هدف پژوهش حاضر، بررسی یادگیری محیط کار در شرکت ملّی صنایع پتروشیمی است. روش شناسی پژوهش، کیفی با رویکرد نظریه زمینه ای چارماز است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه، تحلیل اسناد، مشاهده و گروه متمرکز است. جامعه آماری این پژوهش شامل 350 نفر است که با روش نمونه گیری هدفمند و با مصاحبه از 16 نفر از کارکنان انجام گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با رویکرد نظریه زمینه ای (کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری) با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 10 انجام شد. نتایج پژوهش 6 مقوله کلی، 17 مقوله فرعی و 42 خرده مقوله است. تحلیل یافته ها نشان می دهد که یادگیری سازنده گرایی، یادگیری ارتباط گرایی، یادگیری اجتماعی، آموزش رسمی، یادگیری از منابع اطلاعاتی و یادگیری خودراهبر بخشی از روش های یادگیری هستند که توسط کارکنان شرکت ملّی صنایع پتروشیمی مورد استفاده قرار می گیرد.
"گلن هایمسترا بنیانگذار و صاحب پایگاه اینترنتی future.com است. یک آیندهشناس در سطح بینالمللی، که برای دو دهه به ارائه مشاوره به سازمانها و موسسات دولتی و غیر دولتی پرداخته است. او در سال 2006 کتابی با عنوان «تبدیل آینده به فرصت» توسط انتشارات جان وایلی (John Wiley) منتشر کرد. قبل از آن نیز در خلق اثری تحت عنوان «رهبری استراتژیک: دست یابی به آینده مطلوب» همکاری داشت.
مقاله حاضر منتخبی از سخنرانی گلن هایمسترا است که در کنفرانس NADCA CEO 2006 در قالب دو بخش ارائه شده است. در حالیکه بخش اول مروری بر تمایلات شکل دهنده آینده دارد، بعضی از مدلهای برنامهریزی که میتواند در برآورد فرصتها و چالشهای آینده مؤثر باشد، در بخش دوم مطرح شده است.
"
اینترنت یک بستر زیرساختی کسب وکار را برای تجارت الکترونیک فراهم کرده است به طوری که آمارها نشان دهنده روند رو به رشد خرید اینترنتی هستند. یکی از کاربردهای مورد توجه در فضای مجازی، تجارت الکترونیک است که موجب تحولی شگرف در روابط کسب وکار و مشتریان شده و سهم عمده ای از تعاملات تجاری را به خود اختصاص داده است. از شیوه های نوین خرید که از مزایای گسترده ای بهره مند است، خرید اینترنتی است. در حال حاضر، بسیاری از خرید و فروش ها در سراسر دنیا به این شیوه صورت می گیرند؛ ازاین رو، شناسایی صحیح نیازمندی های مشتریان و خرید اینترنتی که انجام می دهند و پاسخ سریع به این نیازمندی ها، کلید موفقیت تجاری و افزایش وفاداری مشتریان محسوب می شود. به منظور بررسی عوامل ایجاد وفاداری الکترونیکی برای سازمان های ارائه دهنده خدمات خرید الکترونیکی، این تحقیق عوامل تأثیرگذار بر وفاداری مشتریان در خرید اینترنتی را شناسایی و بررسی می نماید و با تهیه پرسش نامه و با استفاده از فرآیند تصمیم گیری سلسله مراتبی فازی، وزن یا درجه اهمیت هریک از شاخص ها را به دست می آورد و درنهایت آنها را رتبه بندی می نماید. با کمک نتایج به دست آمده نشان خواهیم داد که کدام شاخص برای مشتریان، مهم ترین عامل در ایجاد وفاداری الکترونیکی خواهد بود.
