محققان در زمینه آثار تغییر مدیریت بر قیمت سهام نظریات متفاوتی دارند و هنوز در تحقیقات انجام شده نتیجه واحدی در رابطه با آثار دقیق ناشی از تغییر مدیریت بر قیمت سهام به طور قطعی به اثبات نرسیده است و نظریه واحدی دراین زمینه وجود ندارد. البته در بیشتر این تحقیقات بعد از اعلان عمومی تغییر مدیریت روند قیمت سهام تغییر یافته و نسبت به دوره زمانی قبل از تغییر مدیر تغییر روند قیمت را تجربه نموده اند. در اکثر تحقیقات صورت گرفته اثرات ناشی از تغییر مدیریت در سطوح بالای آن و در رابطه با هیات مدیره و مدیران اجرایی مورد بررسی قرار گرفته است. در مقاله حاضر نیز سعی بر آن شده است تا با انجام تحقیقاتی نظیر آنچه که در سایر کشورها انجام شده به اثرات قیمتی ناشی از تغییر مدیریت اشاره شود و با انجام آزمون های آماری به بررسی این آثار پرداخته شود. انجام آزمون های آماری نشان داده است که قیمت سهام بعد از تغییر مدیریت افزایش می یابد.
طبق ارزیابیهای صنایع کشورهای مختلف، کار مفید هر فرد در هفته در کره 72-54، در ژاپن 60-49 و در امریکا 40-36ساعت در حالی که این رقم در ایران فقط 9-6 ساعت در هفته است. این فقط یکی از نشانه های مصرف نامناسب زمان در میان ما ایرانیان است. با توجه به این آمار و اهمیت استفاده آگاهانه از زمان در توسعه یافتگی و هدفمندی کشور، باید توجه داشت هویت و عزت ملی فقط به داشتن پیشینه تاریخی نیست بلکه آگاهانه عمل کردن و آگاهانه زیستن از مهمترین ویژگیهای قدرتمندی و توسعه یافتگی به شمار می رود. یکی از مواردی که ما ایرانیان به صورت بی رویه مورد استفاده قرار می دهیم، زمان است به گونه ای که بی اهمیتی به این امر موجب شده است بسیاری از مفاهیم اعتقادی ما نیز مورد خدشه قرار گیرد و بی انصافی و بی مبالاتی در کارهایمان جایگزین پاسخگویی و قانونگرایی گردد. زمان از مقولاتی است که از نظر دینی نیز مورد توجه است. در این راستا پیامبر اکرم می فرمایند «در ایام زندگی شما، اوقات و فرصتهای مناسبی را خداوند در اختیارتان قرار می دهد؛ بکوشید از آن فرصتها استفاده کنید». از این رو با توجه به اینکه امسال از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است، به نظر می رسد توجه به زمان به عنوان غیر قابل بازگشت ترین ورودی هر سیستم و در عین حال کنترل ناپذیرترین آنها، برای گام نهادن در این مسیر بسیار مهم و سرمنشأ بسیاری از توسعه یافتگیها و یا عدم توسعه یافتگی است. در این مقاله سعی می شود این مهم به عنوان یکی از ارکان هر روزه سبد مصرفی مردم مورد تحلیل و مدیریت آن به عنوان یک راه حل مهم در اصلاح الگوی عمومی آن در کشور مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس در ابتدا با ارائه تعریف و مفاهیم زمان و مدیریت زمان، نقش مدیران در بهره وری آن، بیان شده است و با ترسیم اصول و راهکارهای اجرایی برای مدیریت زمان، مقاله به پایان می رسد.
امروزه دانش یکی از دارایی های ارزشمند سازمان و منبع اصلی مزیت رقابتی شناخته می شود. کسب، انتقال و کاربرد دانش برای سازمان ها بسیار حیاتی است. اما آنچه از آن غفلت شده ماهیت اجتماعی بستر مورد نیاز برای این فرایندها است. سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از منابع سازمانی به فراهم کردن چنین بستری کمک می کند. در این مقاله دانش در بستر سازمان معرفی و ابعاد و عوامل مدیریت دانش به عنوان استراتژی کسب مزیت رقابتی بیان شده است. هم چنین انواع سرمایه اجتماعی و ابعاد اصلی آن و نقشی که در مدیریت دانش ایفا می کند تشریح شده است. روابط اجتماعی، دسترسی سازمانها به پایگاه های ارزشمند دانش را امکان پذیر می سازد. سرمایه اجتماعی با تأثیر بر شرایطی که برای جمع آوری و مبادله دانش ضروری است، زمینه ایجاد سرمایه ذهنی را فراهم می آورد. در پایان به نقش سرمایه اجتماعی در ایجاد شرایط مناسب بررسی تسهیم و ترویج دانش در سازمان پرداخته شده است.
