کشاورزی بخش عمده ای از صادرات را در روابط تجاری بین المللی به خود اختصاص می دهد. اکثر کشورها جهت حمایت از بخش کشاورزی و توسعه صادرات کشاورزی، اعطای یارانه های داخلی و صادراتی را در سیاست های اقتصادی خود قرار داده اند. اعطای یارانه معمولا توسط دولت ها و اشخاص عمومی صورت می گیرد که موجب ورود خسارت به بخش کشاورزی سایر کشورها می گردد و روند تجارت آزاد را مختل می نماید. سازمان تجارت جهانی که بر آزادی تجاری و رقابت منصفانه استوار است، در موافقت نامه کشاورزی طی مقرراتی حمایت ها و یارانه های کشاورزی را تحت کنترل قرار داده است. در این مقاله ابتدا الزامات سازمان تجارت جهانی در خصوص یارانه های کشاورزی بحث می شود. سپس تأثیر الحاق جمهوری اسلامی ایران به سازمان تجارت جهانی بر قوانین و مقررات داخلی ناظر بر اعطای یارانه های کشاورزی بررسی می گردد.
کانون های ارزیابی، ابزاری مهم و مؤثر برای انتخاب و ارتقای سرمایه های انسانی سازمان، تشخیص نقاط قوت و ضعف ارزیابی شوندگان و توسعه شایستگی های آنها محسوب می شوند. به رغم مزایای استفاده از کانون های ارزیابی، فرایند استفاده از این کانون ها دچار عارضه هایی است. در این مقاله، نتایج شناسایی و اولویت بندی عارضه های کانون های ارزیابی و توسعه در راستای کمک به سازمان ها در جهت استفاده بهینه از کانون های ارزیابی و نیل به رویکرد شایسته سالاری در سازمان ها، با استفاده از روش دلفی ارائه شده است. ابتدا از طریق مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان، 42 عارضه ، شناسایی و در ادامه پژوهش، اعضای پانل دلفی، سایر عارضه ها را شناسایی و سپس آنها را اولویت بندی کردند. از مجموع 50 عارضه شناسایی شده، 15 عارضه اولیه که از نظر اعضای پانل دلفی، مهم تر تشخیص داده شده بود، به عنوان نتایج دلفی و یافته های پژوهش انتخاب شد. در این میان 11 عارضه از طریق مصاحبه با خبرگان و 4 عارضه از سوی اعضای پانل دلفی ارائه شده اند. عدم حمایت مدیر ارشد، بومی نبودن مدل شایستگی، عدم توجه به هدف کانون ارزیابی و مد تلقی شدن آن، عملی نشدن نتایج کانون جهت ارائه برنامه توسعه فردی و منحصربه فرد نبودن مدل شایستگی در سطح مشاغل به عنوان 5 عارضه مهم کانون های ارزیابی و توسعه، شناسایی شدند.
روند همگرایی الگوی تجاری کشورها به الگوی تجاری جهانی با استفاده از شاخص های مختلفی مانند تخصص گرایی در تجارت ارزیابی می شود. تخصص گرایی در تجارت که خود توسط شاخص های مختلفی همچون عدم تجانس تجاری، تمرکز صادرات و تخصص درون صنعتی اندازه گیری می شود، دربرگیرنده دلالت های ضمنی بهره وری صادرات می باشد. مطالعه حاضر ابتدا به محاسبه شاخص های فوق برای کشورهای عضو اوپک طی دوره زمانی 2006 - 1995 پرداخته و سپس با بررسی وضعیت هر یک از این شاخص ها، درصدد شناسایی الگوی تجاری این کشورها بر می آید. نتایج حاصل از محاسبه و تحلیل شاخص ها نشان می دهد که با وجود حرکت کشورهای عضو اوپک به سمت همگرایی با تجارت جهانی و تعدیل الگوی تجاری خود در راستای الگوی تجارت جهانی، تمرکز این کشورها بیشتر بر صادرات گروه های کالایی دارای بهره وری کم بوده است.
