مقدمه: چابکی به معنای توانایی پاسخ گویی و واکنش سریع و موفقیت آمیز به تغییرات محیطی و عامل مهمی برای اثربخشی بیمارستان است. چابکی یک بیمارستان نشان دهنده ی پاسخ گویی بیمارستان در هنگام مواجهه با تغییرات داخلی و خارجی است و اگر بیمارستان ها به صورت چابک طراحی شوند، توانایی رقابت با سایر بیمارستان ها و ارایه ی خدمات مناسب به بیماران را دارند. این مطالعه، با هدف تعیین و مقایسه ی چابکی سازمانی بیمارستان های دولتی و خصوصی شهر اصفهان در سال 1388 انجام گرفت.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بود که در سال 1388 صورت پذیرفت. جامعه ی پژوهش شامل رؤسای بخش های اداری و مالی، بخش های درمانی، پاراکلینیک و سرپرستاران بیمارستان های خورشید، چمران، خانواده و سینا بود. با استفاده از فرمول کوکران 130 نفر از این چهار بیمارستان به عنوان نمونه های پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ی چابکی با 42 سؤال در مقیاس لیکرت بود. حداکثر امتیاز قابل حصول 168 و حداقل صفر بود. روایی آن بر اساس نظر استادان و صاحب نظران تأیید و پایایی پرسش نامه نیز به روش Cronbach's alpha 96/0 محاسبه گردید. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار 16SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین چابکی در بیمارستان های دولتی 7/103 و در بیمارستان های خصوصی 9/113 به دست آمد. بین میانگین چابکی بیمارستان های منتخب شهر اصفهان تفاوت معنیداری وجود داشت (0001/0 P <)؛ ولی بین میانگین چابکی بیمارستان های دولتی و خصوصی تفاوت معنیداری مشاهده نشد (05/0 P >).
نتیجه گیری: چابکی بیمارستان های مورد مطالعه اعم از خصوصی و دولتی متوسط رو به بالا است. به منظور ارتقای چابکی بیمارستان ها، استفاده از استراتژی ها و راهکارهایی چون استقرار ساختار سازمانی منعطف، برون سپاری تأمین و خدمات، توسعه ی حرفه ای کارکنان و آمادگی برای مواجهه با تغییرات محیطی لازم است.
مسئله ساختار سرمایه از موضوعات بحث¬ برانگیز در حیطه مالیه شرکتی است. پژوهشگران مختلف با ارائه نظریات و تئوریهای گوناگون، به دنبال یافتن راهی برای تعیین ساختار سرمایه بهینهای هستند که هزینه سرمایه شرکت را حداقل و ارزش آن را حداکثر کند. همگام با شکلگیری تئوریهای جدید و معرفی متغیرهای تاثیرگذار، فقدان پژوهشی جامع که به طور همزمان به آزمون آخرین نظریات موجود بپردازد، احساس میشود. در این تحقیق سعی شده است تا با بررسی دقیق و کامل ادبیات موضوع، متغیرهای اثرگذار شناسایی و با استفاده از الگوریتم کاهش داده Forward Stepwise و ابزارهای اقتصادسنجی، مدل مناسبی ارائه شود. بدین منظور با استفاده از تکنیک غربال¬گری، تعداد 78 شرکت از شرکت¬های پذیرفته شده در بورس تهران انتخاب گردید و اثرات متغیرهای ارائه شده در تئوری توزان، تئوری سلسله مراتب گزینههای تامین مالی، تئوری هزینههای نمایندگی و تئوری زمانسنجی بازار طی دوره 1380 تا 1384 مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت برای کل نمونه و همچنین هر کدام از صنایع، مدل رگرسیونی که بهترین برازش را از دادههای موجود به دست می¬دهد، ارائه شده است.
هدف کلی تحقیق بررسی سبک های رهبری مربیان و ارتباط آن با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان تیم های فوتبال لیگ برتر و دسته یک کشور در فصل مسابقات83-82 می باشد. به این منظور تعداد 340 نفر از مربیان و بازیکنانی که در مسابقات فوتبال لیگ برتر و لیگ دسته یک آزادگان کشور شرکت کرده بودند انتخاب و از طریق پرسشنامه ویژگیهای فردی،سبک رهبری مربیان و میزان تحلیل رفتگی بازیکنان تعیین گردید. در این تحقیق از آمار توصیفی برای دسته بندی داده ها استفاده شد و از آنجا که تحقیق از نوع همبستگی بین متغیرها و پیش بینی بعضی متغیرها از روی متغیر دیگر بود، لذا جهت تجزیه و تحلیل ضریب همبستگی پیرسون مورد استفاده قرار گرفت. بطور کلی عمده ترین یافته های تحقیق عبارت بودند از: 50 درصد از مربیان دارای سبک رهبری رابطه مدار،5/31 درصد تلفیقی(بینابین)و5/18 درصد وظیفه مدار بودند.تحلیل رفتگی 5/40 درصد از بازیکنان بالاتر از میانگین بود. بین سبک رهبری وظیفه مدار مربیان با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان رابطه معنی داری وجود داشت . بین سبک رهبری تلفیقی مربیان با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان رابطه معنی داری وجود نداشت. بین سبک رهبری رابطه مدار مربیان با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان رابطه ضعیف و منفی وجود داشت ، که از نظر آماری معنی دار نبود. تحلیل رفتگی بازیکنان بالاتر از میانگین بود که نشان از شرایط نامطلوب از جهت تحلیل رفتگی میباشد و در حدود نیمی از مربیان دارای سبک رهبری رابطه مدار بودند که متناسب با شرایط حرفه ای در فوتبال نمی باشد.