این پژوهش به بررسی نقش سازمان و فرهنگ و ارتباطات اسلامی در تبادل فرهنگی با سایر کشورها از منظر عناصر مدیریت فرهنگی پرداخته است که می توان آن را در واقع نوعی بررسی روابط فرهنگی ایران با دیگر کشورها دانست . این پژوهش که به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه نظرات 210 نفر از مدیران و رایزنان فرهنگی، 60 نمایندگی سازمان ارتباطات اسلامی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و به این نتیجه رسیده است که زمینه و امکانات و نیز اختیارات لازم برای تبادل فرهنگی بین کشورهای مختلف برای سازمان فر هنگ و ارتباطات اسلامی وجود دارد ولی طراحی الگوی مطلوب مدیریتی برای تعیین استراتژی جامع فرهنگی در خارج از کشور ضروری است که این مسئله با بکارگیری نوعی قالب دیپلماسی فرهنگی تاثیرگذار در مناطق مختلف جغرافیایی با توجه به اولویت بندی عناصر مدیریت فرهنگی امکان پذیر است .
اجرا و مدیریت پروژه های مختلف از جمله پروژه های ساختمانی ، دارای موارد مبهم و ناشناخته فراوانی است.این گونه موارد که به نام عدم قطعیت نامیده می شوند ، نتیجه کار را گاهی به بهتر و گاهی به بدتر از آنچه پیش بینی شده شده است ، تغییر می دهند. در پروژه های ساختمانی که تعامل های متفاوتی در بین ارکان و فعالیتهای داخل و خارج آن در جریان است ، پیچیدگی ، چالش و عدم قطعیت بیشتر است. لذا به منظور تحقق اهداف کمی و کیفی این دسته از پروژه ها با توجه به فعالیتها و پیچیدگی ارتباطات آنها، عدم اطمینان های متعدد و پتانسیل های شدید ریسک ، سیستمی جهت شناسایی منشاء ریسک ها ، نظارت و کنترل آنها ضروری می شود. در این مقاله شناسایی موارد عدم قطعیت در پروژه های ساختمانی انجام می گیرد ، سپس موارد در قالب ریسک ها و فرصتها دسته بندی و تحلیل می شوند تا بتوان جهت مواجهه شایسته با ریسک ها و بهره گیری به موقع از فرصتها برنامه ریزی مناسبی صورت گیرد.
روش تحقیق از نوع میدانی و به صورت پیمایشی می باشد که ابتدا درباره پروژه و ساختار آن بررسی هایی انجام و سپس به وظایف نه گانه مدیر پروژه پرداخته شد . سپس از طریق پرسشنامه و برگزاری جلسات با خبرگان، سؤالات تحقیق مطرح ، ریسک ها و عوامل ایجاد آن شناسایی و بررسی شده و در تعامل با فرصت های شناسایی شده ، اطلاعات جمع آوری شده بر اساس استانداردهای مدیریت ریسک ( بویژه PMBOK ) و گامهای تعریف شده در آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری مورد مطالعه شرکتهای پیمانکاری و مشاوره شهرستان سنندج که دارای گرید فعالیت در زمینه ساختمان هستند ، می باشد . بطور کلی 36 مورد ریسک شناسایی گردید که در شش دسته ریسک های ( فنی و تکنولوژیکی ، موقعیت کار ، ساخت ، اقتصادی و مالی ، اداری و سازمانی ، اجتماعی و فرهنگی ) دسته بندی شده و سپس میزان تاثیر هر کدام از این ریسک ها بر اهداف پروژه ، احتمال وقوع هر یک و نهایتاً درجه اهمیت هر ریسک تعیین گردید.
برای تحقق اهداف سندچشم انداز ملی لازم است برای هر کدام از استانها و مناطق مختلف کشور نقشی مشخص و آشکار تعریف شده و برنامه ریزی منطقه ای بر اساس آن صورت پذیرد. این مقاله برآنست با ارائه ویژگیها و شاخصهای اقتصادی استانهای منطقه ( آذربایجان شرقی،آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان) نقش و جایگاه آنها را در اقتصاد ملی مشخص کرده و مزیتهای آنها را در جهت تحقق اهداف سند چشم انداز مشخص نماید.
در این مقاله پس از ارائه ویژگیهای کلی منطقه، شاخصهای جمعیتی ، نیروی کار و کلان استانهای منطقه در مقایسه با کشور مورد بررسی قرار گرفته و مزیت هر کدام از استانها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این بررسی شاخصهای بهره وری نسبی نیروی کار، ضریب مکانی ارزش افزوده و ضریب مکانی اشتغال در سال 1385 جهت شناسایی و اولویت بندی فعالیتهای 15 بخشی اقتصاد در هر کدام از استانهای منطقه مورد استفاده قرار گرفته است. رتبه بندی فعالیتها از طریق روش تاکسونومی صورت پذیرفته و در نهایت مزیتهای نسبی هر استان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.