هدف این تحقیق، بررسی ارتباط بین محافظه کاری حسابداری و مدیریت نقدینگی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور داده های مربوط به 99 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره ی زمانی 1389-1384 به روش تحلیل داده های ترکیبی در قالب رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. نمونه ی آماری تحقیق در دو گروه متمایزشرکت های با انعطاف پذیری زیاد وکم بررسی و برآورد مدل ها در دو گروه مزبور به تفکیک انجام میشود. نتایج تحقیق حاکی ازوجود رابطه ی منفی معناداری بین محافظه کاری حسابداری با شاخص های نقدینگی (شامل میزان نقد و معادل نقد و تغییرات در موجودی وجه نقد) می باشد. همچنین، تحلیل و مقایسه ی ضرایب تعیین تعدیل شده ی حاصل از آزمون مدل، وجود رابطه ی قوی تر بین اعمال حسابداری محافظه کارانه و شاخص های نقدینگی در شرکت های با انعطاف پذیری مالی زیاد را در مقایسه با شرکت های با انعطاف پذیری مالی کم تایید می کند.
سازمان های موفق دنیا در راستای حفظ سرمایۀ انسانی شایسته بعنوان یک منبع کمیاب و ارزشمند سازمانی و بمنظور تضمین تداوم عملکرد پایدار خود، به موضوع شناسایی و توسعه کارکنان مستعد توجه اساسی دارند. پژوهش حاضر با هدف "طراحی مدل مدیریت استعدادها برای صنعت بانکداری و تعیین ابعاد و مولفه های مربوطه و نیز اولویت بندی آنها" انجام گرفته است. نخست؛ ادبیات و پیشینه موضوع مدیریت استعداد بطور جامع مطالعه و با بهره گیری از نتایج حاصله، الگوی اولیه طراحی گردید. پژوهش حاضر با توجه به هدف، کاربردی و روش تحقیق آن ترکیبی اکتشافی می باشد. در ادامه مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق و هدفمند با 15 نفر از مدیران و متخصصین بانکی و نیز خبرگان دانشگاهی انجام و داده های حاصل با روش تحلیل محتوا، مورد تحلیل قرار گرفته و ابعاد و مولفه های موضوع مشخص گردید. سپس از پرسشنامه محقق ساخته به منظور تأیید و اولویت بندی ابعاد و مولفه ها استفاده گردید. روایی ابزار پژوهش از بعد محتوا و پایایی آن به کمک ضریب آلفای کرونباخ سنجش شد. پرسشنامه موردنظر میان 164 نفر از مدیران، روسا و معاونین ادارات ستادی سه بانک رفاه کارگران، ملی و سامان توزیع و بمنظور تجزیه و تحلیل داده ها از شیوه مدل معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS3 استفاده گردید. بر اساس نتایج، 9 بعد و 80 مولفه شناسایی و اولویت بندی شدند. در این خصوص بترتیب عوامل نگهداشت استعداد، نتایج مدیریت استعداد، استراتژی استعداد، روش های توسعه استعداد، ویژگی های استعداد، شیوه های جذب و انتخاب استعداد، ارزیابی استعداد، ویژگی های صنعت بانکداری و فرهنگ سازمانی در تبیین مدل مدیریت استعدادها در صنعت بانکداری نقش معنادار دارند.
امروزه آموزش به عنوان ابزار پیشرفت و توسعه، پاسخگوی نیاز سازمان های یادگیرنده است که به کمک آن می توان دانش، مهارت و نگرش کارکنان را بهبود بخشید و از این راه سازمانی پویا و فعال را که پاسخگوی نیاز فناوری است، ایجاد کرد. این مطالعه با هدف ارائه الگوی محیط های تسهیل کننده انتقال یادگیری در آموزش عالی انجام شده است . مشارکت کنندگان پژوهش شامل ، 30 تن از مدیران، کارمندان، اعضای هیأت علمی، کارشناسان و متخصصان درزمینه آموزش منابع انسانی دانشگاه فردوسی مشهد بودند که به صورت هدفمند و به شیوه گلوله برفی تا دستیابی به حد اشباع نظری انتخاب شدند . ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه باز و نیمه ساختار یافته بود . تحلیل مصاحبه ها با استفاده از رهیافت نظام مند استراوش و کوربین شامل کدگذاری باز، محوری و منتخب انجام شد. با استفاده از مثلث سازی، روش بازخورد مشارکت کنندگان و خبرگان غیر مشارکت کننده از اعتبار تحلیل ها اطمینان حاصل شد. نتایج نشان داد مقوله محوری مطالعه حاضر مشارکت حرفه ای در آموزش است که باتوجه به شرایط علی (قابلیت های نظام مدیریت منابع انسانی، عوامل شغلی)؛ شرایط زمینه ای (جو سازنده دانشگاهی، عوامل مدیریتی)؛ شرایط مداخله گر (عوامل فراسازمانی)؛ راهبردها (پویایی محیط دانشگاهی، مکانیزم های انگیزشی، مدیریت عمکرد)؛ پیامدها (فردی، سازمانی) تدوین و الگوی نهایی بر اساس عوامل مذکور ارائه شده است. درمجموع می توان این عوامل را برای یادگیری فراگیران در آموزش های سازمانی مورد نظر قرار داد. برنامه ریزان آموزشی و مدیران باتوجه به این عوامل و تقویت آنها می توانند انتقال مهارت های آموخته شده به محیط کار، به عنوان یکی از مهم ترین شاخص های اثربخشی برنامه های آموزشی را افزایش دهند.
