هدف این پژوهش بررسی سودمندی تهیه و ارائه صورت سود و زیان جامع در ایران است. بدین منظور با استفاده از پرسش نامه، نظرات مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، کارگزاران عضو بورس اوراق بهادار و سرمایه گذاران، در رابطه با سودمندی تهیه و ارائه صورت سود و زیان جامع مورد بررسی قرار گرفت.
یافته های پژوهش نشان می دهد که تهیه و ارائه صورت سود و زیان جامع، باعث کمک به استفاده کنندگان از صورت های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی و پیش بینی سودها و جریان های نقدی آینده شده و کیفیت این اطلاعات را بهبود می بخشد. لیکن در ارزیابی عملکرد مدیریت کمکی نمی کند. افزون بر این، تهیه و ارائه صورت سود و زیان جامع طبق استاندارد حسابداری شماره 6 ایران، برترین نحوه ارائه اجزای سود و زیان جامع است. همچنین، نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری بین دیدگاه های مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، کارگزاران بورس اوراق بهادار تهران و سرمایه گذاران، در رابطه با سودمندی تهیه و ارائه صورت سود و زیان جامع وجود ندارد.
هدف این پژوهش، ساخت و اعتباریابی مقیاسی به منظور ارزیابی رفتارهای شهروندی کارکنان با رویکردی مبتنی بر آموزه های اسلامی بوده است. از این رو با مرور مجموعه ای از الگو های رفتارهای شهروندی کارکنان، الگویی که بیشترین تناسب را با هدف پژوهش داشت، انتخاب، و ابزار آن بر همان اساس طراحی شد. طرح نمونه گیری در این پژوهش از نوع تصادفی و چگونگی ارزیابی نیز توسط سرپرستان هر بخش بوده است. به منظور اعتباریابی مقیاس آن نیز از روش تحلیل عاملی تأییدی در بستر نرم افزار ایموس استفاده شد. در بیانی کلی، نتیجه نهایی پژوهش این بود که پرسشنامه رفتارهای شهروندی مبتنی بر آموزه های اسلامی به لحاظ علمی امکان ارزیابی و پایش رفتارهای شهروندی کارکنان را دارا است. در نهایت، توجه به توسعه رفتارهای شهروندی در نقشه راه توسعه منابع انسانی سازمان مورد مطالعه و شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری این رفتارها در سازمان به عنوان پیشنهادهای کاربردی ارائه شد.
با ورود به عصر ارتباطات و اطلاعات، و حرکت از اقتصاد صنعتی و تولیدی به سمت اقتصاد خدماتی دانش بنیان؛ مبانی رقابتی کسب و کارها از بودجه های سرمایه ای و دارایی های ملموس به سمت دارایی های ناملموس و سرمایه های فکری از جمله سرمایه های ارتباطی و اجتماعی تغییرکرده است. از این رو سازمان ها بیش از اعصار گذشته بر روی روابط و تعاملات غیررسمی بین کارکنان به منظور تبادل افکار، ایده ها و دانش و اطلاعات خود، و نیز توسعه سرمایه اجتماعی برای ایجاد ارزش برای مشتریان برونی، و در نتیجه مشتریان درونی سازمان تاکید دارند. لذا تولید و توسعه سرمایه اجتماعی مستلزم آگاهی از وجود یا نبود آن در سازمان از طریق سنجش و اندازه گیری آن است. از این رو، این تحقیق بر روی سنجش و اندازه گیری سرمایه اجتماعی در بانک های دولتی شهر کرمان و در نتیجه رتبه بندی آنها تمرکز نموده است. نتایج به دست آمده نشان داد که از میان بانک های مورد مطالعه، بانک ملت و رفاه به ترتیب رتبه های اول و آخر را کسب نموده اند، و بانک های ملی، تجارت و مسکن به ترتیب رتبه ها دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند.
