در اواخر دهه 80 «گلدرات» فیزیکدان یهودی ، روشی بر پایه اهداف و رویه های کار کارخانجات ارائه داد که فلسفه حاکم بر آن با نام تئوری محدودیتها (THEORY OF CONSTRAINTS = TOC) و راهکارهای اجرایی آن به نام فناوری تولید بهینه ، شهرت یافت .
تئوری محدودیتها مبتنی بر بهبود مستمر بوده و تمرکز اصلی آن بر شناسایی محدودیتها و گلوگاههای تولیدی به منظور افزایش مستمر دستیافت کل کارخانجات است ، اجرای موفق تئوری محدودیتها مستلزم اجرای الگوریتمی با 5 گام اساسی و توجه به قواعد خاصی است .
هدف اصلی این مقاله، طراحی الگویی است که بتواند ضمن سنجش اثربخشی سیستم آموزش به صورت نظام گرا و مستمر، عوامل مؤثر بر اثربخشی آموزش را شناسایی و قابلیت عملیاتی شدن در سازمان های مختلف (به ویژه بزرگ مقیاس) را داشته باشد. بنابراین، ابتدا مبانی علمی و الگوهای متداول سنجش اثربخشی آموزش بررسی شده است و در ادامه به ارایه ی روش شناسی و مدل پیشنهادی پرداخته شده و سپس با استفاده از آزمون های آماری مقتضی و مدل معادلات ساختاری، تناسب و برازش مدل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در نهایت پیشنهادهایی برای اجرای مدل ارایه شده است
امروزه به کارگیری مفاهیمی مانند هوشمندی کسب وکار به دلیل ایفای نقش در تصمیم گیری سازمانی و ارتقای بهره وری در صنایع مختلف بسیار مورد توجه است. شناخت و ارزیابی عوامل مؤثر در پیشرفت سیستم های هوشمندی کسب و کار در سازمان بسیار اهمیت دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی ارتباط بلوغ سیستم های هوشمندی کسب و کار در یک سازمان با انواع هوش کارکنان درگیر با این سیستم ها انجام گرفته است. در این تحقیق سه نوع هوش فرهنگی، هیجانی و منطقی ارزیابی شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی با روش توصیفی- همبستگی است. جامعة آماری شامل مدیران و کارکنان شرکت های ایرانی می شوند که سیستم های هوشمندی کسب و کار را به کار می گیرند. 313 نفر از بین کارکنان و 48 مدیر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونة آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه است. آزمون Z و ضریب همبستگی اسپیرمن برای آزمون فرضیه های پژوهش، و تحلیل سلسله مراتبی فازی برای تعیین وزن شاخص ها به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد میان بلوغ هوشمندی کسب و کار و هوش فرهنگی، هیجانی و منطقی رابطة معنادار وجود دارد
هدف این تحقیق بررسی واکنش رفتاری سرمایه گذاران نسبت به اخبار سودهای فصلی در سطح کل بازار است.با استفاده از 2877 شرکت-فصل در بازه ی زمانی 6 ماهه اول سال 1384 تا 6 ماهه اول سال1390،الگوی رفتاری شاخص کل بازار نسبت به تغییرات سودهای فصلی را مورد مطالعه قرار دادیم تا واکنش قیمت سهام نسبت به انتشار اخبار مربوط به تغییرات سودهای فصلی در سطح کل بازار،مورد آزمون قرار گیرد.نتایج مطالعه روی نحوه ی واکنش بازار سهام نسبت به تغییرات سود فصلی در سطح بازار نشان داد که بین بازده فصلی بازار و تغییرات سود رابطه معنادار وجود ندارد و اخبار تجمیعی حاصل از اعلان های فصلی سود توسط شرکتها باعث واکنش معنادار شاخص کل بازار نمی گردد.برخلاف نتایج بدست آمده درسطح بازار،بررسی رفتار قیمت درسطح شرکتها نشان دهنده وجود رابطه مثبت و معنادار بین بازده فصلی سهام و اخبار سود است.به بیان دیگر واکنش قیمت سهام شرکتها نسبت به اخبار سود فصلی،مثبت و معنادار است.همچنین با وجود این که در سطح شرکتی،قیمت سهام نسبت به اعلان سود فصلی دچار کم واکنشی است،چنین رفتاری در سطح کل بازار مشاهده نگردید.
