ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۴۸۱ تا ۱۷٬۵۰۰ مورد از کل ۵۹٬۰۲۱ مورد.
۱۷۴۸۱.

رابطه جانشینی میزان استفاده از اهرم مالی در ساختار سرمایه و اجتناب مالیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۳۴۷
شرکت ها برای رشد و توسعه نیازمند منابع مالی هستند و تصمیم گیری در خصوص استفاده از منابع مختلف مالی و تعیین ساختار مطلوب سرمایهکه موجب حداکثر شدن ثروت سهامداران می شود، یکی از مهم ترین مسائلی است که مدیران با آن روبرو هستند. بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی رابطه جانشینی میزان استفاده از اهرم مالی در ساختار سرمایه و اجتناب مالیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور از نمونه ای شامل 1026 مشاهده استفاده شده است. روش آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه های مطرح شده در این پژوهش، روش "داده های ترکیبی" است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول بیانگر رابطه منفی و معنادار میزان استفاده از اهرم مالی و اجتناب مالیاتی است که بیانگر اثر جانشینی اهرم مالی است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم نیز بیانگر این است که تأثیر متغیر تعدیل کننده هزینه اهرم مالی بر رابطه بین میزان استفاده از اهرم مالی و اجتناب مالیاتی معنادارمی باشد. بررسی تأثیر متغیرهای کنترلی نیز حاکی از تأثیر مثبت و معنادار اندازه شرکت و فرصت های رشد و تأثیر منفی و معنادار سودآوری، سود تقسیمی و توان وثیقه سپاری بر میزان استفاده از اهرم مالی است. Companies need financial resources to grow and managers need to make important decisions about utilizing various financial resources and the appropriate capital structure that maximizes shareholder value. Against this backdrop, the present research aims to examine the relationship between financial leverage replacement use in capital structure and tax avoidance in companies listed in the Tehran Stock Exchange. In doing so, we used a sample of 1026 observations. The statistical model used for testing the hypotheses in this research is panel data. The results of testing the first hypothesis reveal a negative, significant relationship between the financial leverage use and tax avoidance which is according to the effect of financial leverage replacement. The result of testing the second hypothesis reveal that the effect of financial leverage cost on the relationship between financial leverage use and tax avoidance is significant. Analysis of the effect of control variables indicates that company size, and growth opportunities have significant positive and profitability, dividend and collateral have significant negative effects on financial leverage use.
۱۷۴۸۲.

ارائه الگو برای افشاء پایداری شرکتی و ارزیابی عوامل مرتبط با تئوری مشروعیت بر گزارشگری آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۴۰۴
هدف این مقاله در ابتدا ارائه الگویی بابت افشاء پایداری شرکتی و در مرحله بعد تأثیر عوامل مرتبط با تئوری مشروعیت بر گزارشگری پایداری شرکتی می باشد. در این پژوهش تعداد 117 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. جهت آزمون فرضیه ها از روشنمونه گیریهدفمند و مدل های رگرسیون پانلی استفاده شده، یافته های پژوهش نشان می دهد ازمجموع 169 مؤلفهمورد بررسی، 80 مؤلفه برایالگوی پایداری شرکتی بسیارضروریوضروری است. همچنین حساسیت شرکت در صنعت بر شاخص کل پایداری شرکتی، افشاء از جنبه اقتصادی، محیطی و اجتماعی تأثیر مستقیم دارد اما بر افشاء پایداری از جنبه عمومی تأثیر ندارد. مکان شرکتبر افشاء پایداری شرکتی از جنبه اجتماعی تأثیر مستقیم دارد اما بر شاخص کل پایداری شرکتی، افشاء از جنبه عمومی، اقتصادی و محیطی تأثیر ندارد. نهایتاً عمر شرکت بر شاخص کل و تمامی جنبه های پایداری شرکتی تأثیر مستقیم دارد. یافته های این پژوهش اهمیت الزام افشای اطلاعات غیرمالیرا برای قانون گذاران و استانداردگذاران نشان می دهد. همچنین آگاهی ذی نفعان را در مورد جنبه های مذکور بهبود بخشیده و شرکت ها را ترغیب می نمایداقدام به افشای اطلاعات پایداری شرکتی نمایند.   The purpose of this study is first to provide a model for corporate sustainability disclosure and then the impact of factors related to the theory of legitimacy on corporate sustainability reporting. In this research, 117 qualified companies on the Tehran Stock Exchange have been studied. To test the hypotheses, purposive sampling method and panel regression models have been applied. The research findings show that out of a total of 169 components studied 80 components are essential for the corporate sustainability model. Also, the sensitivity of the company in the industry has a substantial positive effect on the overall index of sustainability including the disclosure of the economic, environmental and social aspects, but it has no remarkable impact on the disclosure of sustainability from the public aspect. The location of the company has a significant positive effect on the disclosure of corporate sustainability from a social point of view, but the disclosure has no significant impact on the overall corporate sustainability index in terms of public, economic and environmental aspects. Finally, the lifespan of the company has a meaningful positive influence on the overall index and all aspects of corporate sustainability. The result of this study shows the importance of requiring non-financial information disclosure for legislators and standardizers. It also improves the beneficiaries’ awareness of these aspects and encourages companies to disclose corporate sustainability information.  
۱۷۴۸۳.

شناسایی و آزمون متغیرهای موثر و متأثر از جانشین پروری در یک شرکت بیمه ای در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۳۲۴
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و آزمون متغیرهای مؤثر و متأثر از جانشین پروری در یک شرکت بیمه ای انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش آمیخته با رویکرد توصیفی اکتشافی است. جامعه آماری تحقیق در مرحله کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و صنعت بیمه و در مرحله کمّی شامل کارکنان شاغل در شعب شرکت بیمه ای منتخب در استان های اصفهان و تهران بود. نمونه آماری بخش کیفی با رویکرد هدفمند قضاوتی به تعداد 21 نفر و نمونه آماری بخش کمی به روش طبقه ای تصادفی به تعداد 458 نفر تعیین گردید. ابزار جمع آوری داده ها در مرحله کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در مرحله کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. یافته ها: نتایج نشان داد عوامل مؤثر بر جانشین پروری در قالب سه دسته عوامل فردی، سازمانی و محیطی قابل طبقه بندی است. به علاوه، استقرار نظام جانشین پروری دارای پیامدهای فردی، سازمانی و محیطی است. نتیجه گیری: نیاز به دیده شدن و مفید بودن، نگرش کارکنان به مدیریت آینده سازمان، ارتقای سطح بهره وری، وجود استانداردهای منابع انسانی و الزامات محیط رقابتی بر جانشین پروری تأثیر دارد. استقرار نظام جانشین پروری نیز سبب توسعه دانش و مهارت های فردی، افزایش اعتماد به نفس کارکنان، بهره گیری از طیف وسیع استعدادها، تشکیل خزانه مهارت، شناسایی افراد کلیدی و مستعد برای پست های مدیریتی و غیره می شود. ضمناً ارتقای شغلی و تدوین راهکارهای جذب و نگهداشت سرمایه انسانی به عنوان عوامل میانجی بر جانشین پروری تأثیر دارند. طبقه بندی موضوعی : J24, G22 , M51 , M54 .
۱۷۴۸۴.