این پژوهش با هدف غایی استعاره پردازی رفتار کارکنان در سازمان های دولتی با رویکرد کیفی انجام شده است. برای این منظور دو مطالعه پایه گذاری شد. در مطالعه اول با اتخاذ استراتژی پدیدارشناسی به بررسی تجارب زیسته افراد از پدیده رفتار و زندگی سازمانی شان پرداخته شد. برای این منظور 43 نفر از کارشناسان و مدیران میانی سازمان های دولتی از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق صورت گرفت تا اشباع نظری حاصل شد. داده های حاصل از این مصاحبه ها از طریق روش تحلیل مضمون با رویکرد استعاره پردازی توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مطالعه دوم تحقیق نیز به منظور واکاوی جوهره استعاره رفتاری تجربه شده و مهم ترین پیامد مثبت و منفی آن و به ویژه اعتبارسنجی قابلیت اعتماد یافته های تحقیق در مطالعه اول صورت گرفت. این مطالعه با روش دلفی از 7 نفر از خبرگان اعضای هیئت علمی دانشگاه جریان پیدا کرد. یافته های تحقیق استعاره های رفتاری را در قالب پنج نوع رفتارشناختی، رفتار سیاسی، رفتار ساختاری، رفتار اجتماعی و رفتار انطباقی تبیین می کند که هر کدام بر جنبه ویژه ای از رفتار کارکنان در سازمان تأکید و تمرکز دارد.
افزایش روز افزون پیچیدگی محیط کسب و کار سازمان ها موجب پدید آمدن بازاری گردیده، که در آن تقاضا برای استفاده از محصولات فناورانه و به خصوص محصولات نرم افزاری، به عنوان راه حلی کارا در جهت پاسخ به آن پیچیدگی ها، دائما در حال افزایش است. طبیعتا با افزایش تقاضا برای چنین محصولاتی آن چه اهمیت می یابد طراحی فعالیت های بازاریابی به گونه ای متناسب با ماهیت این محصولات است تا بتواند به نحو مطلوب به نیاز بازار هدف پاسخ گوید. با توجه به این امر، هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی تاثیر آمیخته بازاریابی محصولات فناورانه بر رضایت و نیات رفتاری مشتریان سازمانی در استان بوشهر است. به منظور انجام این مطالعه نمونه ای مشتمل بر 37 سازمان دولتی استان بوشهر که از استفاده کنندگان محصولات نرم افزاری اداری بودند، انتخاب گردیده و مورد مطالعه قرار گرفتند. تحلیل ساختاری روابط علی مدل موجود در مدل ارائه شده بیانگر این است که ویژگی های محصول نرم افزاری بر رضایت مشتریان تاثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین، پیشبرد محصولات و رضایت مشتریان نیز تاثیر مثبت و معنی داری بر نیات رفتاری آن ها دارند. به علاوه مشخص گردید، عوامل رابطه ای نه تنها بر افزایش رضایت مشتریان موثر است. بلکه بر میزان تاثیرگذاری رضایت بر نیات رفتاری آن ها نیز موثر خواهد بود.
مدیریت در زندگی بشر یک پدیده نو ظهور نیست بلکه عمر آن به درازای عمر تاریخ بشری است. انسان در یک پیوستار تاریخی از زندگی انفرادی به زندگی قومی و از زندگی کشاورزی به حیات مدرن صنعتی و در نهایت به زندگی پیچیده امروزی به نظریه ها و رویکردهای جدید در مدیریت پا نهاده است. پلیته معتقد است که در سال های اخیر کمتر وظایفی به اندازه وظایف مدیر مدرسه مورد سؤال واقع شده است. در حقیقت به موزات اصلاحات و تقویض اختیارات بیشتر به مدیران مدارس، وظایف و مسئولیت های آنان سنگین تر و چالش ها بیشتر شده، در حالی که منابع محدودتر از گذشته است. مدیریت مدرسه در حال حاضر، گسترش بیشتر مهارت ها، دانش و معلومات وسیع و هویت حرفه ای مدیر را می طلبد. مدیران مدارس باید بتوانند جامعه محلی را به همکاری و همیاری بطلبند، مدرسه را به صورت مشارکتی رهبری کنند، میانجیگری تنش ها بشوند، برانگیزاننده و مشوق رشد حرفه ای معلم ها و از همه مهم تر عامل تغییر در مدرسه باشند. تغییر موقعیت و انتظارات از مدیر مدرسه کار برنامه ریزان آموزش مدیران را تحت الشعاع قرار داده و آنان را به تجدید نظر در برنامه های آموزشی و آماده سازی مدیران وا می دارد. به همین سبب است که در بسیاری از کشورها شاهد تهیه برنامه های جدید و تجدید نظر در برنامه های سنتی آموزش مدیران هستیم و گروه ها و کمیسیون های بی شماری به بررسی و ارائه پیشنهادها برای تهیه راهکارهای متناسب با نیازهای نظام آموزشی پویا و اثربخش می پردازند. پدیده جهانی شدن از بحث برانگیزترین مسایل روز جهان به شمار می رود. پدیده ای که در تصمیم گیری ها و فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انسان ها نقش تعیین کننده ای داشته و مرزهای جغرافیایی را به حداقل ممکن کاهش می دهد، منافع مردم و کشورها را بیش از پیش به هم تنیده کرده و علاوه بر کالا وخدمات، افکار و دانش بشری را نیز آسانتر و بی حد و مرزتر از گذشته مبادله می کند.