افزایش روزافزون سفرهای شهری و استفاده بیرویه از ناوگان موتوری، بهویژه خودرو شخصی و پیامدهای نامطلوب آن از جمله افزایش بیرویه مصرف سوخت، تدوین راهبردها1 و راهکارهای2 مناسب را برای برنامهریزی و مدیریت منابع انرژی ضروری میکند. در پژوهش حاضر، راهبردها و راهکارهای مدیریت مصرف سوخت در حملونقل شهری بر اساس اطلاعات گردآوری شده از چهارده کشور برگزیده جهان، شناسایی و با روش نمودار هسه (نظریه ترتیب جزئی) اولویتبندی میشود. طبق یافتههای پژوهش، میتوان سیزده راهبرد و چهلوچهار راهکار زیرمجموعه آنها را در سه گروه (حوزه ناوگان، حوزه مدیریت حملونقل، حوزه سوخت) دستهبندی کرد. نتایج اولویتبندی با روش نمودار هسه نشان میدهد که سیزده راهکار از ده راهبرد مختلف، به طور عمومی برای کلانشهرهای ایران مناسب هستند. راهبرد برتر، گسترش حملونقل عمومی است. مناسبترین راهکارها نیز عبارتاند از: -1 گسترش شبکه حملونقل عمومی؛ -2 تدوین و اجرای استانداردهای کارایی مصرف سوخت ناوگان؛ -3 آگاه کردن کاربران از روشهای گوناگون حملونقل برای بهبود تقاضای سفر که اولویت بسیار راهکارهای گروه مدیریت حملونقل را نسبت به دو گروه ناوگان و سوخت نشان میدهد.
دانش، سرمایه فکری و یک نوع دارایی کلیدی برای کسب مزیت رقابتی است، در دنیای پر چالش اقتصادی امروز، مدیریت دانش مجموعه ای است از فرایند ها برای بکارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمانها جهت یاری به آنها تا اطلاعات مهم را بیابند، گزینش کنند و سرانجام سازماندهی و منتشر نمایند و این تخصصی است که برای فعالیت هایی چون حل مشکلات، آموختن پویا، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیری ها ضروری است. سازمانهای بسیاری در جهان، نظامهای مدیریت دانش را، در راستای حفظ ثبات و سودمندی ایشان پذیرفته و انتخاب کرده اند. این نگرش در سازمان های در حال توسعه، نتیجه ی فن آوری اطلاعات، از قبیل بیوتکنولوژی، علوم رایانه و ارتباطات راه دور و همچنین اطلاع رسانی بهداشت و درمان و حرفه های دیگری همچون بازاریابی، حسابداری، مشاوره مدیریتی، کاربرد مؤثری یافته است. به دلیل تشابه حرفه ای اغلب متخصصان اطلاع رسانی با کتابداران که به طور سنتی با فعالیت های نظیر تولید، گرد آوری، دریافت، تکثیر و ذخیره و بازیابی و اشاعه اطلاعات در ارتباط هستند می توانند ضمن آشنایی با اصول و مبانی مدیریت دانش، به مدیران دانش امروز تغییر وضعیت دهند. در این مقاله ضمن بررسی ابزار تبادل دانش و راه های انتقال و تبدیل آن اهمیت حرفه کتابداری و اطلاع رسانی در نظامهای مدیریت دانش نیز تبیین می شود. نقش متخصصین کتابداری و اطلاع رسانی در شناسایی دانش و ارزیابی و سازماندهی و ذخیره سازی آن بمنظور بالا بردن خرد جمعی و افزایش ابتکار در سازمانها موثر بوده و موجبات پیشرفت و توسعه ی آنها را فراهم می نماید تبدیل اطلاعات به دانش و ایجاد زمینه یادگیری از وظایف مهم مدیریت دانش خواهد بود. این مقاله جایگاه جدیدی را برای حرفه کتابداری و اطلاع رسانی تبیین نموده است.