ضعف در صادرات خدمات فنی و مهندسی نفت و گاز نه تنها فرصت توسعه ملی را از ایران می رباید، بلکه این ضعف در دراز مدت به عنوان تهدید قلمداد می گردد، چرا که اگر همچون امروز تنها تکیه بر صادرات انرژی باشد و از دانش آن در جهت توسعه خدمات فنی و مهندسی در خارج از مرزها استفاده نگردد، طبق برآوردها در آینده ای نه چندان دور، ایران از صادر کننده خالص انرژی به وارد کننده آن تبدیل می گردد. توسعه صادرات خدمات فنی و مهندسی نفت و گاز و درآمدزایی از طریق آن نه تنها امکان حفظ این انرژی با رویکردی بلند مدت را فراهم می کند، بلکه توان کشور را در زمینه های ارز آوری، ایجاد اشتغال، ارتقاء فناوری و دانش فنی، بهبود روابط سیاسی و صدور فرهنگ و تمدن بالا خواهد برد. اما با وجود تلاش های بسیار در توسعه دانش فنی،کماکان این مسیر با انسدادهای بیشماری روبروست. در این مقاله، بر اساس مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختار یافته کیفی از نخبگان، و با رویکرد تحلیل تم، مدل مفهومی تبیین گردیده که به واکاوی گلوگاه های توسعه نظام فنی و مهندسی صنعت نفت پرداخته است. همچنین از دستاوردهای این مقاله می توان به شناسایی موانع در سه حوزه زمینه، رفتار و ساختار اشاره کرد.
اگر سازمان ها بخواهند در عرصه خواسته های متغیر و انتظارات متنوع مشتریان به همراه محیط متحول امروز، به حیات خود ادامه دهند؛ چاره ای جز این ندارند، که برای مشتریان و جامعه مرتبط با آن به دنبال ارزش آفرینی باشند. مهندسی ارزش یکی از ابزارهای خلق و بهبود ارزش برای محصولات و خدمات بوده، که علاوه بر اینکه در زمینه های متفاوتی اعم از صنعت، خدمات، کشاورزی، آموزش و پرورش، حمل و نقل، راه و ساختمان و پروژه های عمرانی کاربرد دارد، در اخذ تصمیمات کارآمد توسط مدیران، در حوزه های دولتی و غیردولتی نیز مؤثر خواهد بود. در تحقیق حاضر با به کارگیری تکنیک تحلیل سلسله مراتبی(AHP) در فرایند مهندسی ارزش(VE) تلاش شده است، با توجه به محدودیت های در پیش روی شرکت، خودرویی به بازار ارایه شود، که برای مشتری ارزش بیشتری را به همراه داشته باشد. ال حاضر، علیرغم آنکه ضرورت ارایه یک محصول جدید به بازار توسط شرکت وجود دارد، اما فقدان منابع مالی لازم برای سرمایه گذاری و نیز زمان در اختیار، امکان انجام چنین کاری را از شرکت سلب کرده است. با این وجود، تغییر طراحی نمای خارجی خودرو، راهکار مناسبی برای مسئله مطروحه می باشد. به این ترتیب در تحقیق حاضر هدف، تعیین قطعاتی است، که با توجه به محدودیت های سرمایه گذاری درصورت تغییر طراحی، بهترین طرح نمای خارجی را برای شرکت داشته باشد. درنتیجه با استفاده از یک مدل تلفیقی از مهندسی ارزش و فرایند تحلیل سلسله مراتبی، بهترین تصمیم، که انتخاب مؤثرترین قطعات نمای ظاهری برای طراحی خودرو می باشد، صورت می پذیرد.
داشتن چشم اندازی مشترک و همه جانبه سبب خواهد شد تا واحدها یا بخش های مجموعه ای صنعتی یک کل منسجم و یکپارچه را تشکیل دهند. در این مطالعه سعی شده استتاراهرسیدنبهچشم اندازمشترکبرایبخش های گوناگون کارخانه تبیینگردد. برای نیل به این هدف از مدل ارائه شده توسط کالینز و پوراس (1996) استفاده شده است. کارخانه الماس کویر رفسنجان به عنوان مورد مطالعه و جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران و متخصصان این کارخانه،تشکیل می دهد. این مطالعه در سه مرحله انجام گرفت. در مرحله اول با پخش پرسش نامه های باز اجزای مدل در کارخانه توسط مدیران شناسایی و طبقه بندی شد. در مرحله دوم به منظور تعیین اهمیت و اولویت اجزای مدل تدوین چشم انداز از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)استفاده شد. در مرحله سوم آن دسته از اجزای مدل تدوین چشم انداز که طبق نظر مدیران از اهمیت بالایی برخورداربودند، انتخاب شده و در بیانیه چشم انداز کارخانه قرار گرفتند. در پایان، تبدیل شدن به بهترین تولید کننده این صنعت در سطح خاورمیانه، کسب مقام اول یا دوم در بازار،پای بندی به اصول و ایجاد اشتغال به عنوان مهم ترین راهبردهای شرکت انتخاب شدند.
