مسیر جریان اطلاعات، از تولیدکننده تا بهره گیر نهایی، مسیری پیچیده و محصور در میان موانع و مشکلات است. در حالی که کمی درخواست، مانعی در برابر خلق یک منبع اطلاعاتی کارآمد و یک سیستم خدماتی است، فقدان تسهیلات، تقویت قدرت درخواست ها را دچار محدودیت می کند. این وضعیت، یادآور ماجرای مرغ و تخم مرغ است و در مرحلة آغازین ایجاد یک بازار اطلاعاتی نیز وضع به همین گونه است. رهایی از این دور باطل نیاز به اقدامات مؤثر، صریح، ریشه ای و کاملا سازمان یافته دارد. برای گام برداشتن در این راه باید همة دست اندرکاران – تأمین کنندگان اطلاعات، ترویج کنندگان، واسطه ها و بهره گیران نهایی – به اتفاق هم کار کنند و برای دست یافتن به سرعت گریز، نیروی لازم را ایجاد کنند.
از یک سو، تولید محصولات دفاعی به دلیل نقشی که در ایجاد بازدارندگی و ارتقاء امنیت ملی کشور دارند، ضروری می باشند و از سوی دیگر شرایط اقتصادی حاکم بر کشور، تولید محصولات دفاعی با کمترین هزینه را، به یک الزام تبدیل نموده است. ناب سازی زنجیره تامین صنایع دفاعی با تمرکز بر حذف اتلاف ها در سطوح مختلف زنجیره تامین، پاسخی به چگونگی تولید محصولات دفاعی با هزینه کمتر می باشد. این تحقیق با هدف تدوین مدل زنجیره تامین ناب صنایع دفاعی، ابتدا به شناسایی مهمترین اقدامات زنجیره تامین ناب متناسب با اتلاف های موجود در زنجیره تامین صنایع دفاعی پرداخته، سپس با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، دسته بندی و تایید اقدامات بر مبنای مدلسازی معادلات ساختاری(SEM)را به انجام رسانده و در ادامه با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری(ISM) به ارائه مدلی که روابط بین این اقدامات را نشان می دهد، می پردازد. قدرت نفوذ و وابستگی اقدامات نیز با استفاده از تکنیک MICMAC، تحلیل گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که از مجموع 84 اقدام معرفی شده در تحقیقات پیشین برای زنجیره تامین ناب،49 اقدام در ناب سازی زنجیره تامین صنایع دفاعی موثرند که در قالب 8 دسته و شامل مدیریت سطح کارگاه، مدیریت کیفیت، تولید بهنگام، مدیریت نت، مدیریت منابع انسانی، ارتباط با تامین کنندگان، طراحی محصول جدید و ارتباط با مشتریان می باشند. ارتباط با مشتریان به عنوان پایه ای ترین و محرک ترین اقدام و ارتباط با تامین کنندگان، وابسته ترین و تحت تاثیرترین اقدام زنجیره تامین ناب صنایع دفاعی هستند.
هدف این پژوهش تعیین شرکت های برتر با استفاده از الگوی تصمیم گیری سرمایه گذاران است. در این پژوهش با توجه به متون، مجموعاً 6 معیار اصلی تصمیم گیری سرمایه گذاران شامل تعداد 3 معیار نقدی (سود تقسیمی، جریان نقد عملیاتی و جریان نقدی آزاد) و 3 معیار تعهدی (سود عملیاتی، سود هر سهم و سود انباشته) به کار گرفته شد. داده های مربوط به نمونه پژوهش شامل 109 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با استفاده از نرم افزار رهاورد نوین برای دوره 13 ساله پژوهش طی سال های 1380 تا 1392 استخراج گردید. سپس، شرکت های مورد مطالعه با استفاده از عوامل نقدی، تعهدی، و کل عوامل، با تکنیک TOPSIS و نرم افزار اکسل، رتبه بندی شدند. معنادار بودن اختلاف شاخص نزدیکی نسبی با استفاده از آزمون فریدمن و نرم افزار SPSS بررسی شد. همچنین با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون مرکب، وجود رابطه بین معیارهای نقدی و تعهدی مورد واکاوی قرار گرفت. نتایج نشان داد بین شاخص نزدیکی نسبی شرکت های مورد مطالعه، اختلاف معنادار وجود ندارد. همچنین، برای امر تصمیم گیری و تعیین شرکت های برتر، باید هم از معیارهای نقدی و هم از معیارهای تعهدی استفاده نمود. افزون بر این، نتایج نشان داد که در عمل سرمایه گذاران از الگوهای علمی و تکنیک های تصمیم گیری، به نحو احسن بهره نمی برند.