تجزیه وتحلیل مدل های مرگ ومیر با متغیرهای کمکی دارای گمشدگی تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۱۵
هدف: این پژوهش با هدف مدل بندی مرگ ومیر در یک طرح بازنشستگی بر اساس داده های گمشده و دسترسی به اطلاعات مختلف از متغیرهای کمکی، تجزیه و تحلیل دقیق ساختار مدل های مختلف، برآوردیابی و در نهایت بررسی تأثیرات مالی برای تجربه های مختلف مرگ ومیر و حاوی داده های گمشده انجام شده است.   روش شناسی: این مقاله با یک طرح بازنشستگی سروکار دارد که در آن طول عمر آتی هر فرد با مدل های بقای پارامتری با ترکیب متغیرهای کمکی که ممکن است برای برخی از افراد گمشده باشند، مدل سازی شده است. پارامترها با روش ماکسیمم درستنمایی برآورد شده و الگوریتمی پیشنهاد گردیده که بتواند وظیفه برآوردیابی را به بهترین شکل ممکن انجام دهد. یافته ها: نتایج نشان داد در صورتی که داده ها گمشده باشند، مدل آماری همیشه با استفاده از ماکسیمم درست نمایی شناسایی پذیر نیست و تلفیق داده های حاصل از دو یا چند تجربه می تواند از موانع شناسایی پذیری جلوگیری نماید. نتیجه گیری: روش های پیشنهادی این مقاله هنگام محاسبه کمیت های مالی مورد علاقه براساس عامل های مستمری، برای بیم سنجان می تواند مفید باشد. این روش ها ممکن است مجموعه داده های مختلف با تجربه مرگ ومیر برابر یا مشابه را با هم ترکیب کنند، اندازه نمونه را افزایش دهند و ریسک پارامتر را کاهش دهند، بنابراین منجر به کاهش الزام سرمایه شوند. متغیرهای اقتصادی-اجتماعی از جمله سطح مزایا و مشخصات جغرافیایی جمعیتی در صورت پایین بودن نرخ بهره بیشتر مورد توجه قرار می گیرند. طبقه بندی موضوعی:   C13،  C24، C51
۱۷۴۸۵.

کشف مشتریان سودآور با رویکرد داده محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۳۳۷
هدف : امروزه مشتریان به عامل بسیار مهم و حیاتی در هدایت سرمایه گذاران، تولیدکنندگان و حتی محققان و نوآوران مبدل گشته اند. به همین دلیل، سازمان ها نیاز دارند مشتریان خود را بشناسند و برای آنان برنامه ریزی کنند. در این پژوهش، تلاش شده تا به یکی از اساسی ترین سؤالات سازمان های بیمه ای، یعنی پیش بینی سطح خسارت مشتریان، پاسخ داده شود. روش تحقیق : در پژوهش حاضر از ابزار داده کاوی برای داده های مشتریان صنعت بیمه، بخش بیمه بدنه خودرو از سال 1394 تا 1396 استفاده شده است. تعداد کل داده ها که از ابتدا در این پژوهش مورد استفاده قرار می گیرد بیش از 19356 بوده که در ادامه و در طی آماده سازی آن ها با استفاده از نرم افزار Rapidminer 7.1 تعداد داده هایی که در نرم افزار لحاظ می شود 19356 است. پس از پردازش اولیه تلاش می شود، از بین ۱۵ متغیر موجود در پایگاه داده ویژگی استخراج شود که ملموس باشد و این پژوهش را در هدف خود یاری دهد. بدین منظور با به کارگیری خوشه بندی، رانندگان بر اساس میزان مبلغ خسارت به خوشه های مجزا تقسیم می شوند و ویژگی های هر خوشه بیان می شود. در قسمت خوشه بندی، ابتدا الگوریتم های k-means،  k-medoidsو DBSCAN استفاده شده است. سپس الگوریتم های بکار رفته به جهت زمان انجام محاسبات و میزان صحت با یکدیگر مقایسه شدند. یافته ها : در نهایت الگوریتم k-means به عنوان الگوریتم بهینه برای این مجموعه داده انتخاب شد. در انتها به کمک درخت تصمیم مدلی پیش بینی ارایه می شود که شرکت های بیمه را در جهت سودآوری بیشتر و کشف مشتریان سودآور کمک می کند و برای برنامه ریزی و تصمیم گیری های آتی سازمان قابل استفاده است. نتیجه گیری : برای پیش بینی، درخت تصمیم، با میزان صحت 21/86% بهترین مدلی بود که در این پژوهش به آن رسیدیم و در مدل درخت تصمیم ارایه شده معیار درآمد بیمه گذار به عنوان گره ریشه درنظرگرفته می شود که همین نکته نشان دهنده آن است روش بکار رفته می تواند به شرکت های بیمه کمک کند تا با تمرکز بر مشتریان سودآور به درآمد بیشتری برسند.   طبقه بندی موضوعی : B31, C38, C22, D12  
۱۷۴۸۶.

سرایت مالی مبتنی بر ریسک همپوشانی پرتفوی در گروه های صنعتی بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۳۲۵
سرایت مالی و ریسک همپوشانی پرتفوی از روابط و وابستگی های متداخل نهادهای سرمایه گذاری و بازارهای مالی ناشی می شود و می تواند ثبات کل سیستم را به مخاطره اندازد. لذا، تحقیق حاضر با هدف کمک به نهادهای نظارتی برای پیشگیری از بحران های مالی ناشی از ریسک همپوشانی پرتفوی، با استفاده از روش توصیفی داده کاوی به ارائه مدلی جهت سنجش سرایت مالی بر اساس ریسک همپوشانی پرتفوی در صنایع مختلف در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. بر این اساس، گروه های بورسی با توجه به تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بر سایر گروه های بورسی و با در نظر گرفتن متغیرها و مؤلفه های پرتفوی نهادهای مالی فعال در بازار سرمایه ایران در چهار خوشه بخش بندی و در قالب ماتریس ناقل و گیرنده سرایت نمایش داده شده است. همچنین، مقایسه احتمال سرایت و احتمال توزیع سرایت داده های دو مقطع زمانی پایان سال های 94 و 95 نشان داد علاوه بر تفاوت پایین اعداد ارائه شده، پایایی مدل ارائه شده با توجه به یکسان بودن گروه های بورسی ناقل و پذیرنده سرایت در هر دو سال به اثبات می رسد که بیانگر آن است که بازار سرمایه ایران از احتمال سرایت پایینی ناشی از کانال همپوشانی پرتفوی برخوردار است.
۱۷۴۸۷.

تأثیر تقارن اطلاعاتی بر رابطه کیفیت اطلاعات داخلی و ریسک سیستماتیک با استفاده از مدل های ایستا و پویا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۳۳۴
وجود مشکلات نمایندگی و تمایل مدیران برای مدیریت سود، تقارن اطلاعاتی را به یکی از چالش های پیش روی سرمایه گذاران تبدیل نموده است. از سویی، سرمایه گذاران در تخصیص بهینه منابع مالی به ریسک سیستماتیک شرکت ها توجه می کنند. بنابراین، انتظار می رود که بهبود محیط اطلاعاتی با تأثیر بر کیفیت اطلاعات داخلی، ریسک سیستماتیک شرکت ها را کاهش دهد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربی اثر تقارن اطلاعاتی بر رابطه کیفیت اطلاعات داخلی و ریسک سیستماتیک در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1391 تا 1397 به منصه ظهور رسیده است و برای این منظور تعداد 65 شرکت به روش حذف سیستماتیک به عنوان حجم نمونه انتخاب شد و فرضیه ها به روش رگرسیون داده های تابلویی ایستا و پویا مورد آزمون قرار گرفتند که نتایج نشان داد تقارن اطلاعاتی بر ارتباط بین کیفیت اطلاعات داخلی و ریسک سیستماتیک شرکت تأثیر معنی داری دارد.
۱۷۴۸۸.

