با تغییر الگوى بیمارى ها از عفونى به مزمن، نقش عوامل روانى و اجتماعى تحت عنوان تعیین کننده هاى اجتماعى سلامت(SDH) از جمله نابرابرى درآمدى در جامعه اهمیت ویژه اى پیدا کرده است. نابرابرى درآمدى شدید نشان دهنده ى کاهش درآمد در دسترس اکثر افراد جامعه مى باشد که تاثیر منفى بر سلامت دارد. وجود نابرابرى در جامعه موجب افزایش احساس محرومیت نسبى افراد ؛ واثربر سلامت روانى جامعه است.هدف این پژوهش تعیین رابطه ى نابرابرى درآمدى و سلامت در ایران در دوره ی1385- 1355بود.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی؛ از نوع همبستگى اکولوژیکى است. واحد تحلیل؛ جمعیت ایران در سال هاى مورد بررسى ست؛ و داده هاى تحقیق از مرکز آمار ایران و بانک مرکزى تهیه شده است. جهت تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون با نرم افزار SPSS استفاده شد.
یافته ها: رابطه ى ضریب جینى با امید به زندگى(0001/0P=،83/0-R=)؛ و با میزان مرگ و میر کودکان زیر 5 سال(0001/0P=،87/0R=) معنى دار است.
نتیجه گیری: در دوره زمانى مورد بررسى، با افزایش نابرابرى درآمدى امید به زندگى کاهش و میزان مرگ و میر کودکان زیر 5 سال افزایش یافته است. براى بهبود و ارتقاى سلامت افراد جامعه اتخاذ سیاست هاى بازتوزیعى مناسب به منظور کاهش نابرابرى درآمدى ضرورى به نظر مى رسد. "
بنگاه های کوچک، متوسط و خرد سهم قابل توجهی را در توسعه اقتصادی و صنعتی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دارند. با توجه به موقعیت این بنگاه ها در ساختار اقتصادی کشورها، شناخت میزان فعالیت های نوآورانه، محرک ها و موانع نوآوری در این بنگاه ها اهمیت می یابد. هدف این تحقیق، شناخت میزان فعالیت های نوآورانه، مطالعه موانع نوآوری و عوامل انگیزشی برای نوآوری در منتخبی از صنایع کوچک ایران است. داده های این تحقیق، با انتخاب 40 شرکت حاضر در گروه ماشین آلات و تجهیزات در نمایشگاه صنعت تهران در سال 1384، و بهره مندی از مطالعات کتابخانه ای برای تدوین مبانی نظری تحقیق و همچنین روش مصاحبه نیمه ساخت یافته با مسوولان شرکت های منتخب گردآوری شده است. تجزیه و تحیل داده ها از طریق آمار توصیفی و استنباطی انجام شده، که در آمار توصیفی از میانگین، انحراف معیار و جداول توزیع فراوانی و در آمار استنباطی از آزمون t استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که پاسخ به نیاز مشتریان و بازار (با فراوانی(%65 و افزایش رقابت در مشخصات محصولات بازار (با فراوانی (%37.5 اولویت های اول و دوم در عوامل انگیزشی برای نوآوری در شرکت های مورد مطالعه، و عدم امکان دسترسی به منابع مالی موردنیاز (با فراوانی (%52.5، مهم ترین مانع نوآوری در آن شرکت ها بوده است. در ارتباط با نقش اندازه بنگاه ها در میزان فعالیت های نوآورانه آنها، اختلافی معنادار بین 2 گروه از شرکت های مورد مطالعه مشاهده نشد.
امروزه تمامی مدیران در همه سازمانها، خواستار استفاده بهینه از امکانات و ظرفیتهای موجود در بخشهای مختلف میباشند. بنابراین وجود مدلی به منظور ارایه بازخورد در راستای بهبود عملکرد شعب مختلف سازمانها و دستیابی به ابزاری جهت برآوردن این نیاز مدیران، بسیار ضروری و منطقی بهنظر میرسد. سازمان تامین اجتماعی نیز محق و علاقهمند است که در راستای ضرورت فوق، سعی و تلاشی در بهکارگیری مدلی مناسب جهت ارزیابی عملکرد شعب خود داشته باشد تا بتواند علاوه بر شناسایی شعب کارا و ناکارا، استراتژیهای مناسب را جهت بهبود عملکرد شعب ناکارا و تقویت هرچه بیشتر شعب کارا تدوین نماید. در این مقاله که تجربهای از بهکارگیری مدل تحقیقی کارت امتیازی متوازن و تحلیل پوششی دادههای فازی در ارزیابی عملکرد شعب تامین اجتماعی شهرستانهای استان تهران میباشد، سعی شده است در ابتدای امر میزان عملکرد شعب با استفاده از کارت امتیازی متوازن که ابزاری مناسب جهت طراحی شاخصهای ارزیابی عملکرد و سنجش آنها از چهار دیدگاه: مشتری، درونسازمانی، رشد و نوآوری و مالی میباشد، محاسبه میشود. سپس کارایی این شعب با توجه به وجود دادههای غیرقطعی در شاخصهای طراحی شده توسط مدلBSC، با استفاده از تحلیل پوششی دادههای فازی اندازهگیری خواهد شد.
