امروزه در دنیای کسب و کار منابع انسانی به عنوان سرمایه اساسی سازمان ها در کنار منابع فناوری، مالی و... مطرح بوده و در حقیقت رکن اساسی هر سازمان در برآورده ساختن استراتژی ها و حصول اهداف می باشد.با توجه به اهمیت منابع انسانی ، پژوهش حاضر برای ارائه چارچوبی هدف گذاری شده است که از طریق آن بتوان استراتژی های منابع انسانی را با تأکید بر بعد دانش که امروزه یکی از اصلی ترین منابع ایجاد مزیت رقابتی در سازمان ها می باشد، تدوین کرد. در مدل ها و رویکردهای پیشین، عدم توجه به بعد دانش کارکنان در تدوین استراتژی های منابع انسانی به صورت یک خلأ کلیدی قابل مشاهده می باشد که می توان تفاوت اساسی چارچوب توسعه یافته در این پژوهش را با مطالعات قبل در توجه به بعد دانش به عنوان یکی از تعیین کننده ترین ابعاد به خصوص برای سازمان های دانش محور موجود در تصمیمات استراتژیک منابع انسانی دانست که در حقیقت نوآوری و نتیجه اصلی این پژوهش نیز همین چارچوب تدوین استراتژی های منابع انسانی با تأکید بر بعد دانش می باشد که می تواند در کسب و کارهای نوین عصر حاضر که در حال حرکت به سوی دانش محوری می باشند، مورد استفاده قرار گیرد. برای اعتبار سنجی چارچوب پیشنهادی از روش نظر خبرگان که یکی از روش های تحقیق در مطالعات کیفی می باشد، استفاده شده است.
امروزه در دنیای کسب و کار منابع انسانی به عنوان سرمایه اساسی سازمان ها در کنار منابع فناوری، مالی و... مطرح بوده و در حقیقت رکن اساسی هر سازمان در برآورده ساختن استراتژی ها و حصول اهداف می باشد.با توجه به اهمیت منابع انسانی ، پژوهش حاضر برای ارائه چارچوبی هدف گذاری شده است که از طریق آن بتوان استراتژی های منابع انسانی را با تأکید بر بعد دانش که امروزه یکی از اصلی ترین منابع ایجاد مزیت رقابتی در سازمان ها می باشد، تدوین کرد. در مدل ها و رویکردهای پیشین، عدم توجه به بعد دانش کارکنان در تدوین استراتژی های منابع انسانی به صورت یک خلأ کلیدی قابل مشاهده می باشد که می توان تفاوت اساسی چارچوب توسعه یافته در این پژوهش را با مطالعات قبل در توجه به بعد دانش به عنوان یکی از تعیین کننده ترین ابعاد به خصوص برای سازمان های دانش محور موجود در تصمیمات استراتژیک منابع انسانی دانست که در حقیقت نوآوری و نتیجه اصلی این پژوهش نیز همین چارچوب تدوین استراتژی های منابع انسانی با تأکید بر بعد دانش می باشد که می تواند در کسب و کارهای نوین عصر حاضر که در حال حرکت به سوی دانش محوری می باشند، مورد استفاده قرار گیرد. برای اعتبار سنجی چارچوب پیشنهادی از روش نظر خبرگان که یکی از روش های تحقیق در مطالعات کیفی می باشد، استفاده شده است.
تعیین میزان انحراف از هریک از اهداف پروژه برای پیمان کاران و کارفرمایان امری ضروری است. میزان افزایش زمان پروژه تابعی از ریسک های مربوط به پروژه است. دستیابی به ابزاری که دست به ارزیابی سطح ریسک پروژه زده و به تبع آن میزان انحراف واقعی از برنامه زمان بندی را براورد کند، به شدت برای پیمانکاران سودمند است.