با هدف بررسی رابطه اهداف پیشرفت، اضطراب، خودکارآمدی و سبک های مقابله با پیشرفت تحصیلی در درس آمار 323 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور استان فارس به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه ای متشکل از مقیاس های اهداف پیشرفت، اضطراب آمار، خودکارآمدی آمار و سبک های مقابله پاسخ دادند. جهت تعیین پایایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ و جهت تعیین اعتبار سازه نیز از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که اهداف اجتناب- عملکرد از طریق واسطه گری اضطراب آمار، خودکارآمدی آمار و سبک های مقابله به صورت غیر مستقیم و منفی و اهداف تبحری از طریق واسطه گری اضطراب آمار، خودکارآمدی آمار و سبک های مقابله به صورت غیر مستقیم و مثبت بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان در درس آمار تاثیر می گذارند. اثر غیر مستقیم اهداف رویکرد- عملکرد بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان در درس آمار از طریق اضطراب آمار، خودکارآمدی آمار و سبک های مقابله مورد تایید قرار نگرفت. ضمنا اهداف اجتناب- عملکرد بر پیشرفت تحصیلی در درس آمار دارای اثر مستقیم و منفی نیز می باشد.
سناریونگاری، تکنیکی است که با در نظر گرفتن عدم قطعیت های محیطی، چندین چشم انداز متفاوت از آینده را ارائه می دهد. سناریوها آینده هایی که امکان وقوع آن ها محتمل است را در قالب داستان هایی بیان نموده و روایت های بدیلی درباره ی موقعیت های مرتبط با آینده ارائه می دهند. سناریونویسی یکی از بهترین و قوی ترین ابزارها برای شناخت و بررسی علمی آینده است که با استفاده از آن می توان تغییرات و عدم قطعیت های محیطی آینده را شناسایی و بررسی نمود. با توجه به اهمیت سناریونگاری و تأثیرات آن بر برنامه های کلان کشور، سازمان ها، بنگاه ها و ...، موفقیت و کارآمدی فرآیندهای سناریونگاری همواره از دغدغه های دست اندرکاران مدیریت کشورها بوده و هست. با توجه به نقش کلیدی بازیگران در آینده نگاری، این پژوهش در پی آن است که در جهت توسعه ی روش های موجود، رفتار بازیگران را در هر کدام از عوامل کلیدی آینده ساز استخراج نماید و سپس اقدام به سناریونگاری نماید. روش نمونه گیری پژوهش حاضر به صورت گلوله برفی بوده و از ابزار مصاحبه و پرسشنامه جهت جمع آوری اطلاعات استفاده گردید. بدین منظور، نمونه آماری 12 نفری از خبرگان و پژوهشگران حوزه ی آینده پژوهی جهت مصاحبه و نمونه آماری 43 نفری برای تکمیل پرسشنامه انتخاب گردیدند و چارچوب های سناریونگاری موجود توسط پژوهشگران و صاحب نظران این حوزه بررسی و چارچوب جدیدی برای مطالعه سناریونگاری به دست آمده و اعتبار آن توسط جمعی از خبرگان این حوزه تأیید شد.
اندازه شرکت به عنوان یک متغیر معمولاً کنترلی، در بسیاری از تحقیقات اثباتی مالی و حسابداری مورداستفاده قرارگرفته است. اندازه شرکت در تحقیقات مالی و حسابداری به وسیله شاخص های متعددی از جمله ارزش دفتری دارایی، ارزش بازار شرکت (جمع ارزش بازار سهام و بدهی ها)، میزان فروش شرکت و تعداد کارکنان اندازه گیری شده است. در این پژوهش، تأثیر استفاده از تعاریف مختلف برای اندازه شرکت، بر رتبه بندی شرکت ها و همچنین بر نیکویی برازش الگوی پیش بینی نقدینگی (بر مبنای نسبت وجه نقد عملیاتی به فروش)، در نمونه ای متشکل از 120 شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی سال های 1385 تا 1391 موردبررسی قرارگرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که رتبه بندی شرکت ها ازنظر اندازه، با تغییر در اندازه شرکت، به صورت معناداری تغییر نمی کند، ولی در الگوی پیش بینی جریان نقد عملیاتی، تعریف اندازه بر مبنای معیار فروش (چه با مقیاس لگاریتمی و چه با مقیاس ارزش نسبی) کمترین خطای پیش بینی را دارا می باشد.