در این مقاله با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی و با در نظر گرفتن شاخص های اقتصادی و
اجتماعی، تقاضای انرژی بخش حمل و نقل کشور در سال های 1386 تا 1400 پیش بینی شده است. از
شبکه های عصبی رو به جلو با ناظر برای پیش بینی و از الگوریتم پس انتشار برای آموزش شبکه ها
استفاده شده است. برای بررسی تأثیر شاخص های اقتصادی و اجتماعی بر تقاضای انرژی بخش حمل
و نقل، داده های مربوط به تولید ناخالص داخلی، جمعیت و تعداد خودرو طی سال های 1347 تا 1385
به کار گرفته شده است. نتایج حاصل از پیش بینی با این روش در مقایسه با روش رگرسیون
چندمتغیره، نشان دهندة خطای به مراتب کمتری است،؛ به طوری که درصد میانگین قدرمطلق خطا
6% کاهش یافت. / 15 % به 05 / از 52
بازاریابی داخلی تلاشی برنامه ریزی شده است که در بازاریابی به عنوان یک رویکرد به کار می رود تا بر مقاومت سازمان در برابر تغییر غلبه نموده و در آن ها جهت اجرای اثربخش استراتژی سازمانی هماهنگی بین وظیفه ای ایجاد نماید. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر بازاریابی داخلی بر سکوت سازمان در اداره امور مالیاتی شهر اصفهان است. در این راستا جهت تعیین پایایی پرسشنامه ضریب آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرار گرفت که عدد 83/0 به دست آمد که بیانگر پایایی مناسب پرسشنامه بود. جهت تعیین روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات اساتید و در نهایت بر اساس ضریب کندال، میزان روایی آن 80/0 محاسبه گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان اداره امور مالیاتی شهر اصفهان در سال 1391 بود که تعداد 720 نفر را شامل شد. نمونه آماری از بین کارکنان در هشت واحد مالیاتی به صورت تصادفی طبقه ای متناسب با حجم جامعه آماری انتخاب شد که بر اساس حجم نمونه، 240 پرسشنامه توزیع گردید و در نهایت 222 پرسشنامه برگشت داده شد. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از انجام تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه، مشخص گردید که بازاریابی داخلی تاثیر معنی داری بر سکوت سازمان دارد.
هدف از مسئولیت اجتماعی شرکت دستیابی به توسعه اقتصادی پایدار از طریق بهبود کیفیت زندگی کارکنان شرکت، خانواده های آنها و کل جامعه است. از این رو بنظر می رسد اجرای مسئولیت اجتماعی شرکت ها نقش مهمی در کاهش فقر و رشد اقتصادی دارد. این تحقیق به بررسی مسئولیت اجتماعی شرکت و کاهش فقر و نقش انگیزه در بکارگیری شاخص های عملکرد اجتماعی پیشنهادی مرتبط با کاهش فقر می پردازد. در این راستا چندین شاخص عملکرد اجتماعی مرتبط با کاهش فقر معرفی و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمون های تحقیق نشان داد که شرکت ها مایل به بکارگیری این مسئولیت ها می باشند. همچنین تفاوت قابل توجهی در درک افراد به لحاظ جنسیت، سن، تحصیلات، طبقه و سابقه شغلی و درآمد وجود نداشت. به علاوه، ایجاد انگیزه هایی مانند تخفیفات مالیاتی، تامین اعتبار آسان و ارزان و ایجاد تعادل در قوانین می تواند نقش موثری در بکارگیری مسئولیت های اجتماعی کاهش دهنده فقر داشته باشد.