هدف از این مقاله ارائه یک متدلوژی ارزیابی ریسک فازی برای تعیین میزان ریسک زمانی پروژه و تخمین انحراف از برنامه زمان بندی پروژه است. این متدلوژی از نمودار تأثیرگذاری برای ساخت مدل و رویکرد ارزیابی ریسک فازی برای تخمین میزان افزایش زمانی هریک از فعالیت ها و انحراف زمانی فازهای پروژه استفاده می کند. سپس مقادیر به دست آمده از مدل ارزیابی ریسک فازی وارد برنامه کنترل پروژه شده و انحراف زمانی کل پروژه از برنامه زمان بندی مصوب محاسبه می شود. مطالعه عملی این مدل بر روی بخشی از یک پروژه بهسازی خط مربوط به اداره کل خط و ابنیه راه آهن جمهوری اسلامی ایران است. اعتبارسنجی مدل به وسیله مقایسه مقادیر براورد شده به وسیله مدل و مقادیر واقعی زمان فعالیت ها و محاسبه متوسط نسبت قدر مطلق خطاها انجام شد. متوسط نسبت قدر مطلق خطاها برای فعالیت ها برابر 75/10 درصد محاسبه شد. علاوه بر آن زمان کل پروژه برابر با 24/105 واحد براورد شد که در مقایسه با زمان واقعی کل پروژه ، یعنی 113 واحد زمانی نشان دهنده دقت بالای مدل برای استفاده در پروژه های عمرانی است.
ارزیابی درماندگی مالی شرکت ها بسیار حایز اهمیت است؛ زیرا شکست شرکت هزینه های مستقیم و غیر مستقیم بسیاری را برای ذینفعان به همراه دارد. از این رو استفاده از نسبت های مالی برای ارزیابی درماندگی مالی شرکت ها همیشه مورد توجه اعتبار دهندگان، سهام داران و تحلیلگران مالی بوده است. ارزیابی و پیش بینی به موقع و صحیح می تواند تصمیم گیرندگان را در یافتن راه حل بهینه و پیشگیری از درماندگی مالی یاری کند. تاکنون از الگوهای گوناگونی برای ارزیابی درماندگی مالی استفاده شده است. الگوهای به کار گرفته شده در این زمینه کاربرد بسیار زیادی در تصمیم های فعالان بازار مالی دارد. همواره سعی شده است تا دقت پیش بینی و ارزیابی این الگوها با استفاده از روش های پیشرفته تر بهبود پیدا کند.
در این پژوهش، هدف اصلی بررسی کارایی استفاده از الگوی جمعی تحلیل پوششی داده ها (DEA) و رگرسیون لجستیک (LR) در ارزیابی درماندگی مالی شرکت ها می باشد، هم چنین نتایج الگوی DEA با رگرسیون لجستیک (LR) مورد قیاس قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که الگوی LR نسبت به الگوی جمعی روش تحلیل پوششی داده ها در ارزیابی درماندگی مالی درون نمونه ای به طور معناداری بهتر عمل کرده است.
هدف این مقاله، تعیین امکان یا عدم امکان به کارگیری رهبری خدمتگزار در بانک مسکن و مقایسه دیدگاه های مدیران و کارکنان شعب در این خصوص بر اساس شاخص های جو سازمانی است. روش تحقیق به کار رفته در این بررسی، بر حسب هدف، کاربردی؛ بر حسب نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- تحلیلی و از نوع همبستگی است. مدیران و دیگر کارکنان شعب بانک مسکن در استان سمنان جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهند. از این جامعه، نمونه ای به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شده است. به کمک پرسشنامه ای که روایی و پایایی آن تأیید شد، داده های لازم گردآوری و به کمک آزمون های من ویت نی و دو جمله ای، بررسی های لازم روی فرضیه ها انجام شد.
نتایج به دست آمده نشان می دهد که تفاوت معناداری بین دیدگاه های مدیران و دیگر کارکنان در ابعاد ""رضایت از پاداش"" و ""رضایت از رویه ها "" وجود دارد. از سوی دیگر به کارگیری رهبری خدمتگزار فقط بر اساس یکی از شاخص ها- رضایت از پاداش- امکان پذیر بوده و با توجه به دیگر شاخص ها- وضوح هدف، وضوح نقش و توافق بر روی رویه ها- در سازمان تحت مطالعه امکان پذیر نیست.
