This study examines the association between auditor type (public versus private) and earnings quality as measured by the levels of discretionary accruals in Iran. This study hypothesize that there is no significant difference in discretionary accruals between public and private sector audit firms when there is low incentives for auditors to provide high-quality audits in Iran. Using a sample of listed firms in the Tehran Stock Exchange from 1998-2003 (1378-1383)، this study finds that there is no significant difference between discretionary accruals of firms with a public sector auditor and firms with a private sector auditor. This result implies that there may be no significant difference in audit quality between public and private sector audits. Partitioning the sample into sub-periods to examine the effect of increased competition، as a result of establishing the Iranian Certified Public Accountants (ICPA) in 2001(1381)، on audit quality، this study finds some evidences of an increase in the levels of discretionary accruals of firms with a public sector auditor. This is consistent with the argument that increased competition in the audit market which may reduce the quality of audits.
در دهه های اخیر، همگام با افزایش خطرات زیست محیطی و دغدغه های بشر در این خصوص، مفهوم زنجیره تامین سبز به عنوان رویکردی نوین در جهت کاهش اثرات زیست محیطی تولیدات محصولات سازمانی توسط محققین معرفی گردیده است. سیاست های دولتی در طی سال های اخیر سازمان ها را به سمت پذیرش زنجیره تامین سبز ترغیب نموده است. با اینحال هنوز موانع متعددی بر سر راه پذیرش زنجیره تامین سبز وجود دارد که می بایست مرتفع گردند. پژوهش حاضر تلاشی است در جهت شناسایی موانع اصلی در خصوص پذیرش زنجیره تامین سبز و بررسی میزان تاثیر گذاری و تاثیر پذیری هر یک از این موانع بر روی کل سیستم. در این پژوهش، با بررسی ادبیات موضوعی تعداد 18 عامل به عنوان موانع اصلی در اتخاذ زنجیره تامین سبز مورد شناسایی قرار گرفته اند. جامعه آماری این پژوهش، شامل 8 نفر از متخصصان و خبرگان در صنعت غذایی و به طور خاص فست فود می باشند که با مفاهیم زنجیره تامین سبز آشنایی کامل دارند. به منظور تحلیل داده های حاصل از این پژوهش، از رویکرد دیماتل فازی بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تحلیل دیماتل بیانگر این مطلب است که فاکتور ""عدم آگاهی مشتریان و فشار در مورد زنجیره تامین سبز""، تاثیرگذارترین فاکتور معرفی گردیده است. فاکتورهای ""عدم مشارکت مدیریت ارشد در پذیرش مدیریت زیست محیطی"" و ""مشکل در حفظ تامین کنندگان محیطی برای بسته بندی مواد"" دارای بالاترین درجه اهمیت به نسبت سایر فاکتورهای مورد بررسی می باشند.
تاریخ تمدن بشر بیانگر این واقعیت است که برخی انسانها با نقش آفرینی ویژه، تاریخ ساز، و باعث شکل گیری نقاط عطف تمدنی شده اند. شهید حاج قاسم سلیمانی ازجمله این گروه انسانهای نابغه و استراتژیست است که مکتب جدیدی را با الهام از امامین انقلاب اسلامی در عرصه بین المللی پی ریزی کرده است. مکتب شهید سلیمانی نمونه عملی و تبلور واقعی سازمان آخرت گرا در مدیریت اسلامی است که از جنبه های مختلف قابل مطالعه است. ازآنجا که از دیدگاه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) ، اخلاص مهمترین ویژگی شهید سلیمانی است ، محقق این مفهوم محوری را در قالب رهبری اخلاص مدار مورد مطالعه قرار داده است. در این مقاله ابتدا در پیشینه تحقیق، مبانی نظری مشابه در ادبیات رایج مدیریت با عنوان رهبری اصیل یا خالصانه و هم چنین مبحث اخلاص در متون اسلامی مرور، و تلاش شد تا با استفاده از رویکرد تحقیق کیفی و بهره گیری از روش تحلیل مضمون، سخنرانیهای شهید سلیمانی، فرمایشات رهبر معظم انقلاب و اظهارات و دیدگاه های همرزمان شهید مورد واکاوی قرار گیرد و مبتنی بر روش شناسی علمی، جدولهایی شامل نقل قولها، مضمونهای پایه، مضمونهای سازماندهنده و مضمونهای فراگیر تنظیم شود. درنهایت مبتنی بر تحلیل مضمون و شبکه مضمونها ، الگویی فرایندی مبتنی بر عوامل زمینه ساز رهبری خالصانه، مختصات رهبری اخلاص مدار و دستاوردهای این نوع رهبری طراحی و تبیین شود. در این الگو مجموعه ای از عوامل تأثیرگذار بر اخلاص شهید سلیمانی باعنوان عوامل زمینه ساز مطرح شده اند که به عنوان ورودی الگو ایفای نقش می کند؛ سپس در این الگو اجزای رهبری بر مبنای اخلاص در قالب نه مضمون فراگیر گروه بندی شده اند که هسته مرکزی آن که همانا رفتارهای خالصانه است، به عنوان مهمترین مضمون تأثیرگذار با مضمونهای دیگر در تعامل است. در پایان دستاوردهای رهبری بر مبنای اخلاص شهید سلیمانی نیز در قالب شش مضمون مورد توجه قرار گرفته است و نیز با عنایت به داده های مستخرج از سیره نظری و عملی شهید سلیمانی، مقیاس سنجش سبک رهبری اخلاص مدار طراحی گردیده است. این ابزار شامل 122 پرسش پنج مقیاسی و 49 شاخص است که در قالب ده خوشه اصلی طبقه بندی شده است.
