بازاریابی و تبلیغاتْ در حال تغییر و تحول اند و باعثِ انقلابی هم در شکل و هم در عملکرد فناوری ارتباطات، به ویژه در کاربرد رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام، فیس بوک، توییتر، لینکدین و یوتیوب شده اند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق آمیخته (کمّی و کیفی) به دنبالِ شناسایی راهبردهای ترفیع بازاریابی رسانه های اجتماعی و درنهایت طراحی مدل ترفیعات بازاریابی رسانه های اجتماعی در اینستاگرام است. جامعه پژوهش در بخش کیفی، خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال است. برای تجزیه وتحلیل داده های کیفی از روش گراندد تئوری و در بخش کمّی از آمار توصیفی، تحلیل آماری تأییدی و معادلات ساختاری استفاده شد. در بخش کیفی، داده های حاصل از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته پژوهشگر و به صورت دستی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابیْ کدگذاری شدند و درپایان مدلی طراحی شد. یافته های بخش کیفی نشان می دهد بازاریابی محتوا، بازاریابی ویروسی و بازاریابی با افراد تأثیرگذار از مهم ترین راهبردهای ترفیع در اینستاگرام هستند. سرانجام در بخش کمّی، از شاخص بسیار مهم ریشه دوم برآورد واریانس خطای تقریب استفاده شد که مقدار این شاخص برابر با 09/0 شد که می توان گفت مدلْ برازش مناسبی داشته است و درنتیجه داده های این پژوهش با ساختار عاملی و زیربنای نظری تحقیقْ برازش مناسبی دارد و این، بیان گر هم سوبودن سؤالات با سازه های نظری است.
امروزه برای تدوین یک پروژه موفق توسعه فناوری اطلاعات(IT[1])، داشتن کارکنان خوب، امری مهم است. اما با این وجود، فقط دستیابی به آن ها و حفظ مهارت هایشان کافی نیست؛ آن ها باید به شیوه ای معنادار مانند نشان دادن فعالیت حمایتی یعنی رفتار شهروندی سازمانی (OCB[2]) به پروژه کمک نمایند. با این حال، کارکنان ITفاکتورهای انگیزه ای و الگوهای رفتاری غیررسمی مختلفی دارند و رفتار شهروندی سازمانی متفاوت تری نسبت به کسانی که در دیگر زمینه ها فعالیت دارند، نشان می دهند. به علاوه، پروژه ها وجهه متفاوت تری نسبت به عملیات در یک سازمان ارائه داده و بافتار رفتار شهروندی سازمانی را تغییر می دهند. این ترکیب باعث به وجود آمدن یک بافتار منحصر به فردی می شود که در آن، احتمال کمی دارد که برداشت کارکنان IT(که در پروژه های تیمی فعالیت دارند) از عدالت، از همان الگوهایی پیروی نمایند که برای عملکردهای عملیاتی ایجاد شده اند. به منظور مشخص نمودن این مطلب که آیا عدالت می تواند منجر به نگرش ها و رفتار مطلوب در این بافتار جدید گردد یا خیر، از اعضای پروژه های توسعه ITنظرسنجی کردیم. اطلاعات حاصل از 141 پاسخ دهنده در تیم های پروژه نشان داد که عدالت، که به واسطه برداشت ها و ادراکاتی که کارکنان از عدالت داشتند، سنجیده شده بود، به تعهد شغلی می افزاید؛ تعهد شغلی به منزله یک میانجی بین عدالت و رفتارهای شهروندی سازمانی عمل می نماید. بنابراین، رهبران پروژه باید به منظور این که درک افراد از عدالت را در توزیع پاداش ها و رفتارها بالا ببرند، تلاش کنند. [1] Information Technology [2] Organizational Citizenship Behavior
مقدمه:. دسترسی آزاد، مدل جدیدی از نشر علمی است که خوانندگان یا موسسات آنان برای دسترسی، بارگذاری و تکثیر و توزیع مقاله ها و یافته های تحقیقات خود هزینه ای پرداخت نمی کنند. هدف این پژوهش تعیین دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران نسبت به جنبش دسترسی آزاد به مقالات علمی می باشد.
