رهبری بالاترین نقش را در توسعه یا عقب افتادگی یک واحد تولیدی ، یک خانواده ، و یا کشور دارد . سخت کوشی ، هوشیاری ، قدرت تشخیص بالا ، اعتماد بنفس وریسک پذیری از ویژگی های بارز مدیران مبتکر و راهبران مقتدر اقتصادی است . واقعیت پیچیده جهان تکنولوژی ، در تضاد با فرضیات کلاسیک می باشد . انگیزه های تحولات بنیادی در نتیجه وجود سودهای انحصاری و نه در شرایط رقابت کامل ، شکل می گیرد . امنیت اقتصادی در معنای عام آن شامل حقوق مالکیت و قوانین و مقررات مناسب برای فعالیت های پویای اقتصادی شرایط اولیه ای است که ظهور کارآفرینان را ممکن می سازد . در چنین شرایطی ، کارآفرینان که خود لزوما صاحب پول و مهارت فنی نیستند ، قادر است تا تمام عوامل و ابزار فعالیت خود از جمله اعتبارات و متخصصین و مخترعین را به خدمت بگیرد . نقش دولت در ایجاد فضای مناسب و ابتکار عمل در اموری که بخش خصوصی تمایلی به انجام آن ندارد و یا قادر به انجام آن نیست ضرورتی امکان ناپذیر است ، این اقدامات از وضع قوانین و مقررات و تامین و تضمین آنها ، ایجاد زیرساختها ، آموزش ها ، تشکیل نهادها تسهیل کننده بازار، و هر نوع کالا و خدماتی که ماهیت کالاهای عمومی را دارد ، شامل می شود . همکاری بخش خصوصی و دولت با اعتقاد به نقش تکمیلی و تکاملی دو بخش ، در نیل به آرمانهای ملی می تواند پاسخگوی نیازهای پیچیده امروزی و مبارزات علنی بین المللی باشد .
این مقاله پژوهشی درصدد است میزان تاثیر ارائه اطلاعات حاسبداری منابع انسانی بر رفتار (تصمیمات) استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری در ایران را مورد آزمایش و بررسی قرار دهد. فرضیه اصلی تحقیق عنوان می کند که اندازه گیری و گزارشگری اطلاعات حسابداری منابع انسانی بر رفتار استفاده کنندگان اطلاعات حاسبداری در ایران تاثیر به سزایی دارد. روش تحقیق مورد استفاده‘ روش توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری مورد بررسی عبارت است از اعضای هیأت علمی و دانشجویان دوره دکتری رشته حسابداری دانشگاه های تهران. اطلاعات مورد نیاز از طریق توزیع پرسشنامه جمع آوری گردیده است. پرسشنامه بین کلیه اعضای جامعه آماری (تعداد 78 نفر) توزیع و تعداد 57 نفر به پرسشنامه پاسخ داده اند. پاسخهای داده شده از پرسشنامه استخراج و با برنامه نرم افزاری SPSS مورد پردازش قرار گرفته است. همچنین جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیات تحقیق از آزمون کای – دو استفاده شده است.
هدف مدیران مالی به حداکثر رساندن ثروت سهامداران از طریق افزایش سهام است تحقق این هدف وابسته به کم و کیف تصمیمات مالی مدیران مالی است یکی از تصمیمات مالی در راستای تحقق این هدف اعلان تجزیه سهام است در گذشته معمولاً شرکتهایی اقدام به تجزیه سهام می کردند که قیمت سهام آنها بالا بود و در نتیجه مردم تصور می کردند که شرکتهایی که اینگونه تصمیمات مالی را می گیرند شرکتهایی هستند که به خاطر عمکرد خوب آنها قیمت سهام بالا رفته و لذا تقاضا برای خرید اینگونه سهام افزایش می یافت و نرخ بازده این سهام بالا می رفت بعدها تحقیقات بارکر ، فاما و همکارانش نشان داد که این افزایش در قیمت سهام به خاطر تجزیه نیست بلکه ناشی از انتظارات از افزایش آتی سود هر سهم می باشد در این مقاله علاوه بر تبیین ماهیت و آثار تجزیه سهام و مقایسه آن با سود سهمی (سهام جایزه ) نتایج تحقیقات و شواهد تجربی COPELAND بر علیه سه فرضیه : 1-دامنه قیمتی مطلوب سهام 2- افزایش نقدینگی سهم 3- گسترش مالکیت تشریح می شود .