هدف اصلی این پژوهش، مطالعه نقش اندازه شبکه اجتماعی در عملکرد کسب و کار بر اساس داده های 2010-2008 دیده بان جهانی کارآفرینی (GEM) در کشورهای ایران، کرواسی و دانمارک است. نمونه آماری شامل 1801 مدیر- مالک کسب وکار می باشد که در مصاحبه برنامه تحقیقاتی GEM شرکت داشته اند. شبکه اجتماعی کارآفرینان شامل شبکه خصوصی، شبکه شغلی، شبکه تجربه، شبکه حرفه ای و شبکه بازار است که بیشترین بار عاملی را شبکه تجربه (0.9) و کمترین بار عاملی را شبکه خصوصی (0.37) دارد. همچنین در اندازه گیری عملکرد، صادرات دارای بیشترین بار عاملی (0.33) و رشد مورد انتظار دارای کمترین بار عاملی (0.05) است. نتایج پژوهش نشان می دهد که کارآفرینان دانمارکی بیشتر از کارآفرینان دو کشور دیگر دارای الگوی نقش هستند (بیش از 70%) و بیشتر کسب وکار خود را با انگیزه بهره برداری از فرصت راه اندازی می کنند (بیش از 75%) تا نداشتن گزینه شغلی بهتر. همچنین میانگین اندازه شبکه در کرواسی و دانمارک 6 و در ایران 2.9 است و اندازه شبکه خصوصی کارآفرینان ایرانی بیشتر از شبکه های دیگر آنهاست (1.61). به طور کلی نتایج معادلات ساختاری نشان می دهد که عملکرد کسب وکار (صادرات، نوآوری و رشد مورد انتظار) به میزان 74 درصد تحت تاثیر مستقیم شبکه اجتماعی کارآفرینان می باشد و این تاثیر توسط الگوی نقش (0.07درصد) و به ویژه انگیزه فرصت (7.2 درصد) تعدیل می شود.
در دنیاى متحول امروزى، کسب وکار تغییرات شگرفی را تجربه می کند. سیستم اطلاعات، به عنوان ابزارى در جهت رسیدن به اهداف یک سازمان، از این تغییر مستثنی نبوده است. سازمان ها باید سیستم هاى اطلاعات درحال تغییرشان را چنان مدیریت کنند که هزینه هاى صرف شده را جبران کند و یک مزیت رقابتی در صنعت هم باشد. همراستایی استراتژى ها و اهداف سیستم اطلاعات با اهداف و راهبرد هاى کسب وکار امرى ضرورى تلقی می شود. سازمان هاى ارائه کننده ى سلامت نیز به دلیل نیاز مبرم به سیستم اطلاعات قدرتمند از این امر مستثنی نمی باشد.
مرورى بر مطالعات: هدف فرایند همراستایی راهبرد ى، بهینه سازى هزینه و به کارگیرى مناسب سیستم اطلاعات در سازمان است. هدف مقاله حاضر بررسی مطالعات انجام شده بر روى فرایند همراستایی استراتژیک و شناسایی ابزارهاى و رویکردهاى مختلف آن جهت شناساندن به مدیران در صنعت بهداشت و درمان است.
نتیجه گیری: این مطالعه با استفاده از منابع کتابخانه اى و اینترنتی انجام یافته است. همراستایی راهبردى فرایندى پویا و بلند مدت است که نیازمند همکارى و مشارکت هر دو بخش سازمان یعنی بخش سیستم اطلاعات سلامت و بخش اجرائیه سلامت است. در اجراى موفق فرایند همراستایی، برخوردارى از درک یکسان از فرایند همراستایی؛ و توجَه به ابعاد موجود در این فرآیند و مدل هاى مورد استفاده نیز اهمیت دارد. فرهنگ سازى و ارتقاى آگاهی از متون همراستایی می تواند در این امر راهگشا باشد."
