ماهیت خاص روابط ساختاری نسبت به روابط عملی در حسابداری سؤالاتی را پیرامون کار آیی و صرفه اقتصادی تحلیل پانلی در قیاس با تحلیل تجمعی در مدل های مبتنی بر روابط ساختاری و عملی فراروی محققان قرار داده است. در این مقاله، با استفاده از ادبیات فرضیه ثبات کارکردی و آزمون فرضیه مذکور، سعی شده است به سؤالاتی پیرامون کار آیی و صرفه اقتصادی تحلیل پانلی پاسخ داده شود. روش شناسیمورداستفاده محققان اجرای 9 مدل رگرسیونی مبتنی بر تحلیل پانلی و یک مدل رگرسیون مبتنی بر تحلیل تجمعی در مورد اطلاعات 153 شرکت طی 7 سال (1389-1382) و درمجموع 1071 سال شرکت است. علت استفاده از فرضیه ثبات کارکردی آن است که در روش شناسی آزمون این فرضیه هر دو نوع مدل مدل های دوام اجزاء سود (رابطه ساختاری) و پیش بینی بازدهی (رابطه عملی) قرار دارد. نتایج تحقیق حاکی از عدم مغایرت میان نتایج تحلیل های پانلی و تجمعی در مورد مدل دوام اجزاء سود و وجود تفاوت هایی میان نتایج تحلیل های پانلی و تجمعی در مورد مدل پیش بینی بازدهی هست.
نوسانات قیمت نفت یکی از عوامل اصلی بسیاری از بحران های اقتصادی در میان کشورهای واردکننده و صادرکننده ی نفت است. بورس اوراق بهادار یکی از اصلی ترین اجزای بازارهای مالی است که نقش مؤثری در توسعه و رشد اقتصادی کشور دارد. هدف این تحقیق بررسی تاثیر نوسانات قیمت نفت بر بازده غیرعادی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل تصحیح خطای برداری ساختاری می باشد؛ بدین منظور با استفاده از تکنیک غربالگری طی سال های 1392-1388، تعداد 96 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران انتخاب گردیده است. این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی است و از بُعد هدف از نوع تحقیقات توصیفی است که به شیوه همبستگی صورت می گیرد. پس از جمع آوری داده ها، متغیرهای پژوهش محاسبه شده اند و سپس با بهره گیری از مدل رگرسیونی داده های ترکیبی و الگوی اثرات تصادفی به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته شده است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان می دهد که نوسانات قیمت نفت با بازده غیرعادی سهام شرکت های بورس اوراق بهادار تهران رابطه ی معنی داری دارد.
مقاله ابتدا جایگاه و رسالت نمایندگی و انتظارات مردم را از نمایندگان توضیح می دهد و آنگاه شرایط و ویژگی های داخلی و خارجی در دوره مجلس ششم در حوزه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و خارجی تشریح می شود. نویسنده سپس ضرورت توجه به «امنیت جامع انسانی» را که دربرگیرنده حقوق از جمله امنیت فردی، شغلی، زیست محیطی و حق برخورداری از هویت است توضیح می دهد. بهبود مدیریت اقتصادی دولت و برداشتن موانع مشارکت و حضور همه اقشار و اقوام ایرانی در صحنه های تصمیم گیری و برنامه ریزی و سیاستگذاری از دیگر موضوعات مورد بررسی در این مقاله است. همچنین فراهم آوردن راه همکاری های عملی، فنی و اقتصادی ایران با جهان در شرایط عقلایی، مورد تأکید نویسنده است. ایشان اعتقاد دارد مجلس ششم در شرایط «جهانی شدن»، رسالت تأمین و ارتقای کرامت انسانی ایرانیان را برعهده دارد؛ رویکردی که عاملی تعیین کننده، هم برای رشد و توسعه اقتصادی کشور، هم برای حفظ و نگهداری و بهره برداری سرمایه های مادی و انسانی، و هم برای معاشرت با دیگر کشورهای جهان محسوب می شود.