امروزه مدیران، بویژه مدیران منابع انسانی به عنوان شاخص ترین هدایت کننده برنامه های توسعه شناخته می شوند و درصورتی می توانند این مهم را به شیوه ای مطلوب اجرایی نمایند که خود، برخوردار از روحیه یادگیری و برنامه ای مدون برای طی مسیر تعالی فردی باشند. ین پژوهش با هدف ارائه الگوی برنامه توسعه فردی مدیران منابع انسانی صنعت بانکداری و تبیین اجزا و مولفه های برنامه توسعه و روابط میان آنها صورت پذیرفته است. نخست؛ پیشینه موضوع، دیدگاه ها و تحقیقات مختلف درخصوص برنامه توسعه فردی به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفت و با بهره گیری از نتایج این گام، الگوی اولیه طراحی گردید. سپس مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 14 نفر از مدیران ارشد منابع انسانی سیستم بانکی صورت پذیرفت و داده های حاصل با روش تحلیل تم و با بهره جستن از نرم افزار QSR Nvivo تحلیل شد. در ادامه مصاحبه گروهی در قالب تشکیل گروه کانونی با حضور 6 نفر از متخصصین منابع انسانی در صنعت بانکداری و اساتید صاحبنظر در این حوزه برای اعتباربخشی به چارچوب الگوی پیشنهادی انجام گرفت و در نهایت به منظور اعتباردهی و اولویت بندی مولفه های مزبور، توزیع پرسشنامه بین تمامی 32 نفر مدیر عالی منابع انسانی بانک های کشور به عنوان گام دیگر پژوهش مد نظر قرار گرفته است. همچنین روایی پژوهش از بعد محتوا و سازه و پایایی آن به کمک ضریب کاپا و روش هولستی سنجش شده است. در این پژوهش عوامل تاثیرگذار (استراتژی، فرهنگ و بافت سازمانی)، عوامل موفقیت (الزامات سازمانی، الزامات طراحی و الزامات فردی) و نتایج (شناختی، نگرشی، مهارتی و عملکردی) به عنوان مولفه های برنامه توسعه فردی تعیین شده است. همچنین شایستگی های موردانتظار و محورهای قابل توسعه مبتنی بر شایستگی در مدیران منابع انسانی صنعت بانکداری شناسایی و چگونگی تحقق اقدامات توسعه ای تبیین شده است.
هدف این مطالعه بررسی میزان مصداق مدل ترکیبی انگیزش کارکنان اُلدهام-روزنبام در شرکت برق منطقه ای تهران است. طبق این مدل، سه متغیر ترفیع، حقوق و دستمزد و عوامل مرتبط با ماهیت شغل بر سطح انگیزش کارکنان تاثیر گذارند. برای انجام این تحقیق از رویکرد پرسشنامه استفاده شده و نمونه انتخابی شامل سیصد و پنجاه نفر از کارمندان رسمی این شرکت می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد که هر سه متغیر مذکور بر انگیزش کارکنان این شرکت تاثیر دارند اما تاثیر متغیرهای ارتقاء و عوامل مرتبط با ماهیت شغل بر انگیزش کارکنان مستقیم می باشد اما تاثیر متغیر حقوق و دستمزد بر انگیزش کارکنان غیرمستقیم بوده و از طریق متغیر عوامل مرتبط با ماهیت شغل می باشد. برای توجیه این موضوع به بررسی سیستم کارراهه منحصر به فرد در شرکت های ایرانی و مشکلات و مسایل عاملیت بین سازمان ها و سرپرستان آنها به عنوان عامل اصلی وقوع این موضوع پرداخته شده است.
کارآفرینی فرایند شناسایی، ارزیابی و بهره برداری از فرصت های نوین کسب وکار است. تشخیص این فرصت ها براساس رویکرد جست وجوی منظم یا به کمک رویکرد شهودی انجام میشود. این مقاله مربوط به رویکرد دوم و در راستای توسعهی نگرش شهودی به کارآفرینی بوده و شهود فرایندی است که طی آن، اطلاعاتی که دریافت آن به صورت ناخودآگاه است، توسط نظام روان- تنی ادراک میشود. در این پژوهش آزمایشی، نمونهی آماری شامل 45 کارآفرین سریالی از پارکهای علم و فناوری شهر تهران بوده و به مشاهدهی تصاویر منتخب از نظام بین المللی تصاویر احساسی (IAPS) در گروه زوجی (گروه آزمایش شامل 30 نفر در گروه های دو نفره) و گروه انفرادی (گروه کنترل شامل 15 نفر در گروه های تک نفره) میپرداختند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که کارآفرینان گروه زوجی نسبت به گروه انفرادی، کیفیت شهود بیش تری دارند. در هر دو گروه زوجی و انفرادی منحنیهای احساسی و خنثی آشکارا واگرا بودند که این واگرایی تقریبا از پنج ثانیه قبل از محرک (مشاهدهی تصویر) شروع شده است. تفاوت واگرایی تغییرپذیری ضربان قلب در دورهی پیش- محرک برای گروه زوجی و انفرادی بدین معناست که مشارکت زوجی کارآفرینان کیفیت شهودیشان را به طور معناداری ارتقا میدهد.