روش بررسی: روش پژوهش پیمایشی توصیفی و نوع مطالعه کاربردی بوده است. اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران جامعه پژوهش را تشکیل دادند (1200 نفر) که 163 نفر از آن ها با روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن سنجیده شد(0.9α=). داده ها پس از گردآوری و تحلیل به وسیله روش های آماری توصیفی و نرم افزار SPSS (ویرایش 16) تحلیل شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد بیش از 50 درصد اعضای هیات علمی معتقدند دسترسی آزاد به مقالات علمی باعث افزایش خوانندگان، افزایش استناد به مقالات علمی و بهبود کمی و کیفی آن ها می شوند. سایر یافته ها نشان داد اکثریت (بیش از 80 درصد) اعضای هیات علمی معتقدند انتشار مقالات به صورت دسترسی آزاد تاثیری منفی بر اعتبار علمی اثر و رتبه علمی آن ها ندارد.
نتیجه گیری: اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران نسبت به جنبش دسترسی آزاد به مقالات علمی دیدگاه مثبتیدارند. بنابراین می توان گفت دسترسی آزاد به مقالات علمی به عنوان یکی از راهبردهای الحاق جامعه نیازمند اطلاعاتی به مجراهای ارتباطات علمی، از سوی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اقبال روبه رو خواهد بود.
هدف این پژوهش در گام نخست، طراحی مدل توانمندسازی مدیران و در مرحله بعدی، اعتبارسنجی آن مبتنی بر پژوهشی آمیخته و به روش توصیفی اکتشافی بود. جامعه آماری برای ارائه مدل، شامل خبرگان دانشگاهی و همچنین، مدیران ارشد بانک مرکزی و برای اعتبارسنجی آن،شامل مدیران صف و ستاد بانک مرکزی بود. نمونه آماری خبرگان تا مرحله اشباع نظری به تعداد 15 نفر به روش هدفمند قضاوتی و برای مرحله اعتبارسنجی مدل، به تعداد 210 نفر مبتنی بر قواعد حجم نمونه در روش معادلات ساختاری و به روش طبقه ای تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه خبره مبنا برای مرحله مدل سازی و پرسشنامه با طیف لیکرت پنج تایی برای مرحله اعتبارسنجی بود. روایی پرسشنامه به روش همگرایی و واگرایی و پایایی آن به روش پایایی معرف ها و مرکب تأیید شد. ترکیب نتایج تحلیل مضمون و مدل سازی ساختاری تفسیری، منتج به ارائه مدل توانمندسازی مدیران شد که از هشت مقوله توان سازهای ساختاری، توان سازهای مدیریتی، توان سازهای دانشی، توان سازهای انگیزشی، کُنشگران توان ساز، توانمندسازی روانی، توانمندسازی تجربی و پیامدهای رفتاری تشکیل یافته است. همچنین، یافته های بخش کمّی، اعتبار مدل ساختاری پژوهش را تأیید و کلیه فرضیه ها (به غیر از اثر تعدیلگری کُنشگران توان ساز) اثبات شد.
فراگیر شدن نامهای تجاری چینی در بازارهای جهانی در سالهای اخیر اتفاقی نیست بلکه حاصل اتخاذ رویکردی معقول و متفاوت در عرصه مناسبات سیاسی و تجاری از سوی دولتمردان و کارآفرینان چینی است . ...
کارایی و رقابت بازارهای مالی جهان به توانایی تهیه کنندگان صورت های مالی در برقراری ارتباط کارا و مؤثر با سرمایه گذاران از طریق گزارشات مالی بستگی دارد. در مقایسه با تغییرات جهانی مبنی بر پذیرش IFRS، این پذیرش از طرف ایالات متحده امریکاهنوز قطعی نیست، به منظور دسترسی به این همگرایی مطالعاتی در جهت مقایسه دیدگاه دو گروه دانشگاهیان و کادر اجرایی صورت گرفته است . درخصوص همگرایی به سمت یک مجموعه استاندارد حسابداری جهانی اکثریت پژوهشگران اعتقاد دارند، همگرایی کارا و اثر بخش جهت ایجاد یک مجموعه جهانی استانداردهای پذیرفته شده حسابداری، برای تهیه کنندگان، استفاده کنندگان، حسابرسان، تحلیل گران و قانون گذاران سودمند خواهد بود . همگرایی در استانداردهای حسابداری نیازمند تغییرات پر هزینه و گسترده ای برای زیر ساخت و پیدایش استانداردهای جدید، مرحله اجرا در ایالات متحده امریکا و دیگر کشورها و همچنین نیاز به آموزش صحیح و مناسب برای مدیریت، حسابرسان و سرمایه گذاران می باشد
هدف تحقیق، بررسی رابطه ی بین حق الزحمه ی حسابرس مستقل و پاداش هیئت مدیره است. نمونه ی آماری تحقیق شامل 72 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ی زمانی 1384الی 1388 است که سهام آن ها به طور فعال در بورس معامله شده است. نتایج حاکی از این است بین حق الزحمه ی حسابرسی و پاداش هیئت مدیره رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. افزایش پاداش پرداختی به مدیران به علت افزایش پیچیدگی ها و عملیات شرکت است که نیازمند حسابرسی با کیفیت بالاتر و در نتیجه حق الزحمه ی پرداختی بالاتری نیز می باشد.