هدف اصلی این پژوهش بررسی شاخص مشتری مداری و رابطه آن با تعهد سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه می باشد. از فرضیات اساسی این پژوهش وجود رابطه معنی دار بین شاخص مشتری مداری و تعهد سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان رسمی و اعضای هیأت علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه هستند و نمونه آماری 114 نفر می باشند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته مدیریت کیفیت فراگیر با پایایی حدود 955/0 و پرسشنامه تعهد سازمانی می یر آلن استفاده شده است. آزمون های آماری t گروه های مستقل، آزمون t و ضریب همبستگی مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد بین شاخص مشتری مداری و تعهد عاطفی کارکنان و استادان، بین مشتری مداری و تعهد عقلانی کارکنان و استادان بین مشتری مداری و تعهد هنجاری کارکنان و استادان دانشگاه آزاد اسلامی رابطه ای معنی دار وجود دارد.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر سطوح مختلف اهرم مالی بر مدیریت سود واقعی می باشد. دراین پژوهش تعداد125 شرکت درقالب دوگروه (شرکت های دارای اهرم مالی بالا وپایین) تفکیک و در بازه زمانی 1392-1383 مورد بررسی قرارگرفته است. معیارهای مدیریت سود واقعی شامل: جریان های نقد عملیاتی غیرعادی، هزینه های تولیدغیر عادی و هزینه های اختیاری غیر عادی می باشد. برای بررسی تأثیر اهرم مالی برمعیارهای مدیریت سود واقعی از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی استفاده شد، نتایج نشان داد درشرایطی که شرکت ها دارای سطح اهرم مالی بالاباشند، تأثیر اهرم مالی برهریک از معیارهای مدیریت سودواقعی وهمچنین بر برآیند معیارهای آن معکوس ومعنادار بوده. ازطرفی درشرکت های دارای اهرم مالی پایین، تأثیراهرم مالی هم بر برآیندمعیارهای مدیریت سودواقعی وهم برهریک از معیارهای جداگانه آن به استثنای زمانی که معیار مدیریت سود واقعی جریان های نقد عملیاتی غیرعادی بود، نشان از اثری معکوس ومعنادار داشت.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ارتباط شایستگی های استراتژیک مدیران با ارزش آفرینی منابع انسانی بر اساس رویکرد فرایند رتبه بندی تفسیری (IRP) انجام پذیرفت. این پژوهش از نوع پژوهش های آمیخته بر اساس تحقیق کیفی و کمّی است که در زمره پژوهش های توصیفی پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان و مدیران بیمارستان های شهرستان خرم آباد است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری 20 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه پژوهش انتخاب شده اند. برای تأیید روایی پرسش نامه ها، پرسش نامه های IRP بین خبرگان توزیع شد و مورد تأیید ایشان قرار گرفت. پایایی پرسش نامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ که مقدار آن برابر با 87/0 بود، تأیید شد. یافته های پژوهش مشتمل بر شناسایی شایستگی های استراتژیک مدیران و نتایج ارزش آفرینی منابع انسانی و تحلیل ارتباط شایستگی های استراتژیک مدیران با ارزش آفرینی منابع انسانی است. نتایج حاکی از آن است که مهارت های تیم سازی و رهبری بیشتر از دیگر شایستگی های استراتژیک مدیران موجب ارزش آفرینی منابع انسانی در سازمان می شود؛ همچنین مهارت های هوشی، قابلیت های هوش فرهنگی، شبکه سازی و مشارکت استراتژیک به ترتیب، دیگر شایستگی های تأثیرگذار مدیران در ارزش آفرینی منابع انسانی در سازمان است. با استفاده از رویکرد IRP به تحلیل چگونگی اثرگذاری شایستگی استراتژیک مدیران در ارزش آفرینی منابع انسانی پرداخته شد؛ ازاین رو شایستگی تیم سازی و رهبری از طریق بهبود مهارت و خبرگی، افزایش روحیه کارآفرینی، افزایش انعطاف پذیری، افزایش انگیزه، بهبود قدرت خلاقیت و نوآوری، افزایش تعهد کارکنان، ارج نهادن کارکنان به مشتریان و بهبود فرهنگ سازمانی می تواند به ارزش آفرینی منابع انسانی در سازمان منجر شود.