چکیده بیان مختصر ولی دقیق محتوای یک سند است. باید تمایزی بین دو واژه چکیده و خلاصه قائل شد. “خلاصه” بیان مختصر شده ای از یک سند با استخراج جملات از خود سند می باشد. مثلاً دو – سه جمله از مقدمه و دو – سه جمله از نتیجه یا خلاصه ممکن است بیان مناسبی از موضوع یک مقاله ارائه دهد. چکیدة واقعی گرچه ممکن است دربرگیرندة کلماتی از مدرک باشد, بخشی ازمتن است که به جای این که نقل قول مستقیمی از مؤلف باشد به وسیلة چکیده نویسی به وجود آمده.
زباله تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی یکی از بزرگ ترین جریان های روبه رشد زباله در مقیاس جهانی. این زباله ها حاوی مواد خطرناکی هستند که اگر به درستی مدیریت نشوند، ممکن است بر محیط زیست و سلامت انسان اثر بگذارند. بنابراین برای حفاظت از محیط زیست نیاز است زباله های الکترونیکی به سمت یک فرایند پایان عمر مناسب مانند بازیافت و دفع، هدایت شوند. هدف این مقاله طراحی شبکه بازیافت زباله های الکترونیکی مبتنی بر اهداف توسعه پایدار، در سطح کشوری است که در آن مسائل اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی مدنظر هستند. مدل توسعه یافته بهینه سازیِ شبیه سازی به منظور تعیین بهترین مکان برای کارخانه های بازیافت برای مدیریت کلی زباله های الکترونیکی در ایران استفاده شد ه است؛ به طوری که دولت بتواند همزمان یک هم پوشانی بین مسائل زیست محیطی، اثرات اجتماعی و اقتصادی ایجاد کند.
در عصر حاضر در بسیاری از موارد ماشین ها جایگزین انسانها شده اند و بسیاری از کارهای فیزیکی که در گذشته توسط انسانها انجام می گرفت امروزه توسط ماشین ها صورت می گیرد . اگرچه قدرت کامپیوترها در ذخیره ، بازیابی اطلاعات و اتوماسیون اداری ، ... غیر قابل انکار است ، اما همچنان مواردی وجود دارد که انسان ناچار است خودش کارها را انجام دهد . اما به طور کلی ، موارد مرتبط با ماشین شامل سیستم هایی است که در آن به علت ارتباطات پیچیده بین اجزا ، مغز انسان از درک ریاضی این ارتباطات قاصر است ...
در این مقاله ابتدا وظایف، خصوصیات و رویکردهای مهم مدیران ارشد اطلاعات و دانش لز منظر کارشناسان و محققین این مباحث مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. سپس حیطه های کاری این دو حوزه با یکدیگر مقایسه شده است. در ادامه نظرات و دلیل موافقان و مخالفان ادغام و یا تفکیک مسولیتهای مدیران ارشد اطلاعات و مدیران ارشد دانش در ساختارهای سازمانی بیان گردیده است
هدف اصلی این تحقیق دستیابی به یک سبد سرمایه مناسب تر برای سرمایه گذاران ریسک پذیر است. در این تحقیق مدل مارکوتیز در تئوری سبد سرمایه به عنوان مدل مقایسه ای استفاده شده است و مدل شبکه عصبی با آن مقایسه شده است. الگوی یادگیری شبکه عصبی، الگوی «پس انتشار خطا» می باشد. سبد انتخابی شامل بیست سهم از بازار بورس اوراق بهادار تهران است که برای یک دوره سیزده ماهه مورد مطالعه قرار گرفته است. در هر دو مدل شبکه عصبی و مارکوتیز، تفاوت معنی داری بین بازده روزانه سبد تصادفی و نتیجه سرمایه گذاری در پایان دوره آزمون وجود دارد. در این سبد، تنها معیار بازده مورد نظر است و ریسک مورد توجه نیست، بنابراین سبد با بالاترین ریسک در مدل مارکوتیز مورد استفاده قرار گرفته است. هزینه معامله در هر دو مدل در نظر گرفته نشده است. این مطالعه نشان می دهد که سبد سرمایه مدل شبکه عصبی پس از دوره آزمون هم بازده بیشتری داشته است و هم ریسک آن از مدل مارکوتیز پایین تر بوده است