ارزیابی عملکردکارکنان تحت تاثیر بافت اجتماعی سازمان قرار دارد. بافت اجتماعی از دو متغیر دور و نزدیک ساخته میشود. متغیر دور متشکل از ساختار سازمانی، ارزشها و فرهنگ است. متغیر نزدیک به دو دسته فرعی یعنی متغیرهای ساختاری و فرایندی تقسیم میشود. متغیرهای ساختاری شامل مستندسازی ارزیابیها، اهداف سیستم ارزیابی، استانداردهای عملکردی و تعداد ارزیابیها است. متغیرهای فرایندی نیز در برگیرنده تعهد سازمانی، انسجام و همبستگی، رابطه رئیس و مرئوس و رهبری است. تحقیق حاضر به بررسی رابطه عوامل فرایندی با سیستم ارزیابی عملکرد میپردازد. نتایج این تحقیق که حاصل جمعآوری اطلاعات از یک نمونه 98 نفری در شرکت محورسازان ایران خودرو است نشان میدهد در جامعه مورد بررسی درخصوص عوامل فرایندی در شرایط موجود و مطلوب تفاوت معناداری وجود دارد. علاوه بر این در سطح 99 درصد ارتباط میان رهبری و رابطه رئیس- مرئوس با سیستم ارزیابی عملکرد تایید میشود. لیکن رابطه معنی داری میان تعهد کارکنان و انسجام و همبستگی با سیستم ارزیابی عملکرد مشاهده نمیشود. بطور کلی رابطه معناداری میان مولفههای اجتماعی (فرایندی) سازمان شامل ارتباط رئیس- مرئوس و رهبری با سیستم ارزیابی عملکرد وجود دارد. این نتایج در مطالعات دیگر نیز تایید شده است.
بهدلیل رقابت سنگین بین خودروسازان و تهدیداتی که توسط رقبای خارجی برای آنها وجود دارد، آنها سعی میکنند با همکاری یا ادغام، موجب کاهش رقابت داخلی شده و در هزینههای شرکتهای خود صرفهجویی نمایند. برآورد حجم بازار خودرو در کشور متاثر از دو عامل تقاضا و عرضه میباشد. تقاضا تابعی از نیاز جدید به خودرو و میزان خروج خودروهای فرسوده است و عرضه نیز تابعی است از ظرفیت تولید و بازارهای صادراتی. عوامل کلیدی موثر برتقاضا، درآمد سرانه و میانگین سنی جمعیت میباشند و پیشبینی تقاضا حاکی از نزدیک شدن بازار خودروی ایران به مرحله تعادل میباشد. در این مقاله بهمنظور ارایه راهکار برای موفقیت مدیران و اثربخشی تلاشهایی که در جهت بقا و ارتقا این صنعت صورت میگیرد، مفهوم راهبرد ادغام، همکاری استراتژیک و واگذاری مطرح شده و با مطالعه بازار پیچیده خودرو در دنیا و چالشهای آنها برای بقا و رشد، وضعیت صنعت خودروسازی کشورمان مورد توجه قرار میگردد. سپس با مصاحبه با متخصصان و نخبگان و استفاده از روش تصمیمگیری چند معیاره (AHP) راهبردهای این صنعت تحلیل میگردد. در این مقوله مزایای ادغام چون کاهش هزینهها، دسترسی به دانش، فنآوری، تامین کنندگان و بازارهای مشترک و نیز توان مالی بالاتر در برابر معایبی چون انحصار و دولتی شدن بیشتر بررسی میشود و در این بین اثر کاهش تعرفه واردات و حذف سوبسید بنزین و استانداردهای زیستی نیز در نظر گرفته میشود. راهبرد پیشنهادی همکاری در تولید با خودروسازان خارجی است
در این مقاله با ارایه نمونه عملی فرآیند اسپری درایینگ، متدولوژی مدلسازی فرآیندها با استفاده سلسله مراتبی از تحلیل رگرسیونی و الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی، با هدف کنترل پیشبینانه کیفیت، برای نخستینبار تشریح و پیادهسازی شده است. استفاده ازANNs در این مقاله، به منظور معماری مدل عصبی فرآیند اسپری درایینگ با اتخاذ یک رویکرد عمومی و انتخاب الگوریتم پس انتشار خطا به کمک دادههای مستقیم است. فرض تاثیر مثبت اعمال تحلیل رگرسیونی بر ارتقا پایایی مدل عصبی، با محاسبه و تحلیل شاخصهای ارزیابی پایایی مدل که عبارتند از: ضریب تعیین ، میانگین خطای نسبی (MRE) و جذر میانگین مربعات خطا (RMSE)، برای مدل عصبی و مدل عصبی- آماری (مدل عصبی با اعمال تحلیل رگرسیونی) تایید شد. در انتها با توجه به نتایج ارزیابی پایایی، سناریوهای مختلفی برای تنظیم ورودیهای فرآیند توسط مدل عصبی- آماری فرآیند طراحی شد که با استفاده از آن میتوان کنترل پیشبینانه را جایگزین روشهای مبتنی بر سعی و خطا برای کنترل فرآیند کرد.