تغییرات زیادی در آموزش عالی بر مبنای فنآوری اطلاعات که زمینه رو به رشدی است، در حال وقوع میباشد. اطلاعات هم با سرعتی بیشتر از همیشه تولید میشود و هم بخش اصلی همهء اجزاء جامعه و اقتصاد را تشکیل میدهد. بسیاری از کارخانجات و شرکتها متکی به اطلاعات و فنآوری اطلاعات هستند. دانشجویان در حالی به دانشگاهها وارد میشوند که انتظار زیادی از اطلاعات و فنآوری دارند و به همین دلیل اعضاء هیئت علمی و مدیریت دانشگاه را با چالشهای خاصی روبرو میسازند. رقابت برای پذیرش دانشجو، بودجه، و متخصصین فنآوری از رویدادهای معمول در درون و آموزش عالی است. تقاضا برای بودجه و عوامل حاکم1 از نظر سنجش نتایج فراگیری همه دانشجویان و برنامههای آموزشی در حال افزایش است. روزآمد کردن برنامههای درسی دانشگاهها به گونهای که موجب رضایت دانشجویان و عوامل حاکم گردد چالشهای مضاعفی را برای اعضاء هیئت علمی و مدیریت دانشگاه فراهم آورده است. انتظار بیشتر از بهرهوری اعضاء هیئت علمی به لحاظ تدریس، پژوهش، و فعالیتهای پژوهشی تنش بیشتری را بر محیط دانشگاه تحمیل میکند. دانشجویان خواستار محیطهای آموزشی قابل انعطاف هستند، استفاده بیشتر از شبکه جهانی وب را در فعالیتهای آموزشی و فراگیری انتظار دارند و طالب دسترسی بیوقفه به اطلاعات هستند. همچنین متخصصین کتابداری و اطلاعرسانی به تغییرات فراوان ناشی از الکترونیکی شدن محیط اطلاعرسانی پرداختهاند و در تعامل با این محیط متغیر موفق بودهاند. سازمانهای تخصصی مانند انجمن کتابخانههای تحقیقاتی2 در حال تهیه معیارهای ارزشیابی برای کتابخانههای پژوهشی، فعالیتهای پژوهشی، شیوههای کسب اطلاعات و استفاده از آن، شیوههای جهانی اطلاعرسانی ودیگر فعالیتهای جدید مبتنی بر اطلاعرسانی میباشند. انجمن کتابخانههای دانشگاهی و پژوهشی3 فعالیتهای جدیدی را برای بخشهای مختلف خود آماده کرده است، از جمله ارزیابی نتایج آموزش اطلاعرسانی در محیط آموزش عالی....
اطلاعات حسابداری با کیفیت، شرط لازم برای کارکرد سالم بازارهای سرمایه و به طور کلی اقتصاد می باشد و اهمیت زیادی برای سرمایه گذاران، شرکت ها و تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری دارد. با توجه به این موضوع، در این تحقیق، تأثیر کیفیت افشا بر رابطه ارزشی اقلام صورت های مالی بررسی شده است. به این منظور ابتدا رابطه ارزشی اقلام صورت های مالی و رابطه ارزشی ویژگی های کیفیت افشا با بازده آتی سهام مورد آزمون قرار گرفت. سپس، تأثیر کیفیت افشا بر رابطه بین اقلام صورت های مالی با بازده آتی سهام بررسی شد. جامعه آماری این تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1383 تا 1391 می باشد. در روش تحقیق از تحلیل رگرسیون داده های ترکیبی ( مدل اثرات ثابت زمانی و مدل اثرات تصادفی زمانی) و نیز از آزمون والد استفاده شد. نتایج تحقیق حاکی از وجود رابطه معنی دار بین اقلام صورت های مالی (به استثنای سود عملیاتی و نسبت بدهی) و ویژگی های قابلیت اتکا و به موقع بودن اطلاعات مالی با بازده آتی سهام است. همچنین، نتایج نشان می دهد که امتیاز کیفیت افشا و اطلاع رسانی بر رابطه ارزشی اقلام صورت های مالی با بازده آتی سهام تأثیر معنی داری ندارد.