هر گونه توسعه در معنای واقعی خود نه فقط به برنامه ریزی جامعه پژوهشی ، آموزشی مناسب و همه جانبه اجتماعی ، فرهنگی نیاز دارد ، بلکه هر گونه توسعه جدی در هر کشوری به عزم ملی همگانی نیز نیازمند و مستلزم درک صحیح اقشار مختلف از توسعه و مشارکت و درگیری آنها در فرهنگ توسعه است و این عزم و اراده ملی که یک اثر اجتماعی و فرهنگی است الزاماَ همان عزم سیاستگذاران و نخبگان اقتصادی و فنی نیست ، بلکه عزمی برای آن نوع توسعه ای است که در غالب فرهنگ جای گرفته و با آن ترکیب شده است و در شخصیت و رفتار جامعه منعکس می شود ...
بازار سرمایه به اخبار مختلف شرکت ها از جمله اعلان سود حسابداری واکنش نشان می دهد. درصورتی که بازار کارا باشد، قیمت سهام به ارزش منصفانه نزدیک می شود. در غیر این صورت قیمت ها از ارزش منصفانه فاصله گرفته و کسب بازده غیرعادی امکان پذیر می شود. در چنین شرایطی سرمایه گذاران(1) واکنش سریع (اطلاعات پیش بینی شده و پیش از زمان اعلان) (2) واکنش کارا (همزمان با زمان اعلان) (3) واکنش کمتر از حد انتظار یا (4) واکنش بیش از اندازه (پس از زمان اعلان) نشان می دهند. در فرضیه واکنش کمتر از حد انتظار، سرمایه گذاران دید محافظه کارانه داشته، سهام برنده را خریداری و سهام بازنده را می فروشند و عکس العملی با تاخیر نشان می دهند. این پژوهش، واکنش کمتر از حد انتظار سرمایه گذاران با استفاده از مدل مرزی تصادفی را بررسی می کند. برای این منظور داده های 90 شرکت پذیرفته شده در بورس تهران در دوره 1380-1389 بررسی شده است. شواهد واکنش کمتر از حد انتظار سرمایه گذاران را تایید می کند.
یک نظام ارزیابی و پایش در قالب مدیریت عملکرد که برنامه های کلان دولت را با یک نگرش سیستمی در تمام سطوح، مورد پایش قرار داده و بازخوردهای لازم را جهت هموار کردن راه رسیدن به اهداف و برنامه های تعیین شده ارائه نماید، یکی از ضرورت هاست. لذا هدف اصلی این مقاله طراحی مدل جامع مدیریت عملکرد در سطح دولت و دستگاه های اجرایی می باشد. برای انجام این مطالعه، از روش تحقیق ترکیبی استفاده شده است، بدین صورت که؛ در مرحله اول رویکردها و مدل های مربوط به مدیریت عملکرد موردبررسی قرارگرفته و با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمونی، مضامین استخراج شده از ادبیات علمی در قالب سه سطح؛ «استراتژیک»، «سازمان» و «کارکنان» کدبندی شد. در مرحله دوم متغیرهای 27 گانه احصا شده، در قالب پرسشنامه ای تنظیم و در بین نمونه ای 132 نفری که با استفاده از جدول مورگان از بین جامعه 210 نفری نظام برنامه ریزی کشور انتخاب شده بود، توزیع گردیده و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار لیزرل مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق حاکی از این است که تمامی متغیرهای 27 گانه احصا شده در قالب سطوح مذکور، به عنوان متغیرهایی که بایستی در طراحی مدل مدیریت عملکرد موردتوجه قرار گیرند، مورد تأیید قرار گرفت. همچنین با توجه به این که قدر مطلق مقدار آماره t برای تمامی روابط بین متغیرها بزرگتر از مقدار بحرانی 96/1 و نیز تمامی بارهای عاملی در حالت استاندارد بزرگتر از 5/0 بدست آمد، لذا هیچ کدام از روابط رد نشده و تمامی متغیرها و روابط تائید شد و درنهایت مدل اولیه تحقیق نیز تائید شد.