شدت رقابت در بازارها و درک اهمیت حفظ مشتریان سازمان ها برای ایجاد مزیت رقابتی به حرکت تدریجی به سمت ایجاد و حفظ روابط بلندمدت نوآورانه با مشتریان وابسته است. براساس نظر محققان، یکی از بهترین رویکردهایی که شرکت ها و بخش های خدماتی بدین هدف اتخاذ می کنند، بازاریابی رابطه مند است. در این مقاله تأثیر نوآورانة استراتژی های بازاریابی رابطه مند (پیوندهای مالی، اجتماعی و ساختاری) بر عملکرد ارتباط با مشتری (طول مدت ارتباط، عمق و وسعت ارتباط) به واسطة رضایت ارتباطی و تعهد ارتباطی در استفاده از خدمات نوین بانکداری الکترونیکی بررسی شده است. تحقیق حاضر، از نظرهدف، کاربردی بوده و براساس روش گردآوری داده ها، توصیفی و از نظر روش تجزیه و تحلیل داده ها، از نوع معادلات ساختاری است. نمونة آماری این تحقیق 266 نفر از مشتریان یک بانک دولتی در شهر مشهد است. نتایج تحقیق نشان دهندة تأثیر مثبت معنادار پیوند ساختاری بر رضایت ارتباطی و رضایت ارتباطی بر تعهد ارتباطی است. همچنین، وجود تأثیر قوی معنادار تعهد ارتباطی بر طول مدت ارتباط، عمق و وسعت ارتباط مشاهده می شود که نشان دهندة نقش تأثیرگذار ایجاد تعهد ارتباطی بر عملکرد ارتباط با مشتری است. به طور خلاصه می توان گفت که در این مطالعه پیوند اجتماعی و ساختاری تأثیر معناداری بر طول و عمق در پویند هستند
امروزه به دلیل لزوم رعایت مسئولیت اجتماعی توسط سازمان ها که موجب حفظ بقای سازمان، دستیابی به اهداف و مشروعیت یافتن عملکرد سازمان می شود، این موضوع و تصمیم گیری های مربوط به آن از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی مسئولیت اجتماعی سازمان ها و عوامل موثر بر آن و رتبه بندی این عوامل بر اساس تکنیک DANP می باشد. تحقیق حاضر در زمره تحقیق کمی قرار می گیرد و از نظر هدف کاربردی و از منظر روش توصیفی است. جهت جمع آوری داده های مورد نیاز از ابزار پرسش نامه و نظرات 7 خبره در شرکت سهامی توزیع نیروی برق شیراز استفاده شده است. طبق نتایج حاصل از این پژوهش، معیار کارکنان با وزن نهایی 0.262 در رتبه نخست این اولویت بندی و پس از آن، عوامل بیرونی سازمان با وزن نهایی 0.253، مدیریت با وزن نهایی 0.244 و عوامل مالی سازمان با وزن نهایی 0.240 در رتبه های بعدی قرار می گیرند. بنابراین به دلیل فراگیر بودن مسئولیت اجتماعی در حوزه های مختلف، مدیران هر سازمان باید صرف نظر از اندازه سازمان و برای کسب منافع مورد نظر خود و ذینفعان سازمان، اهمیت بیشتری را برای این مقوله قائل شوند و اقدامات لازم را برای به اجرا در آوردن آن انجام دهند.