یکی از محورهای نقشه راه اصلاح نظام اداری ایران و سیاست های کلان اداری، موضوع توسعه دولت الکترونیک و هوشمند سازی اداری در راستای تسهیل خدمت رسانی به مردم است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جامع برای معرفی سازمان هوشمند است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و به روش داده بنی اد انج ام شد. نخست با انتخاب 17 نفر از اعضای هیأت علمی و کارشناسان حوزه سازمان و مدیریت به روش نمونه گیری نظری، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته ای انجام شد و داده های حاصل از آنها در س ه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند و 230 کد اولیه استخراج و 72 مفهوم و 17 مقوله احصا گردید. به منظور اعتبارسنجی مدل، از روش دلفی استفاده شد و به روش نمونه گیری گلوله برفی و باتوجه به سوابق تحصیلی، پژوهشی یا اجرایی در حوزه سازمان و مدیریت 31 نفر به عنوان اعضای پانل خبرگان انتخاب شدند و پرسشنامه تنظیم شده بر اساس مؤلفه های مدل در اختیار ایشان قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از روش دلفی، میزان شاخص اجماع در دوره های سه گانه افزایش پیدا کرد، به این ترتیب که مقدار ضریب هماهنگی کندال در دور سوم بالاتر از 7/0 بود که نشان از اجماع قوی در بین خبرگان در خصوص مؤلفه های مدل داشت. به این ترتیب مدل سازمان هوشمند با دو عامل علّی درون و برون سازمانی، عوامل زمینه ایِ فناوری اطلاعات، مدیریت هوشمند، مدیریت دانش، سرمایه انسانی، تجهیزات و زیرساخت ها، ساختار سازمانی و سازمان یادگیرنده، عوامل مداخله گرِ فرهنگ توسعه گرا، اعتماد، تعهد و عدالت سازمانی، راهبردهای حاکمیت فناوری اطلاعات و مدیریت دانش و پیامدهای درون سازمانی و برون سازمانی شکل گرفت.
هدف این مقاله بررسی تأثیر ویژگی های شغل بر خودکارآمدی و عملکرد شغلی با یک رویکرد چندسطحی است. روش تحقیق حاضر توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده 212 عضو هیئت علمی در قالب 30 گروه آموزشی به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج پژوهش در سطح فردی نشان داد که ویژگی های انگیزشی شغل بر خودکارآمدی فردی اعضای هیئت علمی و خودکارآمدی فردی بر عملکرد فردی اعضای هیئت علمی تأثیر مثبت و معنی داری دارد. در سطح گروهی نیز ویژگی های اجتماعی شغل برخودکارآمدی جمعی اعضای هیئت علمی و خودکار آمدی جمعی بر عملکرد گروهی اعضای هیئت علمی تأثیر مثبت و معنی داری داشت. علاوه براین، متغیرهای سطح گروهی یعنی ویژگی های اجتماعی شغل و خودکارآمدی جمعی بر متغیرهای سطح فردی یعنی خودکارآمدی فردی و عملکرد فردی تاثیر معنی داری داشتند و اثر تعدیل کنندگی متغیرهای سطح گروهی ( ویژگی های اجتماعی شغل و خودکارآمدی جمعی) بر روابط بین متغیرهای سطح فردی (خودکارآمدی فردی و عملکرد فردی) تأیید شد. به نظر می رسد که مطالعه ویژگی های شغل و تقویت این ویژگی ها منجر به یکسری رفتارهای سازمانی مثبت (مانند خودکارآمدی) شده و این رفتارها می توانند عملکرد سطح فردی و گروهی را در دانشگاه ها تقویت نمایند.
هدف تحقیق حاضر، طراحی مدل برند سازی کارفرما در سازمان های عمومی غیردولتی است. این پژوهش از دید روش از انواع پژوهش های ترکیبی (کیفی و کمی)، از منظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات، پیمایشی است. نتایج به دست آمده از فاز کیفی پژوهش به طراحی مدل مفهومی پیشنهادی برندینگ کارفرما در سازمان تأمین اجتماعی منجر شد و در فاز کمی اعتبارسنجی این مدل توسط خبرگان و گروه مرجع صورت گرفت. یافته های نهایی تحقیق با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار PLS نشان داد که تمامی ابعاد عوامل زمینه ساز داخلی برندینگ کارفرما، عامل زمینه ساز خارجی برندینگ کارفرما و همچنین سازه های شناسایی شده در رابطه با پیامدهای داخلی و خارجی برندینگ کارفرما دارای معنی داری بالاتر از 58/2 در سطح خطای 01/0 و با بار عاملی مناسب هستند که نشان از تأیید مدل نهایی برندسازی کارفرما دارد.