اثر گذاری تحریم های تجاری بر شاخص سهام در صنایع مختلف پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۸ تعداد دانلود : ۳۳۱
تحریم یکی از ریسک های سیستماتیک بازار سرمایه است که با ایجاد پرتفوی قابل کاهش نیست. لذا، معامله گر با آگاهی از اثرات تحریم بر بازده کل شرکت می تواند بهترین تصمیم را در رابطه با سهام در مواجه با رویدادهای مشابه اتخاذ نماید. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسیتاثیر تحریم های تجاری، صادرات و واردات بر شاخص سهام صنایع پذیرفته شده در بورس اوراق بهادر طی سال های 1392 الی 1397 پرداخته است. برای این منظور، 7 صنعت مشتمل بر 94 شرکت به عنوان نمونه آماری مورد مطالعه انتخاب شد. یافته های پژوهش نشان داد از نظر شدت اثرگذاری، تحریم های صادرات بر شاخص سهام صنایع خودرو، غذایی به جز قند و شکر و کانی های فلز تأثیر منفی و معنی داری دارد. تحریم های واردات نیز بر شاخص سهام صنایع خودرویی، دارویی، غذایی به جز قند و شکر و فلزات اساسی تأثیر منفی و معنی داری دارد.
۱۷۴۸۹.

تدوین الگوی عوامل مؤثر بر قیمت گذاری کمتر از واقع عرضه عمومی اولیه سهام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۵ تعداد دانلود : ۳۶۹
این پژوهش با هدف تدوین الگویی برای شناسایی عوامل موثر بر قیمت گذاری کمتر از واقع سهام در عرضه اولیه های عمومی شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1382 تا 1396 به منصه ظهور رسیده است. برای دستیابی به این هدف، مطالعات تجربی مرتبط با موضوع مرور شده و متغیرهای توضیحی مناسب انتخاب گردیدند. سپس، تعداد ۸۴ شرکت بورسی و ۵۴ شرکت فرابورسی به روش حذف سیستماتیک به عنوان نمونه آماری انتخاب شد و از روش حداقل مربعات جزئی در سه قسمت برازش مدل اندازه گیری، برازش مدل ساختاری و برازش کلی مدل برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای عدم تقارن اطلاعاتی، حاکمیت شرکتی، محافظه کاری، کیفیت حسابرسی، نسبت های مالی، تداوم فعالیت، عدم اطمینان محیطی و بیش اعتمادی مدیران دارای تأثیر معنی داری بر قیمت گذاری کمتر از واقع در زمان عرضه اولیه عمومی دارد. اما، گرایش احساسی سرمایه گذار و متغیرهای کلان اقتصادی بر پدیده قیمت گذاری کمتر از واقع تأثیر معنی داری ندارند.
۱۷۴۹۰.

شناسایی مؤلفه های گزارشگری مالی با رویکرد الگوی کسب و کار (BM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۴۵۲
واژه الگوی کسب و کار(BM) از جمله موضوعاتی است که اخیراً در حیطه ادبیات حسابداری مورد توجه قرار گرفته و به دنبال بررسی چگونگی امکان بهبود محتوی اطلاعاتی صورتهای مالی است. نقاط ضعف موجود در گزارشگری فعلی، محقق را بر آن داشته تا بر اساس مبانی نظری مرتبط با مفهوم الگوی کسب و کار(BM) به شناسایی مؤلفه های گزارشگری مالی اقدام نماید. از آنجاییکه پژوهش حاضر پژوهشی کیفی است، در گام نخست با هدف جمع آوری داده های کیفی، پس از بررسی گستره ادبیات گزارشگری مالی و الگوی کسب و کار، چارچوبی برای طرح پرسش های نیمه ساختار یافته با خبرگان تدوین گردید. در ادامه، 23 نفر از کارشناسان دانشگاهی و اجرایی از طریق روش نمونه گیری هدفمند(گلوله برفی) انتخاب شدند. مصاحبه های ترانویسی شده، در فاز دوم با روش تحلیل تماتیک استقرایی کد گذاری گردید. در پژوهش جاری از مجموع 350 کد باز و 24 تِم فرعی، 6 تِم اصلی شامل شفافیت و روایی، پاسخگویی اجتماعی، کاربران، محرک های کلیدی، عدالت و انصاف در توزیع گزارش و ارائه و نحوه افشائ شناسایی شد که به عنوان مؤلفه های گزارشگری مالی مبتنی بر مفهوم الگوی کسب و کار(BM) تعیین شده اند. گزارشگری مالی و افشائ اطلاعات قابل اتکا و بموقع باعث می شود که افراد بتوانند به درستی چشم اندازهای آتی شرکت را ارزیابی نمایند. لذا با در نظر گرفتن 6 مؤلفه اصلی در گزارشگری مالی که از رویکرد الگوی کسب و کار(BM) الهام گرفته شده است، می توان با مهندسی مجدد صورتهای مالی در جهت بهبود محتوی اطلاعاتی صورتهای مالی گام اساسی برداشت.
۱۷۴۹۱.

نظارت نهادهای ناظر بر حسابرسان مستقل، کیفیت حسابرسی و کیفیت گزارشگری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۸ تعداد دانلود : ۴۲۳
براساس تجربه جهانی، نظارت های برون سازمانی بر حسابرسان موجب بهبود کیفیت حسابرسی شده است که در ایران نیز نهادهای مختلفی هم چون سازمان بورس و اوراق بهادار از سال 1386 علاوه بر سازمان حسابرسی و جامعه حسابداران رسمی ایران، بر مؤسسات حسابرسی معتمد سازمان بورس نظارت می کند. در این پژوهش میزان اثربخشی نظارت این سازمان بر مؤسسات حسابرسی معتمد از طریق بررسی تأثیر آن بر کیفیت حسابرسی و کیفیت گزارشگری مالی مورد بررسی قرار گرفته است. برای اندازه گیری کیفیت حسابرسی، از اقلام تعهدی غیرعادی، و برای سنجش کیفیت گزارشگری مالی، از میزان مربوط بودن اطلاعات مالی شرکت ها (ضریب تعیین مدل قیمت، سود و ارزش دفتری)، استفاده شده است. برای دستیابی به هدف تحقیق دو فرضیه تدوین شد که با استفاده از نمونه ای متشکل از 86 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1380 تا 1397 مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحقیق داده است که کیفیت حسابرسی و کیفیت گزارشگری مالی شرکت ها پس از اعمال نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار (1386) نسبت به قبل از آن، به صورت قابل توجهی بهبود یافته است.
۱۷۴۹۲.