ازآنجاکه ارزیابی مدل های تعالی، به ویژه مدل تعالی EFQM، با رویکرد منطق رادار مبتنی بر قضاوت ذهنی ارزیابان است و در فضای عدم قطعیت رخ می دهد، هدف پژوهش حاضر ارزیابی دقیق تر سازمان ها بر اساس مدل تعالی EFQM با استفاده از منطق نوتروسوفیک در صنعت بانکداری است تا مقادیر برآوردی ارزیابی را به روشی دقیق تر انجام دهد. در این پژوهش ارزیابی سازمان بر اساس مدل تعالی EFQM با استفاده از منطق نوتروسوفیک که یک منطق سه ارزشی در فضای عدم قطعیت است، صورت گرفت. ابتدا یک ابزار ارزیابی برای سنجش با منطق نوتروسوفیک طراحی شد. روایی سازه و محتوای پرسشنامه به دلیل استفاده از چارچوب مدل تعالی EFQMدر طراحی آن و همچنین تأیید خبرگان حوزه ارزیابی، قابل قبول بوده و پایایی آن با روش دستیابی به مشابهت نظر خبرگان و اتفاق نظر آنان بر پایا بودن پرسشنامه تأیید شد؛ سپس سازمان های منتخب که شامل سه بانک دولتی، خصوصی و شبه دولتی بود با استفاده از این ابزار توسط گروه ارزیابان منتخب جایزه ملّی تعالی سازمانی ارزیابی شدند و درنهایت مقایسه ای بین نتایج این ارزیابی با منطق رادار صورت گرفت. بنا بر نظر خبرگان ارزیابی جایزه ملّی تعالی EFQM و همچنین محاسبات انجام شده، ارزیابی سازمان های مورد مطالعه با رویکرد منطق نوتروسوفیک دقیق تر از ارزیابی با رویکرد منطق رادار است.
تاکنون مطالعات گوناگون نشان داده اند که ساختار بازار محصولات شرکت ها عاملی موثر بر سازوکارهای بازارهای سرمایه همانند سرمایه گذاری، تامین مالی و غیره می باشند. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین رقابت در ساختار بازار محصول و ریسک سقوط قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به دنبال بررسی رابطه این دو متغیر، یک فرضیه اصلی متشکل از شش فرضیه فرعی مطرح شده است که معنا دار بودن رابطه بین رقابت در بازار محصول و ریسک سقوط قیمت سهام شرکت ها را مورد آزمون قرار می دهد. روش آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه های مطرح شده در این پژوهش، روش «داده های ترکیبی» است به طوری که رقابت در بازار محصول با استفاده از دو شاخص هرفیندال، هیرشمن و شاخص لرنر و ریسک سقوط قیمت سهام با استفاده از سه روش چولگی منفی بازده سهام، سیگمای حداکثری و نوسان پائین به بالا مورد محاسبه و آزمون قرار می گیرد. نمونه آماری پژوهش شامل 73 شرکت پذیرفته شده در بازار بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1395-1384 است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش نشان می دهد که در چهار فرضیه از شش فرضیه طرح شده، بین رقابت در بازار محصول و ریسک سقوط قیمت سهام شرکت ها رابطه مثبت معناداری وجود دارد.
هدف: نظر به اهمیت حاکمیت الکترونیک به عنوان یکی از مباحث کلیدی در خط مشی گذاری، و خلاء مطالعات و پژوهش های نظری مرتبط در ایران، هدف این پژوهش دست یابی به چارچوب استقرار حاکمیت الکترونیک در تدوین خط مشی توسعه صادرات است. روش شناسی : این تحقیق به روش کیفی داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری خبرگانی هستند که در زمینه تدوین خط مشی توسعه صادرات از دانش و تجربه عملی برخوردارند. خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب و داده ها با استفاده از نرم افزار اطلس مدیریت شده است. یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل متن مصاحبه ها، مقوله محوری تحت عنوان "استقرارحاکمیت الکترونیک در تدوین خط مشی توسعه صادرات" احصاء شد که شامل ابعاد اصلی (مشارکت ذینفعان، شفاف سازی، پاسخگویی، و دولت الکترونیک) است . یافته ها نشان داد که مطالبه گری صادرکنندگان، اولویت دهی به صادرات غیرنفتی، و گسترش ICT از عوامل موثر بر "استقرارحاکمیت الکترونیک در تدوین خط مشی توسعه صادرات" هستند. محدودیتها و پیامد ها: تفکر حاکمیت عمومی و جلب اعتماد صادرکنندگان از محدودیتهای استقرار حاکمیت الکترونیکی است. پیامدهای عملی: استقرار چنین حاکمیتی می تواند به پیامدهایی مانند اعتماد صادرکنندگان، رضایت ذینفعان حوزه صادرات، مشروعیت و بهبود کیفیت خط مشی های صادراتی منجر شود و آثار مثبتی مانند رضایت و اعتماد صادرکنندگان داشته و مشروعیت حکومت را در میان ذینفعان بالا برده و کیفیت خط مشی ها را در کشور ارتقاء می دهد. ابتکار یا ارزش مقاله : این تحقیق با شناسایی عوامل علّی، مداخله گر و تعدیل کننده و تدوین چارچوب نهایی به یافته های پژوهشی در حوزه حاکمیت الکترونیک و خط مشی گذاری توسعه صادرات می افزاید.
