برگزاری دورههای آموزش نرمافزار و استفاده از راهنمای نرمافزار، در سطح 05/0 بر قابلیت درک واژگان محیط رابط نرمافزار در حد زیاد مؤثر بود.
یکی از مهم ترین دیدگاه ها برای بررسی شرایط و بستر اجتماعی نوآوری، بررسی محیط و عوامل نهادی است. مطالعه نهادها می تواند دریچه ای مناسب به زمینه و بستر ناپیدای نوآوری تکنولوژیک باز کرده و بسیاری از موانع و گلوگاه های نوآوری را تشریح کند. بر این اساس در این پژوهش نهادهای تاثیرگذار بر نظام نوآوری صنایع دفاعی به پنج دسته تقسیم شده و سپس با ایجاد گروه های کانون و استفاده از نظرات خبرگان، مصادیق این نهادها در دو وضعیت زمانی گذشته و آینده با یکدیگر مقایسه شده اند. این نهاد ها عبارتند از: نهادهای شناختی که اشاره به اصول و ارزش های اعتقادی، عادات ثابت فکری و نقشه های ذهنی دارند؛ نهادهای رفتاری که بیانگر عادات اجتماعی و شیوه های ثابت رفتاری هستند؛ نهادهای همکاری که ناظر به شیوه ها و استانداردهای همکاری درون سازمانی و بین سازمانی می باشند، نهادهای قانونی که در برگیرنده، قوانین، مقررات و آیین نامه های مصوب بوده و نهادهای اساسی که چارچوب های مرجع و قواعد کلانی هستند که بر اساس رهنمودها و اسناد بالادستی و مادر بر نظام نوآوری حاکم می باشند. بنابراین بر اساس دیدگاه نهادی درگذار به صنایع دفاعی فردا (هسته کوچک- شبکه بزرگ) علاوه بر جنبه های فنی نوآوری باید بستر و زیست بوم نوآوری دفاعی در پنج بخش فوق متحول شود.
دیدگاه های مختلفی نسبت به تعارض وجود دارد که بررسی این دیدگاه ها و مقایسه ی آن ها با دیدگاه اسلامی از اهداف این پژوهش می باشد. در این پژوهش از روش کتابخانه ای بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش بیانگر این مطلب می باشد که 1) سه نگرش عمده نسبت به تعارض در بین تئوری های مدیریت وجود دارد. نگرش اول مربوط به تئوری های سنتی و بوروکراسی می باشد که بر جنبه ی منفی بودن تعارض تاکید کرده اند و معتقدند که امکان اجتناب از تعارض وجود دارد. نگرش دوم شامل تئوری های روابط انسانی و همکاری می شود که معتقدند امکان اجتناب از تعارض وجود ندارد و وظیفه ی مدیریت را در ستیز و اجتناب از آن می دانند؛ با این وجود بیان می دارند که برخی از تعارضات در شرایطی می تواند مثبت باشد. نگرش سوم شامل تئوری های تعاملی و آشوب می شود که بر بعد مثبت تعارض بیش تر توجه نموده و معتقدند می توان با ایجاد تعارض، سازمان را در مسیر رشد قرار داد. 2) مکتب اسلام دیدگاه متعادلی نسبت به تعارض بیان داشته است. از یک سو درجاتی از تعارض را به دلیل آثار مخرب، منفی معرفی می کند و بر اجتناب، پیشگیری و یا حل آن ها تاکید دارد و از سوی دیگر با ایجاد سطوحی از تعارضات مثبت مانند تضارب آراء، رقابت سالم، انتقاد سازنده و مجادله به احسن موافقت می کند. 3) مکتب اسلام با هر یک از تئوری های مدیریت اشتراکات و تقابل هایی در زمینه ی تعارض و مدیریت تعارض دارد.
در این تحقیق، تاثیر مقدار و جهت حرکت هوای هجومی به سمت یک شعله گاز مورد بررسی قرار گرفته است. هدف، بررسی میزان انتقال حرارت از یک جت گرم (شعله) به یک صفحه ی موازی با جت (کف ظرف) می باشد که با قرار دادن دیواره هایی به اشکال مختلف در اطراف شعله، تغییر در مقدار و جهت هوای هجومی به سمت آن ارزیابی گردیده است. در همین راستا چند هندسه مختلف مدل سازی شده و برای هریک میزان انتقال حرارت از جت گرم به صفحه ی موازی با آن (بازده حرارتی) محاسبه گردیده است. نتایج نشان می دهد که قرار دادن یک مرز جامد بین محیط و فضای اطراف شعله موجب افزایش بازده حرارتی آن می گردد که کاهش اتلافات ناشی از انتقال حرارت جابجایی و انتقال حرارت تشعشعی علت اصلی این افزایش است. در هر حالت، میزان انتقال حرارت از دیواره ها بر بازده موثر بوده و عایق کردن مرز جامد موجب افزایش بازده گردیده است. همچنین، اگر بتوان هوای هجومی به سمت شعله را به صورت کنترل شده و از جهت پایین (زیر مشعل) به جت نزدیک کرد، بازده به طور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. پس از دست-یابی به مناسب ترین طرح جهت بهترین عملکرد و بیشترین بازده مشعل، با انجام
آزمایش هایی عملی میزان آلاینده های ناشی از قرار دادن طرح نیز اندازه گیری گردید که نتایج قابل قبول بودند.
صفحات دو قطبی در پیل سوختی در وزن و حجم و در نتیجه، هزینه های اقتصادی پیل بیشترین نقش را ایفا می کنند. در ابتدا بخاطر نیاز مبرم ساختار پیل سوختی به رسانائی این صفحات، از فلزات و یا گرافیت، استفاده می شد. با توجه به پدیده های خوردگی و هزینه های بالا و همچنین رشد صنعت پلاستیک استفاده از کامپوزیت ها در ساخت صفحات متداول گشت.
در این مقاله ساخت صفحات دوقطبی توسط کامپوزیت های ترموپلاست مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس مطالعات انجام شده، در بین پلیمرهای قابل استفاده در ساختمان صفحات، پلی اتیلن (با توجه به تولید آن در داخل کشور) به عنوان ماتریس پلیمر انتخاب و به دلیل نیازمندی صفحات به رسانائی از گرافیت و دوده بعنوان پرکننده استفاده شده است. در مرحله نهائی نیز این ترکیب با توجه به خواص مطلوب صفحات دو قطبی در پیل، که مهمترین آنها هدایت الکتریکی بالایs/cm 50 (در جهت عمودی) و استحکام فشاری بالایMgPa 25 که شناخته شده است، ساخته شده و سپس بهینه سازی گردیده است. برای صفحات ساخته شده، تست های لازم انجام شده و هدایت حرارتی و خواص مکانیکی آن اندازه گیری شده است.