سنجش ریسک عدم تقارن اطلاعات نمادهای معاملاتی شرکت های بیمه در بورس اوراق بهادار تهران با معیار احتمال معاملات آگاهانه (PIN) و بررسی اثرات تقویمی و اثرات ثابت شرکتی بر شاخص عدم تقارن اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۳۳۱
اهداف این پژوهش سنجش میزان ریسک عدم تقارن اطلاعات بین فعالان بازار در خریدوفروش نمادهای فعال شرکت های بیمه در بورس از طریق معیار احتمال معاملات آگاهانه (PIN) در هر روز معاملاتی، رتبه بندی نمادهای معاملاتی شرکت های بیمه براساس شاخص ریسک عدم تقارن اطلاعات (1-PIN) و ارزیابی اثرات تقویمی و اثرات ثابت شرکتی با استفاده از رگرسیون داده های تابلویی بر احتمال معاملات آگاهانه است. داده های مورد استفاده شامل مظنه های برتر خریدوفروش ثبت شده به صورت لحظه ای (میلی ثانیه ای) و تمامی اطلاعات حجم، تعداد و قیمت معاملات در یک روز معاملاتی به صورت لحظه ای از ابتدای بازشدن تا بسته شدن بازار (9:00 تا 12:30) در هرروز معاملاتی از فروردین 1394 تا پایان اسفند 1395 است. نتایج تحقیق نشان می دهد که: سال 1395 در بین 8 نماد فعال شرکت های بیمه در بورس (ما1، البرز1، ملتح1، دانا1، آسیا1، ملت1، پارسان1، پارسیانح1)، بیشترین مقدار شاخص ریسک عدم تقارن اطلاعات مربوط به نماد موسسه بیمه ما 86/0 و کمترین مقدار مربوط به نماد هلدینگ بیمه پارسیان (پارسیانح1) 72/0 است؛ به عبارتی برآورد احتمال معاملات آگاهانه نماد ما1 تقریبا 14 درصد و نماد پارسیانح1 تقریبا 28 درصد است. فرضیه وجود اثرات ثابت شرکتی در هر سال تایید شده است. در سطح اطمینان 95% اثرات تقویمی مانند تعطیلات رسمی بر شاخص PIN تاثیر معنی دار نداشته ولی اثرات تقویمی مانند تغییر ماه و فصل تاثیر معنی دار دارند. احتمال معاملات آگاهانه نمادهای صنعت بیمه از سطح 3/0 درصد در سال 1394 به سطح 7/16 درصد در سال 1395 افزایش یافته و در نتیجه شاخص ریسک عدم تقارن اطلاعات در مبادله سهام صنعت بیمه کاهش یافته است.
۱۷۴۹۳.

در تکاپوی پویایی های تکوین منجی گرایی سازمانی در بخش دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۷ تعداد دانلود : ۴۱۸
این پژوهش با هدف کاوش فرایند تکوین منجی گرایی سازمانی در بخش دولتی با استفاده از رهیافت مدل یابی ساختاری تفسیری انجام شد. بدین منظور، پس از مطالعه پیشینه پژوهش و شناسایی مؤلفه های معرف پدیده مورد مطالعه، پرسشنامه ماتریسی روابط مؤلفه ها تدوین و میان 15 نفر از استادان مدیریت، به عنوان خبرگان منتخب، با روش نمونه گیری مفهوم، توزیع شد. بر اساس یافته های پژوهش، چنین دریافت شد که بافتار شرنگ آلود سازمان در سه سطح (فردی و مدیریتی در سطح اول، بین فردی در سطح دوم، سازمانی و منابع فیزیکی در سطح سوم)، با تأثیر بر عدم اجابت نیازهای اساسی اعضای سازمان، بنیادی ترین محرک گرایش به منجی در سازمان محسوب می شود. از برهم کنش نیازهای اجابت نشده اعضای سازمان و ادراک وجود منجی نزد آن ها که خود تابعی از وجود صالحان مصلح در سازمان است دیالکتیک ناکامی و امید شکل می گیرد که نتیجه آن انتظار فعالانه ظهور منجی است. چنین انتظاری به ائتلاف منجی گرایان و انتخاب رهبری به عنوان مصلح جزء و در سطحی بالاتر به ارتقای مادی و معنوی منجی گرایان و نیز به دست گرفتن ابتکار عمل در سازمان توسط ایشان می انجامد.
۱۷۴۹۴.

طراحی مدل کوچینگ سازمانی در سازمان های دولتی ایران با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۲ تعداد دانلود : ۵۳۳
امروزه در توسعه منابع انسانی یکی از نقش هایی که مدیریت منابع انسانی می تواند بر عهده بگیرد و سازمان ها می توانند به کمک آن  توانایی و انگیزش و فرصت های کاری کارکنان را برانگیزانند الگوی مدیر در جایگاه کُوچ یا کوچینگ سازمانی است. بر این اساس، هدف از این پژوهش ارائه مدلی جامع برای کوچینگ سازمانی در سازمان های دولتی ایران بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش داده بنیاد در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری، و کدگذاری انتخابی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۳ نفر از کوچ های بین المللی ICF دارای حداقل 5 سال سابقه در حوزه سازمان های دولتی ایران و از طریق نمونه گیری نظری تا رسیدن به نقطه اشباع جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان دهنده استخراج 132 کد و 66 مفهوم و 17 مقوله اصلی بود که در قالب الگویی شامل کوچینگ سازمانی به منزله پدیده محوری، شرایط علّی (شرایط و ویژگی های سازمان، شرایط و ویژگی های فرد)، عوامل زمینه ای (فرهنگ سازی کوچینگ، محیط و جوّ سازمان، حمایت سازمانی)، عوامل مداخله گر (ویژگی های کوچ، ویژگی های مُراجع، مدل های کوچینگ)، راهبردها (تغییر رفتاری، تغییر رویکرد، خودآگاهی، شفافیت نقش، چابکی سازمانی، اعتماد سازمانی، یادگیری سازمانی)، پیامدها (توسعه فردی و توسعه سازمانی) قرار گرفته اند.
۱۷۴۹۵.