عدالت در هر محیط و شرایطی از متغیرهای بسیار مهم برای انسانها محسوب میشود، به ترتیبی که بسیاری از رفتارهای انسانی تحت تأثیر تصور از حضور یا عدم حضور عدالت میباشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کنندگی عدالت در رابطه بین رهبری فداکارانه با رهبری خودکامه ادراک شده مدیران و تعهد سازمانی معلمان بود. این مطالعه که به صورت گذشته نگر و در قالب همبستگی انجام گرفت، از گروه نمونه 246 نفری از معلمان زن و مرد که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند استفاده بعمل آمد. برای جمع آوری داد ه ها از پرسشنامه 4 سؤالی عدالت توزیعی، پرسشنامه 12 سؤالی عدالت رویه ای و اطلاعاتی، پرسشنامه 4 سؤالی عدالت بین فردی، پرسشنامه رهبری فداکارانه 2 سؤالی، پرسشنامه رهبری خودکامه 2 سؤالی و پرسشنامه تعهد سازمانی 3 سؤالی استفاده شد. داده های پژوهش با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. نتایج بدست آمده نشان داد، عدالت توزیعی (229/0=r و 336/0-=r)، عدالت رویه ای و اطلاعاتی (438/0=r و 426/0-=r)، عدالت بین فردی (438/0=r . 413/0-=r) و رهبری فداکارانه (148/0=r و 221/0-=r) به ترتیب با تعهد سازمانی و رهبری خودکامه دارای رابطه مثبت و منفی معنادارهستند. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نیز نشان داد که عدالت بین فردی رابطه رهبری فداکارانه را با تعهد سازمانی و عدالت توزیعی رابطه رهبری فداکارانه را با رهبری خودکامه تعدیل مینماید.
جهانی شدن و جهانی سازی و تحولات استراتژیک در مدیریت فرهنگی از مفاهیم چند بعدی و پیچیده ای است که درباره آن بحث های گوناگونی صورت گرفته و دیدگاهها و نظریه هایی نیز در این زمینه ارائه شده است. در این مقاله سعی شده است که جهانی شدن و جهانی سازی در حوزه مدیریت و فرهنگ تعریف و از دیدگاههای مختلف بیان شود که مهمترین آن تحولات در قرن بیستم و بالاخص در دهه 1970 میلادی است که وارد مرحله جدیدی شد و در اواسط دهه 1980 تقریباً در تمامی زمینه ها نشانه های خود را بر جای گذاشت و حتی نظامهای مدیریت را نیز متأثر ساخت که مدیریت فراصنعتی و فرامدرن یا (پست مدرن) مطرح شد و اوج آن در دهه 1990 میلادی بود که مفهوم جهانی شدن رایج گردید. لذا در این مقاله با توجه به مبانی و تحولات مدیریتی و فرهنگی و تحلیلهای به عمل آمده و شناخت تأثیرات متقابل مقوله جهانی شدن بر تحولات فرهنگی و مدیریتی راهکارهایی پیشنهاد گردیده است.
دهه 1990 دهه ظهور و رشد سریع سامانه های پردازشی خدمت دهنده / خدمت گیرنده بود‘ اما سازمان ها برای بهره مندی از مزایای سامانه پردازشی خدمت دهنده /خدمت گیرنده‘ باید مدلی از معماری های پردازشی خدمت دهنده /خدمت گیرنده را انتخاب کنند که با نیازمندی های پردازش اطلاعات سازمان خود منطبق باشد. این مطالعه از فنون تصمیم گیری چند شاخصه برای تعریف معماری پردازشی خدمت دهنده/خدمت گیرنده مناسب استفاده می کند. این مطالعه که یک مطالعه ی موردی می باشد در مرکز برنامه ریزی و کنترل تولید یکی از شرکت های صنعتی کشور انجام شد. بر اساس مدل ارایه شده توسط گروه گارتنز پنج مدل متفاوت از معماری پردازشی خدمت دهنده/خدمت گیرنده وجود دارد که هر کدام دارای ویژگی های خاص خود می باشد. در ابتدا به منظور تعیین نقاط قوت و ضعف هر کدام دارای ویژگی های خاص خود می باشد. در ابتدا به منظور تعیین نقاط قوت و ضعف هر کدام دارای ویژگی های خاص خود می باشد. در ابتدا به منظور تعیین نقاط قوت و ضعف هر کدام از این مدل ها‘ آن ها براساس معیارهای استخراج شده از ادبیات سیستم های اطلاعاتی و روش مقایسات زوجی رتبه بندی شدند. سپس با مبنا قراردادن مدل آنان داراجان و آرین ز رضایت کاربران نهایی مبنای اثربخشی نظام قرار گرفت و با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه ترجیحات کاربران سیستم مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت داده های گردآوری شده بر اساس تکنیک تاپسیس (TOPSIS) مورد پردازش قرار گرفت و معماری مناسب برای سطوح مختلف تعیین گردید.