رقابت پذیری برند از جمله موضوعات مهمی است که طی سال های اخیر در ادبیات مدیریت و بازاریابی مورد تأکید قرار گرفته است. در دنیای امروز، گسترش بازار صنایع غذایی از یک سو و افزایش رقابت پذیری بین شرکت ها و توقع مشتریان از سوی دیگر، شرکت های غذایی را ترغیب کرده تا به ایجاد یک برند قوی در بازارهای رقابتی امروز مبادرت ورزند. پژوهش حاضر با هدف مطالعه و بررسی تأثیر نوآوری بازاریابی بر رقابت پذیری برند از طریق نقش میانجی فرصت طلبی فناورانه در میان شرکت های صادرکننده برتر محصولات صنایع غذایی انجام پذیرفته است. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده که برای روایی آن از روایی صوری و سازه و همچنین برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، از نوع توصیفی- پیمایشی می باشد. از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری برای بررسی فرضیه ها و تأیید مدل مفهومی تحقیق استفاده شده است. نتایج مدل آماری نشان می دهد، مدل پیشنهادی برازنده داده ها می باشد و نوآوری بازاریابی و فرصت طلبی فناورانه تأثیر مثبت معناداری بر رقابت پذیری برند دارد، این در حالی است که فرصت طلبی فناورانه در رابطه فوق نقش میانجی دارد.
تأخیر در تأمین نفت گاز، پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وسیعی را به دنبال دارد؛ بنابراین پیش بینی دقیق تقاضای نفت گاز بسیار مهم است. استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی در پیش بینی کاربرد زیادی دارد. طراحی مناسب پارامترهای (ساختار) شبکه موجب می شود دقت و عملکرد شبکه های عصبی مصنوعی افزایش یابد. در بیشتر مطالعات از روش سعی و خطا برای تنظیم پارامترهای شبکه های عصبی مصنوعی استفاده می شود که برای رسیدن به مناسب ترین ساختار شبکه های عصبی مصنوعی راه حل مطمئنی نیست. در مطالعه حاضر، با استفاده از روش طراحی آزمایشات تاگوچی، مناسب ترین ساختار شبکه های عصبی مصنوعی به منظور پیش بینی تقاضای نفت گاز در استان هرمزگان مشخص می شود. تجزیه و تحلیل واریانس پارامترهای شبکه های عصبی مصنوعی نشان می دهد که سهم مشارکت تعداد نرون در لایه پنهان اول در تغییر میانگین مربع خطای شبکه حدود 41% و سهم مشارکت الگوریتم یادگیری نیز حدود 27% است. همچنین نتایج نشان می دهد که شبکه های عصبی مصنوعی که با استفاده از روش طراحی آزمایشات تاگوچی طراحی شده اند، نسبت به سایر شبکه ها عملکرد بهتری دارند. Asbstract The delay in the supply of gasoil has wide Consequences of political, social and economic. Therefore, the gasoil demand forecasting is very important. The use of artificial neural networks in forecasting has many applications. Appropriate design of ANN parameters enhances performance and accuracy of the neural network model. Trial and error method is used to setting the ANN parameters in the most of studies. Trial and error method is not a reliable solution to achieve the best ANN structure. In the present study, the optimum structure of ANN to forecasting the demand of gasoil in the province of Hormozgan determined by Taguchi experimental design method. Analysis of variance (ANOVA) of the ANN parameters indicates that contribution of the number of neurons in first hidden layer to the changes in the network mean square error (MSE) is about 41% and contribution of the learning algorithm is about 27%. Also, the results of this study show that artificial neural networks are designed using Taguchi experimental design method have better performance than other Networks. Keywords: Forecasting; Gasoil; Artificial Neural Networks; Taguchi Experimental Design Method
در این مقاله، یک مدل بهینه سازی جهت انتخاب بهترین سبد پروژه از بین پروژههای موجود، بهترین سطح
استخدام منابع، سپس زمانبندی پروژههای انتخاب شده جهت بیشینه کردن ارزش خالص فعلی با رعایت
محدودیتها ارائه شده است. چون مدل توسعه یافته در زمره مسایل سخت از نظر محاسباتی قرار دارد، لذا برای
حل این مساله یک الگوریتم فراابتکاری بر مبنای الگوریتم ژنتیک پیشنهاد شده است. در الگوریتم حل
پیشنهادی علاوه بر کاربرد عملگرهای معمول ژنتیک مانند تقاطع و جهش از عملگرهایی هوشمند جهت
جستجوی محلی در حوزه منابع و جابجایی فعالیتهای با جریان مالی منفی استفاده شده است. پارامترهای
کلیدی الگوریتم در راستای تسریع همگرایی آن با استفاده از روش تاگوچی تنظیم شده است. سپس تعداد 90
مساله آزمایشی، شامل 30 مساله در ابعاد کوچک، 30 مساله در ابعاد متوسط و 30 مساله در ابعاد بزرگ با
استفاده از روش پیشنهادی حل شده وکارایی آن گزارش شده است. همچنین در مسائل سایز کوچک
جوابهای حاصل از الگوریتم ژنتیک با جوابهای بهینه موضعی مدل ریاضی بدست آمده با نرمافزار لینگو
مقایسه شده، که میانگین جوابهای حاصل از الگوریتم ژنتیک بهتر از جوابهای بهینه موضعی حاصل از لینگو
بوده است. در مسائل سایز متوسط و بزرگ که هیچ جوابی با استفاده از لینگو در زمان محدود شده بدست
نیامده بود، نتایج نشان میدهد که جوابهای حاصل از الگوریتن پیشنهادی دارای پایداری مناسب میباشند.