تدوین راهبرد سناریوی بانکداری الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۵۵۵
هدف و مقدمه: برنامه ریزی سناریومحور یکی از روش های نوین تدوین  راهبرد در عصر پیچیدگی و عدم قطعیت های جدی است، شناسایی عدم قطعیت ها و تدوین راهبرد های مبتنی بر آن در صنایعی با سرعت رشد بالا اهمیتی ویژه دارد تا از این طریق سازمان ها برای روبرو شدن با محیط پیچیده مهیا باشند. در پژوهش حاضر به منظور تدوین راهبرد برای یک شرکت فعال در صنعت بانکداری الکترونیک، برنامه ریزی مبتنی بر سناریو مورد کاربرد قرار گرفته است. روش شناسی: در این مقاله روش شوارتز به منظور سناریونویسی مورد کاربرد قرار گرفته است. به منظور انجام مراحل روش شوارتز، رویکرد به کار رفته، کیفی و استراتژی پژوهش، تحلیل محتوا بوده است. بر این اساس 12 جلسه به شکل گروه های کانونی،  با مجموع 315 نفر- ساعت وقت اختصاص یافته، با گروهی از خبرگان دانشگاهی و فعالان صنعت فناوری های بانکی با تنوعی از تخصص ها و تجارب همکاری با شرکت مورد مطالعه برگزار شد یافته ها: پس از مقوله بندی گزاره های کلامی، یک لیست اولیه مشتمل بر 13 عدم قطعیت شناسایی گردید. سپس سه عدم قطعیتِ تحریم (فضای تعاملی سازگار در مقابل فضای تعاملی ناسازگار)، رفتار قانونگذار (قانونگذار بالغ در مقابل قانونگذار نابالغ) و رفتار رقبای صنعت (صنعت منسجم در مقابل صنعت پراکنده) به عنوان عدم قطعیت های کلیدی انتخاب شدند. بر اساس سه عدم قطعیت کلیدی انتخاب شده، تعداد هشت فضای سناریو به دست آمدند. هشت فضای سناریو به همراه راهکارهای پیشنهادی به شرح زیر هستند: فضای اول: فضای تعاملی ناسازگار، قانونگذار نابالغ، صنعت منسجم راهکارهای پیشنهادی برای فضای اول: توسعه محصولات و خدمات با اتخاذ استراتژی مشارکت به صورت کنسرسیوم چند جانبه با بانک ها، موسسات مالی و اعتباری و شرکت های فناوری اطلاعات بانکی داخلی. رهبری و سازماندهی شبکه های شراکت با سایر بازیگران صنعت. افزایش سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه در جهت فناوری های نوین بانکی. کاهش زمان ارائه محصولات و خدمات. فضای دوم: فضای تعاملی ناسازگار، قانونگذار نابالغ، صنعت پراکنده راهکارهای پیشنهادی برای فضای دوم: افزایش مزیت رقابتی از طریق سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه. افزایش آمادگی و زیرساخت لازم را برای ایجاد و رهبری مشارکت ها با بازیگران صنعت به منظور ورود سریع تر به فضای منسجم. فضای سوم: فضای تعاملی ناسازگار، قانونگذار بالغ، صنعت منسجم راهکارهای پیشنهادی برای فضای سوم: افزایش سرعت کاربرد ظرفیت های تولید سامانه های متعدد به منظور کسب جایگاه رهبری و سازماندهی مشارکت ها. چابک سازی شرکت به منظور سرعت در پاسخگویی به نیازها. توسعه محصولات و خدمات نوآورانه. توجه ویژه و پاسخگویی به نیازهای مشریان کنونی به منظور افزایش سطح رضایت آنها. فضای چهارم: فضای تعاملی ناسازگار، قانونگذار بالغ، صنعت پراکنده راهکارهای پیشنهادی برای فضای چهارم: افزایش رضایت و توسعه روابط با مشتریان کنونی به منظور افزایش سفارشات آنها در آینده. افزایش هزینه جایگزینی شرکت برای مشتری از طریق تکمیل سبد خدمات و ارائه خدمات تکمیلی. افزایش آمادگی و زیرساخت لازم را برای ایجاد و رهبری مشارکت ها با بازیگران صنعت. شناسایی و ورود به بازارهای جدید غیر بانکی داخلی.  کاهش زمان ارائه محصولات و خدمات. فضای پنجم: فضای تعاملی سازگار، قانونگذار بالغ، صنعت منسجم راهکارهای پیشنهادی برای فضای پنجم: ایجاد مشارکت با بانک ها و موسسات مالی بین المللی به خصوص با اتکا به دانش بومی شرکت.  استفاده بیشتر از امکانات زیرساختی و ارائه دانش بومی به خصوص در حوزه فین تک در راستای ارائه خدمات متمایز به بانک ها.  ایجاد مشارکت ها با رقبای داخلی برای حفظ موقعیت رقابتی.  ارایه خدمات نوین مالی هم تراز با نظام بانکی بین المللی. فضای ششم: فضای تعاملی سازگار، قانونگذار نابالغ، صنعت منسجم راهکارهای پیشنهادی برای فضای ششم: توسعه بازار با ایجاد کنسرسیوم های بین المللی با حضور شرکت هایی از بازار هدف، برای فعالیت و ارائه خدمات و محصولات رقابتی در بازارهای خارج از کشور. شناسایی شرکت های توانمند بین المللی برای همکاری و انتقال دانش در حوزه های فناوری های نوین بانکی. فضای هفتم: فضای تعاملی سازگار، قانونگذار بالغ، صنعت پراکنده راهکارهای پیشنهادی برای فضای هفتم: آمادگی همکاری و تعامل سازنده با سایر بازیگران بزرگ به خصوص بازیگران خارجی. تمرکز بر مشتریان فعلی و بالا بردن سطح رضایت آنها. شناسایی و ورود به بازارهای جدید داخلی و خارجی. فضای هشتم: فضای تعاملی سازگار، قانونگذار نابالغ، صنعت پراکنده راهکارهای پیشنهادی برای فضای هشتم: سرمایه گذاری در حوزه تحقیق و توسعه و افزایش توان رقابتی (به خصوص در حوزه هایی که دانش بومی مورد نیاز است) افزایش آمادگی و زیرساخت لازم را برای ایجاد و رهبری مشارکت ها با شرکت های داخلی و خارجی.   بحث و نتایج: سناریوی شماره 2 (فضای تعاملی ناسازگار، قانون گذار نابالغ، صنعت پراکنده) را می توان سناریوی بدبینانه در نظر گرفت. این وضعیت باید مورد تعمیق و پیگیری شرکت قرار گیرد تا زیان های ناشی از آن به حداقل رسانده شود، به خصوص سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و افزایش آمادگی و ایجاد زیرساخت لازم برای شروع مشارکت ها و ورود سریع تر به فضای صنعت منسجم مورد پیگیری قرار گیرد. از طرفی سناریوی شماره 5 (فضای تعاملی سازگار، قانونگذار بالغ، صنعت منسجم) را می توان به عنوان سناریوی خوش بینانه در نظر گرفت. در این صورت طرف عرضه و تقاضا در تعامل با یکدیگر شکل گرفته و رشد می نمایند. در این فضا باز هم پیگیری ایجاد مشارکت های داخلی و خارجی از اولویت های شرکت خواهد بود همچنین توجه به فین تک ها در راستای ارائه خدمات متمایز بسیار سودآور خواهد بود. به خصوص که با ورود شرکت های رقیب خارجی و توان بالای آنها، داشتن دانش بومی و بهره برداری مناسب از آن در حوزه فین تک، از قابلیت های اساسی شرکت به شمار خواهد آمد. همچنین با بررسی فضاهای مختلف مشخص می شود که چند محور اصلی در تمام آنها به چشم می خورد که پیشنهاد می شود با توجه همزمان به آنها، آمادگی شرکت برای مواجهه با سناریوهای مختلف بیشتر گردد. این محورها به شرح زیر هستند: ایجاد، توسعه و رهبری مشارکت های داخلی و خارجی سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه تعالی فرایندها
۱۷۴۹۶.