هدف این پژوهش، بررسی و شناسایی موانع استقرار نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد در سازمان های دولتی است. ماهیت پژوهش، کیفی است و داده ها از طریق مصاحبه با مدیران بخش دولتی جمع آوری شده و تحلیل داده ها با استفاده از راهبرد تحلیل تم استقرایی انجام شده است. جامعه پژوهش، مدیران عالی و میانی سازمان های دولتی استان تهران هستند که استقرار نظام هایی نظیر مدیریت مبتنی بر هدف را تجربه کرده اند. روش نمونه گیری به شیوه گلوله برفی و تعداد نمونه نه نفر بوده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ضعف نظام های ارزیابی عملکرد، کمبود دانش و تخصص لازم وپایین بودن مشارکت کارکنان در استقرار این نظام ها، ضعف تعهد مدیریتی، ضعف فناوری اطلاعات و ارتباطات، بودجه و منابع ناکافی، شرایط خاص حاکم بر سازمان های دولتی و همچنین رویکرد سنتی مدیریت بخش دولتی، به عنوان موانع و مؤلفه های درونی و ضعف قوانین و مقررات و شرایط نامساعد اقتصادی دولت به عنوان موانع و مؤلفه های برونی از مهم ترین موانع استقرار نظام های پرداخت مبتنی بر عملکرد در سازمان های دولتی ایران هستند.
WTO به عنوان یکی از 118 مؤلفه پارادایم موج سوم و همچنین تغییر نقش خودروسازان و تأمین¬کنندگان در زنجیره¬ ارزش خودرو و ظهور خودروسازان صاحب برند با محصولات جدید و متفاوت با قرن 20 در صنایع خودروسازی جهانی، جدی¬ترین چالشهای استراتژیک برای خودروسازان نوپای منطقه¬ای، بویژه شرکتهای خودروساز ایرانی به حساب می¬آیند. این مقاله یافتههای مطالعهای را ارائه میدهد که موتورهای رشد و موانع یادگیری را در شرکتهای خودروساز ایرانی بررسی کرده است. همچنین این پژوهش ابتدا با استفاده از متدولوژی SD اوضاع رقابت را در شرکت ایران خودرو (که به عنوان پایلوت جهت بهکارگیری نتایج حاصل از تحقیق درنظر گرفته شده)، درمقایسه با سایر رقبای داخلی آن مدلسازی و بررسی کرده است؛ سپس با اعمال دو گزینه استراتژیک سناریو به مدل، اوضاع رقابت پذیری بخش صنعت خودروی ایران را در یک محیط رقابتی واقعی و با حضور سایر رقبای خارجی شبیه¬سازی میکند. این دو سناریو بیان می¬دارند که اگر زیرساختهای لازم جهت ورود ایران به مذاکرات دو یا چند جانبه WTO در بخش صنعت خودرو، تقویت بشوند و یا نشوند، موتورها و موانع رشد برای شرکت ایران خودرو (در حوزه خرد) و بخش صنعت خودروی ایران (در حوزه کلان) چه میباشند؟ در نهایت سیاستهای تکمیلی جهت رشد شرکتهای خودروساز ایرانی در شرایط رقابت کامل مورد آزمون و بررسی قرار گرفته و پیشنهادهای لازم جهت بقای آنان ارائه می¬شود.
یکی از مقولاتی که طی سالیان اخیر ذهن پژوهشگران علم مدیریت، بالاخص حوزه مدیریت فناوری را بخود مشغول ساخته، رویکرد دارائیمحور و بهتبع آن راهبرد سرمایههای فکری در اتخاذ فناوری میباشد. از جمله اهداف این تحقیق شناسایی و تبیین نقاط قوت و ضعف هریک از روشهای کسب فناوری و تعیین ارتباط آن با ابعاد سرمایههای فکری بودهاست. نتایج حاصل از مطالعه آماری صورت گرفته نشان از تفاوت معنادار مابین راهبرد فعلی و مطلوب اکتساب فناوری و همچنین عدم توجه کافی به سرمایههای انسانی و ارتباطی و توجه ضعیف به سرمایه ساختاری در مؤسسات مورد مطالعه بودهاست. در پایان با استفاده از یکی از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره، اقدام به رتبهبندی راهبرد اکتساب فناوری با توجه به ابعاد سرمایههای فکری از منظر پاسخگویان شدهاست. به نظر میرسد وجود نگرشی جامع بر سرمایههای سازمانی اعم از سرمایههای مشهود یا فیزیکی و سرمایههای نامشهود( سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی،...) چهارچوب مناسبتری در جهت تعیین راهبرد اکتساب فناوری را مهیا سازد.
