تحلیل پوششی داده ها یکی از رویکردهای علمی است که با به کارگیری مبنای ریاضی قوی به محاسبه کارایی می پردازد. تحلیل پوششی داده ها‘ تکنیکی ناپارامتریک برای سنجش و ارزیابی کارایی نسبی مجموعه ای از واحدهای تصمیم گیرنده با ورودی ها و خروجی های چندگانه است. از آن جا که در مدل های اولیه تحلیل پوششی داده ها اولاً معیار سنجش کارایی‘ معیاری شعاعی است ثانیاً رتبه بندی کاملی از واحدها ارایه نمی شود و این مدل ها واحدها را فقط به دو دسته کارا و ناکارا طبقه بندی می نماید و ثالثاً این مدل ها توانایی تفکیک و تشخیص کافی میان نتایج ارایه نمی کنند‘ مقاله حاضر سعی شده است تا این مشکلات به طور همزمان رفع شود. به عبارت دیگر‘ این مقاله سعی در استفاده از مفهوم تحلیل پوششی داده ها به منظور بهبود قدرت تشخیص‘ با به کارگیری مدل پروفایل کارایی هر ورودی و تلفیق این مدل با تحلیل سلسله مراتبی جهت ارایه یک رتبه بندی کامل از واحدهای تصمیم گیرنده دارد. لذا در این مقاله ابتداء مدل پروفایل کارایی هر ورودی و سپس تکنیک پیشنهادی مزبور جهت انجام رتبه بندی کاملی از واحدهای تصمیم گیرنده مطرح می شود.
اخیر مدیریت دانش به یک موضوع مهم و حیاتی مورد بحث در متون تجاریاادر سالهای تبدیل شده است. جوامع علمی و تجاری هر دو بر این باورند که سازمانهای باقدرت دانش میتوانند برتریهای بلندمدت خود را در عرصههای رقابتی حفظ کنند. منابع نقد و بررسی و چشماندازهای رقابتی سازمانها نشان دهندة تأثیرات این دیدگاه در عرصههای استراتژیک سازمانهای تجاری است. و اگر سازمانی به راحتی نتواند شکل صحیح دانش را در جایگاه مناسب آن تشخیص دهد در عرصههای رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد. مدیریت دانش با روش استاندارد در ادارة یک شرکت تجاری متناسب خواهد بود. با اطمینان میتوان گفت که پایه و اساس مدیریت دانش در یک دوره کوتاهمدت به بهرهبرداری بهینه از اطلاعات قابل دسترس و منابع موجود در یک شرکت منجر خواهد شد. در دورههای بلندمدت نیز میتواند پایه جدیدی جهت پیشرفت و توسعه در منافع تجاری باشد و مهارتها را برای آینده مطمئن تقویت کند. در حقیقت میتوان گفت مدیریت دانش برای همه شرکتهایی که خواهان ارتقاء و پیشرفت هستند به عنوان یک نیاز استراتژیک مطرح میگردد. مقالة حاضر ضمن توضیح و تبیین مدیریت دانش و همچنین نقش و اهمیت آن در فعالیتهای مهم یک شرکت تجاری، به منظور کسب سود اقتصادی بیشتر، به مباحثی از قبیل اجزا مدیریت دانش، مدیر دانش، مفاهیم، کاربرد و شیوههای استفاده از این مقوله در موضوع تجارت به عنوان یک استراتژی موفق و مؤثر میپردازد.
طبق براورد آژانس بین المللی انرژی، الکتریسیته با رشد سالانه8/2 درصد، بیش از هر انرژی دیگری در تقاضای نهایی انرژی جهان رشد خواهد کرد. با گسترش روند خصوصی سازی و آزادسازی الکتریسیته در جهان و با تفکیک کالای برق، از خدمات برق، تجارت بین المللی الکتریسیته در حال افزایش است. این تجارت هم به صورت مبتنی بر همکاری و تعاون و هم به شکل مبتنی بر رقابت انجام می شود. همزمان با این روندها ، کشورهای دارای ذخایر و منابع انرژی نظیر روسیه و عربستان به سازمان جهانی تجارت ملحق می شود و مباحث انرژی و منجمله الکتریسیته در WTO شفاف تر می گردد.کشور هایی که به منابع سرشار و مطمئن انرژی دسترسی دارند، می توانند با برخوردی فعالانه سمت و سوی تعاریف، دیدگاه ها و مقررات مربوط به تجارت کالای برق در سازمان جهانی تجارت را مطابق منافع ملی خود هدایت کنند و با بررسی مزیت نسبی در صنعت برق، برای تحکیم جایگاه خود در صادرات کالای برق و برای بهره گیری از صنایع انرژی اقدام کنند.
بایستگی به کارگیری فنآوری اطلاعات وارتباطات برای پیش برد علوم اسلامی، توجه بیش از پیش دانشمندان اسلامی را به ابزارهای اساسی انتقال اطلاعات نظیر نمایه و چکیدهنویسی معطوف نموده است. چکیدهنویسی زاییده عصر اطلاعات، عضو مهم خانواده اطلاعرسانی و ابزاری اساسی برای توسعهی فرهنگی و گسترش تحقیقات و پژوهشهای نوین است. هر نوع پیشرفت در گرو گردآوری تواناییها و امکانات موجود و سپس ساماندهی آنها در مسیر مورد نظر است. رسالت چکیده نیز تسریع جمعآوری تجربهها و آگاهی پیشین و فشردهسازی آنها برای عرضه مناسب به پژوهشگران به منظور کمکرسانی به آنان در برنامهریزیهای آموزشی و پژوهشی است.
لازمه اصلاح و بهبود بهره ورى، انداره گیرى و ارزیابى آن است. به کمک ارزیابى، چگونگى استفاده از منابع سنجیده مى شود و روشهای بهبود بهره ورى کشف مى گردد روشهاى متفاوتى براى اندازه گیرى بهره ورى در سطح مؤسسه توسط اقتصاددانان، مهندسین، مدیران و حسابداران ارائه شده است و همچنین محک زنی، تجزیه به عناصر و مقایسه مقادیر،واقعى، برنامه ریزى شده از رویکرد های هستند که برای تحلیل شاخصهاى بهره ورى بکار مى روند. مقاله حاضر با استفاده از رویکرد شاخصها تکنیک AHP و مقایسه مقادیر واقعى و برنامه ریزى شده، بهره ورى پروژه ها را مورد سنجش، اندازه گیری ، تحلیل قرار داده و همراه با ارائه روش، یک متال موردى جهت تبیین هر چه بهتر این روش آورده است.
توسعه متضمن تلاش جامعه برای نیل به اهداف ارزشی خود بوده ، پایداری آن در گرو تامین رفاه نسبی ، امنیت کامل و آگاهی کافی برای همه اعضای جامعه است ؛ در واقع ، توسعه پایدار ، مستلزم رعایت عدالت اجتماعی و توجه متوازن به وجوه فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی حیات جامعه است ؛ به گونه ای که نیروی انسانی را به فراگرد توسعه خوشبین و امیدوار سازد . ادراک بی عدالتی اثر مخربی بر روند توسعه دارد ؛ زیرا اهتمام نیروی انسانی و انگیزش عناصر اجتماعی را تحت الشعاع خود قرار می دهد .