راهبردهای تامین مالی کسب وکارهای نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۲ تعداد دانلود : ۶۰۷
هدف و مقدمه: کسب وکارهای نوپا و نوآور امروزه از مهم ترین عوامل اشتغال زایی و خلق ثروت برای کشورها محسوب می شوند. برای توسعه کسب وکارهای نوپا و نوآور نیاز به وجود منظومه ای جامع و اثربخش متناسب با ماهیت و نیازهای آنها هست. روش شناسی : پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل منظومه ای کسب وکارهای نوپا و نوآور با رویکرد کیفی فراترکیب انجام شده است. لذا، در این پژوهش به بررسی مقالات و گزارش های موسسات مشاوره معتبر پرداخته شده است. یافته ها: نتایج نشان داده که مدل منظومه ای کسب وکارهای نوپا و نوآور شامل ده عنصر کلیدی تیم بنیان گذار، سیاست گذاری و قانون گذاری، منابع مالی، بازار و رقبا، ایده ها، متغیرهای کلان، بسترهای مشهود و نامشهود، استقرار شرکت های بزرگ، فرهنگ کارآفرینانه و مدیریت استعدادها می شود. ابعاد و شاخص های مرتیط با هر یک از عناصر کلیدی در یافته های پژوهش ارائه شده است. بحث و نتیجه گیری : به منظور ایجاد یک منظومه کسب و کارهای نوپا و نوآور متغیرهای کلان و خرد باید درنظر گرفته شوند از جمله اینکه ثبات محیطی به ویژه ثبات اقتصادی و سیاسی، داشتن چشم انداز برای  کسب وکارهای نوپا و نوآور در سطح حکمرانی، سیستم قضایی قدرتمند که توانایی نظارت بر فعالیت ها و جلوگیری از فساد را داشته باشد الزامی است. فراهم کردن بسترهای فیزیکی و غیرفیزیکی از جمله بستر فناوری و ارتباطات، حمل و نقل و زنجیره تامین، زیرساخت فیزیکی، زیرساخت اولیه، سرمایه اجتماعی و شبکه ها برای فعالیت منظومه ای ضروری بوده تا اجزا و بازیگران آن بتوانند به خوبی با یکدیگر تعامل داشته و فعالیت های یکپارچه خود را انجام دهند. وجود ایده های فراوان و دسترسی به ایده ها و به کارگیری آنان باید در منظومه تسهیل یابد و استقرار شرکت های پیشرو محلی و بین المللی و همچنین شرکت های با سهم بالای تحقیق و توسعه به این امر کمک می کند. حتی در تجاری سازی ایده، همین شرکت ها می توانند مشتریان کسب وکارهای نوپا شوند. ترویج فرهنگ کارآفرینی به ارتقای اعتماد به نفس و تحمل شکست، ریسک پذیری افراد کمک کرده و تشویق بنیانگذاران به ارائه داستان های راه اندازی کسب وکارها به ترویج خویش فرمایی منجر می شود. نگاه ویژه به کارآفرینان و ایجاد موقعیت اجتماعی مثبت، برگزاری رویدادها و کنفرانس های عمومی و تخصصی برای ترویج فرهنگ کارآفرینی بسیار موثر واقع خواهند شد. جذب و مدیریت استعدادها در این منظومه برای پرورش ایده و تجاری سازی از عناصر کلیدی است که باید به ابعاد مختلف آن از جمله استقرار دانشگاه های طراز اول و همکاری با دانشگاه های برتر بین المللی در انتقال دانشجو، جذب نیروی کار مهاجر و ایجاد تنوع فرهنگی، امکان جابجایی نیروی کار میان سازمان های مختلف خارجی و داخلی، ارائه آموزش های تخصصی کارافرینی در هدایت و پرورش افراد مختلف باید مورد توجه قرار گیرند. در سطح سیاست گذاری باید قوانین تسهیل گر و متناسب با نیازها و ماهیت  کسب وکارهای نوپا و نوآور در زمینه قوانین کار، قوانین ورشکستگی، حمایت از مالکیت فکری و قوانین تسهیل کننده فعالیت کسب وکار و استمرار آن در بلند مدت در اولویت قرار گیرند. سیاست گذاران با ارائه مشوق ها و مقررات تسهیل گرانه و الزام آور بودن قراردادهای سرمایه گذاری به جذب سرمایه گذارهای مختلف در کسب وکارهای نوپا و نوآور موثر خواهند بود. یکی از نیازهای کلیدی  کسب وکارهای نوپا و نوآور منابع مالی است که این منابع یا درونی هستند یا منابع بیرونی. منابع درونی همان منابع خود راه انداز یا منابعی است که خانواده و دوستان بنیان گذار تامین می کنند اما برای منابع بیرونی با ایجاد بسترهای لازم و امنیت سرمایه گذاری و همچنین ارائه مشوق ها و برنامه های مختلف انواع مختلفی از منابع مالی مانند سرمایه گذاری خطرپذیر، فرشتگان، تامین مالی جمعی ، منابع بدهی مانند وام های خُرد و ارزهای دیجیتال با کارکرد روش های نوین تامین مالی در این  منظومه یافت می شوند. در منظومه کسب وکارهای نوپا و نوآور تشکیل تیم های با تجربه و پیشینه های متنوع بسیار حائز اهمیت است از جمله این که ویژگی هاسن، جنس، نژاد، تحصیلات و تجربه پیشین اعضا در موفقیت شکست راه اندازی کسب و کار در این تیم به موفقیت آنها کمک می کند، اگرچه افرادی با پیشینه های مختلف باید دارای مهارت های ارتباطی بالا برای حل تعارض های احتمالی در تیم با این میزان تنوع باشند.
۱۷۴۹۷.

تبیین نقش بازی وارسازی در سنجش تفکر سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۵۵۹
تفکر سیستمی یکی از مهارت مهم شناختی افراد است و بازی وارسازی نیز مفهومی است که در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران در حوزه ی آموزش قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، سنجش تفکر سیستمی دانش آموزان در چند موقعیت متفاوت است. در حالت نخست، تفکر سیستمی دانش آموزان بدون هیچ گونه آموزشی مورد سنجش قرار می گیرد. در حالت دوم تفکر سیستمی دانش آموزان با رویکرد بازی وارسازی با استفاده از طراحی یک بازی مورد بررسی قرار گرفته است. در حالت سوم بازی وارسازی در کنار آموزش قرار گرفته و پس از آن تفکر سیستمی مورد ارزیابی قرار گرفته است. این پژوهش، پژوهشی کاربردی است که با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان 10 تا 12 ساله منطقه بهمنی شهر بوشهر می باشد. پس از نمونه گیری تعداد 170 دانش آموز انتخاب شد. روش نمونه گیری، نمونه گیری در دسترس بود. این تعداد دانش آموز بر اساس اهداف و فرضیه های پژوهش به سه گروه تقسیم بندی شده و از طریق آزمون مقایسه میانگین، نتایج آن ها با یکدیگر مقایسه شدند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین نمرات دانش آموزانی که با رویکرد بازی وارسازی ارزیابی شده اند، تفاوت معناداری با نمرات دانش آموزانی که به صورت سنتی (و بدون آموزش) ارزیابی شدند، دارد. همچنین مشخص شد نمره تفکر سیستمی دانش آموزان در حالت آموزش (به همراه بازی وارسازی)، بیشتر از زمانی است که تنها از بازی وارسازی استفاده می کنند. همچنین بیشتر بودن نمره تفکر سیستمی دانش آموزان در حالت آموزش (به همراه بازی وارسازی) بیشتر از روش سنتی (و بدون آموزش) است.
۱۷۴۹۸.