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیّتی و عملکرد شغلی کارکنان با نقش میانجی فرهنگ سازمانی در شرکت های خصوصی کشورمان انجام شده است. پژوهش حاضر پیمایشی و از نوع توصیفی است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سنجش صفات پنج گانه شخصیّتی (NEO)، عملکرد شغلی پاترسون و فرهنگ سازمانی رابینز استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق کارکنان شرکت های خصوصی کشورمان است. برای تحلیل داده ها از آزمون های توصیفی درصد و فراوانی و آزمون های تحلیلی، تحلیل عاملی تائیدی و مدل معادلات ساختاری و نرم افزار LISREL استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بین متغیرهای ویژگی شخصیّتی، عملکرد شغلی و فرهنگ سازمانی رابطه معناداری وجود دارد و همچنین چهار مؤلفه ویژگی های شخصیّتی شامل برون گرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن و باوجدان بودن با متغیرهای عملکرد شغلی و فرهنگ سازمانی رابطه معناداری دارند، و فقط مؤلفه روان رنجوری با عملکرد شغلی و فرهنگ سازمانی رابطه معناداری ندارد.
امروزه به دلیل هزینه های بالای ساخت و ساز و عدم توان اقتصادی مالکین بافت های فرسوده، یکی از روش های نوسازی این بافت ها، شراکت بخش های عمومی و خصوصی می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تأثیر شراکت بخش های عمومی و خصوصی در نوسازی بافت های فرسوده منطقه 9 شهرداری تهران و ارائه راهکارهایی برای تقویت و گسترش این نوع شراکت، به انجام رسیده است. روش تحقیق در این مطالعه، توصیفی- تحلیلی و از نوع کاربردی و توسعه ای و نحوه جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و پیمایش میدانی می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل 1169 پلاک مسکونی می باشند که بافت فرسوده آنها در چند سال اخیر مورد بازسازی و نوسازی قرار گرفته اند. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 235 پلاک به عنوان حجم نمونه، انتخاب و یافته ها در نرم افزارهای GIS و SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شراکت عمومی- خصوصی در منطقه 9 باعث نوسازی حدود شش هزار واحد مسکونی شده است. همچنین بر اساس یافته های این پژوهش، در صورت وجود زیرساخت های قانونی برای شراکت عمومی- خصوصی، انطباق ضوابط شهرسازی با اهداف کلان نوسازی بافت های شهری، کافی بودن تسهیلات و بسته های تشویقی، همکاری و مشارکت مالکین، افزایش نظارت نهادهای مربوطه بر شراکت و همچینین استفاده از سرمایه گذاران متخصص و بومی منطقه، می توان به موفقیت این شراکت و نوسازی به صورت پایدار امیدوار بود.
در این پژوهش، تحلیل تعامل علم و عمل در مدیریت اسلامی براساس عرضه سؤال بر قرآن مجید و احادیث شریف معصومان (علیهم السّلام) و استنطاق از قرآن برای یافتن پاسخ مناسب با استفاده از منابع تفسیری بویژه تفاسیری که به روش قرآن به قرآن تألیف شده و هم چنین با بهره گیری از منابع روایی معتبر صورت گرفته و ضرورت همراه بودن علم و عمل در مدیریت اسلامی تبیین شده و برای نمونه نیاز دو مقوله مهم «هدایت» و «نظارت» به علم و عمل در مدیریت اسلامی تا حدودی نمایانده شده است.
یکی از مهمترین راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی حمایت از صنایع کوچک و متوسط و ایجاد ظرفیت پایداری در آنها به منظور مواجهه با تغییرات و تهدیدات محیطی است. در علم مدیریت رسیدن به چنین هدفی در قالب مفهومی به نام تاب آوری سازمانی نمود پیدا می کند. از این رو تحقیق حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی مهمترین عوامل موثر بر تاب آوری در صنایع کوچک و متوسط، درصدد ارائه راهکارهای عملی برای مدیران و مسئولان ذی ربط بوده است . بدین منظور با 10نفر از خبرگان و مدیران این صنایع مصاحبه ای انجام شد و عوامل موثر بر تاب آوری به کمک تکنیک تحلیل تم شناسایی و سپس با استفاده از روش پرسشنامه و بکارگیری تکنیک تحلیل سلسله مراتبی توسط 14نفر از کارشناسان رتبه بندی شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که عوامل درون سازمانی تاثیر بیشتری نسبت به عوامل برون سازمانی بر روی تاب آوری شرکت می گذارند. در بین عوامل درون سازمانی عامل مدیریت با زیر معیار نگرش به تغییر از بالاترین اولویت برخوردار می باشد و در بین عوامل برون سازمانی نیز به ترتیب عامل تشکلها و انجمن های صنفی با زیر معیار اصلاح قوانین و عامل حمایتهای دولت با زیر معیار معافیت و تخفیف های مالیاتی رتبه های اول و دوم را به خود اختصاص دادند.