جانشین پروری به عنوان یک زیرسیستمِ مدیریت منابع انسانی بر یادگیری سازمانی، افزایش رضایت شغلی کارکنان، نرخ گردش نیرو و عملکرد مالی سازمان تأثیرگذار است. جانشین پروری از زوایای گوناگون مورد مطالعه قرار گرفته و توصیه های زیادی از سوی محققان برای اجرای موفقیت آمیز و اثربخش آن ارائه شده است.
در این مقاله نخست توصیه ها بررسی و دسته بندی شده است. سپس با توجه به هدف مقاله که اندازه گیری بلوغ و گستردگی جانشین پروری در سازمان های بزرگ می باشد، شاخص ""گستردگی مدیریت جانشین پروری"" تعریف شده است. این شاخص دارای سه بعد، مدیریت فرایند و مدیریت تغییر در برنامه جانشین پروری، انتخاب جانشین و توسعه جانشین می باشد و در مجموع در بیست و دو مؤلفه توسعه پیدا کرده است. بررسی روایی محتوا، بررسی روایی همگرا و واگرا با استفاده از همبستگی مؤلفه ها و ابعاد، ضریب آلفای کرونباخ و روش آزمون موازی، مؤید روایی و پایایی شاخص توسعه یافته هستند. داده ها حاصل گردآوری اطلاعات از 23 سازمان زیرمجموعه یکی از وزارتخانه های کشور است. این شاخص بلوغ جانشین پروری را در سطح 1 تا 5 اندازه گیری می کند و می تواند مبنای عمل مدیران و مشاوران توسعه سازمانی در شناخت وضعیت فعلی جانشین پروری در سازمان های بزرگ، تحلیل فاصله و طراحی نقشه راه حرکت به سمت وضعیت ایدئال قرار گیرد.
سازمان های ارائه دهنده خدمات مالی مانند سایر سازمان ها می توانند از ارزش چرخه عمر مشتری به عنوان ابزاری در جهت رسیدن به هدف های مورد نظر خود در زمینه ارتباطات با مشتریان استفاده کنند. ادبیات علمی موجود در زمینه CLV بسیار گسترده است ، اما کم تر مطالعه ای خاص صنعت بانکداری صورت گرفته است. در این تحقیق با هدف ارائه الگویی برای تعیین ارزش چرخه عمر مشتریان صنعت بانکداری، مشتریان دارای حساب جاری در یکی از بانک های کشور مورد بررسی قرار گرفتند.
اهداف دیگر تحقیق تعیین وزن و اهمیت نسبی شاخص های مورد استفاده در دسته بندی مشتریان بانک، تعیین رتبه CLV هریک از دسته های مشتریان و مشخص کردن استراتژی های مناسب بانک در برخورد با هر یک از دسته های مشتریان است. در ارائه الگو از سه متغیر اصلی تازگی مبادلات (تعداد روزهای سپری شده از آخرین گردش حساب مشتریان) ، فراوانی مبادلات (تعداد گردش های مثبت حساب مشتریان) و ارزش مالی(مانده حساب مشتریان) استفاده شد. هم چنین اهمیت نسبی سه متغیر مذکور , wM) (wR , wF به عنوان مقادیر دیگر مورد استفاده قرار گرفت. در این تحلیل از نظر مدیران و کارشناسان بخش بازاریابی و امور مشتریان یکی از بانک های کشور و هم چنین داده های 382 مشتری حقوقی و 5113 مشتری حقیقی نمونه تصادفی که دارای حساب جاری در 33 شعبه بانک مورد بررسی در تهران هستند، استفاده شد. روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تعیین وزن و اهمیت هر یک از شاخص ها و مدل WRFM جهت دسته بندی و رتبه بندی CLV مشتریان در دو گروه حقیقی و حقوقی به کار برده شد که روش های تحلیل در این بخش خوشه بندی و تحلیل ممیز می باشند. پس از دسته بندی و تعیین رتبه هریک از دسته ها استراتژی های مناسبی که بانک در برخورد با هریک از دسته ها باید به کار گیرد، بیان شده است.