توجه به حجم بالای گردش مالی صنعت بیمه ، نقش سرمایه شرکت های بیمه و تعداد آنها در بورس بسیار مهم میباشد.از آنجا که هدف سرمایه گذاران از سرمایه گذاری در هر شرکت کسب بازدهی متناسب با سرمایه گذاریشاناست، اگر شرکت در ایجاد ارزش موفق باشد نه تنهاسرمایه گذاران و افراد داخلی شرکت ها بلکه در سطح وسیعتر،جامعه از ایجاد ارزش بهره مندخواهد شد . هدف تحقیق حاضررتبه بندی متغیرهای اثرگذار بر کارایی شرکتهای بیمهبا استفاده از تکنیک ANP فازی میباشد.جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه فعالان شرکت های بیمه ای فعال دربورس و فرابورس و نیز متخصصان سازمان بورس تهران می باشد. در این تحقیق، سعی گردید تا بیشتر متخصصانسازمان بورس در امور بیمه و نیز تعدادی از مدیران شرکت های بیمه ای انتخاب گردند و حجم نمونه با استفاده ازفرمول کوکران تعداد 35 نفر میباشد. در پاسخ به این سئوال که ارزیابی و رتبه بندی متغیرهای اثرگذار بر کاراییشرکتهای بیمه در ایران و میزان اهمیت هریک از این مولفه ها به چه صورت می باشد، پس از انجام تجزیه و تحلیل هابا استفاده از تکنیک ANP فازی مشخص گردید که به ترتیب بهره وری سرمایه در رتبه نخست و سپس کیفیتدارایی ، ایفای تعهدات ، نقدینگی ، کیفیت مدیریت ، حساسیت به خطرات بازار ، کیفیت سود ، بهره وری عملیاتی وساختار و کفایت سرمایه در رتبه های بعدی قرار دارند
نهج البلاغه امام علی (ع) از غنی ترین و اصیل ترین متون دینی و منابع اسلامی، گنجینه ی معارف حکومت داری و خط مشی گذاری را در اختیار بشریت گذارده است. علم خط مشی گذاری مبنا و پیشران اصلی امر حکمروایی مدبرانه و اداره امور جامعه می باشد. نقطه عزیمت این نوشتار به محیط ارزشیابی خط مشی و اکتشاف دلالت های دینی و تطبیق و انکشاف محتوای آن با تکیه بر منظومه فکری و اندیشه ای امیرالمؤمنین (ع) قرار داده شده است. بر این اساس با رهیافتی علمی و مبتنی بر روش دلالت پژوهی، ابتدا سهم یاری ها از متن نهج البلاغه استخراج و مبتنی بر معیارهای شش گانه الف: محوریت ارزشیابی( روشی، ارزشی و کاربردی)؛ ب: کانون توجه ارزیابی( سنجش نتایج، نظارت و پایش، نتایج و پیامدها، سنجش پیامدها و تعامل)؛ پ: کارکرد اصلی ارزشیابی (آموزش و یادگیری، پاسخگویی، شفاف سازی و بهبود)؛ ت: افق زمانی ارزشیابی (گذشته نگر،حین اجرا، آینده نگر)؛ ث: روش قالب( کمی،کیفی)؛ ج: روش های ارزیابی خط مشی متناسب (محکمه ای، ساختارگرا، خبره گرا، ذی نفع گرا، تصمیم گرا، نظریه مبنا، اطلاعات گرا، فرا تحلیل، مورد پژوهی، مطلوبیت گرا، هدف گرا، آزمایشگاهی، حسابرسی نتایج، هزینه مبنا، واقع گرا، مشارکتی، مشتری گرا) دلالت های موضوعی ارزشیابی - به عنوان تضمین دهنده کیفیت، اثربخشی و کارایی- خط مشی های عمومی با استفاده از نظرات خبرگی حاصل و احصاء گردید .
مشخص نبودن چارچوب و عدم برنامه ریزی در امر مکان گزینی و مکانیابی فروشگاه های خرده فروشی باعث شده که اغلب فروشگاه بر اساس استانداردهای موجود مکانیابی نشوند و بیشتر امری اختیاری باشد تا کار علمی و بر اساس آگاهی؛ از دیگر سو معمولاً روش هایی که در مکانیابی فروشگاه ها در نهادهای مسئول مورد استفاده قرار می گیرد در اغلب موارد با روش های سنتی صورت گرفته، از منطقی علمی پیروی نمی کند و بیشتر امری تجربی و ذهنی می باشد که از جمله پیامدهای آن دشواری دسترسی برای مشتریان و کاهش میزان فروش و سودآوری بوده است. هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر مکان یابی بهینه فروشگاه های خرده فروشی با رویکرد ژئومارکتینگ است. روش تحلیلی مورد استفاده در این مقاله تلفیقی از روش دلفی فازی و تحلیل سلسله مراتبی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کارشناسان و خبرگان صنعت خرده فروشی شهر تهران در سال 1398 می باشند. در این پژوهش در بخش نخست ضمن تبیین لزوم پرداختن به موضوع مکان یابی فروشگاه های خرده فروشی و ضرورت مکان یابی این مراکز تشریح شده است. در بخش بعد مهمترین عناصر و مؤلفه های مکان یابی فروشگاه های خرده فروشی ارائه شده است. نتایج حاکی از آن است که عوامل اصلی موثر برمکانیابی بهینه فروشگاه های خرده فروشی به ترتیب اهمیت عبارت اند از: ساختار جمعیت، خصوصیات ناحیه تجاری و مشتریان؛ شرایط رقابت؛ سهولت دسترسی به فروشگاه؛ ویژگی های مکانی/فیزیکی فروشگاه؛ عوامل اقتصادی مشتریان؛ جذابیت بازار؛ شاخص های عملکردی؛ تعیین هزینه فروشگاه/فاکتور اقتصادی؛ جاذبه مکان برای فروشگاه؛ سطح اشباع. در نهایت می توان گفت که یافته های پژوهش در سطح کلان رهیافتی را برای مکان یابی فروشگاه های خرده فروشی ارائه می دهد.