برخی از مطالعات پژوهشی اخیر به بررسی مهارت ها و توانایی هایی که دانشجویان حسابداری مدیریت هنگام ورود به محیط کار نیاز دارند پرداخته اند. اعتقاد بر این است که نقش حسابداری مدیریت تغییر نموده و برنامه های درسی حسابداری باید این نقش جدید را منعکس نماید. در این نوشتار نتایج بررسی 7 مورد از متون مشهور حسابداری مدیریت/حسابداری صنعتی و 20 سرفصل درسی به منظور بررسی این موضوع که آیا این نقش جدید در برنامه های درسی منعکس شده یا خیر ارائه می شود.
امروزه با توجه به رشد و گسترش شرکت های سهامی عام، نظارت بر عملیات و فرایند واحدهای اقتصادی اهمیت زیادی یافته است. انتظار می رود کمیته حسابرسی به عنوان یکی از سازوکارهای حاکمیت شرکتی، در راستای حفظ منافع گروه های مختلف استفاده کننده از اطلاعات حسابداری موثر واقع شود. این پژوهش با استفاده از چارچوب تئوری نمایندگی به بررسی تأثیر ویژگی های کمیته حسابرسی بر کیفیت گزارشگری مالی، از طریق اندازه گیری اقلام تعهدی اختیاری می پردازد. این ویژگی ها شامل تخصص مالی، استقلال، تجربه و اندازه کمیته حسابرسی است. داده های پژوهش بر اساس نمونه ای متشکل از 310 مشاهده سال_شرکت در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1391 تا 1393، آزمون شدند. یافته ها حاکی از آن است که بین تخصص مالی کمیته حسابرسی و مدیریت سود تعهدی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. اما بر خلاف انتظار محققین بین تجربه کمیته حسابرسی و مدیریت سود تعهدی رابطه مثبت و معناداری مشاهده گردید. در ادامه یافته ها نشان داد که بین استقلال و اندازه کمیته حسابرسی با مدیریت سود تعهدی رابطه معناداری وجود ندارد.
مطالعة حاضر با هدف بررسی رابطه قیمت محصولات با رضایت مندی مشتریان در شرکت به پخش تبریز در سال 94 انجام شد. روش پژوهش توصیفی است و بر مبنای هدف تحقیق کاربردی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان شرکت به پخش تبریز می باشد که از بین آنها 50 نفر به صورت تصادفی طبقه ای به عنوان نمونة پژوهش انتخاب شدند. برای به دست آوردن اطلاعات، از پرسشنامه 28 سوالی ارزیابی رضایت از قیمت دکتر مقیمی و همکاران و پرسشنامه 30 سوالی ارزیابی رضایت مشتری استفاده شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و آزمون t مستقل تحلیل شد. نتایج بدست آمده پیش بینی می کند که بین ارزیابی میزان قیمت محصولات در همة ابعاد (بعد اطمینان از قیمت، بعد شفافیت قیمت، بعد قیمت نسبی، بعد نرخ کیفیت – قیمت، بعد منطقی بودن قیمت) به جز بعد قابلیت اعتماد با رضایت مندی مشتریان رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. و بالاخره در بررسی تفاوت میزان رضایت مندی مشتریان بر حسب جنسیت، تفاوت معنی داری بدست آمد.
این پژوهش به بررسی تاثیر کیفیت اطلاعات بر نقد شوندگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. جهت تعیین کیفیت اطلاعات از دو متغیر کیفیت اقلام تعهدی و دقت پیش بینی درآمد هر سهم استفاده شده است. که برای اندازه گیری دقت پیش بینی درآمد هر سهم مدل گام تصادفی استفاده شده است. به منظور محاسبه کیفیت اقلام تعهدی از مدل فرانسیس(2005) استفاده شده است. در این پژوهش، تعداد 104 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1380-1389 بررسی شده است. جهت آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین کیفیت اقلام تعهدی و نقد شوندگی رابطه معناداری وجود دارد همچنین بین دقت پیش بینی درآمد هر سهم و نقد شوندگی رابطه معنادار وجود دارد پس در حالت کلی می توان ادعا نمود که بین کیفیت اطلاعات و نقد شوندگی سهام رابطه معناداری وجود دارد.