این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال ها می باشد: نقش و کار کرد شبکه های ماهواره ای فارسی زبان را در عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی موردکنکاش نظام مند قرار داد؟ نقش شبکه های ماهواره ای فارسی زبان را در حوادث و اغتشاشات بهار 1385 آذربایجان، شناسایی و مورد تحلیل چیست؟ با بهره گیری از مبانی و ادبیات موضوع و یافته های پژوهش، راهکار هایی را برای مقابله با عملیات روانی و آتی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان می توان معرفی نمود. برای تحقق این اهداف، نخست ادبیات تحقیق مرور شد، آن گاه با بهره گیری از دو روش « تحلیل محتوا » و « زمینه یابی از صاحب نظران »، روش ها و اصول عملیات روانی سه شبکه ماهواره ای فارسی زبان، یعنی صدای آمریکا، امید و جام جم، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل با استفاده از آمار های توصیفی و آزمون آماری غیرپارامتریک(دو جمله ای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل آشکار ساخت که شبکه های مذکور از چندین روش عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی استفاده نموده اند(و می نمایند) و آن شبکه ها در عملیات روانی خود از 5 اصل کلیدی بیش از سایر اصول استفاده می نمایند.
دوره کنونی حیات بشری با تحولات و دگرگونی های شگفت انگیزی همراه است. هرچند که در قرن گذشته با ارزش ترین دارایی یک سازمان ابزار تولید بود ولی اکنون سرمایه اصلی موسسات کارکنان آن به عنوان دانشگران هستند. با افزایش نقش دانش در زندگی بشر، به نظر می رسد وابستگی ابعاد و شئون مختلف زندگی به دانش در آینده افزایش خواهد یافت. به همین دلیل چندی است که مبحث مهمی به عنوان مدیریت دانش مطرح شده است. مدیریت دانش فرآیندی است که در آن هر کارمند یا فرد می تواند قسمت سودمند از دانش را در زمان و مکان مناسب، کشف کند، به دست آورد، پرورش دهد، خلق کند، عرضه کند، پخش کند، به اشتراک بگذارد، نگهداری کند، ارزیابی کرده و بکار گیرد. یکی از مهمترین عوامل و فرآیندهای مدیریت دانش که پایه بسیاری از استراتژی های مدیریت دانش است، اشتراک دانش یا تسهیم دانش است. اشتراک دانش، تسهیم داوطلبانه مهارت ها و تجربه های اکتسابی به سایر افراد است. ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﺑﺮای اﯾﺠﺎد ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ اﺷﺘﺮاکﮔﺬاری داﻧﺶ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ آن ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺟﻮ ﻫﻤﮑﺎری و ﻣﺸﺎرﮐﺖ را ﺑﻪ وﺟﻮد آورﻧﺪ. از آنجا که دانشگاه ها در صدر سازمان های تولید کننده دانش می باشند انتظار می رود در مدیریت دانش و استقرار آن پیش قدم باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی موانع نظام مدیریت دانش در دانشگاه ها می باشد. روش پژوهش در این مقاله به روش جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و اینترنت می باشد.
هدف این پژوهش بررسی تعداد و تحلیل محتوای مقاله های منتشرشده XBRL، از ابتدای انتشار مجلات حسابداری تا پایان سال 1398 می باشد. بدین منظور از رویکرد آرشیوی و تحلیل محتوا استفاده شده است. داده های پژوهش با به کارگیری ابزار سیاهه وارسی گردآوری و با استفاده از نرم افزار Excel مورد تجزیه وتحلیل آماری قرارگرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد، در طی سال های 1385 تا 1398، 58 مقاله در این حوزه به چاپ رسیده که 111 نویسنده در تولید این مقالات مشارکت داشته-اند. از این تعداد، 90 نفر مرد و 21 نفر زن بوده اند. 26 درصد از این آثار علمی، حاصل پژوهش استادیاران و 5/13 درصد متعلق به دانشیاران می باشد. 17 درصد مقالات تک نویسنده ای و 83 درصد به صورت گروهی انجام شده است. در بین دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علی آباد کتول با 11 مقاله در رتبه اول و دانشگاه تهران با 9 مقاله در رتبه دوم و دانشگاه های الزهرا (س)، شهید بهشتی و آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، در رتبه سوم قرار گرفتند.