این پژوهش با الهام از مدل سه شاخگی (عوامل رفتاری، ساختاری و زمینه ای) و با افزودن بعد چهارمی به این مدل (عوامل ماهیتی) موانع و راهکارهای پیاده سازی بیمه الکترونیک را در شرکت بیمه آسیا بررسی کرده است. فرضیه های اصلی تحقیق، وجود ارتباط بین عوامل ساختاری، رفتاری، زمینه ای و ماهیتی را با عدم توسعه بیمه های الکترونیکی در بیمه آسیا بررسی می کند. برای تحلیل آن نیز از آزمون های علامت (دو جمله ای)، همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس فریدمن و روش رگرسیون خطی استفاده شده است. آزمون ها و تحلیل های مرتبط با فرضیه های این تحقیق، این نتیجه را تایید کرد که تمامی عوامل یادشده، موانع پیاده سازی و توسعه بیمه الکترونیک در بیمه آسیا بوده و طبق آزمون رگرسیون خطی ترتیب اهمیت و تاثیرگذاری عوامل اصلی براساس ضرایب بتا به ترتیب ماهیتی، رفتاری، زمینه ای و درنهایت ساختاری است.
هدف این پژوهش ارائه مؤلفه های مؤثر در زنجیره تقاضاست تا با شناسایی این مؤلفه ها و تعیین میزان اهمیت آنها، سازمان را در کسب سطوح بالای عملکردی یاری رساند. ایده اصلی این مقاله بر آن است که مؤثرترین مؤلفه ها در زنجیره تقاضا چیست و چگونه بر عملکرد سازمان تأثیرگذارند؟ در این پژوهش از مؤلفه های بازاریابی استفاده شد. تحلیلها با استفاده از آمار استنباطی و تاپسیس انجام گرفته است. نتایج حاکی از آن است که دو مؤلفه قیمت و فرآیند در چرخه زنجیره تقاضا تأثیرگذار هستند و نشان دهنده این است که مباحث پیش بینی تقاضا و تشخیص نیازها و خواسته-های مصرف کنندگان و در نظر گرفتن وضعیت جمعیتی مشتریان و همچنین در نظر گرفتن جلب رضایت مشتریان و مباحث قیمت محصولات و قیمتهای رقبای بازار و ارائه قیمتهای فصلی و دوره-ای و تخفیفات ویژه به مشتریان از موارد تأثیرگذار بر روند عملکرد زنجیره تقاضای سازمانها می تواند باشد.
در این پژوهش به بررسی میزان اثر حضور شرکت های تولیدی در نمایشگاه های بین المللی بازرگانی خراسان بر موفقیت تجاری آنها پرداخته شده است. جامعه آماری مورد مطالعه، مدیران فروش شرکت ها و موسسات تولیدی استان خراسان که حداقل یکبار در نمایشگاه های بین المللی بازرگانی استان شرکت کرده اند به تعداد 313 می باشد. برای انجام این تحقیق از اطلاعات جمع آوری شده از مدیران فروش 76 شرکت تولیدی توسط پرسشنامه بهره گرفته شده است. روایی پرسشنامه به طریق محتوایی حاصل گردید و برای پایایی ازمحاسبه ضریب آلفای کرونباخ استفاده به عمل آمد که نتیجه آن برای پرسشنامه 93/0 بدست آمد. به منظور تحلیل داده ها از آزمون کلموگراف- اسمیرنف، آزمون رتبه علامت دار ویلکاکسون، آزمون t-استیودنت،ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل واریانس چند طرفه استفاده شده است.
پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی وضعیت موجود دوره های آموزشی و ارائه الگوی کیفی ارتقاء اثربخشی دوره های آموزشی سازمان امور مالیاتی کشور به روش آمیخته انجام گرفته است. در بخش کمی جامعه آماری شامل کلیه کمک ممیزان، ممیزان و سرممیزان کشور است که به روش نمونه گیری خوشه ای در برخی از استان ها انتخاب شدند. همچنین دوره های آموزشی مالیاتی که طی دو سال اخیر برای کارشناسان اجرا شده است، مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی پرسشنامه مورد تائید صاحب نظران آموزشی و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 96/0 گزارش گردید. تحلیل داده ها بیانگر آن بود که وضعیت موجود نیازسنجی دوره های آموزشی، اهداف دوره های آموزشی، محتوای دوره های آموزشی، مدرسان دوره های آموزشی، سازماندهی دوره های آموزشی، ارزشیابی دوره های آموزشی و انگیزش از دید کارشناسان سازمان امور مالیاتی در حد متوسط بوده است. نتایج فوق و انجام مصاحبه با خبرگان مالیاتی، نتایج نشان داد که عمده ترین آسیب های نظام آموزش سازمان امور مالیاتی شامل؛ نیازسنجی (سیستماتیک و علمی نبودن، جامع نبودن، کاربردی نبودن و عدم همکاری پرسنل سازمان در نیازسنجی)، اهداف دوره ها (عدم اطلاع رسانی، کلی بودن و محتوای نامناسب)، آسیب های محتوا (گستردگی سرفصل ها، نبود تیم تدوین محتوا و نظری بودن محتوا)، مدرسان (عدم صلاحیت، پرداخت نامناسب، روش تدریس نامناسب و معیوب بودن سیستم انتخاب مدرسان)، محیط و شرایط برگزاری دوره-ها (امکانات و تجهیزات ضعیف و زمان نامناسب برگزاری دوره ها)، آسیب های اجرای دوره ها (عدم تفکیک کارآموزان، عدم حمایت مدیران، زمان اجرای دوره ها و اجرایی نبودن برخی دوره ها)، ارزشیابی آموزشی (پیگیری نکردن اثربخشی آموزش، واقعی نبودن نمرات ارزیابی دوره ها و عدم همکاری سرپرستان در خصوص ارزیابی دوره ها)، انگیزه (نبود مکانیزم های برای تشویق و تنبیه افراد، انگیزه ناکافی کارآموزان و انگیزه ناکافی مدرس ها)، مشکلات فرهنگی (عدم باور سرپرستان به آموزش و نگاه نامناسب مدیران ارشد به آموزش) و نیروی انسانی (کمبود نیروی انسانی و استفاده نادرست از تخصص ها در آموزش) می باشد.
در این پژوهش نسبت به طراحی الگویی برای پیشبرد معماری منطقه ای سیستمهای هوشمند حمل و نقل در کشور اقدام شده است. در الگوی ارایه شده، مهم ترین مرحله را تعیین نیازهای حمل و نقلی منطقه تشکیل می دهد. این نیازها اهداف اصلی پیشبرد معماری در منطقه را تعیین می کند. تبیین مفاهیم اجرایی و ملزومات عملکردی سیستم در حقیقت نحوه ارتباط بین اجزای حقیقی و مجازی سیستم را مشخص می کند که این ارتباطات، منجر به پیدایش اتصالگرها و همچنین جریان های اطلاعاتی بین اجزای سیستم می شوند. پلان به دست آمده در حقیقت مبین شمایی از سیستم نهایی در مقیاسهای کوچک تر خواهد بود. الگوی ارایه شده که مستقل از تکنولوژی طراحی شده است، فرآیندی است اقماری که کلیه خدمات قابل دریافت از این الگو را مشخص می کند. در این سیستم اجزای در حین عملکرد تنها با یک مرکز در تعامل اند. فرآیند پیشنهادی قابل اجرا در مناطق مختلف برون شهری کشور بوده و عنصر تکرارپذیری آن، امکان اعمال تغییرات پیشنهادی را مطابق با نظرات طراح فراهم می¬کند. همچنین، نسبت به بکارگیری الگوی پیشنهادی در قالب یک مطالعه موردی (محور کرج – چالوس) انجام شده است که با مطالعه مقدمات پیاده سازی ITS در این محور و مشکلات حمل و نقلی که محور با آن روبرو ست، نسبت به پیشنهاد فرآیند معماری ITS محور یاد شده اقدام شده است.