جهان امروز به سرعت در حال تغییر بوده و ارتباطات روز به روز در حال گسترش است؛ دسترسی به اطلاعات آسان تر می شود ؛ رقابت برای فروش محصول جدی تر می شود و دیگر نمی توان کالایی را به مشتری تحمیل کرد. به نظر می آید که موفق ترین تولیدکنندگان، یک اصل مهم را سرلوحه کار خود قرار داده اند ؛ یک اصل ساده و در عین حال مشکل، یعنی ""مدیریت خدمات مشتری"".
ادبیات مدیریت زنجیره تأمین و لجستیک بیان می کند که این اصل به هدفی استراتژیک برای شرکت ها تبدیل شده است وشرکت ها دریافته اند که با گسترش عملکردهای لجستیکی خود، رضایت مندی مشتریان و به تبع آن سهم بازار خود را افزایش می دهند.
این مقاله مبتنی بر رویکردQFD (گسترش عملکرد کیفیت) است و چگونگی استفاده از خانه کیفیت (HOQ) برای بهبود کارا و مؤثر فرایندهای خدمات لجستیک و در نتیجه رضایت مشتریان را نشان می دهد. هم چنین با توجه کیفی بودن عوامل از منطق فازی استفاده شده است . این متدولوژی در شرکت پارس الکتریک برای تعیین فعالیت های راهبردی در مدیریت استراتژیک محصول رادیو پخش به کار گرفته شده است.
در میان سازمان های مختلف مالی و اقتصادی ،بانک ها به عنوان یکی از مهم ترین ارکان هر نظام اقتصادی مطرح اند. بنابراین با توجه به نقش مهم بانک ها در توسعه کشور و هم چنین تعدد شعبه های آن ها، اندازه گیری کارایی شعبه های بانک حایز اهمیت است.
هدف اصلی این مقاله سنجش کارایی شعبه های بانک و استفاده از راهبرد ادغام به منظور به دست آوردن شعبه های کارا می باشد. بر این اساس نخست سیستم مفهومی ارزیابی کارایی شعبه های بانک تعریف شد ، سپس ورودی ها و خروجی با استفاده از برنــامه عملیــاتی بــانک تعیین شدند. در مرحله بعدی کارایی شعبه های بانک ملت استان تهران در قالب الگوی تحلیل پوششی داده ها به صورت غیرشعاعی (SBM) محاسبه شد تا شعبه های ناکارا مشخص شوند. سپس براساس سیاست های ادغام شعبه های بانک ،خوشه های ادغام تعیین شدند که در هر خوشه به صورت دودویی در هم ادغام می شوند. در پایان دوباره از طریق الگوی غیرشعاعی(SBM)؛ ارزیابی مطابق با روش خوشه بندی انجام گرفت تا کارایی آن ها سنجش شده و با کارایی اولیه مقایسه شود.
شرکتها برای تقویت خود از درون و رقابت پویا با دیگر شرکتها و رقبا، یک جعبه ابزار در اختیار دارند که در هنگام لزوم از هر یک از این ابزارها (قیمت، محصول، توزیع و ترفیع) در زمان و مکان مشخص بهره میگیرند. ولی باید توجه داشت این شرط لازم است و شرط کافی نیست، یعنی تنها با دانستن این نکته که خودمان چه تولید میکنیم؟ به چه قیمتی میفروشیم؟ چگونه آن را به دست مشتری میرسانیم؟ و چه سهمی از بازار را در اختیار داریم؟ نمیتواند یاریرسان ما در عرصهی رقابت پویا باشد بلکه، این نکته نیز حائز اهمیت است که رقبای ما در آن صنعت از چه جایگاهی برخوردارند و یا به عبارت دیگر سهم بازار رقیب در آن صنعت به چه میزان است؟ از آنجایی که همهی مدیران و مشاوران بازاریابی میدانند، به دست آوردن سهم بازار چه برای شرکت خود و چه برای رقبا کار چندان ساده ای نیست و هیچگاه به درستی محاسبه نشده است و گاه با درصد خطای بالایی به دست آمده است، امروزه بسیاری از شرکتهای بین المللی و نام و نشانهای تجاری معتبر به جای محاسبهی سهم بازار، به دنبال اندازه گیری دو شاخص به نامهای سهم ذهنی مشتری و سهم قلبی مشتری هستند...
این مقاله اساساً در مورد استراتژی آمیزهی بازاریابی حسی است. در این مقاله به یک جمع بندی در مورد ویژگیهای متمایز بازاریابی تجربی و حسی با استفاده از متدولوژی استقرا و قیاس مبتنی بر تحقیقات کتابخانه ای، مصاحبه های عمیق، تعمیم استراتژی آمیزهی بازاریابی حسی، موسوم به سوایپ (SWIPE) در مقایسه با آمیزهی بازاریابی سنتی یعنی همان P4 کلاسیک، و تطابق این استراتژی جدید با یک بررسی موردی از شرکت کره ای گراگم (GERAGEM)، خواهیم رسید.
مطابق با ویژگیهای قابل تمایز بازاریابی حسی، این مقاله به تعمیم استراتژی آمیزهی بازاریابی حسی سوایپ (SWIPE) میپردازد. این نام از سرواژه های Situation و Word of mouth و Interaction و Price و نیز Experience تشکیل و این استراتژی در شرکت کره ای گراگم (GERAGEM) پیاده سازی شده است.
معرفی کتاب""، آن هم کوتاه و گزیده، هدف اصلی این صفحه است.
در این صفحه به اختصار کتابهای برجستهی بازاریابی جهان معرفی میشود.
در این شماره کتابی معرفی شده است که از سال 2007 تاکنون 7 بار چاپ و توزیع شده است؛ کتابی از استیفن شاو(Stephen Shaw) دربارهی مدیریت و بازاریابی خطوط پروازی ( .(Airline Marketing and Management
آیا این کتاب برای خطوط پروازی ایران، حرفهای تازه ای دارد؟
در این مقاله گونه های فرهنگ سازمانی بررسی و مقایسه شده اند. مدل های بررسی شده عبارتند از: هریسون (1972) و هندی (1978)، دیل و کندی (1982)، کوئین (1988)، دشپاند و وبستر (1989)، اشنایدر (1994)، ساننفیلد (1373)، هلریگل و اسلوکام (1994)، ریچارد ال.دفت (1998)، کوئین و کامرون (1999)، دشپاند و فارلی (2004)، دنیسون (2008). این گونه شناسیها بر اساس مدل ارزش های رقابتی جمع بندی شده و مدل دنیسون انتخاب شده است، که در آن چهار گونهی اصلی فرهنگ سازمانی عبارتند از: انطباق پذیری، مشارکتی، مأموریتی، یکپارچگی. در این پژوهش جامعهی آماری عبارت است از کارشناسان و مدیران شرکت های پگاه فارس و شام شام. از آنجاییکه جامعهی آماری محدود است، نمونه گیری انجام نشده است و همچنین ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است؛ بنابراین 44 پرسشنامه از شرکت پگاه فارس و 32 پرسشنامه از شرکت شام شام جمع آوری شده است. نتایج نشان داد، فرهنگ سازمانی غالب در هر دو شرکت، فرهنگ مأموریتی است.
هدف این پژوهش ترسیم نقشه علم اداره امور عمومی (مدیریت دولتی) است. با توجه به ویژگی اکتشافی پژوهش و تک متغیره بودن آن، این پژوهش فاقد فرضیه و سؤال اصلی پژوهش این است که: ""طراحی و تدوین نقشه جامع علمی دانش مدیرت دولتی بر اساس مقالات علمی و مرتبط درمؤسسه اطلاعات علمیISI، طی سال های 2000 تا2010 چگونه امکان پذیر است؟"" برای پاسخ گویی به این پرسش، نخست وضعیت مقالات موجود در مؤسسه اطلاعات علمی ISI در رابطه با اداره امور عمومی (مدیریت دولتی) مورد بررسی قرار گرفت و نزدیکترین حوزه ها نسبت به این رشته شناسایی و نقشه علم اداره امور عمومی (مدیریت دولتی) ترسیم شده است. نتایج پژوهش نشان داد، در قلمرو اداره امور عمومی (مدیریت دولتی) 223 حوزه موضوعی وجود دارد. پس از اعمال قاعده""پاره تو"" تعداد این حوزه ها به 46 حوزه تقلیل یافت و با روش تحلیل خوشه ای، این 46 حوزه به 12 زیر حوزه تبدیل شد. بر اساس یافته های پژوهش، نزدیکترین حوزه به رشته امور عمومی (مدیریت دولتی) حوزه ""اقتصاد""، و دورترین حوزه نسبت به آن، حوزه ""انسان شناسی"" است. این پژوهش همچنین نشان دهندهی تأثیر عوامل محیطی و شرایطی است که در این ده سال در رشته مدیریت دولتی تغییراتی را پدید آورده و بدین گونه سیر توسعه مقالات را تحت تأثیر قرار داده است. در پایان، پس از تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده، پیشنهادهایی جهت توسعه معنادار و بومی این رشته در کشور ارایه شده است.
هر کاربری شهری دارای ویژگیهای ترافیکی خاص است. تغییراتی که به واسطه برنامه ریزی حمل و نقل شهری صورت می گیرد، به طور کلی، در بافت شهر نمود عینی مییابد. این نمود شامل ارتقا و تنزل بافت کالبدی شهر به واسطه، بهسازی، نوسازی، تعریض و ایجاد معابر جدید است. در این پژوهش، به منظور بررسی اثرات برنامه ریزی حمل و نقل شهری بر اصلاح بافت کالبدی شهری، منطقه 8 شهرداری تهران مطالعه شده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی -تحلیلی است. به منظور انجام پژوهش از مطالعات کتابخانه ای (اسنادی) و برداشتهای میدانی استفاده شد و نتایج به دست آمده با استفاده از تکنیک SWOT تحلیل گردید. نتایج این پژوهش مبین آن است که؛ تغییراتی که به واسطه برنامه ریزی حمل و نقل در منطقه مورد مطالعه صورت گرفته؛ عبارتند از: تعریض معابر ، احداث بزرگراه های شهید باقری و امام علی و احداث پل های خاقانی و آغاز. همچنین ساماندهی معابر، احداث تقاطع های غیرهمسطح و تغییر مسیر معابر و تغییر کاربری از دیگر نمودهای آن به شمار می آیند که بر بافت کالبدی منطقه آثار عمیق برجای گذاشته است. با تحلیل نتایج کمی حاصله از تکنیک SWOT مشاهده می گردد که بیشتر اقدامات صورت گرفته ظرف چند سال گذشته در منطقه به منظور برنامه ریزی حمل و نقل شهری، همپوشانی قابل توجهی با استراتژی های اصلاحی خروجی SWOT دارد.
براساس دیدگاه مبتنی بر منابع، قابلیت های سیستم های اطلاعاتی شرکت ها شامل سه دسته قابلیت های داخل به خارج، قابلیت های خارج به داخل و قابلیت های پوشا است. بررسیها نشان میدهد که این قابلیت ها، توانایی شرکت ها برای ارائة عملکردی بهتر را ارتقا میبخشد و برخورداری آن ها را از موقعیت رقابتی فراهم میکند. با توجه به اهمیت نقش های مختلف این قابلیت ها در عملکرد شرکت ها، همواره این سؤال مطرح است که کدامیک از این قابلیت ها بر موفقیت عملکرد شرکت ها مؤثرند. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی ((FAHP، رابطة میان این قابلیت ها و عملکرد شرکت ها را مورد تجزیه و تحلیل علمی قرار دهد. به دلیل تعدد شاخص ها، چندگانگی قابلیت ها، پیچیدگی تصمیم گیریها، برخورد مناسب و علمی با ابهام و عدم اطمینان ذاتی این گونه بررسیها از روش FAHP بهره گرفته اند. نتایج بررسیها نشان میدهد که از میان شاخص های مختلف، بازدة فروش و بهای تمام شدة کالای فروش رفته به عنوان معیارهای کلیدی عملکرد شرکت بوده و از میان سه نوع قابلیت های سیستم های اطلاعاتی، قابلیت¬های سیستم-های اطلاعاتی داخل به خارج محرک مهم تری برای بهبود عملکرد شرکت میباشد. از این رو، قابلیت های داخلی شرکت در پاسخ به بازار، نسبت به قابلیت های خارجی یا برونگرا از اهمیت بیشتری در جهت ارتقای عملکرد شرکت ها برخوردار می باشند.