راهبردهای توسعه صنعت نساجی پیشرفته ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۴۶۸
هدف و مقدمه: ظهور نسل جدید الیاف و منسوجات پیشرفته و استفاده از فناوری های نوین در صنعت نساجی تحولی بزرگ در این صنعت کهن ایجاد نموده است. روند کلی صنعت نساجی در جهان حرکت به سمت تولید محصولاتی با تکنولوژی پیشرفته بوده که پارامترهای طراحی آن ها منحصر به زیبایی ظاهری نبوده و بلکه هدف از تولید آن ها به دست آوردن محصولاتی با عملکرد ویژه می باشد که عموماً تحت عنوان الیاف و منسوجات پیشرفته شناخته می شوند. انواع الیاف و منسوجات پیشرفته شامل منسوجات عمرانی، منسوجات کشاورزی، منسوجات صنعتی، منسوجات پزشکی و بهداشتی، منسوجات ورزشی، منسوجات هوشمند، منسوجات نانو، منسوجات نظامی است. این منسوجات امروزه در حوزه های مختلف نظیر حمل و نقل، فیلتراسیون، صنایع الکتریکی و الکترونیکی، مخازن ذخیره، مواد کامپوزیتی ضد خوردگی به کار می روند. الیاف و منسوجات پیشرفته یک بخش استراتژیک و با اهمیت این صنعت محسوب شده که با توجه به اهمیت بالای آن همواره می بایست به روزرسانی و توسعه یابد. بی شک این مدرن سازی بدون داشتن یک برنامه راهبردی مطلوب محقق نخواهد شد. به منظور ارائه یک برنامه راهبردی در حوزه الیاف و منسوجات پیشرفته، در مرحله اول می بایست جایگاه فعلی کشور به درستی روشن شود. همچنین باید ابعاد در حال رشد فناوری های جدید در حوزه صنعت نساجی روشن شده و سپس نقاط قوت و ضعف و تهدیدات و فرصت های پیش روی فنی و اقتصادی مشخص گردد. همچنین می بایست نیازهای حال و آینده کشور به صورت دقیق بررسی شده و سپس با در نظر گرفتن امکانات و ظرفیت های بالفعل و بالقوه کشور در این حوزه و با توجه به اسناد بالادستی و نظرات خبرگان، راهبردهای توسعه ی این صنعت در دهه آینده کشور تعیین و به صورت یک سند راهبردی تدوین گردد. از این رو، در این پژوهش با ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدات پیشروی کشور در این حوزه، تلاش می شود راهبردهای مناسب جهت توسعه این صنعت مهم تدوین و اولویت بندی گردد. روش شناسی: از آن جا که هدف اصلی این پژوهش تدوین راهبردهای توسعه صنعت نساجی پیشرفته کشور است، پژوهش حاضر بر مبنای هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده ها یک پژوهش توصیفی - پیمایشی است. همچنین در این پژوهش از روش مصاحبه و تهیه پرسشنامه از متخصصین خبره این صنعت هم از مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی و هم از مراکز وابسته به نیروهای مسلح کشور استفاده شده است. برای تائید پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از نرم افزار SPSS ضریب آلفای کرونباخ برای هر یک از مؤلفه ها محاسبه شد. به منظور تدوین و انتخاب راهبردهای مناسب نیز در ابتدا از دو ماتریس ارزیابی عوامل خارجی و ارزیابی عوامل داخلی برای ارزیابی عوامل راهبردی تأثیرگذار در این حوزه استفاده گردید و سپس با استفاده از روش تجزیه و تحلیل SWOT راهبردهای ترکیبی تعیین گردید. در نهایت از روش ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی به منظور اولویت بندی راهبردهای تدوین شده برای صنعت نساجی پیشرفته کشور بهره گرفته شد. یافته ها: مطابق نتایج ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، مجموع امتیاز ماتریس عوامل داخلی بیشتر از 5/2 است. (58/2) که این موضوع به معنای غلبه نقاط قوت بر نقاط ضعف صنعت می باشد. نتایج نشان داد که امتیاز نهایی به دست آمده از ماتریس عوامل خارجی 37/2 بوده که بیان گر این مهم است که صنعت مذکور به لحاظ عوامل خارجی با تهدید مواجه است. به عبارت دیگر  صنعت نتوانسته است از عواملی که فرصت ها را ایجاد کرده اند بهره برداری کند و از عواملی که موجب تهدید می شود دوری کند. پس از شناسایی و ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، این عوامل از ماتریس های عوامل  داخلی و خارجی وارد ماتریس SWOT شده و راهبردهای ترکیبی تعیین گردید. با توجه به امتیاز نهایی حاصل از ماتریس عوامل داخلی که 58/2 و همچنین امتیاز نهایی حاصل از ماتریس عوامل خارجی که 37/2 بوده است وضعیت صنعت مورد بررسی در ناحیه مربوط به استراتژی های رقابتی قرار می گیرد. این وضعیت ناشی از غلبه نقاط قوت داخلی بر نقاط ضعف و همچنین غلبه تهدیدات بر فرصت ها است. نتایج ارزیابی ماتریس QSPM نشان داد که راهبرد افزایش تعامل و ارتباط صنایع دفاعی با دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی فعال در حوزه صنعت نساجی به منظور رفع نیازهای نیروهای مسلح کشور مهم ترین راهبرد توسعه صنعت نساجی پیشرفته کشور در حوزه های امنیتی و دفاعی است. بحث و نتایج: پ برای تدوین راهبردهای مطلوب در حوزه صنعت نساجی پیشرفته کشور ، عوامل مؤثر بر توسعه آن، نقاط قوت و ضعف این صنعت در حال حاضر و نیز فرصت ها و تهدیدات پیشروی آن پشناسایی شد.ند همچنین با استفاده از ارزیابی این عوامل تأثیرگذار و ترکیب بهینه آنها به تعیین راهبردهای تهاجمی، رقابتی، محافظانه کارانه و تدافعی مناسب برای توسعه صنعت مذکور اقدام گردید. نتایج نشان داد که راهبردهای مطلوب برای توسعه صنعت مورد بررسی راهبردهای رقابتی است. راهبردهای قرار گرفته در این ناحیه در مرحله بعد با استفاده از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمّی اولویت بندی گردید. نتایج پژوهش بیانگر این است که راهبردهای افزایش تعامل و ارتباط صنایع دفاعی با دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی فعال در حوزه صنعت نساجی و دانش بنیان نمودن صنایع نساجی کشور از قوی ترین راهبردهای پیش رو برای توسعه صنعت نساجی پیشرفته کشور است. اقدامات مناسب برای دستیابی به این راهبرد می تواند شامل شناسایی دانشگاه ها و مراکز علمی پیشرو در حوزه الیاف و منسوجات پیشرفته، تشکیل بانک اطلاعاتی اساتید و نخبگان علمی فعال در حوزه صنعت نساجی کشور، تشکیل بانک اطلاعاتی پروژه ها، پایان نامه ها و تحقیقات علمی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور در حوزه صنعت الیاف و نساجی و استفاده از ظرفیت و توانمندی مراکز و نخبگان شناسایی شده به منظور تولید الیاف و منسوجات مورد نیاز نیروهای مسلح کشور در قالب طرح های پژوهشی و قراردادهای همکاری باشد.
۱۷۴۹۹.