فاصله انتظارات از نظر حرفه حسابرسی به عنوان یک مبحث با اهمیت تشخیص داده شده است. از همین رو بقاء و غنای خدمات حسابرسی در دوره های انقلاب های صنعتی قابل توجه بوده و باید انتظارات جامعه از این خدمات در این دوره ها تأمین کند. از این رو هدف این تحقیق مروری بر چشم اندازهای حسابرسی در حال ظهور در عصر انقلاب صنعتی چهارم می باشد. آینده حسابرسی و حسابداری متنوع و روشن است، پیشران هایی مانند زنجیره بلوکی، دیجیتال سازی مالیات، بانکداری باز، در حال تغییر دادن کار حسابرسان و حسابداران هستند و آن ها باید همواره پیشگام بوده و مطمئن شوند که عقب نمی مانند. هوش مصنوعی یادگیری ماشین، بخشی از آینده حرفه حسابرسی و حسابداری بوده که این بخش به نوبه خود چیز خوبی است. نیازی به نگرانی در مورد دقت وجود ندارد. همیشه حسابداران و حسابرسان واجد شرایط، آماده هستند تا ارقام تولیدشده به وسیله فناوری خودکار را کنترل و درست بودن اطلاعات را اعتبار سنجی کنند. حسابرسان و حسابداران باید به عقب برگردند و به هدف های خود در مورد فناوری با دقت فکر کنند. با سرعت بیشتر خود را با تغییر همراه سازند و چابک بمانند. این انقلاب را نمی توان نادیده گرفت.
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی توسعه شایستگی های مدیران و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. برای دستیابی به این هدف، یک سؤال اصلی و شش سؤال فرعی طرح شد. این پژوهش ازحیث هدف، از نوع تحقیقات توسعه ای و برمبنای مفروضات معرفت شناختی، از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل سه گروه «خبرگان علمی» «مدیران» و «فرماندهان ارشد سپاه » است. روش نمونه گیری این پژوهش، روش نمونه گیری نظری و حجم نمونه آن 16 نفر بود. ابزار گردآوری داده ها شامل مصاحبه عمیق و پرسشنامه بود. تجزیه و تحلیل داده ها مبتنی بر رویکرد کیفی انجام شده است. یافته های این پژوهش منتج به ارائه الگوی توسعه شایستگی های فرماندهان و مدیران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده است که مبتنی بر رویکرد جامع و یکپارچه است. برای اعتباریابی مدل به دست آمده از روش دلفی استفاده شد. برای انجام این کار نتایج و یافته های تحقیق درقالب یک پرسشنامه برای مصاحبه شوندگان ارسال و پس از دو مرحله رفت وبرگشت، نتایج حاصل توسط آزمون دوجمله ای مورد تحلیل قرارگرفته و درنهایت به استثنای یک مورد از راهبردهای بعد محیطی، کلیت مدل تأیید شد.
مسئله این است آیا مقام معظم رهبری در تبیین سبک زندگی اسلامی نظام مند عمل کرده اند یا خیر؟ هدف این مقاله کشف نقشه هندسی سبک زندگی اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری به عنوان یک نمونه عینی و یک تجربه موفق از حکومت دینی در عصر حاضر (عصر بمباران سبک زندگی غربی بر پیکره جوامع اسلامی) است. برای رسیدن به این هدف و با استفاده از متد آنتولوژی در علم دانش شناسی، اندیشه رهبر فرزانه انقلاب، محور مطالعه قرار گرفته و با روش توصیفی و تحلیلی، بیانات ایشان بررسی شده است. یافته تحقیق این است که تحقق سبک زندگی اسلامی در اندیشه ایشان بدون توجه به مؤلفه های دیگر، ممکن نیست به همین جهت تلاش کرده اند مؤلفه هایی را که در تحقق اضلاع سبک زندگی اسلامی دخیل اند، تبیین کنند. این مؤلفه ها عبارت اند از: خودشناسی، عقل، استقلال فرهنگی، تبیین گری، تشکیل جامعه اسلامی، پیشرفت اسلامی، تمدن اسلامی، دفاع، عدالت اجتماعی، الگوپذیری و بعضی از فضائل اخلاقی نظیر رحم، تعصب به اقتصاد ملی، قوت نفس، امانتداری، استقامت، صداقت و نیز بعضی از رذایل اخلاقی نظیر اسراف، اشرافی گری، تقلیدمحوری. بدیهی است سبک زندگی اسلامی با این مفاهیم، ارتباطی وجودشناختی دارد که در این مقاله، نوع این ارتباطات به تصویر کشیده شده است.