امروزه با شکل گیری محیط های پیچیده رقابتی، تنها سازمان هایی می توانند به فعالیت خود ادامه دهند که عملکرد خود را در قابلیت های مهم سازمانی همچون نوآوری تقویت کنند. در عصر حاضر یکی از راه های تقویت نوآوری به کارگیری مهارت های کوانتومی مدیریت است که در این پژوهش به چگونگی ارتباط میان مهارت های کوانتومی و عملکرد نوآورانه کارکنان دانشگاه علوم پزشکی پرداخته شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون برای تحلیل رابطه بین آن ها بکار گرفته شد. نمونه با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 92 نفر انتخاب و از الگو سازی معادلات ساختاری SEM و از نرم افزار Smart pls استفاده شد. نتایج نشان داد که ضریب مسیر بین مهارت های کوانتومی و عملکرد نوآورانه 212/0 با میزان معنی داری 931/6 و بین مهارت های کوانتومی و تسهیم دانش با ضریب مسیر 613/0 با میزان معناداری 782/20 و بین تسهیم دانش و عملکرد نوآورانه با ضریب مسیر 778/0 با میزان معنی داری 097/30 ارتباط معنی دار و مثبتی وجود دارد، درنهایت می توان نتیجه گرفت که یکی از وظایف بسیار مهم مدیران و رهبران دانشگاه شهید بهشتی، شناسایی و تقویت مهارت های کوانتومی در میان کارکنان و ایجاد انگیزه و تمایل به انتقال دانش در میان سطوح مختلف کارکنان دانشگاه است تا از این طریق بتوانند عملکرد نوآورانه کارکنان دانشگاه را بهبود بخشند.
مقدمه: در جهان امروز که بحران های فرهنگی درصدد تهی کردن انسان از معنویت می باشند، تبلیغ دین ضروری می باشد.با توجه به پیشرفت تکنولوژی، ابزار و روش های جدیدی برای تبلیغ دین وجود دارد لذا شناخت دقیق فضای مجازی و تلاش برای روش های تأثیرگذاری دین در این فضا جهت ارتقای فرهنگ دینی جامعه ضروری می باشد.
هدف: با توجه به اینکه فضای مجازی توانسته است مخاطبان زیادی را جذب کند و این فضا می تواند موقعیت مناسبی را برای تأثیرگذاری فرهنگی بر این مخاطبان فراهم کند ولی با وجود تلاش برخی بخشهای فرهنگی در این فضا هنوز شاهد مشکلات فرهنگی در جامعه هستیم، در این بین آسیب شناسی روش های تبلیغات دین در فضای مجازی موجب شناخت ریشه ها، علل و عوامل آسیب ها و ضعف هایی می گردد که موجب عدم کارایی تبلیغات دینی می شوند.
روش: در تدوین چارچوب نظری از نظریه عمل بوردیو، نظریات ارتباطات و دیدگاه هایی در باب آثار اینترنت استفاده شده است. هم چنین در بحث ابعاد و نشانه های دین داری از مدل دین داری شجاعی زند بهره گرفته شده است. با عنایت به موضوع تحقیق، مناسب ترین روش برای انجام دادن آن، روش پیمایش است وجامعه آماری تحقیق شامل دختران دبیرستان 13 آبان منطقه 8 تهران است و حجم نمونه این تحقیق طبق فرمول کوکران 175 نفر محاسبه شده است.
یافته ها: نتایج تحقیق بیانگر این است که بین میزان استفاده از روش های تبلیغ دین در فضای مجازی با نیازهای کاربر، میزان اعتبار رسانه، معتقد بودن، انجام اعمال اخلاقی، داشتن ظاهر دینی و سرمایه اینترنتی، رابطه معنی داری وجود ندارد. هم چنین نتایج نشان داد بین میزان استفاده از روش های تبلیغ دین در فضای مجازی با میزان استفاده کاربر از فضای مجازی، میزان احساس گمنامی، میزان مشارکت دینی، انجام اعمال عبادی، رعایت احکام دینی و تعظیم شعائر دینی رابطه معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به وجود رابطه معنی دار بین برخی متغیرها، ابعاد و نشانه ها، بایستی برای بالابردن میزان استفاده از روش های تبلیغ دین در فضای مجازی، روی این موارد برنامه ریزی های لازم صورت گیرد تا با پررنگ تر شدن هر چه بیشتر حضور دین در بین مردم، مشکلات جامعه کاهش یابد.