سطح بندی ساختاری اهداف استراتژیک در شرکت فولاد آلیاژی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۹ تعداد دانلود : ۳۶۰
مقدمه و هدف: ترسیم نقشه اهداف استراتژیک، ابزاری موثر برای ایجاد هم راستایی میان اهداف استراتژیک با استراتژی های سازمان و نشان دادن روابط علت و معلولی میان اهداف استراتژیک، گامی برای ارتقای اثربخشی شرکت تلقی می شود. در فضای تجربی سازمان ها، ترسیم نقشه اهداف استراتژیک به صورت شهودی صورت می گیرد. با روش شهودی، ارتباط علت و معلولی بین اهداف استراتژیک در لایه های مختلف کاملاً روشن نیست و مشخص نیست که کدام اهداف استراتژیک باهم ارتباط دارند. بنابراین، نیاز به ارائ ه روشی قضاوتی بر مبنای ریاضیات مانند مدل سازی ساختاری تفسیری برای ترسیم نقشه اهداف استراتژیک ضروری است. مدل سازی ساختاری تفسیری، روشی برای ساخت و درک ارتباط های میان عناصر سیستم پیچیده بر مبنای نظرات خبرگان است. مسئله این پژوهش، مشخص نبودن روابط علت و معلولی بین اهداف استراتژیک در سطوح کارک ردی شرکت فولاد آلیاژی ایران می باشد. بنابراین، ه دف این پژوهش، سطح بندی اهداف استراتژیک به صورت لایه های چندگانه در 4 منظر کارت امتیازی متوازن در شرکت فولاد آلیاژی ایران است که در هر لایه نیز اهداف چندگانه مد نظر قرار می گیرد. روش شناسی:   نوع این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، 34 نفر از مدیران عالی و کارشناسان خبره شرکت فولاد آلیاژی ایران  است. در این پژوهش، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای (بررسی های اسنادی، مطالعه کتب و نشریات داخلی و خارجی و جستجو در پایگاه های اطلاعاتی) و مطالعات میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) نسبت به جمع آوری داده های مورد نیاز اقدام شده است. در پرسشنامه این پژوهش رابطه تمامی اهداف از نظر چگونگی ارتباط و تأثیر آنها بر یکدیگر مورد سؤال قرار گرفته است. با توجه به 17 هدف استراتژیک شرکت فولاد آلیاژی ایران تعداد سؤالات پرسشنامه، 136 عدد حاصل شد. برای بهبود عملکرد محاسبات و تجزیه وتحلیل ها از نرم افزار Matlab برای ترسیم روابط علت و معلولی میان اهداف استراتژیک این شرکت از طریق مدل سازی ساختاری تفسیری در 4 منظر کارت امتیازی متوازن استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری و نرم افزار Matlab نشان داد: روابط بین اهداف استراتژیک شرکت فولاد آلیاژی ایران در کارت امتیازی متوازن در 6 لایه سطح بندی شدند. به لحاظ قدرت نفوذ و میزان وابستگی، اهداف «افزایش سرمای ه گذاری جهت تکمیل طرح های کارآمد نیمه تمام در شرکت فولاد آلی اژی ایران»" و «گسترش تعاملات میان صنعت فولاد آلی اژی ایران و مراکز علمی پژوهشی» اثرگذارترین اهداف هستند که در سطح 6 قرار گرفتند. در سطح پنجم، فقط هدف «توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات» قرار گرفت که در دسته اهداف مستقل (نفوذ) قرار دارد. در سطح چهارم دو هدف «جذب نیروی انسانی کارآمد» و «ارتقای عملکرد مدیریت دانش و اطلاعات» قرار گرفتند که در دسته اهداف مستقل قرار دارند. در سطح سوم، هفت هدف «ارتقای سطح توانمندی کارکنان»، «مدیریت بهینه فناوری»، «توسعه فناوری های برتر»، «ارتقای کیفیت محصولات»، «توسعه ظرفیت های تولیدی»، «تأمین پایدار مواد اولیه، اقلام، قطعات و تجهیزات» و «ارتقای عملکرد اجتماعی» قرار گرفتند که در دسته اهداف پیوندی (ارتباطی) می باشند. در سطح دوم، دو هدف «افزایش ضریب بهره برداری از تجهیزات» و «استفاده بهینه از دارایی ها» قرار گرفتند که در دسته اهداف وابسته قرار دارند. در نهایت، در سطح اول، سه هدف «تقویت برند در بازارهای هدف اقتصادی»، «افزایش رضایت مشتری» و «رشد سودآوری» قرار گرفتند که به عنوان وابسته ترین اهداف شناخته شدند. بحث و نتیجه گیری: شرکت فولاد آلیاژی ایران، با تقویت زیرساخت های خود در زمینه نیروی انسانی و فناوری اطلاعات و نیز توسعه و بهبود سیستم های اتوماسیون و پردازش اطلاعات قادر خواهد بود تا فرآیند های داخلی خود را بهبود داده و در وهله اول به افزایش بهره وری دست یافته و در وهله دوم ضمن تقویت برند خود در بازار و جلب رضایت مشتری به رشد سودآوری دست پیدا کند. همچنین، نتایج این پژوهش به لحاظ مدل ساختاری تفسیری ارائه شده و تحلیل MICMAC هماهنگ و هم راستا با منطق من اظر چهارگانه کارت امتیازی متوازن و دنیای واقعی است.  لذا، پنج هدف واقع در سطوح زیرین مدل سازی ساختاری تفسیری، همگی در منظر رشد و یادگیری کارت امتیازی متوازن و در تحلیل MICMAC نیز به عنوان محرک های دیگر اهداف و جزء ناحیه نفوذ قرار دارند که روابط علت و معلولی میان این اهداف در نقشه اهداف استراتژیک با چارچوب کارت امتیازی متوازن و دنیای واقعی منطبق است. علاوه بر این، تمام اهداف در سه ناحیه نفوذ، پیوندی و وابسته قرار گرفتند و هیچ هدف ناسازگار و خود مختاری در نتایج مشاهده نشد. در ضمن، یافته های این پژوهش در عمل شرکت فولاد آلیاژی ایران را قادر خواهد ساخت تا درک بهتری از روابط اهداف خود داشته باشد و برای نیل به اهداف و اولویت بندی و بودجه بندی آنها، آگاهانه اقدام نماید.
۱۷۵۰۰.

نگاشت عوامل موثر بر بکارگیری اینترنت اشیاء در بخش ذخیره سازی زنجیره تامین گندم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۸ تعداد دانلود : ۳۷۴
مطالعات نشان می دهد که در زمینه بکارگیری اینترنت اشیاء در زنجیره تامین محصولات کشاورزی به ویژه در حوزه کنترل کیفیت و در بخش لجستیک، کمبودهایی وجود دارد و پژوهشگران می توانند از طریق مدل سازی و بهینه سازی، شکاف های نظری موجود در این زمینه را پوشش دهند. لذا، هدف این پژوهش شناسایی مهمترین مقوله های موثر بر بکارگیری اینترنت اشیاء در بخش ذخیره سازی زنجیره تامین گندم و تبیین نحوه ارتباط بین این مقوله ها و در قالب نقشه مضمون است. برای این منظور، مقاله حاضر با استفاده از روش شناسی مرور نظام مند و روش فراترکیب و با جستجوی پایگاه های استنادی وب آو ساینس و اسکوپوس، به جمع آوری اطلاعات و کدگذاری آنها می پردازد و برای این هدف از رویه کدگذاری نظریه داده بنیاد بهره می برد. در نهایت، نتایج حاصل از فراترکیب منجر به شناسایی و استخراج 3 مقوله کلان؛ فناوری اینترنت اشیاء، مقوله اصلی (ذخیره سازی مبتنی بر اینترنت اشیاء)، و نتایج و پیامدهای بکارگیری اینترنت اشیاء گردید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان