مرکز اطلاعات علمی و فنی کره (KORSTIC)[2] در سال 1962 تاسیس گردید. این مرکز، به عنوان کانون ملی مرکزی خدمات علمی و فنی در کره فعالیت می کرد. در ژوئن 1982 این مرکز، با موسسه اقتصاد بین المللی کره ادغام گردید. بدین ترتیب یک موسسه تحقیقات اقتصادی به نام موسسه اقتصاد صنعتی و تکنولوژی کره (KIEI)[3] به وجود آمد. در ژوئن 1991 سازمان و وظایف خدمات اطلاعات صنعتی، تکنولوژیکی از KIEI جدا شده و موسسه اطلاعات صنعتی و تکنولوژی کره (KINITI)[4] با قانون خاصی تاسیس گردید. کی نی تی یک سازمان غیر انتفاعی است که تحت نظارت وزارت بازرگانی و صنعت کره فعالیت می کند.
اگر بپذیریم یک هدف عمومی و مشترک از تهیه و ارائه اطلاعات حسابداری، فراهم ساختن مبنائی برای تصمیم گیری های اقتصادی است خواهیم پذیرفت که مطالعه در ابعاد رفتاری حسابداری ضروری است. دقت در مفهوم عباراتی نظیر سه عبارت زیر می تواند در تبیین ارتباط بین سیستمهای حسابداری، اطلاعات حسابداری و تصمیم گیرندگان مفید واقع شود: 1- اگر اطلاعات حسابداری در فرآیند تصمیم گیری به عنوان اطلاعات مربوط تلقی نشود هرگونه تغییر در این اطلاعات نیز بر تصمیم مؤثر نخواهد بود. 2- هرگاه اطلاعات غیر حسابداری نیز در دسترس باشد، آنگاه مفهوم و جایگاه ذهنی اطلاعات حسابداری (در نظر تصمیم گیرنده) بر ارزش این اطلاعات (اطلاعات حسابداری) در فرآیند تصمیم گیری مؤثر خواهد بود. 3- وجود سایر اطلاعات (اطلاعات غیر حسابداری)، در ارزش گزاری اطلاعات حسابداری توسط یک تصمیم گیرنده در فرآیند تصمیم، عامل تعیین کننده مهمی خواهد بود. جنبه های رفتاری نهفته در عباراتی از این قبیل در تدوین و بسط تئوری های حسابداری و رائه اطلاعات در سیستمهای تصمیم گیری حائز اهمیت است. علی رغم پیشرفت قابل ملاحظه علوم رفتاری، هنوز دانش زیادی در چگونگی به کارگیری اطلاعات برای تصمیم گیری افراد در دست نیست. بنا بر این پیش بینی دامنه وسیع تأثیر اطلاعات حسابداری در فرآیند تصمیم گیری با مشکل مواجه است. پرفسور هندریکسن (HENDRICKSON) در این رابطه می گوید: « مشکل اصلی در درک فرآیند تصمیم گیری افراد این است که مطالعه مستقیم عملیات مغز انسان با تکنولوژی امروز امکان پذیر نیست و باید در جستجوی راه های غیرمستقیم بود.» در ادامه بحث ضمن طرح فرضیه هایی در این رابطه مدلی برای تصمیم گیری بر اساس اطلاعات حسابداری ارائه خواهد شد. اما در ابتدا بررسی لزوم تحقیق پیرامون رفتار حسابداران و ارتباط آن با تصمیم گیری ضرورت خواهد داشت.
در این مقاله موضوع تکنولوژی اطلاعات ، بویژه در ارتباط با موقعیت کشورهای در حال توسعه ، مورد بحث و بررسی قرار می گیرد . نقش واهمیت تکنولوژی اطلاعات در توسعه جهانی و لذا در توسعه و پیشرفت کشورها در حال توسعه مطالعه و جنبه های مختلف این این تاثیرات تجزیه و تحلیل می شود . سیاست گذاریهای مربوط به تکنولوژی اطلاعات در کشورهای درحال توسعه ، ابعاد و جوانب گوناگون آن ، عوامل موثر و دخیل در این سیاست گذاریها ، هدفهای مطلوب سیاستها و برنامه های تکنولوژی اطلاعات به بحث و کنکاش نهاده می شود. مسائل ملاحضات فنی مربوط به انتقال و توسعه تکنولوژی اطلاعات در کشورهای درحال توسعه ، شرایط و امکانات مورد نیاز و سرانجام ، پژوهشهای اطلاعات ، مرکزیت ، هدفها و ساختار آن مورد ملاحظه واقع می گردد.
هدف تحقیق: تحقیقات نشان داده است که تغییر رفتار در اثر آموزش دارای یک سیکل چهار مرحله ای به شرح زیر است : 1- تغییر دانش 2- تغییر نگرش 3- تغییر رفتار فردی 4- تغییر رفتار گروهی همین مسأله در رابطه با آموزشهای مدیریت نیز به چشم می خورد . منتهی اکثریت مدیران جامعه صنعتی که در دوره های مختلف مدیریت شرکت می نمایند ، فرآیند تغییر رفتارشان در حد تغییر دانش باقی می ماند. یعنی مدیران دانش خود را افزایش می دهند ، ولی ممکن است نگرش مثبت نسبت به این قضیه پیدا نکنند که این فراگرفته ها در عمل قابل پیاده کردن است و از آن یافته ها می توان به نحو احسن استفاده نمود. هدف تحقیق مشخص کردن این مسأله است که مدیران و سرپرستان در دو کارخانه بزرگ ایران تا چه حد از مفاهیم کاربردی رهبری اطلاع دارند و عملاً چقدر از این مفاهیم استفاده می کنند. قصد بر این است که نشان داده شود مدیرانی که از مفاهیم رهبری با اطلاعند و در محیط های کاری از آنها استفاده می کنند ، همواره موفق تر و موثر تر هستند. یکی از مهمترین فعالیتهای واحد آموزشی ارزیابی اثر بخشی دوره های آموزشی از آن جمله مسأله اثر بخشی دوره های آموزشی مخصوص مدیران است.
اهمیت و توجه به حفظ و نگهداری نیروی انسانی به عنوان منابع ارزشمند سازمان ، مورد عنایت خاص پژوهشگران و مدیران است . بدین لحاظ در این پژوهش ، تاثیر متغیرهای شخصی ، حالاتی و رفتاری بر تمایل و عمل به ترک خدمت مورد ارزیابی قرار گرفته اند . نتایج نشان می دهد که متغیرهای شخصی مستقیماً درترک خدمت تاثیر کمی دارند . در واقع موثر بودن آنها در ترک خدمت از طریق اثر بر تمایل به ترک خدمت است . در حالی که در این برسی احساس فشار روانی ، تعهد سازمانی و تمایل به ترک خدمت به عنوان قویترین پیش بینی کنندگان ترک خدمت به شمار می روند . سهم غیبت به عنوان یک عامل پیش بینی کننده کم است.